| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 134 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 59 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 59 صفحه
فرم اطلاعاتی طرحهای مربوط به متقاضیان تسهیلات بانکی 1- مشخصات متقاضی نام شرکت :شرکت صنایع غذایی شادگل شماره: 28/2/1378 تاریخ ثبت : 1135 نیشابور نوع فعالیت : تولیدی تبیین در خواست متقاضی : 2- معرفی طرح : 1-2- نام طرح : روغن نباتی جامد شادگل 2-2- هدف از اجرای طرح : واحد تصفیه روغن نباتی خام و تولید روغن نباتی جامد 3-2- مشاور- مشاوران طرح : مشاور صنعتی سها طوس 4-2- نوع تولید/ تولیدات طرح : روغن نباتی جامد - گاز اکسیژن - خمیر صابون 5-2- ظرفیت تولیدی طرح : در سال 30000 تن روغن نباتی جامد 6-2- پیش بینی نیاز بازار : با توجه به نیاز داخلی کشور و شرایط فراهم شده برای صادرات توسط دولت محترم این واحد میتواند بخشی از نیاز جامعه را فراهم کند.
7-2- میزان رقابتی بودن تولیدات : با توجه به نیاز جامعه بحث رقابت در بازار جایگاهی ندارد 8-2- میزان کل سرمایه گذاری ثابت طرح : 64,193,131 هزار ریال 9-2- سرمایه در گردش طرح : 18,152,169 میلیون ریال 10-2- مجوزهای اخذ شده : الف : اعلامیه تاسیس 28084/2 مورخ 4/2/82 ب : ج : 11-2- دوره اجرای طرح : حداکثر 21 ماه 12-2- چگونگی پیش بینی تأمین منابع مالی طرح : 20% سرمایه گذاری متقاضی و 80 % تسهیلات تبصره ای .
13-2- دوره بازپرداخت تسهیلات دریافتی ازآغازبهره برداری 3سال 14 -2- سود مورد انتظار متقاضی 1267 میلیون ریال 15-2- نرخ بازگشت سرمایه 20% 16-2- وثیقه پیشنهادی متقاضی محل اجرای طرح و ماشین آلات مقدمه روغنها و چربی های خوراکی بخش عمده ای از ترکیب مواد غذایی و غذای مصرفی روزانه را به خود اختصاص می دهند .
رشد سریع جمعیت و نیاز به افزایش هر چه بیشتر تولید از یک سو و عدم استقلال صنایع روغن کشور از برخی لحاظ نظیر مواد اولیه ، ماشین آلات و یا کاتالیست ، خاک رنگبر و غیره از سوی دیگر ، مشکلات روز افزونی را سبب شده است که حل آنها منوط به انجام فعالیت های گسترده و تلاش بیشتر از جانب محققین ، متخصصین و مسئولین امر در این زمینه است .
روغن کشی از دانه های روغنی به وسیله چرخهای اعصاری در ایران ، از قرنها پیش مرسوم بوده و بیشتر مصرف دارویی داشته است .
مصرف روغن نباتی به عنوان یک ماده غذایی به همراه دیگر محصولاتی نظیر برنج و آرد ، از سال 1325 معمول شده است .
مردم ایران در بدو امر با اکراه و از روی ناچاری به استفاده از روغن نباتی مبادرت می نمودند و آن را فاقد مواد مورد نیاز بدن دانسته ، حتی مصرف آن را مضر می دانستند ، تا این که به تدریج با آگاهی از ترکیبات و خواص مواد تشکیل دهنده روغن نباتی ، به مصرف آن روی آوردند و در ب
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 134 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 59 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 59 صفحه
فرم اطلاعاتی طرحهای مربوط به متقاضیان تسهیلات بانکی 1- مشخصات متقاضی نام شرکت :شرکت صنایع غذایی شادگل شماره: 28/2/1378 تاریخ ثبت : 1135 نیشابور نوع فعالیت : تولیدی تبیین در خواست متقاضی : 2- معرفی طرح : 1-2- نام طرح : روغن نباتی جامد شادگل 2-2- هدف از اجرای طرح : واحد تصفیه روغن نباتی خام و تولید روغن نباتی جامد 3-2- مشاور- مشاوران طرح : مشاور صنعتی سها طوس 4-2- نوع تولید/ تولیدات طرح : روغن نباتی جامد - گاز اکسیژن - خمیر صابون 5-2- ظرفیت تولیدی طرح : در سال 30000 تن روغن نباتی جامد 6-2- پیش بینی نیاز بازار : با توجه به نیاز داخلی کشور و شرایط فراهم شده برای صادرات توسط دولت محترم این واحد میتواند بخشی از نیاز جامعه را فراهم کند.
7-2- میزان رقابتی بودن تولیدات : با توجه به نیاز جامعه بحث رقابت در بازار جایگاهی ندارد 8-2- میزان کل سرمایه گذاری ثابت طرح : 64,193,131 هزار ریال 9-2- سرمایه در گردش طرح : 18,152,169 میلیون ریال 10-2- مجوزهای اخذ شده : الف : اعلامیه تاسیس 28084/2 مورخ 4/2/82 ب : ج : 11-2- دوره اجرای طرح : حداکثر 21 ماه 12-2- چگونگی پیش بینی تأمین منابع مالی طرح : 20% سرمایه گذاری متقاضی و 80 % تسهیلات تبصره ای .
13-2- دوره بازپرداخت تسهیلات دریافتی ازآغازبهره برداری 3سال 14 -2- سود مورد انتظار متقاضی 1267 میلیون ریال 15-2- نرخ بازگشت سرمایه 20% 16-2- وثیقه پیشنهادی متقاضی محل اجرای طرح و ماشین آلات مقدمه روغنها و چربی های خوراکی بخش عمده ای از ترکیب مواد غذایی و غذای مصرفی روزانه را به خود اختصاص می دهند .
رشد سریع جمعیت و نیاز به افزایش هر چه بیشتر تولید از یک سو و عدم استقلال صنایع روغن کشور از برخی لحاظ نظیر مواد اولیه ، ماشین آلات و یا کاتالیست ، خاک رنگبر و غیره از سوی دیگر ، مشکلات روز افزونی را سبب شده است که حل آنها منوط به انجام فعالیت های گسترده و تلاش بیشتر از جانب محققین ، متخصصین و مسئولین امر در این زمینه است .
روغن کشی از دانه های روغنی به وسیله چرخهای اعصاری در ایران ، از قرنها پیش مرسوم بوده و بیشتر مصرف دارویی داشته است .
مصرف روغن نباتی به عنوان یک ماده غذایی به همراه دیگر محصولاتی نظیر برنج و آرد ، از سال 1325 معمول شده است .
مردم ایران در بدو امر با اکراه و از روی ناچاری به استفاده از روغن نباتی مبادرت می نمودند و آن را فاقد مواد مورد نیاز بدن دانسته ، حتی مصرف آن را مضر می دانستند ، تا این که به تدریج با آگاهی از ترکیبات و خواص مواد تشکیل دهنده روغن نباتی ، به مصرف آن روی آوردند و در
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 8 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 14 صفحه
طرح تجاری کارخانه صنعتی آلیاژ فهرست مندرجات عنوان فهرست محتویات خلاصه اجرایی مشخصات کارخانه مدیریت محصول جایگاه مشتری / بازار گنجایش و کشش مشتری / بازار رقبا برنامه فروش 2-خلاصه اجرایی : این طرح تجاری به منظور کسب در آمد بیشتر جهت افزایش ظرفیت تولید و قبول سفارشات متعدد دیگری از شرکت ساپکو ( در کوتاه مدت ) و قبول سفارش مشتریان دیگری ( در دراز مدت ) که این افزایش ظرفیت درگرو افزایش زیر بنای تولیدی و اداری کارخانه و افزایش امکانات و تجهیزات و ماشین آلات امکان پذیر می باشد تهیه شده است .
کارخانه صنعتی آلیاژ بمنظور تولید قطعات خودرو تأسیس و در حال حاظر تولید منیفولد هوای پیکان و فروش آن طبق قراردادهای منعقد و سفارشات دریافتی به شرکت ایران خودرو انجام می پذیرد .
این کارخانه تا به حال قریب به سه سال از فعالیت تولیدی در زمینة قطعة فوق گذارانده و قرارداد فی ما بین تا پایان آذرماه 80 خاتمه یافته و کلیه قطعات سفارشی منیفولد پیکان تا این تاریخ ارسال گردیده و در حدود یکماه قبل یعنی اوایل مهرماه سال جاری ( سال 80 ) قرارداد ساخت منیفولد هوای پژو به تعداد 35000 قطعه بمدت حدود 16 ماه منعقد گردیده و در شرف تجدید قرارداد منیفولد هوای پژو 405 فراهم گردیده که در صورت انعقاد با شرایط خاص خودش ( پس از عقد قرارداد مشخص می گرد ) قابل اجراء می باشد و یکی از دلائل عنوان شده جهت افزایش ظرفیت امکان تولید همین قطعه ( منیفولد هوای پژو 405 ) می باشد .
کارخانه صعتی آلیاژ همزمان با انعقاد قرارداد ساخت منیفولد هوای پژو و قرارداد جدیدی با شرکت ایران خودرو جهت ساخت منیفولد هوای انژکتوری پیکان 1600 تا مدت نا معلوم انجام پذیرفته است که در حال حاضر محصول اصلی این شرکت منیفولد هوای انژکتوری می باشد .
ظاهر این قطعات مشتری بجز شرکت ایران خودرو ندارد و لذا شرایط تثبیت وضع موجود و یا بهبود آن مستلزم ایجاد ارتباط منطقی و دقیقتری با مشتری می باشد که پیش بینی می شود در صورت تحقق این امور در آمد حاصل از قراردادها بتواند هزینه توسعه مکانی و تجهیزاتی کارخانه را تضمین نماید .
البته لازم به یادآوری می باشد که تنها محل امکلن درآمد این کارخانه د رحال حاضر قراردادهای جاری با ایران خودرو می باشد و کارخانه می باید درجهت حفظ این منابع با دقت و نکته سنجی بیشتری و لذا ریسک پذیری بسیار بالا می باشد و کلیة مدیران می باید به این امر و قوف کامل داشته باشند .
از طرفی تغییر در سیاستهای تولیدات ایران خودرو و بجهت شرایط زیست محیطی و مقرراتی که دولت هر چند گاهی بمنظور جلوگیری از تولید خودروهای آسیب رسان به محیط زیست ئوضع می نماید .
بشدت طرح های تجاری این کارخانه را آسیب پذیر می سازد که می باید به تدبیری خاص زمینه تولید قطعات دیگری که از نظر زیست محیطی مورد تأیید می باشد و یا تأثیری بر آن ندارد را در تولیدات آتی بلند مدت کارخانه فراهم می آوریم .
3-مشخصات کارخانه : کاخانه صنعتی آلیاژ در سال 1361 بمنظور تولید قطعات آلمینیومی و عمدتاً قطعات خودرو و بالاخص قطعات مورد مصرف در موتور اتومبیل تأسیس و با فراز و نشیب های بسیار در حال حاضر با تولید محصولاتی که در خلاصه اجرایی توضیح داده شده به فعالیت تولیدی خود ادامه می دهد .
آدرس کارخانه : جاده قدی
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 27 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 26 صفحه
پروژه درس کار آفرینی عنوان : مرحله مقدماتی طرح ایجاد مکانهای اطلاع رسانی استاد گرامی : جناب آقای مهندس فتح آبادی تهیه کننده : امین کامیاب آذرماه 1387 پیشگفتار : با یاد و نام خدا نوشته ی خود را آغاز می کنم ، امید به آنکه با یاری پروردگار بتوانم طرح خوب و مورد پسندی را ارئه دهم .
پیش از هر چیز از استاد گرامیم در درس کارآفرینی ، جناب آقای موحد سپاس فراوان را دارم ، چراکه علاوه بر آموزشهای کارآفرینی ، به من درس داشتن زندگی موفق را که قطعاً سرمایه ای برای آینده ی من به حساب خواهد آمد را آموزش دادند .
از خداون متعال آرزوی سلامت و سعادت ایشان را آرزومندم .
پس از درک موضوع کارآفرینی ، برای بهتر و متفاوت بودن طرح خود ، بدنبال پروژه ی مناسبی بودم تا قابل توجه همگان باشد ، به همین دلیل برای انتخاب بهتر موضوع سعی کردم تا جنبه های مختلف موضوعات کارآفرینی را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهم تا از انواع آن یک نوع را بعنوان منتخب برگزیده و از آن نوع طرح خاصی که احتمالاً برای دیگران انتخاب نشده را ارئه دهم .
در این بین با پرسشهایی که از دیگر دوستان درباره ی انتخاب موضوع و نحوه ی ارائه و تحقیق درباره ی طرحشان داشتم ، به خصوصیاتی در هر نوع از پروژه های کارآفرینی برخورد کردم که باعث شد بدنبال یک پروژه ی مناسب و متفاوت از انواعی که معمولاً دیگران انتخاب نموده بودند باشم ، چراکه اغلب افراد برای این پروژه فقط بدنبال اطلاعاتی در زمینه ی نحوه ی ایجاد یک شغل و شرایط و امکانات مورد نیاز یک شغل بودند و این گونه طرح ها ممکن بود به تمایلات و نیازمندیهای دیگر اعضا پاسخگو نباشد و فقط بعضاً به اطلاعاتشان بیافزاید .
به همین دلیل به دنبال طرحی برآمدم تا علاوه بر پوشش علایق و تمایلات مختلف ، با به اجرا در آمدن آن ، بخشی از نیازهای افراد مختلف جامعه را در بر گیرد و هم شرایط یک طرح کارآفرینی را دارا باشد و تا حد ممکن انواع دیگر پروژه های کارآفرینی را نیز در بر گیرد .
در این بین طرح ایجاد اماکن اطلاع رسانی جامع با شرایط متفاوت از نمونه های موجود به ذهنم خطور کرد و با تحقیقات در این زمینه از طرق مختلف از جمله اینترنت و جستجو در سایتهای کارآفرینی و مراجعه به مکانهای اطلاع رسانی فعلی و با یاری از تفکراتم نسبت به موقعیتها و شراط گوناگون به اطلاعاتی دست یافتم که در این زمینه بهتر مرا یاری کرد .
متن فعلی خلاصه ای از این طرح بوده که در حال حاضر مراحل اولیه ثبت این طرح ( بخش عدم تشابه طرح ) در سایت کارآفرینی در حال انجام است .
امیدوارم به لطف خدا مورد توجه خوانندگان این طرح قرار گیرد .
فهرست مطالب پیشگفتار 2 مقدمه 5 توضیحات درباره طرح 7 تأثیرات و اهداف طرح 9 چگونگی کار و فعالیت این مکانها 12 چارت تقسیم بندی بخشهای مراکز اطلاع رسانی 41 شرایط و نحوه ی ایجاد چنین مکانهایی چگونه است ؟
18 کنترل بصورت دولتی یا واگذاری به بخش خصوصی ؟
19 ایجاد بخشی برای اطلاع رسانی درباره ی کالاها و لوزم مصرفی 22 نتیجه 24 مقدمه : احتمالاً تا به حال برایتان پیش آمده و یا با افرادی برخورد کرده اید که در تصمیم گیریهای مهم دچار مشکل شده اند و این م
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2589 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
چکیده
این رساله در راستای امر خطیر احیای متون، به تصحیح و بررسی نسخه خطی «شرح قصیده الاشباه» مفجّع بصری (ف327هـ)، ادیب، شاعر، کاتب، نحوی و لغوی برجسته عصر عَبَّاسی، از شاعران متعهد شیعه قرن چهارم هجری پرداخته، تا خوانندگان گرامی، با وی و فرهنگ و ادب و شعر و جایگاه شاعر و شرایط زمانه او آشنا گردند. مفجّع بصری در شعر خویش به موضوع اهل بیت (ع) اهتمام ورزیده، و در مظلومیت آنان، غم و اندوه بسیار داشته، که به همین خاطر به این لقب، شناخته شده است.
از ولادت و دوران نوجوانی شاعر، اطلاع بسیاری در دست نیست، که شاید بتوان دلایل سیاسی و مذهبی را علت اصلی این امر دانست.
شخصیت و عقیده مفجّع در هیچ یک از کتب تاریخی و تراجم، به بدی ذکر نشده و تماماً او و جایگاهش را ستوده اند.
همچنین مفجّع حایز جایگاه علمی و ادبی رفیعی در عصر خود بوده، و در غرائب لغات، و نحو، و قرآن و حدیث، و روایت، و تاریخ اسلامی، و شناخت کشورها و اماکن جغرافیایی، به درجه استادی نایل آمد، و شاگردان بسیاری از محضر او بهره مند شدند؛ چنانکه او را قائم مقام ابن درید بصری در تألیف و تدریس معرفی کرده اند. این امر را می توان از اسامی آثار او که بالغ بر 15 اثر می باشد فهمید، اما جای بسی تاسف است که از میان تمامی این تالیفات ارزشمند، فقط رساله «شرح قصیده الاشباه» و بخشی از کتاب «الترجمان فی معانی الشعر»، و قطعه هایی از دیوان او، برجای مانده است.
در مصادر و منابع مختلف، به استادان و شاگردان مفجّع، اشاره چندانی نشده است، که باید اسامی آنان را از لابلای کتابهای مرتبط، استخراج نمود.
دربارة تاریخ وفات شاعر، اختلاف نظر وجود دارد، اما از میان سالهای ذکر شده، سال 327 هجری صحیحتر می باشد، چرا که یاقوت حموی به نقل از «تاریخ ابن بشران»، روایتی را از ابن عبدالمجید بن بشران ذکر کرده، که دقیقاً تاریخ فوت شاعر را نشان می دهد.
دیوان مفجّع بصری مانند سایر شعرای هم دورانش، دربردارنده اکثر فنون شعری مهم، مثل وصف و غزل و رثاء و مدح و هجاء می باشد؛ هر چند که وی در برخی فنون، مانند هجاء، غزل و مدح، و خصوصاً مدح اهل بیت (ع) سرآمدتر می باشد. شعر مفجّع، نیکو و ارزشمند، و حجم بسیاری از آن در مورد ائمه اطهار (ع) است، که از بارزترین و مهمترین نمونه های آن «قصیده الاشباه» شاعر می باشد. مفجّع به صراحت تمام، مذهب امامیه خود را در این قصیده اعلان می کند، چرا که واژه «امامت» در ابیات متعددی از آن آمده، و به آن تصریح گردیده است. در این قصیده، به موضوع ولایت علی (ع) و فضایل حضرت پرداخته شده، و همچنین می توان تسلط شاعر به قرآن و حدیث و روایت و لغت عرب و تاریخ اسلامی را بخوبی در قصیده مشاهده کرد.
درباره نسخه خطی که در این رساله، به تصحیح و شرح و بررسی آن پرداخته شده، باید بگوییم که تنها نسخه موجود، به تصویر شمارة (1290) با عنوان «شرح قصیده الاشباه»، با مضمون مناقب امیرالمومنین علی (ع) و بصورت منظوم، به خط احمد بن نجفعلی امینی تبریزی پدر علامه امینی (ره)، و در شمار نسخه های عکسی کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی موجود می باشد. متن نسخه، شرحی است بر قصیدة الاشباه، که توسط خود مفجّع، انجام شده است. در این قصیدة یائیه، استناد به حدیث نبوی «تشبیه یا اشباه» شده، حدیثی که حضرت علی (ع) را به انبیای اولو العزم (ع) تشبیه نموده، و ناظم در شرح قصیده، با استفاده از روایاتی که از مشایخ خود شنیده، به شرح فضایل و مناقب علی (ع) می پردازد.
شایان ذکر است که ابیاتی جعلی، پیرامون ابوطالب (ع) و پدر ابراهیم (ع) و ادعای کافر بودن ایشان، در این نسخه به چشم می خورد، که با مذهب مفجّع منافات دارد، و با دلایل محکم و متقنی قابل رد می باشد.
مقدمه
میراث مکتوب اسلامی، مملو از ذخایر ارزشمندی است که بر برخی از آنها، سالیان متمادی و بلکه قرنها گرد و غبار فراموشی و غفلت نشسته است. اما خوشبختانه امروز در سراسر سرزمین اسلامی و بخصوص کشور عزیز ما، تلاشهای سترگ و گرانسنگی در جهت احیاء و تصحیح و تحقیق این میراث گرانبها، صورت گرفته، که جای بسی خرسندی است. باید گفت که جامعه دانشگاهی ما نیز از این قافله علمی و حرکت تحقیقی عقب نمانده و جای امیدواری است که این جنبش عظیم در میان دانشگاهیان، سیر پر شتابتری به خود بگیرد، و استادان گرامی و دانشجویان عزیز همت والایی در جهت این امر خطیر و احیاء و تصحیح متون کهن از خود نشان دهند.
این رساله نیز در این راستا، به احیاء و تصحیح و بررسی نسخه خطی «شرح قصیده الاشباه» مفجّع بصری شاعر اهل بیت، و از شاعران امامیه قرن چهارم هجری، می پردازد. در این رساله سعی شده است تا این شخصیت ادبی برجسته متعلق به سده چهارم هجری و میراث کهن وی که میراث غنی ادبی و علمی و مذهبی سرشار از التزام به ائمه اطهار (ع) است به محافل ادبی و پژوهشی معرفی گردد، تا خوانندگان با وی و فرهنگ و ادب و شعر و جایگاه شاعر و شرایط زمانه او آشنا گردند.
در خصوص صاحب این نسخه خطی نیز باید بگوییم که با کمی تفحص و غور در مصادر ادبی و تاریخی و کتب شرح حال و طبقات، به منظور جمع آوری مطالبی پیرامون شاعر، دریافتیم که آنچه از یک ادیب و شاعر و اهل حدیث و زبان شناس سرآمد و برجسته ای مانند مفجّع بر جای مانده، در قیاس با سایر شاعران و ادیبان معاصر وی مانند بحتری، ابن معتز، جاحظ، ابن قتیبه و دیگران، بسیار ناچیز می باشد. علت این امر نیز تا حدودی روشن و واضح می نماید، چرا که وی مانند اکثر شاعران و ادیبان هم عصرش، با دربار سلاطین عَبَّاسی ارتباط چندانی نداشته است. او در شعر خویش به موضوع اهل بیت (ع) اهتمام ورزیده، و لذا عدم حمایت درباریان و نیز اغراض سیاسی دست به دست هم داده اند تا نام او با گذر زمان کمرنگ گردد. به همین جهت سعی شده است در حد امکان، پژوهشی جامع و مفصل پیرامون اخبار و اشعار این ادیب و شاعر توانمند از منابع قدیم و جدید صورت گیرد، تا آنچنانکه شایسته است، مفجّع بصری، نام و جایگاهش را در میان دیگر شعرای ممتاز این دوره بدست آورد.
رساله به سه فصل تقسیم شده است: فصل اول، شرح حالی است نسبتا مفصل بر زندگی مفجّع بصری و جایگاه علمی و ادبی این شاعر بزرگ شیعه. فصل دوم به بررسی دیوان شاعر پرداخته و مضامین و موضوعات اشعار آن را مورد تفحص و کنکاش قرار می دهد. در فصل سوم و پایانی که پیکره اصلی رساله را تشکیل می دهد، نسخه خطی «شرح قصیده الاشباه» تصحیح، و ابیات آن ترجمه، و مضامین مطرح شده در نسخه، با کمک منابع دست اول ادبی، لغوی، تاریخی، تفسیری، حدیثی، شرح حال، و کلامی، که یک به یک توسط پژوهشگر رؤیت شده، شرح و بررسی گردیده است.
در تصحیح این نسخه خطی، بر اسلوبهای زیر تکیه گردیده است:
1- اساس کار، بر تنها تصویر موجود از نسخه اصلی، که در کتابخانه آیت الله مرعشی قم، به شماره (1290) موجود می باشد، قرار گرفته است.
2- در شواهد شعری بیان شده در نسخه، تحقیق بعمل آمده، و صورت صحیح شواهد و منابع آن، ذکر گردیده است.
3- آیات کریمه و احادیث شریفه و اخبار تاریخی، از نسخه خطی استخراج، و شرح و بررسی لازم در مورد آن انجام شده است.
4- در تصحیح نسخه حاضر، قوانین علمی تصحیح نسخ خطی، لحاظ گردیده، و در تصحیح خطاها و بررسی صحت برخی اسامی أعلام و سلسله راویان، به کتابهای معتبر مربوطه مراجعه شده است.
5- آیات و احادیث و شواهد شعری و برخی واژگان دشوار نسخه، حرکت گذاری شده است.
نگارنده در تحقیق و بررسی مطالعات خود پیرامون موضوع پایان نامه، از روش کتابخانه ای استفاده نموده و در برخی اوقات از سایتهای اینترنتی و لوح های فشرده مرتبط با موضوع، بهره گیری کرده است. متاسفانه کتابها و مقَالَات چشمگیری درباره شاعر نگاشته نشده است، جز کتاب «شاعر العقیده المفجّع البصری» نوشته دکتر عبدالرسول الغفّار که دار الزهراء بیروت در سال 1985 میلادی به چاپ رسانده است. نویسنده در این کتاب با استفاده از منابع مهم تاریخی و ادبی به جمع آوری اشعار و آثار مفجّع اقدام نموده و مختصری به شرح احوال شاعر نیز پرداخته است.
در خاتمه امیدوارم که این بضاعت مزجات با تمام کاستیها و لغزشهایش، مورد توجه استادان محترم و دانشجویان عزیز قرار گیرد. و ما توفیقی إلا بالله، علیه أتوکّل و إلیه أنیب.
سید مرتضی حسینی
تابستان 1388
فصل اول
زندگانی مفجّع بصری
و بررسی شرح حال او
1-1 نام و لقب و کنیه
ابوعبدالله محمَّد بن احمد بن عبدالله، ادیب و شاعر و کاتب و نحوی و زبان شناس شیعی برجسته بصره، ملقب به «مفجّع» می باشد (یاقوت حموی، 1993، 5/2336-2344؛ ابن ندیم، بی تا، 91؛ نجاشی، بی تا، 374؛ شیخ طوسی، 1417، 228 و 229 و 329؛ ابن شهر آشوب، 1961، 179؛ قفطی، 1986، 3/312 و 313؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ علامه حلی، 1417، 265؛ ذهبی، 1987، 23/647؛ صفدی، 2000، 1/116 و 117؛ صفدی، 1987، 18؛ سیوطی، 1979، 1/31) ([1])
برخی منابع، دلیل این لقب را، سرودن اشعار در مورد اهل بیت (ع) و زاری شاعر بر مصایب و مظلومیت ائمه اطهار (ع) می دانند (نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ شوقی ضیف، 2001، 397) و به عقیده برخی منابع دیگر، سرودن بیت زیر سبب شد به مفجّع ملقب گردد (یاقوت حموی، 1993، 5/2337؛ قفطی، 1986، 3/312؛ شوقی ضیف، 2001، 397؛ عانی، 1982، 217؛ کیلانی، 1996، 135):
|
إنْ کانَ قِیلَ لِیَ المفجّع نُبْزَاً |
|
فَلَعَمْری أَنَا المفجّع هَمَّا([2]) |
(نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ عبدالقادر بغدادی، 1983، 11/269؛ شیخ عَبَّاس قمی، بی تا، 3/197؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ عانی، 1982، 218)
قفطی در خصوص لقب شاعر چنین گوید: «او شعر بسیاری درباره اهل بیت (ع) دارد، که در آن اسامی ایشان را ذکر می کند و بر شهادتشان زاری و ندبه سر می دهد، و از این روست که مفجّع نامیده شده است»([3]) (قفطی، 1986، 3/312)
اما ابن عساکر در کتاب «تاریخ دمشق»، علت سرودن شعر درباره اهل بیت (ع) توسط مفجّع و الگو برداری وی از «کمیت بن زید اسدی» را اینگونه بیان می کند: «ابوالحسن نجار گوید: از ابوعبدالله مفجّع شنیدم که می گفت: علت سرایش شعر توسط من درباره اهل بیت (ع) این است که در جزئی از شعر کمیت نگریستم، پس از آن در همان شبی که قدری از شعر وی را خواندم، در خواب امیر مومنان علی (ع) را دیدم، پس عرض کردم: دوست دارم که درباره اهل بیت (ع) شعر بسرایم. فرمود: تو را به کمیت راهنمایی می کنم، پس دنباله روی او باش، چرا که او امام و پیشوای شاعران ما اهل بیت (ع) می باشد و پرچم ایشان روز قیامت در دستان اوست تا آنان را به سوی ما هدایت کند»([4]) (ابن عساکر، 1997، 50/246 و 247)
ابن ندیم در فن سوم از مقَالَه دوم کتاب خود «الفهرست»، شرح حال مفجّع بصری را در طبقه علمای نحوی و لغویی ذکر می کند که به هر دو مکتب بصره و کوفه در قواعد نحوی و زبانی گرایش دارند (ابن ندیم، بی تا، 91) کارل بروکلمان نیز مفجّع را در گروه عالمان بغداد قرار می دهد و به مدرسه و مکتب او اشاره می کند (بروکلمان، بی تا، 2/236)
کنیه اصلی وی «ابو عبدالله» می باشد؛ اما برخی مصادر مثل «جذوة المقتبس» حُمیدی و «تاریخ الادب العربی- العصر العَبَّاسی» شوقی ضیف، کنیه وی را «ابو عبیدالله» ذکر کرده اند: «ابواحمد عسکری نحوی از ابو عبیدالله مفجّع، شعری برای ما خواند»([5]) (حُمیدی، 1966، 304؛ ابن عساکر، 1996، 38/321؛ شوقی ضیف، 2001، 396)
مفجّع در اکثر منابع به این لقب خوانده می شود، اما در «کشف الظنون» حاجی خلیفه، با تصحیف، لقب او «العَجیج»([6]) آمده است (حاجی خلیفه، بی تا، 1/104 و 2/1131) لقب شاعر «ابن المفجّع» نیز ذکر شده است (زبیدی، 1980، 19/544)
با توجه به اختلاف ذکر القاب در منابع، و اجماع اکثر کتابها بر لقب «المفجّع»، می توانیم در این باره به کم دقتی و تصحیف برخی مولفان و یا اشتباهات چاپی حکم کنیم.
در مورد نام پدر شاعر نیز اختلافاتی در منابع دیده می شود. برخی نام پدر او را «عبدالله» ذکر کرده اند؛ مثلاً ابن ندیم در «فهرست» خود و یاقوت حموی به نقل از «تاریخ ابن بشران» گویند: «محمَّد بن عبدالله المفجّع» (یاقوت حموی، 1993، 5/2340؛ ابن ندیم، بی تا، 91؛ زبیری، 2003، 2/1924)؛ ذهبی نیز در کتاب «تاریخ الإسلام» می گوید: «هو محمَّد بن عبدالله البصری النحوی» (ذهبی، 1987، 23/647 ش575)؛ اما صفدی، قول دیگری را درباره نام پدر او نقل می کند: «هو محمَّد بن محمَّد» (صفدی، 2000، 1/116؛ سزکین، 1991، 2/509) و در کتاب «تصحیح التصحیف» صفدی، نام پدر او «عبیدالله» ذکر شده است (صفدی، 1987، 18؛ کیلانی، 1996، 135)
نام جدّ وی در اکثر منابع، «عبدالله» ذکر شده است، به استثنای چند منبع، که نام جدّ مفجّع را «عبیدالله» آورده اند (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ زرکلی، 2002، 5/308؛ جبوری، 2003، 118؛ زبیری، 2003، 2/1924)
یاقوت حموی خاطر نشان می کند که سلسله نسب مفجّع را با استناد به خط طبری معروف به «مِضْرابُ اللَّبَن»([7]) بصری یافته است: «محمَّد بن احمد بن عبیدالله کاتب، معروف به مفجّع، همنشین ثعلب، همچنین به خط طبری معروف به مضراب اللبن از اهالی بصره، نسب مفجّع را یافتم»([8]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2336)
در کتاب بروکلمان، نام پدر و جدّ مفجّع، اشتباهاً اینگونه ذکر گردیده است: «المفجّع محمَّد بن أحمد بن أحمد بن عبیدالله الکاتب البصریّ» (بروکلمان، بی تا، 2/236) اکثر منابع - آنچنانکه قبلا ذکر شد- نام پدر وی را «احمد» و نام جد وی را «عبدالله» ثبت کرده اند، و به نظر می رسد این موارد اختلاف در شمار تصحیفات و اشتباهات نوشتاری قرار گیرد.
1-2 ولادت و نوجوانی
تقریباً اکثر منابعی که در مورد مفجّع بصری سخنی به میان آورده اند، به زندگی شاعر به صورت موجز و خلاصه پرداخته اند و سخنی از محل تولد، و ذکری از خانواده و اصل و نسب وی، و بطور کلی زندگی پیش از مطرح شدن مفجّع در محافل و مجامع علمی و ادبی، به میان نیاورده اند. اما از آنجایی که کتب تراجم و سایر منابع شرح حال مفجّع، او را به بصره منسوب می کنند و وی را «مفجّع بصری» می نامند، این احتمال قوی می شود که شاعر در بصره متولد شده باشد، چرا که غالباً، افراد را به محل تولدشان نسبت می دهند. شاید بتوان دلایل سیاسی و مذهبی را علت اصلی بیان زندگی شاعر بطور خلاصه توسط اکثر منابع، دانست (غفار، 1985، 15 و 16)
1-3 شخصیت و مذهب
شاعر در بصره، محیطی که با محبت و تشیع علی و فرزندانش (ع) ممتاز می گردد، متولد شده است. در قرن دوم و سوم هجری، مذهب شاعران در کنار دیگر خصوصیات، یکی از مهمترین اموری بود که شاعری را از دیگر شاعران متمایز می ساخت (غفار، 1985، 47)
مفجّع آنچنانکه از اشعار او بخصوص «قصیده الاشباه» وی مشخص است، شاعری است شیعی و دوازده امامی. یکی از بارزترین نشانه ها و دلایل عشق و محبت او به علی و خاندانش (ع)، قصیده «الأشباه» اوست، و آنچنان که در فصلهای بعدی مفصلاً به آن خواهیم پرداخت، در این شاهکار شعریش، به بیان فضایل علی (ع) می پردازد و آن حضرت (ع) را با استناد به حدیثی از پیامبر اعظم (ص) معروف به «حدیث تشبیه یا اشباه»، جامع صفات و شبیه پیامبران الهی (ع) معرفی می کند.
هیچ یک از کتب تاریخی و تراجم، از شخصیت و عقیدة وی به بدی یاد نکرده اند و تماماً او و جایگاهش را ستوده اند. مثلاً نجاشی گوید: «او بزرگیست از بزرگان زبان و ادب و حدیث، و دارای مذهب صحیح و اعتقاد نیکو و شعر بسیار درباره اهل بیت (ع) می باشد»([9]) (نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ حر عاملی، 1414، 30/458؛ کلباسی، 1419، 2/255 و 336؛ شیخ عَبَّاس قمی، بی تا، 3/197؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ زبیری، 2003، 2/1924) قفطی و یاقوت حموی نیز گویند: «او شاعریست با سروده های بسیار، دانشمند و ادیب»([10]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2337 و 2343؛ قفطی، 1986، 3/312؛ کیلانی، 1996، 135) صفدی و ذهبی نیز اینچنین وی را وصف می کنند: «شاعری نوآور و بزرگ، و شیعه ای دلسوخته و آتشین طبع بود»([11]) (ذهبی، 1987، 23/647؛ صفدی، 2000، 1/116؛ زبیری، 2003، 2/1924) علامه امینی در کتاب خود «الغدیر» گوید: «مفجّع از معدود شیعیان امامیه است که او را به عقیده نیکو و سلامت مذهب و اندیشه درست ستوده اند»([12]) (علامه امینی، 1977، 3/361) همچنین سیوطی به نقل از یاقوت حموی گوید: «او از نحویان بزرگ، و شاعری نوآور و شیعی بود»([13]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ سیوطی، 1979، 1/31)
مفجّع به صراحت تمام، مذهب امامیه خود را در «قصیده الأشباه» اعلان می کند، چرا که واژه «امامت» در ابیات متعددی از قصیده او آمده، و به آن تصریح شده است؛ مانند این ابیات:
|
بیت 45 |
و کَذاکَ الإِمامُ بالنَّهرِ أَفْنَی |
|
مَنْ عَصَاهُ وَ طاوَعَ الرَّاسِبیَّا |
|
بیت 60 |
فَاجْتَلَی الصَّخْرَةَ الإِمامُ فَکانَتْ |
|
کُـرَةَ الصَّولَجانِ تُدْحَی دَحِیَّا |
|
بیت 104 |
و کَمَا قامَ بالأَمَانةِ ذُو الکِفْـ |
|
لِ وَجَدْنا إمامَنَا الهَاشِمِیَّا |
|
بیت 110 |
خِیْرَةٌ بِنتُ خِیْرَةٍ رَضِیَ اللّـ |
|
ــهُ لَهَا الخَیْرَ و الإِمامَ رَضِیَّا |
|
بیت 114 |
قَتَلَ السَّیِّدَ الإِمامَ قَسیمَ الـ |
|
ــنّارِ خَتْلاً کَیْمَا یَنالُ بَغِیَّا |
|
بیت 151 |
وَدَّ خَیْراً لِقَومِهِ و أَبَی الرَّحـ |
|
ـمَانُ إلّا إمامَنَا الطَالِبِیَّا |
مفجّع همچنین در این قصیده، به موضوع وصایت و جانشینی و ولایت علی (ع) تأکید می کند و چنانکه خواهد آمد، یکی از دلایل قتل او، همین صراحت در بازگویی عقاید مذهبیش می باشد.
1-4 جایگاه علمی - ادبی
همین اندازه در شناخت جایگاه علمی و ادبی مفجّع بصری کافی است که بگوییم وی شاعر و ادیب و عالم و کاتب زمان خود در بصره بوده است. یاقوت حموی به نقل از «تاریخ ابن بشران» دربارة او می گوید: «او شاعر و ادیب بصره بود، در مسجد جامع بصره می نشست و از کلام او کتابت، و نزد او شعر و زبان شناسی و تالیفات خوانده می شد»([14]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2340؛ بروکلمان، بی تا، 2/236؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ کیلانی، 1996، 136) و نیز برخی منابع گویند: «مفجّع، مصاحب و همنشین ابن درید و [پس از فوت او] جانشین و قائم مقام وی در بصره جهت تالیف و املاء می باشد»([15]) (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ علامه امینی، 1977، 3/362؛ شوقی ضیف، 2001، 396؛ کیلانی، 1996، 135) همچنین شوقی ضیف ادیب و محقق معاصر عرب، مفجّع را اینگونه معرفی می کند: «او صاحب روایت گسترده و اطلاع دقیق به علم زبان شناسی و اخبار بود»([16]) (شوقی ضیف، 2001، 396)
همانگونه که اشاره شد، مفجّع بصری از برجستگان زمان خود در علم زبان شناسی و آشنا به غرائب لغات، و علم نحو، و علم حدیث و روایت آن، و آگاه از تاریخ اسلامی، و متبحر در شناخت کشورها و اماکن مختلف جغرافیایی، می باشد.
مفجّع بخاطر ارتباط با مسجد جامع بصره و به تبع آن آشنایی با استادان فن و مباحث و مناظره های علمی و مذهبی، روز به روز بر دانش خود افزود، و در نتیجه در زمینه های قرآن و حدیث و زبان شناسی و شعر و تاریخ اسلامی و دیگر علوم زمانه، به درجه استادی رسید، و شاگردان بسیاری از محضر او بهره مند شدند؛ چنانکه برخی او را قائم مقام ابن درید بصری در تألیف و تدریس معرفی کرده اند (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ علامه امینی، 1977، 3/362؛ شوقی ضیف، 2001، 396؛ کیلانی، 1996، 135) صاحب «الغدیر» نیز اینگونه درجه علمی و ادبی او را خاطر نشان می کند: «او یگانه ای از بزرگان علم و حدیث، و چونان گوهر میان گردنبند (دارای جایگاه مهم) در میان پیشوایان زبان شناسی و ادب می باشد»([17]) (علامه امینی، 1977، 3/361)
از دیگر ویژگیهای شاعر، می توان به منصب ریاست دیوان انشاء اشاره کرد، چرا که مفجّع را در اکثر کتب شرح حال، با لقب «کاتب» معرفی کرده اند (یاقوت حموی، 1993، 5/2336؛ علامه امینی، 1977، 3/361؛ اسماعیل پاشا بغدادی، 1955، 2/31؛ کحاله، 1993، 3/75) و این خود حاکی از جایگاه رفیع او در میان معاصرانش می باشد.
در کنار شعر و شاعری مفجّع، عامل دیگری نیز در جایگاه رفیع علمی او، نقش بسزایی را بازی می کند، و آن تسلط شاعر بر علم حدیث و روایت احادیث می باشد. بهترین دلیل بر این ادعا «قصیده الأشباه» و شرح خود شاعر بر قصیده است، و چنانکه در صفحات بعدی نمونه هایی در این خصوص بیان خواهد شد، بوضوح مشخص می گردد که چگونه مفجّع، احادیث نبوی (ص) را ذکر و اسناد و طرق آن را بر می شمارد؛ از همین روست که وی در زمره اهل حدیث ستوده شده است: «او بزرگیست از بزرگان زبان و ادب و حدیث»([18]) (نجاشی، بی تا، 374؛ ابن داود حلی، 1972، 162؛ حر عاملی، 1414، 30/458؛ کلباسی، 1419، 2/255 و 336؛ شیخ عَبَّاس قمی، بی تا، 3/197؛ زبیری، 2003، 2/1924) و «مفجّع یگانه ای از بزرگان علم و حدیث است»([19]) (علامه امینی، 1977، 3/361)
1-4-1 آشنایی با قرآن و حدیث
مفجّع در ابیات بسیاری از دیوانش، بویژه در قصیده الاشباه خود، از مضامین و الفاظ قرآنی و احادیث نبوی (ص) بهره برده است. اسلوب وی به این صورت می باشد که از اقتباسها و اشارات قرآنی، یا به عنوان دلیل و شاهدی بر سخنان خود بهره می برد و یا به قصد تاکید بر موضوعات بیان شده در اشعارش، به آیات و روایات استناد می ورزد. به عنوان نمونه به ذکر تعدادی از ابیات در بر دارنده مضامین قرآنی و حدیثی می پردازیم، و تفصیل بحث را در بخش بررسی قصیده الاشباه ذکر خواهیم کرد:
|
بیت4- |
کَانَ فی عِلمِه کآدَمَ إذْ |
|
عُلِّمَ شَرحَ الأَسماءِ والمَکْنِیَّا |
این بیت به آیه )عَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَـؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ( (البقره/31) اشاره می کند.
|
بیت5- |
و کَنُوحٍ نَجَّی مِنَ الهُلْکِ مَن سَیَّـ |
|
ــرَ فی الفُلْکِ إذْ عَلَا الجُودِیَّا |
این بیت به آیات کریمه )وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ( (هود/44) و )فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ عَلَى الْفُلْکِ( (المومنون/28) و نیز «حدیث مشهور سفینه»، که پس از این ذکر می شود، اشاره دارد.
|
بیت21- |
صَبرُهُ إذْ یُتَلُّ للذِّبْحِ حَتَّی |
|
ظَلَّ بالکَبْشِ عِندَها مَفْدِیَّا |
اشاره به آیات شریفه ) فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ... وَ فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ( (الصافات/102 و 103 و 107) دارد.
|
بیت31- |
أَنبَأَ الوَحیُ أَنَّ دَاوُدَ قَدْ کَا |
|
نَ بِکَفَّیهِ صَانِعاً هَالِکِیَّا |
اشاره دارد به آیات )وَ عَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ( (الأنبیاء/80) و )وَ لَقَدْ آَتَیْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلًا یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ * أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَ قَدِّرْ فِی السَّرْدِ( (سبأ/10 و 11)
|
بیت39- |
أَجْرُهُ أَنْ یَزُفَّ إِنْ تمَّمَ المِیـ |
|
ـقَاتَ إحْدَی ابْنَتَیْهِ مِنهُ هَدِیَّا |
اشاره می کند به آیه کریمه )قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِکَ( (القصص/27)
|
بیت53- |
و لَهُ مِنهُ إذْ عَلَا الحَجَرَ الصَّلْـ |
|
ـــدَ بِضَرْبٍ فَانبَطَ المَاءَ رَیَّا |
|
بیت54- |
فَجَری بِالعُیونِ عَشْراً و ثِنْتَیـْ |
|
ــنِ و أتَّـی لِکُلِّ عَیْنٍ أَتِیَّـا |
دو بیت فوق به آیه کریمه )وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْن( (البقرة/60) و همچنین آیه )وَ قَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَ أَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ( (الأعراف/160) اشاره دارد، که چنانچه بعدا ذکر خواهد شد، در منابع تفسیری و روائی اهل سنت، شان نزول این دو آیه را درباره حضرت علی (ع) نیز ذکر کرده اند.
|
بیت75- |
إِنَّ هَارُونَ کَانَ یَخلِفُ مُوسَی |
|
و کَذَا اسْتَخلَفَ النَّبیُّ الوَصِیَّا |
اشاره می کند به آیه کریمه )وَ قَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ( (الأعراف/142) و نیز «حدیث متواتر منزلت» که صفحات بعدی ذکر خواهد شد.
|
بیت107- |
و رَأَی عِندَها و قَدْ دَخَلَ المِحْـ |
|
ــرابَ مِن ذِی الجَلالِ رِزْقاً هَنِیَّا |
اشاره دارد به آیه )وَ کَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ( (آل عمران/37)
|
بیت157- |
و إِذَا ارْتَاشَ و البَتُولَ و نَجْلا |
|
هُ مَعَ المُصطَفَی الکِسَا الحَضْرَمِیَّا |
این بیت اشاره دارد به آیه مبارکه تطهیر )إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا( (احزاب/33)
|
بیت158- |
و بِهِمْ بَاهَلَ النَّبیُّ فَحَازُوا |
|
شَرَفاً یَترُکُ الرِّقَابَ حَنِیَّا |
اشاره دارد به آیه شریفه 61 سوره آل عمران )فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ(
و آیات متعدد دیگری که خصوصاً در قصیده الاشباه مفجّع جلوة بیشتری دارد. در اینجا می توان گفت که شاعر با سرودن این قصیده، سعی کرده به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ارادت خاص خود را نشان دهد. اما بطور ضمنی می توان تسلط و مهارت شاعر را در بیان مضامین قرآنی و حدیثی و تاریخی با اسلوبی ادیبانه و شاعرانه، مشاهده کرد.
مفجّع بصری همچنین در قصایدش بخصوص قصیده الاشباه، از احادیث نبوی (ص) بسیار بهره برده است. با کمی دقت می توان پی برد که تمامی این احادیث ذکر شده در قصیده، به امام علی (ع) و مسایل مربوط به وصایت و خلافت و فضایل آن حضرت (ع) مرتبط می باشد. در اینجا به چند نمونه از احادیث معتبر و مشهور نزد اهل تشیع و تسنن مانند «حدیث سفینه» و «حدیث منزلت» و «حدیث ثقلین» و «حدیث غدیر» اشاره می کنیم و تفصیل مباحث را در شرح قصیده الاشباه بیان خواهیم کرد:
|
بیت5- |
و کَنُوحٍ نَجَّی مِنَ الهُلْکِ مَن سَیَّـ |
|
ــرَ فی الفُلْکِ إذْ عَلَا الجُودِیَّا |
این بیت «حدیث متواتر سفینه» را خاطر نشان می کند، که در جوامع روایى اهل سنت با تعابیر و طرق مختلفى از رسول خدا (ص) نقل شده است: «مَثَل خاندان من، مَثَل کشتى نوح است، هر که بر آن سوار شد، نجات یافت، و هر که تخلف نمود، غرق گردید»([20]) (ابن حنبل، 1983، 2/786؛ دولابی، 1999، 1/137؛ طبرانی، 1983، 3/45؛ طبرانی، 1995، 4/9 و 5/354 و 6/85؛ طبرانی، 1985، 1/240 و 2/84؛ ابن عدی، 1988، 6/411؛ حاکم نیشابوری، بی تا، 2/343 و 3/151؛ ابو نعیم اصفهانی، 1988، 4/306) ([21])
|
بیت75- |
إِنَّ هَارُونَ کَانَ یَخلِفُ مُوسَی |
|
و کَذَا اسْتَخلَفَ النَّبیُّ الوَصِیَّا
|
این بیت اشاره می کند به «حدیث متواتر منزلت» که با تعابیر مختلف از پیامبر (ص) روایت شده است: «پیامبر (ص) به على فرمود: آیا راضى نیستى که منزلت تو نسبت به من، مانند منزلت هارون نسبت به موسى باشد، جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد آمد؟»([22]) (اسکافی، بی تا، 219-221؛ ابن حنبل، 1983، 2/567 و 568 و 570 و 592 و 610 و 612 و 670 و 675؛ ابن حنبل، بی تا، 1/170-179 و 182 و 184 و 185 و 330 و 3/32 و 338 و 6/369 و 438؛ مسلم، بی تا، 4/1870؛ ابن ماجه، بی تا، 1/43 و 45؛ ترمذی، 1983، 5/302 و 304؛ نسایی، بی تا، 48 و 50 و 64 و 76-85 و 116؛ دولابی، 1999، 1/431؛ بیهقی، 1906، 1/31؛ طحاوی، 1994، 5/23 و 24؛ ابن عبد ربه، 1983، 5/61 و 357 و 358؛ حاکم نیشابوری، بی تا، 2/337 و 3/109 و 133؛ راغب اصفهانی، بی تا، 2/477؛ ابو نعیم اصفهانی، 1998، 138 و 146) ([23])
|
بیت139- |
إنَّ عَهدَ النَّبیِّ فی ثَقَلَیْهِ |
|
حُجَّةٌ کُنتَ عَن سِوَاهَا غَنِیَّا
|
این بیت اشاره می کند به «حدیث متواتر ثقلین» که پیامبر خدا (ص) فرمود: «من نزد شما دو چیز سنگین و با ارزش بجا مى گذارم. اولین آن دو، کتاب خداست که در آن هدایت و نور است، پس آن را برگیرید و به آن تمسک جویید. سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آن دو اهل بیت من هستند. (و سه بار تکرار فرمودند) خدا را در مورد اهل بیت من به یاد داشته باشید»([24]) (ابن سعد، بی تا، 2/194؛ ابن ابی شیبه، 1989، 7/186 و 418؛ ابن حنبل، بی تا، 3/14 و 17 و 4/366 و 371 و 5/181 و 189؛ ابن حنبل، 1983، 2/585 و 603 و 779 و 786؛ مسلم، بی تا، 4/1873؛ بلاذری، 1974، 111؛ ترمذی، 1983، 5/329؛ نسایی، 1991، 5/44 و 51 و 130؛ نسایی، بی تا، 93؛ ابن خزیمة، 1970، 4/62 ش2357؛ طحاوی، 1994، 9/88 و 89؛ طبرانی، 1983، 3/65 و 5/154 و 166 و 169 و 182 و 186؛ حاکم نیشابوری، بی تا، 3/110 و 148 و 533؛ بیهقی، 1994، 2/148 و 7/30 و 10/113) ([25])
|
بیت142- |
قَالَ هَذَا مَولَیً لِمَنْ کُنتُ مَولَا |
|
هُ جِهَاراً یَقُولُهَا جَهْوَرِیَّا |
بیت 138 و140 تا 144 قصیده الاشباه، اشاره دارد به «حدیث متواتر غدیر»، که بسیار مشهور و معروف و معتبر است و با اسناد و الفاظ مختلف روایت گردیده: «هر کس را که من مولا و سرورم، پس علی مولای اوست»([26]) (جهت اطلاع بیشتر نک: علامه امینی، 1977، 14-178)
و احادیث بسیار دیگری که قصیده الاشباه و شرح خود مفجّع بر این قصیده، سرشار از آن می باشد، و بیانگر علم او به منابع حدیثی و روایی شیعه و سنی در این زمینه است.
همچنین بجز احادیث نقل شده در نسخه خطی قصیده الأشباه که به برخی از آن اشاره شد، با تفحص در کتب مختلف به احادیث نبوی (ص) برخورد کردیم که اسناد آن به مفجّع باز می گردد و از او روایت شده است، مانند حدیثی که در کتاب «التدوین فی أخبار قزوین» در شرح حال فقیه قاضی، نوح بن اسماعیل قزوینی آمده است: «سرشت قلبها، بر دوستی کسی که به آن احسان می کند و نفرت کسی که نسبت به آن بدی می ورزد، آفریده شده است»([27]) (رافعی قزوینی، 1987، 4/172)
اگر چه آلبانی از علمای بزرگ وهابیت، در کتاب «سلسلة الأحادیث الضعیفة»، این حدیث را در شمار احادیث باطل قرار می دهد و درباره مفجّع بصری شناخته شده، می گوید: «و برای مفجّع شرح حالی نیافتم» (آلبانی، 2000، 7/336-338 ح3326)
1-4-2 روایت شعر
یکی دیگر از خصوصیات ویژه مفجّع بصری علاوه بر تسلط در کتابت، شعر، حدیث و زبان شناسی، مهارت تمام در علم روایت می باشد. او هم در علم حدیث و هم در باب شعر و ادب، صاحب امتیاز روایت می باشد، که نشان از حافظه قوی و آگاهی وافی او به این دو علم است. اکثر روایتهای شعری او به نقل از استادش ثعلب نحوی (ف291هـ) می باشد.
با دقت در روایتهایی که از طریق مفجّع به ما رسیده، در می یابیم که در اکثر روایات خود، به ذکر سند توجه دارد؛ اما گاهی نیز دیده می شود که بدون بیان سند به ذکر روایت می پردازد. همچنین روایات شعری او، گاهی با یک داستان مفصل همراه است و گاهی بدون تفصیل به روایت شعر اقدام می کند. (غفار، 1985، 43)
مثلاً مفجّع ابیاتی را از ثعلب روایت می کند و می گوید: «محمَّد بن احمد کاتب [مفجّع] از احمد بن یحیی نحوی [ثعلب] روایت کرد که گفت: ابن اعرابی از من پرسید: چند فرزند داری؟ گفتم: یک دختر، و برایش این ابیات را سرودم: اگر نبود امیمه، از نیستی ناله و زاری سر نمی دادم و در تاریکی های شب بسیار ظلمانی، راه نمی پیمودم. او زندگی مرا می خواست و من مرگ او را از روی ترس آرزو داشتم، و مرگ بهترین فرود آمده بر بهره ها و نصیب هاست»([28]) (یاقوت حموی، 1993، 2/544)
همچنین سید مرتضی در «الأمالی» خود، روایتی را با ذکر اسناد آن، بازگو می کند: «ابوعبیدالله محمَّد بن عمران مرزبانی برای ما روایت کرد که محمَّد بن احمد کاتب [مفجّع] برای من ابیاتی سرود و گفت: احمد بن یحیی بن ثعلب از قول ابن اعرابی از مضرب که همان عقبه بن کعب بن زهیر بن ابی سلمی است، سرود: «پیوسته نفع و دوستی سلمی را امید داشتم در حالیکه او از من دور شد و موی دو طرف سرم به خاطر دوری او سپید گشت. ([29]) (سید مرتضی، 1907، 2/110 و 111)
نیز این روایت از سید مرتضی که به نقل از مرزبانی آن را بازگو می کند: «سید مرتضی گوید: مرزبانی برای ما نقل کرد و گفت: محمَّد بن احمد کاتب [مفجّع] برای ما روایت کرد و گفت: اصمعی گوید: هیچ کسی دهان را وصف نکرد مگر اینکه به این بیت بشر بن ابی حازم احتیاج یابد: «او لبهای خود را بر روی گل بابونه ای می گشاید گلی که آن را بارانهای ابر شبانگاهی جلا می دهد...» ([30]) (همان، 2/151) در روایت فوق، ابیات دیگری نیز وجود دارد که به جهت طولانی شدن کلام، از ذکر آن خودداری کردیم.
در خصوص آگاهی و تسلط شاعر بر اشعار عربی و روایت آن، ابوعبید بکری اندلسی در کتاب «معجم ما استعجم»، سخن از مفجّع به میان می آورد، که مطالب ذکر شده در این کتاب، هم به مهارت مفجّع در روایت اشعار شاعران دلالت می کند، و هم اینکه شاعر بهره ای از شناخت اماکن جغرافیایی داشته، را نشان می دهد.
مثلا در توضیح مادة (البکرات) اینچنین می گوید: «بکرات: درختان تلخ مزه سیاه واقع در «رحرحان» است که امروالقیس در مورد آن چنین سروده است:
به بالای سر او آمدم در دیار «بکرات»، جایی است که مناطق «عاذمه» و سنگلاخهای محکم و برآمده در آنجا بسیار است، و برای رسیدن به آن مناطق «غول» و «حلّیت» و «نفء» و «منعج» را طی کردم تا به منطقه عاقل رسیدم که در آنجا تپه هایی از کلوخ بود. مفجّع طی روایتی مصرع اول از بیت دوم را اینگونه نقل می کند: فغُولٍ فحلِّیتٍ فَبَقٍّ فَمَنعِجٍ»([31]) (ابوعبید بکری، 1983، 1/267 و 268)
همچنین بزرگان علم زبان شناسی عربی، یعنی زَبیدی در «تاج العروس» و ابن منظور در «لسان العرب»، ابیاتی با روایت مفجّع، و ذکر نظرات لغوی او در خصوص برخی واژگان، را نقل می کنند که جهت اطلاع، می توان به این فرهنگ لغتها مراجعه نمود. (زبیدی، 1987، 2/23 و 3/82 و 19/544 و 26/243 و 27/371 و 29/120 و 36/95؛ ابن منظور، بی تا، 1/7و56 و 6/4398 و 5/3992)
[1]-جهت اطلاع بیشتر نک: تفرشی، 1418، 4/119؛ حاجی خلیفه، بی تا، 1/104 و 397 و 2/1131 و 1869؛ عبدالقادر بغدادی، 1983، 11/269 و 1997، 6/462؛ حر عاملی، 1414، 30/458 و 459؛ شیخ عباس قمی، بی تا، 3/197؛ بروکلمان، بی تا، 2/236؛ علامه امینی، 1977، 3/361-366؛ زرکلی، 2002، 5/308؛ آقا بزرگ تهرانی، بی تا، 17/108 و 109؛ اسماعیل پاشا بغدادی، 1955، 2/31؛ اسماعیل پاشا بغدادی، بی تا، 2/339؛ نمازی، 1419، 5/233 و 8/133؛ کحاله، 1993، 3/75؛ خویی، 1992، 16/9 و 10؛ شوقی ضیف، 2001، 396-399؛ جبوری، 2003، 118 و 119؛ سزکین، 1991، 2/509 و 510؛ زبیری، 2003، 2/1924؛ عانی، 1982، 217 و 218؛ کیلانی، 1996، 135-138؛ الریشهری، 1425، 9/31 و 32.
[2]- اگر چه مرا از جهت لقب زشت دادن و عیبجویی، مفجّع می خوانند، ولی به جانم سوگند که من بخاطر حزن و اندوه [از ستمی که در حق خاندان نبی (ص) روا می شود] مفجّع (درد کشیده و زاری کننده) هستم.
[3]- له شِعرٌ کثیرٌ فی أهل البیت، یَذکُر فیه أسماءَ الأئمة و یَتفَجَّعُ علی قَتْلهم حتّی سُمِّیَ بالمُفَجَّع.
[4]- أنبأنا أبوالحسن بن النجّار قال: سمعتُ أبا عبدالله المفجّع، یقول: کان سببُ قولِ الشِّعر فی آل البیت أنّی کنتُ قد نظرتُ فی شئٍ مِن شِعر الکُمَیت، فلمّا کان تلک اللیلةُ التی قرأتُ فی نَومِها الکتاب، رأیتُ أَمیرَ المؤمنین -علیه السلام- فی النَّوم فقُلتُ: أَشتَهی أنْ أَقولَ الشِّعرَ فی أهلِ البیتِ، فقال: عَلیکَ بالکُمَیت، فَاقْتَفِ أَثرَه، فإنّه إمامُ شُعرائِنا أهلِ البیتِ، و بِیَدِه لِواؤُهُم یومَ القیامةِ حتّى یَقُودَهُم إلینا.
[5]- أَنشَدَنا أبوأحمد العسکریّ النحویّ لأبی عُبَیدِالله المُفجّع.
[6]- داد و فریاد.
[7]- با جستجوی بسیار در کتب تاریخی و نسب شناسی و ادبی و فرهنگ لغتها، شرح حالی از طبری که ملقب به «مضراب اللبن» باشد، یافت نشد.
[8]- مُحَمَّدُ بنُ أَحمَدَ بنِ عُبیدِاللهِ الکاتبِ، المَعرُوفُ بالمُفَجَّعِ صاحِبِ ثَعلبَ، کذا وَجدتُ نَسَبَه بخَطِّ الطَّبریِّ المَعروفِ بِمِضْرابِ اللَّبَنِ مِن أهلِ البَصرَةِ.
[9]- جَلیلٌ مِن وُجُوهِ أَهلِ اللّغةِ و الأَدَبِ و الحَدِیثِ، و کان صَحیحَ المَذهبِ، حَسَنَ الإِعتقادِ، و لَهُ شِعرٌ کَثیرٌ فی أَهلِ البَیتِ.
[10]- و هو شاعِرٌ مُکْثِرٌ، عالِمٌ، أَدیبٌ.
[11]- کان شَاعِراً مُفْلِقاً و شِیعیّاً مُتحَرِّقاً.
[12]- و مِن المَعدُودِین مِن أَصحَابِنا الإمامیة، مَدَحُوهُ بحُسْنِ العَقیدةِ، و سَلامَةِ المَذهَبِ، و سَدَادِ الرَّأی.
[13]- قال یاقوت: کانَ مِن کِبارِ النُّحاةِ، شَاعِراً مُفْلِقاً، شِیعیّاً.
[14]- و کانَ شَاعِرَ البَصرَةِ و أَدیبَهَا، کان یَجلسُ فی الجامِعِ بالبَصرَةِ فَلْیُکتَبْ عَنه و یُقرَأ علیه الشِّعرُ و اللُّغةُ و المُصنَّفاتُ.
[15]- هو صَاحبُ ابنِ دُرَید و القائمُ مَقامَه بالبَصرة فی التَّألیفِ و الإِملاءِ.
[16]- إنّهُ کانَ وَاسِعَ الرِّوایَةِ و صَاحِبَ مَعرفَةٍ دَقیقَةٍ بِاللُّغَةِ و الأَخبَارِ.
[17]- أََوحَدِیٌّ مِن رِجَالاتِ العِلمِ و الحَدیثِ و وَاسِطةُ العِقْدِ بَینَ أَئمّةِ اللُّغةِ و الأَدَبِ.
[18]- جَلیلٌ مِن وُجُوهِ أَهلِ اللغةِ و الأَدَبِ و الحَدیثِ.
[19]- أَوحَدِیٌّ مِن رِجالاتِ العِلمِ و الحَدیثِ.
[20]- مَثَلُ أهلِ بَیتِی کَمَثل سَفینَةِ نُوحٍ، مَن رَکِبَها نَجَا و مَن تَخَلَّف عَنهَا غَرِقَ.
[21]-جهت اطلاع بیشتر نک: خطیب بغدادی، 1997، 12/91؛ فخر رازی، 1981، 27/168؛ طبری، 1356، 20؛ هیثمی، 1412، 9/269؛ هیثمی، 1992، 6/332 و 334؛ عسقلانی، 2000، 16/219 و 220؛ سیوطی، 1993، 4/434؛ سیوطی، 1981، 1/373 و 2/533؛ سیوطی، 1423، 3/124؛ متّقی هندی، 1989، 12/176 و 178 و 185؛ قندوزی، 1416، 1/93 و 390 و 2/101 و 118 و 327؛ شبلنجی، بی تا، 232.
[22]- قال النَّبىُّ (ص) لِعَلىٍّ کَرَّم اللهُ وَجهَهُ: أَلا تَرضَى أَنْ تَکونَ مِنّى بِمَنزَلَةِ هَارُونَ مِن مُوسَى إلا أَنَّه لَیسَ نَبىٌّ بَعدِى؟
[23]-جهت اطلاع بیشتر نک: خطیب بغدادی، 1997، 10/45؛ ابن عبد البر، 1412، 3/1097 و 1098؛ حسکانی، 1990، 1/190 و 192 و 2/35؛ خطیب خوارزمی، 1411، 39 و 55 و 61 و 108 و 126 و 129 و 133 و 139-143؛ ابن عساکر، 1996، 42/16 و 42 و 53 و 98 و 100 و 102 و 111-120؛ ابن ابی الحدید، 1959، 2/59 و 264 و 5/248؛ کنجی، 1404، 281-286؛ طبری، 1356، 120؛ طبری، 1997، 3/95 و 101 و 102 و 139؛ صفدی، 2000، 21/178؛ هیثمی، 1992، 6/271-273؛ هیثمی، 1412، 9/138-142 و 157 و 238؛ عسقلانی، 1992، 4/564 و 568 و 569؛ عسقلانی، 2000، 16/72؛ عینی، 2001، 16/296 و 301؛ ابن صباغ، 1988، 38 و 39؛ قسطلانی، 1325، 6/117؛ قسطلانی، 1996، 2/531؛ متّقی هندی، 1989، 5/902 و 9/322 و 13/89 و 105 و 131 و 137 و 16/193؛ قندوزی، 1416، 1/112 و 137 و 156-163؛ شبلنجی، بی تا، 159؛ محمودی، 1983، 47-49.
[24]- إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ. أَحَدُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ، فِیهِ الْهُدَى وَالنُّورُ، فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِکُوا بِهِ، فَحَثَّ عَلَى کِتَابِ اللَّهِ وَ رَغَّبَ فِیهِ، ثُمَّ قَالَ: أَهْلُ بَیْتِی، أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی، قَالَهَا ثَلاثًا.
[25]-جهت اطلاع بیشتر نک: قاضی عیاض، 1988، 2/210؛ خطیب خوارزمی، 1411، 154 و 200؛ ابن عساکر، 1996، 42/216 و 220؛ ابن اثیر، 1972، 9/158؛ طبری، 1356، 16؛ ابن منظور، بی تا، 6/494؛ ابن کثیر، 1999، 7/201 و 202؛ هیثمی، 1412، 9/257-259؛ هیثمی، 1992، 6/331؛ فیروزآبادی، بی تا، 3/342؛ سیوطی، 1993، 2/285 و 7/349؛ سیوطی، 1981، 1/244 و 402؛ قسطلانی، 1996، 2/529 و 530؛ متّقی هندی، 1989، 1/306 و 315 و 330-334 و 578 و 5/422 و 13/616؛ الحلبی، بی تا، 3/307؛ قندوزی، 1416، 1/74 و 96 و 102.
[26]- قَالَ رسولُ اللهِ (ص): مَن کُنتُ مَولاهُ فإنَّ علیّاً مَولاهُ.
[27]- جُبِلَتِ القُلُوبُ عَلَى حُبِّ مَن أَحسَنَ إِلیهَا ، و بُغْضِ مَن أَسَاءَ إِلیهَا.
[28]- و حَدَّثَ مُحمَّدُ بنُ أَحمَدَ الکاتِبُ، قالَ: حَدَّثَنا أَحمَدُ بنُ یَحیَى النَّحوِیّ، قَالَ: سَألَنی ابنُ الأَعرَابیُّ: کَمْ لَکَ مِن الوَلَدِ؟ فَقُلتُ: إبنةٌ، و أَنشَدتُهُ:
|
لَولا أُمیمَةُ لم أجْزَعْ مِن الـعَـدَم |
|
و لم أُجُبْ فی اللّیالی حِنْدِسِ الظُّلَمِ |
|
تَهوَى حَیَاتی و أهوَى مَوتَهَا شَفَقاً |
|
و المَوتُ أَکرَمُ نَزّالٍ عَلَى الحُرَمِ |
[29]- أَخبَرَنا أبُوعُبیَدُاللهِ مُحمَّدُ بنُ عِمرَانَ المَرزبَانیُّ، قَالَ: أَنشَدَنی مُحمَّدُ بنُ أَحمَدَ الکاتبُ، قَالَ: أَنشَدَنا أَحمَدُ بنُ یَحیَی بنِ ثَعلَبَ عَن ابنِ الأَعرَابیِّ لِلمَضرَبِ و هُوَ عَقَبةُ بنُ کَعبِ بنِ زُهَیرِ بنِ أَبی سُلمَی:
|
و ما زِلتُ أرجُو نَفْعَ سَلمَى و وُدَّها |
|
و تَبعُدُ حتّى ابیَضَّ منّی المَسائِحُ |
[30]- قَالَ الشَّریفُ المُرتَضَی: و أَخبَرَنا المَرزبَانِیُّ قَالَ: حَدَّّثَنا مُحمَّدُ بنُ أَحمَدَ الکاتِبُ قَالَ: حَدَّثَنا أَحمَدُ بنُ یَحیَی النَّحویُّ قالَ، قالَ الأَصمَعِیُّ: مَا وَصَف أحدٌ الثَّغرَ إلاّ احتَاجَ إلی قَولِ بِشرِ بنِ أَبِی حَازِم:
|
یُفَلِّجْنَ الشِّفَاهُ عن أُقحُوانٍ |
|
جَلاه غِبَّ سارِیةٍ قِطارُ... |
[31]- البَکَرَات: قارات سُودٌ برَحْرَحَان، قال امرؤُ القَیْس:
|
غَشیتُ دِیارَ الحَىِّ بالبَکَراتِ |
|
فَعَاذِمَةٍ فَبُرقَةِ العَیْراتِ |
|
فَغُولٍ فَحَلِّیتٍ فَنَفْءٍ فَمَنْعِجٍ |
|
إلى عَاقِلٍ فَالْجُبِّ ذِى الأمْراتِ |
... و یُروَى: (فغُولٍ فحلِّیتٍ فَبَقٍّ فَمَنعِجٍ)، کَذلِکَ رَوَاهُ المُفَجَّع.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 92 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 161 |
تلقیح مصنوعی از دیدگاه اهل سنت
1) جواز یا عدم جواز تلقیح مصنوعی
در اینکه مداوای عقیم مثل سایر امراض، نزد مسلمین مستب است، اختلافی نیست و دلیل آن احادیثی از پیامبر (ص) است.
عربی نزد پیامبر آمد و گفت: «یا رسول الله الا نتداوی؟ قال نعم یا عبادالله به تداوا فان الله لم یضع داء الا وضع له شفاء او قال دواء الا داء واحداً، قالو یا رسول الله و ما هو؟ قال الهرم»
«هیچ مرضی خدا قرار نداد، مگر اینکه شفاء یا دوای آن را نازل کرد».
در مورد لقاح اسپرم مرد در رحم همسرش به غیر جماع، شافعیه و حنفیه قائل به اباحه هستند و آن را حلال می دانند و شاغفعیه احکام فقهیه مختلفی را مثل وجوب عده در بعضی از صور ثبوت نسب، بر آن مترتب می کنند.
بسیاری از فقهای محدثین استفاده از طریقه تلقیح مصنوعی را اعم از داخلی (وارد کردن اسپرم مرد در فرج زن) و خارجی (انجام عمل لقاح خارج از رحم زن و منتقل کردن نطقه در رحم زن تا محل تکوین جنین) با اشکال مختلف آن، در صورتی که منجر به علاج عقیم بودن زوجین شود مباح می دانند، به شرطی که احتیاطات لازم در رابطه با مقدمات آن مراعات شود و این عمل توسط مرد اجنبی انجام نشود. مگر ضرورت اقتضا کند که در این صورت کسانی که شایستگی مداخله در این امر را دارند به ترتیب اولویت زن پزشک مسلمان، زن پزشک غیرمسلمان، مرد پزشک مسلمان و مرد پزشک غیرمسلمان که در علم طبابت مورد اطمینان باشند، هستند.
در بین مسلمانان، هیئت مشاوره ی اسلامی مصر، شاید اولین مجمع افتایی باشد که در پی فتاوای صریح « علامه شیخ محمود شلتوت» (رض) – فوت 1963 م- در کتاب «الفتاوِِی» دربارهی تلقیح اظهار نظر نمود. این هیت در 23 مارس 198 م، در اولین نظریه ی رسمی در باره ی تکنیک های مختلف تلقیح(یعنی GIFT,ZIFT-AID-AIH) اظهار داشت«تلقیح اسپرم غیرشوهر به رحم زن، به هر صورتی که باشد حرام است و اگر این کار با علم و آگاهی انجام شود، رابطه ی نامشروع و زنای محصنه است». پنج سال پس از این اظهار نظر، شورای اتحاد اسلامی مصر، در ژانویه 1985م، به مناسبت زمینه سازی عده ای از متخصصان تحصیل کرده در اروپا، که به منظور مشروعیت دادن به اینگونه کارها، قصد داشتند قانونگذاران را تحت تأثیر قرار داده و زمینه ی تصویب برخی قوانین را در این مورد فراهم نمایند، اظهار نامه ای صاد رو در آن حکم شرعی روش های مختلف تلقیح را به تفکیک بیان کرده و مجدداً بر نظریه ی هیئت مشاوره ی اسلامی مصر تأکید نمودند.
در کویت، سازمان اسلامی علوم پزشکی ، در سال 182 م، به اتفاق آرا چنین اظهار نظر نمود: «تلقیح اسپرم غیرشوهر در رحم زن بیگانه، چه شوهر داشته باشد یا نداشته باشد و چه شوهر به این امر راضی باشد یا نباشد مطلقاً حرام است».
در عربستان مجمع فقه اسلامی مکه، در سال 1983م، پس از برگزاری یک سمینار تخصصی، نظریه ای مشابه نظریه ی سازمان اسلامی علوم پزشکی کویت صادر نمود و تلقیح اسپرم غیرشوهر را مطلقاً حرام و نامشروع دانست.
شورای مجمع فقه اسلامی سازمان کنفرانس اسلامی، به دنبال سؤال های مکرر درباره ی انتقال اسپرم اجنبی، بالاخره در اجلاسیه ی ماه اکتبر 1986 م در عمان پایتخت اردن، مصوبه ای به شماره ی 16/4د3 صادر نمود. این مصوبه که به اتفاق آرای نمایندگان فقهی تمام کشورهای اسلامی به تصویب رسید، حکم شرعی و اسالمی تمام روش های تلقیح بیان شده و تلقیح اسپرم غیرشوهر را به هر صورت که باشد، حرام اعلام کرد پس از صدور این مصوبه، در محافل علمی و تخصصی جهان، نظریه ی مذکور به عنوان نظر اسلامی پذیرفته و مورد توجه بوده است.
در کشور اردن هم کمیته علوم پزشکی فقهی اسلامی تشکیل شده و در جلساتی بحث در تلقیح مصنوعی، اعم از داخلی و خارجی مطرح شد، لذا پیرامون این مباحث نظراتی مطرح و جواز شرعی تلقیح مصنوعی داخلی به وسیله طبیب با شروط تالیه صادر گردید، این نظرات عبارتند از:
1- زوجیت بین زن و مرد باقی باشد، اسپرم مرد به رحم زن داخل و تلقیح شود.
2- اجرای عمل تلقیح بعد از ظن طبیت به بروز نتایج مثبت انجام شود و بیشتر ازیک بار می تواند اجرای تلقیح را تکرار کند.
3- پزشکانی که مساعدت به این کار می کنند، مورد اطمینان باشند.
4- ایجاد بانک های اسپرم چنانچه در غرب رایج است، جایز نیست و همچنین جایز نیست که اسپرم زوج بعد از وفاتش برای اجرای تلقیح حفظ شود.
5- اجرای تلقیح داخلی صحیح است در صورتی که اسپرم زوج به رحم زوجه اش در مقابل زوج داخل شود تا تلقیح صورت گیرد.
6- اسپرم مرد گرفته شود و در لوله آزمایشگاه و ظروف طبی خاص قرار داده شودو برروی آن اسم نوشته شود، آن گاه توسط خود آن مرد یا فرد مورد اطمینان او به آزمایشگاه فرستاده شود تا یک سری آزمایشات برری آن انجام شود و چون این امر مدتی طول می کشدکه ممکن نیست این عملیات در مقابل زوج صورت گیرد. لذا باید در مراکز مورد اطمینان انجام شود، بعد مرد آن اسپرم را از آزمایشگاه بگیرد و به مطب پزشک مراجعه کرده و در مقابل زوج آن اسپرم داخل رحم زوجه شود.
زمانی که تلقیح تخمک زوجه با اسپرم زوج در لوله آزمایشگاهی باشد، بعد نطفه به رحم زوجه برگردانده شود(تلقیح مصنوعی خارجی)، شروطی در آن لازم است که عبارتند از:
1- رابطه ی زوجیت بین آنها برقرار باشد.
2- با رضایت دو طرف باشد.
3- به واسطه ضمانات برای نقل و استعمال نکردن اسپرم غیر زوج و تخمک زوجه یا رحم غیرزوجه در جمیع مرال عمل تلقیح، از مخلوط شدن انسان در امان باشد.
4- کمیته پزشکی مورد اطمینان از نظر علمی و دینی در مرکز حکومت باشد یا مؤسسه رسمی غیرتجاری وجود داشته باشد که اقدام به اجرای این عمل کنند.
مهمترین دلیل موافقین آن است که این کار سبب می شود زوجین صاحب فرزند شوند ودر میان آنها مودت بوجود آید و زندگی آنها استمرار یابد و در مقابل مخالفین می گویند دارا شدن فرزند فقط از طریق مقاربت امکان پذیر است و بچه دار نشدن مشیت الهی است که تلقیح مصنوعی با آن مخالف است.
در مورد تلقیح با اسپرم غیرشوهر (اجنبی) فقهای اهل سنت عمدتاً این نوع از تلقیح را حرام می دانند که در ادامه به دو مورد از مهمترین ادله آنها اشاره می شود:
الف) بدون شک این عمل انسان را به سوی دایره ی حیوانات و نباتات سوق می دهد از انسانیت و جامعه مدنی خار می سازد این عمل جرمی زشت و گناهی بزرگ است که با زنا دارای یک ماهیت می باشد و نتیجه شان یکی است (هر دو قراردادن عمدی منی مرد در رحم زن نامحرم است) و در ثانی این عمل از فرزند خواندگی پست تر است چرا که در آنجا معلوم است که این طفل فرزند دیگری است ولی در اینجا معلوم نیست و یک عنصر بیگانه وارد == می شود.
ب) استناد به آیه شریفه «وادعوهم لآبائهم هواقسط عندالله» خداوند در این آیه بیان می کند فرزندان را به پدران خود نسبت دهید ولی در این نوع تلقیح اختلاط نسب پیش می آید و فرزند در حالی به زوج نسبت داده می شود که از نطفه او تشکیل نشده و وی به طور قطع می داند که این طفل فرزندش نیست و در نتیجه باید او را نفی کند نه این که فرزند خود به حساب آورد.
چنین به دست می آید که جواز تلقیح مصنوعی داخلی بین زوجین اجماعی است، اما نسبت به مسئله تلقیح مصنوعی خاری اختلاف نظر وجود دارد، بعضی از علما اجازه داده اند و بعضی دیگر جایز ندانسته اند.
2) نسبت
از جمله معاصرینی که این موضوع را مورد بحث قرار داده اند، شیخ عبدالباسط است. ایشان می گوید: «اگر تخمک زن با اسپرم مرد اجنبی تلقیح شود وزن غیر متزوجه باشد، فرزند منسوب به آن زن است مثل ولدالزنا و به صاحب اسپرم منسوب نمی شود، چون نطفه او هدر رفته است، اماا اگر زن متزوجه باشد، فرزند منسوب به زوج است به واسطه قول پیامبر(ص) که فرموده اند: «الولد للفراش و للعاهر الحجز، فرزند منسوب به زوج او است». همچنین اگر زوج یقین داشته باشد که فرزند از او نیست، می تواند با لعان کردن، فرزند را از خودش نفی کند و نکاح بین آن دو فسخ شود که در این صورت نسب ولد از زوج منتفی می شود و فقط به مادرش ملحق می شود. اما اگر علم داشته باشد که از او نیست، ولی راضی به او باشد، نسب ولد به زوح ثابت می شود ولی زوج گناهکار است و چنانچه آن فرزند پسر باشد، بر دختران این مرد واجب است که خود را از اوبپوشانند و حجاب خود را رعایت کنند و اگر دختر است به خاطر احتیاط پسران این مرد با او ازدواج نکنند.
«شیخ عطیه صفر» در بحث خود پیرامون این مسئله، این نظریه را قبول کرده است.
بنابر این، در هر دو نوع تلقیح، فرزند منسوب به همسر(زوج)مادر است که حامل این حمل بوده این حکم از اصلش تغییر نمی کند، چون احکام مبنی بر ظاهر است. در مثل این قضیه پیامبر(ص) به همین حکم ، یعنی «الولد للفراش و للعاهر الحجر» قضاوت کرد و حکمی برای احدی بعد از پیامبر نیست.
نتیجه ای که از این بحث حاصل می شود این است که طبق نظر فقهای اهل تسنن، نسب مولود از تلقیح مصنوعی به زوج حامل ملحق می شود، حتی اگر از اسپرم اجنبی باشد. اما اگر زن حامل غیر متزوحه باشد، فرزند پدر ندارد و فقط منسوب به امل است و مادر دارد، برخلاف نظر فقهای امامیه که در هر صورت نسب فرزند را به صاحب اسپرم ملحق می کنند.
3) موارد حرمت تلقیح مصنوعی
طرفی که در تلقیح مصنوعی، اعم از داخلی و خارجی استخدام آن حرام است عبارتند از:
1- تلقیح بین نطفه زوج و تخمک زن اجنبی باشد ، بعد نطفه در رحم زوجه قرار داده شود.
2- تلقیح بین نطفه اجنبی و تخمک زوجه باشد، بعد به رحم زوجه منتقل شود.
3- تلقیح خارجی بین اسپرم و تخمک زوجین باشد، بعد در رحم استیجاری قرار داده شود، یا در رحم زنی که تبرعاً جمل آن جنین را به عهده گرفته، قرار گیرد.
4- تلقیح خارجی بین اسپرم و تخمک مرد اجنبی و زن اجنبیه باشد، بعد نطفه در رحم زوجه قرار گیرد.
5- تلقیح خارجی بین اسپرم و تخمک زوجین باشد، بعد در رحم زوجهدیگر مرد که چند همسر دارد قرار گیرد.
در بین صورت های مختلف تلقیح حرام که ذکر گردید، یکی از صورت هایی که بسیار محل بحث و اختلاف نظر می باشد، صورت سوم است(رحم استجاری) که در ادامه حکم این مسئله را از دیدگاه اهل تسنن مورد بررسی قرار می دهیم.
4) حکم رحم استیجاری
اکثر علمای که در این قضیه بحث کرده اند اعتبار را در مادر حمل و ولادت می دانند و استدلالشان بر این مطلب به آیات قرآن می باشد که عبارتند از:
1- «ان امهاتهم الا اللائی و لدنهم...»
2- حملته امه کرهاً وضعته کرهاً...»
3- «لا تضار والده بولدها...»
4- «والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئاً...»
«شیخ عبدالباسط» در مقاله ای تحت عنوان «طفل آزمایشگاهی» بیان می دارد: «فرزند منسوب به مادرش است که او را حمل کرده، اما صاحب تخمک مثل مرغی است که تخم می گذارد و جوجه اش منسوب به او نیست ، بلکه منسوب به کسی است که حضانت آن را داشته، همچنین مادری که تخمک را حمل می کند و جنین در رحم او رشد کرده و تغذیه می کند ومتحمل دردها و سختی هایی می شود، فرزند منسوب به او است و از آن مادر ارث می برد و زن هم از آن فرزند ارث می برد و آن زن همه احکام فرزند را نسبت به نفقه و حضانت بدست می آورد، اما صاحب تخمک نقشی ندارد و احامی بر او مترتب نمی شود».
اما دکتر «محمدعباس» در جواب شیخ عبدالباسط می گوید:«اصل جنین تخمک است که همه صفات مادر و پدر را بعد تلقیح حمل می کند و اساس حنین می باشد، مثل بذر برای گیاه و رحمی که آن تخمک را حمل کرده مثل زمنی است که بذر در آن قرار داده می شود، چگونه علاقه صاحب تخمک به آن جنین هدر می رود؟ وی در نهایت می گوید: هر کدام از صاحب تخمک و رحم، مادر هستند، یکی از آن دو از جهت نسب و آن صاحب تخمک است و دیگری مثل مادر است از جهت رضاع»
وقتی بین علما در این قضیه اختلاف باشد، پس احتیاط در انساب این است که از کاشتن جنین در غیر رحم مادر منع شود، اگر چه زن صاحب رحم، همسر دیگر صاحب اسپرم باشد، پس سزاوار است عمل تلقیح مصنوعی بین زوج و زوجه، یعنی صاحب تخمک و صاحب اسپرم اکتفا شود. این نظر «شیخ علی الطنطاوی» است که قلمرو این عمل را به همین مقدار، به سبب احتمال بروز مشکلاتی که بر این امر مترتب می شود، محدود نموده است.
5) نظر چند تن از علمای اهل سنت در مورد تلقیح با اسپرم بیگانه
سؤال: اگر تلقیح بین اسپرم مرد در رحم زن اجنبیه صورت گیرد آیا زنا محسوب می شود؟
- شیخ مصطفی زرقاء: «ممکن نیست این صورت مثل زنای حقیقی مباشر باشد، چون در آن رکن معروف زنا که دخول و مباشرت است، نیست و ممکن نیست که قاتل به استحقاق عقوبت به حد زنا که شرع در حالت زنای حقیقی، واجب دانسته شویم، فقط این عمل چون ممنوع بودهف اگر انجام شود مستوجب تعزیر است».
- شیخ عطیه صقر: اگر تلقیح مصنوعی به غیر اسپرم زوج باشد، چه با رضایت او باشد چه نباشد، حرام است، چون فرزند مرد دیگر است و از خانواده شمرده نمی شود اما تلقیح با داخل کردن فرد غریبه در خانواده صورت زنان را جمع می کند که انساب با آن مخلوط می شودف روابط ضعیف شده و حقوق ضایع می شود و حسد و کینه را در دلها می کارد و اگر صورت تلقیح با صورت زنا مختلف نبود، حدی که برای زنا مقرر شده به این تلقیح هم واجب می شود».
- شیخ محمود شلتوت: زمانی که تلقیح با اسپرم مرد احنبی باشد، انسان را از سطح انسانی خارج می کند و این عمل در نظر شریعت گناه بزرگ است، با زنا در یک چارچوب قرار می گیرد و حقیقت شان و نتیجه شان یکی است، چون قرار دادن اسپرم مرد اجنبی است در رحمی که بین آن دو ارتباط به سبب عقد زوجیت شرعیه نیست. اگر در صورت جریمه کوتاهی نبود حکم تلقیح در این حالت حکم زنا بود».
- شیخ الطنطاوی: «خیر، زنا محسوب نمی شود و حد بر او جاری نمی گردد، چون اقامه حد شروطی دارد که اینجا محقق نشده، ولی تعزیر می شود».
6- نتیجه
از نظراتی ه فقهای اهل تسنن در مورد تلقیح با اسپرم بیگانه بیان نمودند، چنین به دست می آید که این صور، زنا محسوب نمی شود، چون حقیقت زنا بر آن صدق نمی کند و فاقد شرایط زنا(دخول مباشرت و لمس) است، پس حد بر آن جاری نمی شود، ولی تعزیر می شود. اما بعضی از ایشان هم قائلند که زنا محسوب می شود، ولی در اجرای حد زنا تردید می کنند.
همچنین در مورد انتقال تخمک زنی به زن دیگر یا انتقال جنین به رحم اتیجاری، باید گفت: این دو ملحق به صورت اولی می شوند که طبق نظر علما، فقط بر آن تعزیر مترتب است.
فصل چهارم: آثار فقهی و حقوقی مترتب بر تلقیح مصنوعی:
1- ماهیت و شرایط پذیرش نسب
اهمیت بحث نسب در احام وضعی بسیار بوده زیرا با تشخیص انتساب فرزند حاصله از طریق درمان ناباروری با استفاده از روش تلقیح مصنوعی و جنین می توان در مورد مسائل مهم دیگر همچون محرمیت، ارث، نفقه، حضانت و ... نظر دارد. بنابراین صرف نظر از جواز یا عدم جواز تلقیح مصنوعی ضروری است، نسب صفل متولد از آن بررسی گردد.
مفهوم نسب
نسب از نظر لغت مصدر به معنی قراب، اصل، نژاد، خویشاوندی و علاقه و رابطه بین دوشی (انسان) معنا شده است.
با آنکه باب اول ای کتاب هشتم قانونی مدنی ایران به احکام مربوط به نسب اختصاص داده شده است ولی تعریف صریحی از ماهیت نسب در این قانون به چشم نمی خورد، از این رو حقوقدانان به منظور شناسایی ماهیت حقوقی نسب تعاریف مختلفی را ارائه داده اند.
به منظور دستیابی به تعریف جامعی از ماهیت حقوقی نسب، لازم است ابتداءاً تعاریفی را که در این زمینه از سوی فقها و حقوقدانان ارائه شده است را مورد بررسی قرار دهیم.
صاحب جواهر در تعریف نسب می نویسد:
«نسب عبارتست از منتهی شدن ولادت شخصی به دیگری مانند پدر و پسر یا انتهای ولادت دو شخص با ثالث، مانند دو برادر و پدر»
ایرادی که در تعریف فوق به نظر می رسد این است که اتصال ولادت در حقیقت، منشأ اعتبار رابطه نسبی است ولی حقیقت نسب امری است که از اتصال ولادت انتزاع می شود لذا در این تعریف بین امر اعتباری و منشأ امر اعتباری خط شده است.
دکتر حسین امامی، نسب را این چنین تعریف کرده است: «نصب مصدر است و به معنی قرابت و خویشاوندی می باشد» سپس اضافه می کند: «نسب امر است که به واسطه انعقاد نطفه از نزدیکی زن و مرد به وجود می آید از این امر، رابطه طبیعی خونی بین طفل و آن دو نفر که یکی پدر و دیگری مادر باشد موجود می گردد».
محمد بروجردی عبده می نویسد: «نسب علاقه ای است بین دو نفر که به سبب تولد یکی از آنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالث حادث می شود».
ایرادی که در این تعاریف و دیگر تعاریف مربوط به نسب ملاحظه می شود این است که نسب را به امر حاصل از انعقاد نطفه زن و مرد و ارتباط تکوینی و واقعی تعریف نموده اند و چون در مقام تعریف باید از الفاظ مبهم پرهیز شود، از این رو تعاریف فوق موجه به نظر نمی رسد.
به نظر می رسد، علت عدم انطباق مفهوم نسب در تعرایف گوناگون ناشی از نحوه تعرف آنهاست یعنی عده ای از حقوقدانان به جای تعریف نسب به تعریف قرابت نسبی که دامنه آن از نسب وسیع تر می باشد، پرداخته و ازنسب تعریفی نکرده اند، به عبارت دیگر قرابت نسبی و نسب با هم فرق دارند. علیهذا برای روشن شدن بحث لازم است نسب خاص را از قرابت نسبی یا نسب عام تفکیک کرده و هر یک را علحده تعریف کنیم:
نسب عام: نسب عام یا قرابت نسبی عبارت است از علاقه و رابطه خونی و حقوقی موجود بین دو نفر که در اثر تولد یکی از آنها از دیگری یا تولد هر دو از شخص ثالث به وجود آمده است.
نسب خاص: نسب به معنای خاص عبارت است از علاقه و رابطه خونی و حقوقی موجود بین دو نفر که در اثر تولد یکی از صلب یا بطن دیگری به وجود آمده است. این رابطه وقتی از جانب طفل، مورد نظر قرار گرفته باشد نام «نسب» را به خود می گیرد و وقتی که از طرف پدر، مورد نظر واقع شود به نام «ابوت یا رابطه پدری» و وقتی که از جانب مادر مورد توجه قرار گیرد به نام «رابطه مادری» نامیده می شود.
بحث حاضر فقط به بررسی نسب به معنای اخص یعنی رابطه پدر فرزندی و مادر فرزندی در مورد طفل از مادر جانسین اختصاص دارد.
منشأ انتساب فرزند به پدر
دیدگاه عرفی
از نظر دانش پزشکی (عرف خاص)، منشأ پیدایش شو ماده سازنده چنین از ناحیه پدر، اسپرم موجود در منی انسان است و دراین، تردید نیست. از سوی دیگر، عرف(عام) هم، معیار و ملاک نسب و ارتباط بین دو انسان را پیدایش یکی از دیگری می داندف نه ولات تنها. بر این اساس، برای بیان این امر واقعی و تکوینی، عنوانی به نام «نسب» انتزاع کرده است.
قانون نیز در مجموع موارد مربوط به نسب، نظر به وجود پیدایش یکی از دیگری داشته است، منتها راه پیداش را بنا به دلایل و مصالحی محدود کرده است، حال این پرسش مطرح می شود که اگر راه و شیوه هایی به وجود آید که در چارچوب مصالح و مفاد قانون به تولید مثل بپردازند آیا به صرف اینکه آن راه ها در قانون سابقه نداشته و قانون گذار به آن تصریح نکرده، نسب ناشی از آنها نباید به رسمیت شناخته شود؟
ما در این بحث با تکیه بر مبانی قانون گذار ایرانیف به ویژه در بخش«کتاب هشتم» قانون مدنی و نیز به دلیل اصل 167 قانون اساسی که در موارد نبود نص قانونی به منابع معتبر اسلامی ارجاع می دهد، به پرسش فوق پاسخ خواهیم داد.
دیدگاه قرآن و روایات
قرآن مجید در آیه 54 سوره مبارک فرقان منشأ پ1یدایش انسان و ملاک نسب را با تعبیر بسیار زیبا چنین بیان کرده است.
و هو الذی خلق من الماء بشراً فعله نسباً و صهراً...،
و اوست کسی که از آب، بشری آفرید و او را (دارای خویشاوندی) نسبی و دامادی قرار داد...
در کلمه «الماء» دو احتمال داده شده: 1- مطلق آب، یعنی منشأ پیدایش اشیای زنده، مطلق آب است. در تائید این احتمال می توان به آیه «و جعلنا من الماء کل شیء حی» استناد جست و 2- نطفه، یعنی بشر از نطفه خلق شده است. مؤید این احتمال، آیه «انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج...» است.
احتمال اخیر را علامه طباطبایی تقویت می کند و سیاق آیه هم به همین اشعار دارد.
در هر صورت، در آیه دو نکته بسیار ظریف وجود دارد: یکی، منشأ پیدایش و ماه سازنده بشر با تعبیر خلق (به معنای ایجاد و ابداع کردن که از صفات اختصاصی خداوند است) بیان شده، چنانکه نسب و صهر با تعبیر جعل (به معنای گرداندن و تغییر دادن چیزی بر یک حالت خاص که می تواند صفت غیر خدا هم باشد) بر واژه «بشراً» مترتب شده است. لذا وجود دو تعبیر خلق و جعل در کنار هم و در یک آیه اشعار به این دارد که این دو، دو معنای متفاوت دارند. نکته دیگر، از تفریع «فحعله نسباً و صهراً» بر «خلق من الماء بشراً» استفاده می شود که همان بشر خلق شده از آب، دارای نسب است و نسب وی، اعتبار و حالت تغییر یافته ای از آب «نطفه» است و از غیر آن نشئت نمی گیرد، بلکه با لحاظ منشأ خلقت بشر، نسب اعتبار و تشریع می شود.
همین معنا در روایات، واضح و روشن بیان شده است، مثلاً امام جعفر صادق(ع) از امام علی(ع) نقل می کنند که فرمودند:
جاء رحل الی رسول الله (ص) فقال: کنت اعزل عن جاریه لی فجاءت بولد فقال (ص): ان الوکاء قد ینفلت فالحق به،
مردی نزد حضرت رسول (ص) آ«د و گفت: کنیزی که هنگام آمیزش با او، عزل می کردم، فرزندی به دنیا آورد. پیغمبر (ص) فرمودند: گاهی بند مشک رها و فرزند به او ملحق می شود.
رها شدن بند مشک کنایه از ورود منی مرد به رحم زن است و از همین جهت که منی (اسپرم) منشأ پیدایش فرزند است، فرزند به او ملحق می شود.
درباره منشأ پیدایش فرزند از ناحیه پدر، آیات و روایات دیگری هم وجود دارد و از مجموعه آنها استفاده می شود که نسب دارای منشأ تکوینی و واقعی است، به عبارت دیگر، در عرف اجتماعات پیش از ظهور اسلام، نسب از پیدایش یک انسان، از ترکیب نطفه وارد شده مرد به رحم زن حاصل می شده است و این امر، منشأ اصلی الحاق طفل به مرد و اساس تحقق نسب بوده است. آنچه مسلم است، پس از ظهور اسلام هم این مبنای طبیعی و واقعی مورد انکار و رد قانونگذار اسلام قرار نگرفته است و به اصطلاح اصولی در مورد عنوان نسب حقیقت شرعی وجود ندارد.
در فقه نیز نسب به همین معنای عرفی اطلاق می گردد (مصادیق این معنا در مسئله مساحقه، حرمت الحاق فرزند ناشی از زنا از سوی زن به شوهر، حرمت نفی نسب واقعی یا اثبات نسب غیر واقعی (لعان) و ... نمایان است). قانون مدنی و حقوق هم غیر از این معنا، معنای دیگری را اعتبار نکرده اند.
در مورد نسب پدری ناشی از شیوه های جدید تولید مثل هم، قانون مدنی با توجه به مبنای پذیرفته شده در آن، که برگرفته از مبانی فقه شیعه است، نمی تواند اعتبار دیگری مقرر کند، یعنی مانند حقوق فرانسه نمی تواند نسب قانونی را برای متقاضیان جنین مقرر کند، چون طبق دیدگاه قرآن مجید اعتبارهای غیرواقعی و قراردادهای فرزندآوری و انتساب فرزند ژنتیکی دیگران به طرف قرارداد، غیرمشروع و بی اثر است، چنانکه در آیه زیر این معنا به صراحت بیان شده است:
و ما جعل ادعیاء کم ابنائ کم ذلکم قولکم بأفواهکم و الله یقول الحق و هو یهدی السبیل، ادعوهم لآبائهم ... فان لم تعلموا آباء هم فاخوانکم فی الذین و موالیکم و لیس علیکم جناح فیما اخطاتم به ولکن ما تعمدت قلوبکم.
و پسرخواندگانتان را پسران (واقعی) شما قرار نداده است. این، گفتار شما به زبان شماست، (ولی) خدا حقیقت را می گوید و (اوست) که به راه راست هدایت می کند. آنان را به نام پدرانشان بخوانید... و اگر پدرانشان را نمی شناسید، پس برادران دینی و موالی شمایند و در آنجه اشتباهاً مرتکب آن شدید بر شما گناهی نیست ، ولی در آنجه دل هایتان عمد داشته است.(مسئول هستید)
خلاصه: مفاهیم برداشت شده از قرآن و روایات همان برداشت عرفی است و همین برداشت و مفهوم نسب پدری، در نظر حقوق اسلامی از جمله قانون مدنی معتبر است. پس نسب پدری، رابطه ای است اعتباری که از پیدایش فرزند از اسپرم انسان دیگر انتزاع می شود.
منشأ انتساب فرزند به مادر
قانون، از نسب مادری نیز تعریف خاصی ارائه نداده است. در نتیجه، با توجه به اصل 167 قانون اساسی، باری بررسی نسب مادری به منابع معتبر اسلامی رجوع می کنیم.
بیان نظریه ها
در مورد معیار پیدایش فرزند از ناحیه مادر، عده ای از فقها و حقوقدانان ملاک انتساب فزند به مادر را، زاییدن می دانند، عده ای دیگر می گویند: برای پیدایش هر فرزند دو عامل تأثیر گذار است: یکی، پیدایش فرزند از تخمک و دیگری، حمل فرزند و ولادت وی از مادر. دارنده اینن دو عامل با هم مادر است و گروه سومی، ملاک انتساب را، پیدایش فرزند از تخمک زن دانسته اند.
استدلال های هر یک به این شرح است:
گروه نخست: از نظر این گروه «اساساً در زمان نزول آیات و صدور روایات مردم به اطلاعات جدید پزشکی که کودک، حاصل لقاح اسپرم و تخمک است، آگاهی نداشتند و رحم زن را ظرف رشد جنین می پنداشتند و با وجود این، زن صاحب رحم را مادر می دانستند. این نشان می دهد که مبنای داوری آنها زاییدن بود، یعنی زنی که کودک را زایمان می کرده او را مادر می دانستند و قانون کذار اسلام نیز این عرف را تحت شرایطی امضا کرد»
از این گروه اند: صاحب ایضاح الفوائید،آیت الله خوئی، آیت الله شیخ جواد تبریزی و بسیاری از فقهای اهل سنت. این گروه برای تأیید نظریه خود به آیات چندی استدلال می کنند. نخستین آیه و مهمترین آیه ای که همه ی آنها به آن استدلال کرده اند، این آیه است.
ان امهاتهم الا اللانی و لدنهم
آنان مادرانشان نیستند. مادران آنها تنها کسانی اند که اینان را زاده اند.
بهره برداری اینان از آیه بدین گونه است که آیه مطلقاً زنانی را که می زایند، مادر محسوب داشته است، خواه تخمک از وی باشد یا نباشد، به خصوص که با کلمات حصر، این مفهوم را اعلام نموده است و حصر در اینجا، اگر جه اضافی است و در رد کسانی که با (ظهار)، زنانشان را مادرشان می پنداشتند، اما در علم اصول ثابت شده که مورد، مخصص یا مقید نیست ونزد عقلا ظهور کلام ملاک اعتبار است.
آیات استنادی دیگر، آیات زیر است:
و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرهاً
و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم، مادرش با تحمل رنج، به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد.
و وصینا الانسان بوالدیه ملته امه و هناً علی و هن
و انسان را دربا ه پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش به او باردار شد، سستی بر روی سستی.
چگونگی استدلال این گروه به آیات مزبور این است که خداوند مادر را چنین توصیف می کند. مادر است کهحمل و زایمان می کند و رنج و مشقت بارداری و سستی آن را تحمل می کند. پس مفهوم مخالف آن این می شود که اگر زنی مل نکند و نزاید و مشقت های حمل را تحمل نکند، مادر نیست.
استدلال عقلی آنان چنین است: فرزند تنها نتیجه تخمک و صفات به ارث برده شده از زن ها نیست، بلکه فرزند و به طور کلی انسان نتیجه تعاملش با محیط اطراف است، خصوصاً آن زمانی که به صورت جنین به دیواره رحم چسبیده و همه وجود و رشد روانتی و جسمی وی متأثر از رحم می باشد، نان که خداوند می فرماید:
یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقا من بعد خلق فی ظلمات ثلاث
شما را در شکم های مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی (دیگر) در تاریکی های سه گانه (مشیمه، رحم و شکم) خلق کرد.
باز در جای دیگر می فرماید:
الله یعلم ما تحمل کل انثی و ما تغیض الأرحام و ما تز داد ...
خدا می داند آنچه را کههر ماده ای (در رحم) باز می گیرد، و (نیز) آنچه را که رحم ها می کاهند و آنچه را می افزایند.
پس کاهش و افزایش در جنین از مواردی است که رحم زن حامل آماده کرده است. در این صورت آیا سزاوار است که صاحب تخمک را مادر بدانیم و نقش صاحب رحم را به اندازه پرورش دهنده کاهش دهیم؟
گروه دوم: این گروه، به رغم اینکه معیار پیدایش فرزند از ناحیه پدر را یک عامل می دانند و آن اسپرم مرد است، ولی ارتباط و انتساب فرزند به مادرش را بر اثر دو عامل می دانند: 1- ارتباط تکوینی و وارثتی فرزند به مادر که به وسیله تخمک حاصل می شود و 2- ارتباط حملی، ولادتی وحضانتی که به وسیله رحم محقق می شود.
پس زمانی که تخمک از زنی باشد که مسئولیت حمل را به عهده نمی گیرد و حامل جنین، زن دیگر باشد، دو عامل انتساب فرزند به مادر در هیچ یک از صاحب تخمک و صاحب رحم وجود نداشته، و هیچ کدام مادر محسوب نمی شوند.
عده دیگری از طرفداران این نظریه معتقدند: هم صاحب تخمک و هم صاحب رحم هر دو مادر مشروع تلقی می شوند. استدلال آنها این است که روایات به مواردی انصراف دارند که رحم زن یکی از دو رکن تشکیل دهنده جنین است. یعنی نطفه به وسیله تخمکی که به وسیله رحم تولید می شود، تشکیل شده باشد و در فرض بحث که رحم، تولید کننده و در نتیجه تشکیل دهنده نطفه نیست،بلکه جنین تنها در رحم او پرورش یافته و نوزاد از او متولد شده، احتیاطاً مادر تلقی خواهد شد و این گونه فرزندان دو مادری هستند.
بعضی دیگر از طرفداران این گروه معتقدند: اگر چه نمی توان هر دو را مادر نسبی به حساب آورد، اما فرزند با هر یک از صاحب تخمک و صاحب رحم یک نوع ارتباطی دارد و هر دو را می توان به عنوان مادر رضاعی تلقی کرد، زیرا هر دو در پیدایش و تکون نوزاد تأثیر گذار و سهیم بوده اند و از سوی دیگر، دلیل قاطعی هم نیست که مادر بودن شرعی به هریک از آن دو اختصاص دارد.
گروه سوم: این گروه اعتقاد دارند که ملاک مادر بودن در نظر عرف، همانند ملاک پدر بودن است. عرف، زنی را که در نخستین مرحله آفرینش کودک دخالت دارد و در ایجاد و پیدایش جنین سهم دارد، به عنوان مادر تلقی می کند و او، جز صاحب تخمک کس دیگری نیست، زیرا تخمک وی در نخستین مرحله وجود کودک دخالت داشته و نطفه جنین از ترکیب تخمک و اسپرم به وجود آمده است و مراحل بعدی اعم از تغذیه، پرورش و رشد جسمانی و روحی جنین هیچ نقشی، جز استمرار، بقا و رشد وی ندارند.
از این گروهند: امام خمینی، آیت الله صانعی، آیت الله مؤمن قمی، دکتر شهیدی و ... و از فقهای اهل سنت شیخ مصطفی زرقاء، دکتر یوسف قرضاوی و ....
به نظر می رسد قول درست، نظریه سوم باشد، چرا که بر استدلال های محکمی استوار است. بی تردید، فرزند مزبور با هریک از دو زن، صاحب تخمک و زنی که وی را حمل و زایمان کرده است، ارتباط تکوینی و واقعی دارد، اما نکته مهم این است که کدام یک از این دو ارتباط، ملاک رابطه مادری و فرزندی است؟
از نظر دانش پزشکی به اثبات رسیده است که منشأ پیدایش و سول سازنده جنین از ناحیه مادر،تخمک زن است و براساس آخرین اطلاعات پزشکی، رحم زن، جز نقش های متعددی در تغذیه، رشد، حفظ و نقش هایی شبیه اینها، نقش دیگری ندارد.
از سوی دیگر، عرف از پیدایش طفل از نطفه زن و مرد، یک نوع رابطه واقعی و طبیعی انتزاع می کند که نسب نام دارد. در عرف گذشته، راه تشخیص پیدایش و تکون فرزند، زایمان و زاییدن بود، ولی این معیار، بعد از پیشرفت های علمی و کشف منشأ پیدایش جنین، اعتبار گذشته خود را ندارد، یعنی أماره بودن زایمان مطلق نیست و از نظر قضایی، اثبات خلاف أماره بودن زایمان را حفظ کرده و واقعیت های علمی و واقعی را در حالا عادی مناط اعتبار تلقی نکرده است.
بنابراین، اگر همان عرف در مورد خاصی یقین داشته باشد که زنی نابارور است، آیا به صرف اینکه قدرت حمل و زایمان دارد، او را مادر تلقی می کند؟ در حالی که در عکس این مورد، یعنی جایی که به علل مختلفی، مثل مرگ مادر، زود رسیدن جنین، وجود خطر جانی برای مادر یا فرزند و ... با عمل جراحی جنین از رحم زن بارور بیرون آورده می شود و در رحم مصنوعی با مراقبت های ویژه رشد می یابد، عرف تردیدی ندارد که زن حامل و صاحب رحم، به رغم اینکه او را نزاییده است، مادر واقعی نوزاد محسوب می شود و این دلیلی ندارد، جز اینکه عرف منشأ پیدایش فرزند را غیر از زایمان و حمل می داند. از سوی دیگر، همین ملاک عرفی هم مورد تأیید قانون گذار اسلام قرار گرفته است:
هوالذی خلق من الماء بشراً فجعله نسباً و صهراً
در این آیه نسب نتیجه پیدایش و ثمره نطفه قلمداد شده است. این معنا، هم از تعبیر «جعل» نسبت به نسب و هم از تفریع «جعل نسب» بر «خلق از ماء» قابل استفاده است. همچنین در آیه «انا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج»، امشاج به معنای اخلاط است. یعنی همان زیگوت حاصل از ترکیب اسپرم و تخمک مرد و زن که در اصطلاح متشرعه و فقهی از آن به نطفه أمشاج تعبیر می شود. با عنایت به این معنا، آیه به روشنی دلالت می کند که منشأ ایجاد انسان نطفه است، که مخلوطی از اسپرم و تخمک (دوماء) می باشد. در این زمینه به آیات وروایات دیگری نیز می توان استناد کرد.
استدلال های گروه نخست به قرار زیر قابل خدشه است:
1- استناد به آیه «إن أمهاتهم الا اللانی و لدنهم» وافی به مقصود آنها نیست، زیرا اولاً، آیه اطلاق ندارد، بلکه در مقام رد پندار کسانی است که گمان می کردند به صرف «اظهار»، زنانشان مادرشان می شود و در نتیجه برایشان حرام ابدی می گردد. لذا در بیان مفهوم شرعی «ام» نبوده و مقدمات حکمت جهت اخذ اطلاق تمام نیست تا گفته شود مورد نمی تواند تخصیص بزند، ثانیاً، معنای اصلی «ولد» جنین است:
خروج شیء عن یء و نتاجه بالتکون عنه ... فالأصل و هو تکون شیء عن شیء آخر، محفوظ و منظور فی هذه المشتقات و هی ولدن، ولدت والده، ولد، والدات و مولود،
بیرون شدن چیزی از چیزی دیگر است و پیدایش از آن ثمره اش می باشد. این اصل (پیدایش چیزی از چیز دیگر) در همه مشتقات و تعابیر متفاوت لغت «ولد» وجود دارد...
بر این اساس، آیه، ظاهر در این است که مادران شما کسانی هستند که شما را به وجود آورنده اند و زنان شما، چون شما را به وجود نیاورده اند، مادر شما محسوب نمی شوند. طبق این معنا، آیه هیچ گونه دلالتی بر زاییدن و زایمان زنان نمی کند تا مشعر یا صریح در این باشد که ملاک مادر بودن، زایمان است، بلکه به عکس، ظاهر در این است که منشأ پیدایش فرزند که صاحب تخمک می باشد، مادر است و بی تردید حمل جنین توسط رحم و سپس زایمان، منشأ پیدایش فرزند محسوب نمی شود، چون حمل و زایمان به وجود آورنده نیستند. شاهد بر درستی این معنا، آیات متعددی است که در آنها بر پدر هم اطلاق «والده» شده است و حال آنکه پدر نمی زاید، بلکه به وجود آورنده است، پس استدلال به آیه تمام نیست.
2- آیه های «و وصینا الانسان بوالدیه، ملته امه وهناً علی و هن» و «وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرهاً» دلالت ندارند که مادر، کسی است که حمل نماید و بزاید و یا سختی راتحمل کند، بلکه خبر از یک واقعیت خارجی می دهد و به انسان تذکر می دهد: آن وقت که جنین بوده اید، مادر، شما را حمل و زایمان کرده است پس، از نیکی در حق آنها دریغ نکنید، یعنی جنبه قانون کلی از آن استفاده نمی شود، بلکه از آن نوعی ارزش گذاری و قدرشناسی نسبت به مادری که غالباً حمل کننده جنین است، فهمیده می شود. به اضافه، طبق این آیات،اطلاق «ام» بر زن حامل، پیش از زایمان صحیح است. پس زایمان، ملاک تعیین مادر نیست.
در مجموع، آیات یاد شده و آیات دیگر، اولاً، در مقام بیان شرعی مفهوم«ام» نیستند تا گفته شود: هرکس شما را زاییده است، مادر شما است، بله، اگر می گفت: مادر کسی است که شما را حمل کند و بزاید،بر معنای مادر بودن دلالت می کرد،
ثانیاً، فقیهان و حقوق دانان اسلامی اتفاق نظر دارند که عناوین پدر بودن، مادر بودن، فرزندی و دختری از عناوینی هستند که معنای شرعی ندارند،بلکه با همان معنا و مفاهیم عرفی موضوع احکام قرار گرفته اند.
ثالثاً، صرف نظر از ظهور کله «ولد با همه مشتقاتش» در معنای موجود شدن و پیدایش، یادآوری ویژگی حمل و زایمان در این آیات، از باب غلبه است، به طوری که در آن زمان، همیشه چنین بوده است.
استدلال به حکمت ها و جنبه های عقلی در نظریه گروه نخست نیز به نظر می رسد به قیاس شبیه تر است. به اضافه، احکام به همان عناوین موضوعات خارجی مترتب می شوند، نه بر ملاک آنها خصوصاً که احراز ملاک های واقعی احکام وعلم به آنها، غیرممکن است. گذشته از اینها نقش های مختلف رحم در پرورش جنین، اگر چه فراتر ازیک ظرف و تغذیه تنهاست، اما این مقدار آگاهی از نقش های رحم، جنبه سازندگی و تشکیل دهندگی برای جنین را ندارد و داوری عرف را درباره پیدایش جنین از اسپرم و تخمک دگرگون نمی کند.
از توضیحاتی که در نقد نظریه نخست و توضیح نظریه سوم بیان شد، ناتمام بودن نظریه گروه دوم روشن می شود. البته همه این توضیحات بدین معنا نیست که صاحب رحم (بدن اینکه تخمک از وی باشد) دارای حق نسبی بر فرزند نیست.
بنابراین، عرف از رابطه ژنتیکی فرزند به صاحب اسپرم و تخمک، عنوانی، اعتبار و مقرر می کند که «نسب» نام دارد. در نتیجه این تعریف، دیگر عنوان نسب یک اعتبار صرف و قراردادی نیست تا بتوان با وضع و تدوین قانون، رابطه شخص را از منشأ ژنتیکی اش جدا نمود، بلکه عنوان دارای منشأ تکوینی، واقعی و طبیعی است.
البته به نظر می رسد این مفهوم از نسب با مفهوم «والدین قانونی» که در غرب در مورد فرزند به دنیا آمده از راه باروری های پزشکی گسترش یافته سازگار نیست، بلکه مفهوم «والدین قانونی» (نه «والدین ژنتیکی») ، با مفهوم«حضانت» در فقه و حقوق اسلامی سازی دارد، زیرا به رغم انتساب شخص به والدین ژنتیکی و میل آن دو به ترتیب فرزند، قانون، والدین قانونی یا نگهدارنده (حاضن) تعیین می کند و حتی در بعضی از این ایالت ها پا را فراتر نهاده و برای فرزند، تنها به نام والدین متقاضی که قانونی محسوب می شوند، شناسنامه صادر کرده و والدین ژنتیکی را از هر گونه ادعای نسبت به فرزند محروم می کنند. این نشان می دهد که از نظر آنان والدین قانونی، والدین ژنتیکی و اصلی نیستند، اما برای حل بیماری و معضی ناباروری این راه را در پیش گرفته اند و این همان مسئله و نقطه ای است که اسلام با آن مخالف است، چون موجب گم شدن و قطع نسب و بلکه اختلاط انساب می شود، ولی اگر نام هر دو والدین ذکر گردد، ظاهراً عیرمشروع و غیرقانونی نخواهد بود.
شرایط قانون گذار اسلام و ایران برای پذیرش نسب
برای پذیرش نسب در دو دیدگاه فوق، ضوابط و شرایطی مقرر شده است. پاره ای از این شرایط ثبوتی اند (مثل وجود رابطه زوجیت، وقوع نزدیکی، انعقاد نطف در زمان زوجیت و حمل و زایمان در فراش و ...) و پاره ای دیگر، اثباتی اند (مثل أماره فراش، اقرا، شهادت شهود و ...) باتوجه به ملاک پذیرفته شده و در قوانین کلاسیک و سنتی فقهی و حقوقی، شرایط ثبوتی و اثباتی نسب، برای فرزند آوری و تولید نسل در قالب نکاح و تشخیص مشروعیت نسب، لازم و ضروری اند که به بررسی بیشتر آنها می پردازیم.
اثبات نسب پدری
نطفه طفل در نتیجه امتزاج اسپرم مرد با تخمک زن ایجاد می شود. عمل ترکیب اسپرم با تخمک در شرایط طبیعی تحت شرایط خاصی انجام می پذیرد که هیچ کس نمی تواند از این ترکیب فوراً اطلاع حاصل نماید. زوجین نیز از زمان انعقاد نطفه مطلع نمی شوند، بنابراین اثبات نسب پدری به لحاظ محسوس نبودن زمان تشکیل نطفه مسئله ای بسیار مشکل و پییده است. امروزه نیز آزمایش های پزشکی از قبیل آزمایش خون و حتی تشخیص ژنتیکی از طریق DNA راهگشای اثبات نسب نیست و به طور قطع نمی توان نسب را از لحاظ علمی اثبات کرد. با زآزمایش های مذکور نمی توان رابطه پدری و فرزندی را ثابت کرد و هیچ دلیلی وجود ندارد که به طور قطع ثابت کندکه بچه ای از اسپرم فلان مرد است. آزمایش های علمی و پزشکی موجود تنها قادر به نفی نسب می باشند.
یعنی در مواردی می توانند اثبات کننده که کودک به دنیا آمده ، محصول اسپرم یا تخمک شخص مورد نظر نیست ولی قادر به اثبات نسبت نمی باشند به صورتی که به طور قطع ثابت کنند که این بچه از اسپرم یا تخمک شخص مورد نظر است . به هر حال به نظر می رسد این اراده خداوندی و رمز طبیعت است که هیچ کس نتواند به طور قطع خود را پدر کودکی معرفی کند .
نظر به اشکالات مذکور ، قانونگذاران دنیا در جهت مصلحت جامعه و خیر و صلاح طفل و خانواده ، برای تشخیص پدر به امارات و فروض قانونی متوسل شده اند . قاعده فراش در فقه اسلام و اماره ابوت یا پدری در حقوق خارجی از فروض قانونی است که در اثبات نسبت پدری دخالت داشته و دراین خصوص اهمیت زیادی دارد . البته استناد به این اماره آسانترین و ساده ترین راه اثبات نسب پدری است اما اماره فراش تنها دلیل اثبات پدری نیست بلکه دلایل دیگری نیز در این زمینه می تواند مورد استفاده قرار گیرد که ابتدا از اماره فراش و سپس از دلایل دیگر سخن به میان می آوریم .
الف : اماره فراش
تعریف : فراش در لغت به معنی « بستر » و «هر چه بگسترانند » آمده است و در اصطلاح حقوقی عبارت است از این که « طفل که از زن شوهردار به دنیا آمده است ، فرزند شوهر فرض می شود و ملحق به اوست . »
اصطلاح اماره فراش از حدیث نبوی « الولد للفراش و العاهر الحجر » (فرزند مخصوص شوهر و برای زنا کار سنگ است ) گرفته شده است . کلمه فراش در حدیث فوق ممکن است به معنی بستر باشد و از آن « نزدیکی مشروع » اراده شده باشد و یا ممکن است معنی آن رابطه زوجیت موجود بین زوجین باشد . اگر معنی اول را برای کلمه فراش قائل شویم ، در این صورت برای الحاق طفل به این زوج با تصریح کلمه « فراش » احراز وجود بستر یا نزدیکی مشروع ( یا با تعبیر وسیع تری که تلقیح مصنوعی راهم شامل می شود )لازم است .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 103 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 130 |
چکیده
هدف پژوهش حاضر هنجار یابی و بررسی پایایی ،روایی تست اضطراب اجتماعی نوجوانان(SASA )و رابطه آن با ابعاد ادارک خود بر روی دختران نوجوان با گروه سنی 17-15سال شهرستان ساوه بود .پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای توصیفی است .تعداد 300نفر به روش نمونه برداری چند مرحله ای انتخاب شدند تا به دو مقیاس اضطراب اجتماعی و ابعاد ادراک خود پاسخ دهند .پس از جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات نتایج زیر حاصل شد :جهت اعتبار یابی ابزار پژوهش از روش آلفای کرونباخ استفاده شد .ضریب فوق برای 25 سئوال باقیمانده 78/. برآورد گردید. روایی سازه ای تست با روش تحلیل مولفه های اصلی با چرخش ابلیمن مورد بررسی قرار گرفت .نتایج نشان داد تست از دو زیرمقیاس بیم و ترس از ارزیابی منفی و تنش و بازداری در برخورد اجتماعی اشباع شده است..نتیجه آزمون هبستگی پیرسون ،نشان داد که شایستگی رفتاری وتحصیلی با ترس از ارزیابی همسالان رابطه منفی دارد.از سوی دیگر ،شایستگی اجتماعی ،ورزشی وجسمی ،خود ارزشمندی کلی با تنش و ترس از روابط اجتماعی رابطه منفی دارد .
کلید واژه : اضطراب اجتماعی ،روایی ،اعتبار ،ابعاد ادراک خود
اختلال اضطراب اجتماعی[1] (هراس اجتماعی )یکی از شایع ترین اختلالهای کودکی و نوجوانی است .این اختلال در 1/1 درصد تا 7/3 درصد از جمعیت کلی کودکان و نوجوانان دیده می شود(بنجامین کاستلوووارن ؛1990؛ورهوست ؛ونداند ؛فردنیا ندوکاسیوس ؛1997) وبین 3تا13درصد در جمعیت بزرگسالان ؛گزارش شده است (هورای ؛کوپر ؛کرسول ؛شوفیلد وسک ؛2007).
بطورکلی این اختلال در کودکان به عملکرد تحصیلی ضعیف (لاست ,هرسن ؛کاردین ؛اوروشل وپرین ؛1991) ومشکلات روان شناختی مانند افسردگی (اینوربیتزن ؛نولان وواترز؛2000)و سوءمصرف مواد (پاین ؛کوهن گرلی ؛بروک؛ وما ؛1998) منجر می شود.
افزون براین ؛نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی درخطر ناپختگی اجتماعی قراردارند ؛اختلالی که در درماندگی و اجتناب از روابط اجتماعی را در پی دارد (بیدل وترز ؛؛1998ایندربتیزن ؛نولان ؛واترزوباکوسکی ؛1997).و می تواند به نارساکنش وری اجتماعی وروان شناختی و حتی بروز شخصیت اجتنابی در بزرگسالی منتهی شود (پاین ودیگران ؛1998).این اختلال درکودکان با نشانه هایی مانند کم رویی افراطی ؛کناره گیری ازتماس با دیگران ؛عدم تمایل به بازی گروهی ظاهرمی شود.انجمن روانپزشکی امریکا ((APA اختلال اضطراب اجتماعی را یک الگوی پایدار ترس های اجتماعی می داند(DSM-IV1994)
بطور کلی اضطراب عبارت است ازترسی مقاوم وشدید از شیئ یا موقعیتی که در واقع خطرناک نیست . چنین ترسی به تمایل شدید برای اجتناب از موقعیتهای اضطرابی می انجامد ؛ با اینکه افراد به غیر منطقی بودن ترسها و اجتنابهایشان آگاهی دارند( دادستان ؛ 1376 ).
اضطرابها شایعترین اختلالهای طبقه اختلالات اضطرابی می باشند. در [2]DSM-IV این اضطرابها به سه دسته عمده تقسیم می شوند؛(1)گذر هراسی[3] 2)هراس خاص [4]و(3)اضطراب اجتماعی .
.اختلال اضطراب اجتماعی خود به دو نوع تقسیم می شود؛ نوع اول که با ترس از یک موقعیت اجتماعی همچون صحبت کردن درجمع یا روی صحنه ودر حضور دیگران عمل کردن مشخص میشود و نوع غیر فراگیر؛محدود یا خاص نام دارد .
بیش از 20درصد از افراد در اکثر جوامع این نوع اضطراب اجتماعی را نشان می دهند .نوع دوم که نوع فراگیر این اختلال می باشد وافراد تقریبا در همه موقعیتهای اجتماعی اضطراب دارند . این نوع ازاختلال را به مشکل می توان از اختلال شخصیت اجتنابی[5] تمایز داد . در موقعیتهای بالینی افراد مبتلا به هر اس اجتماعی بیشتر موقعیت اجتماعی را برای خود هراس آورگزارش میکنند.( سادوک و سادوک[6] ؛ 2000 ).
بیان مسئله
باتوجه به این که اختلال اضطراب اجتماعی درجمعیت های بالینی ،13تا8 درصد ازاختلال های اضطرابی را تشکیل میدهد. ترس پایداروغیر منطقی همراه با میل قابل توجه برای اجتناب از موقعیتهایی که فرد در آنها ممکن است در حضور دیگران بصورت تحقیر آمیز وخجالت آور عمل کند ، همان طور که پیشتر اشاره شد اضطراب اجتماعی در تخریب یا مختل کردن روابط اجتماعی نوجوانان نقش مهمی دارد. به نظر می رسد که اضطراب اجتماعی به کناره گیری و اجتناب از تعاملات منجر گشته و افت، کاهش یا نقصان در عملکرد را به همراه می آورد. بر این اساس هنگامی که نوجوانان مضطرب اجتماعی تلاش می کنند که از مهارت های اجتماعی خود استفاده کنند و یا می کوشند با دیگران به شیوه مناسبی تعامل داشته باشند سطوح بالای اضطراب، عملکرد آنان را تضعیف و یا حتی تخریب می کند. لذا توجه به اضطراب اجتماعی به عنوان بخش جدایی ناپذیر ارزیابی کارکرد اجتماعی تلقی می گردد. علاوه بر شناسایی افکار اضطرابی پرسشنامه های بسیاری می تواند برای ارزیابی اجتماعی نوجوانان مورد استفاده واقع شود. این پرسشنامه ها شامل پرسشنامه نگرانی های اجتماعی (اسپنس، 1995) و مقیاس اضطراب اجتماعی کودکان (لاگریگا و استون، 1993) است.
از نگاهی دیگر ، نتایج مطالعات مختلف نشان داده است که دختران در مقایسه با پسران سطوح بالاتری از ترس از ارزیابی منفی گزارش کردند (ایندربیتزن ـ نولان و والترز، 2000؛ لاگرکا و لوپز، 1998؛ مالت و رودرگیوز ـ تام، 1999؛ پاکلک و ویدمار، 2000؛ پاکلک، 2004؛ پاکلک و ویدس، 2008).بنابراین معرفی دقیق مقیاسی که بتواند اضطراب اجتماعی نوجوانان با توجه به ساختار عاملی و ویژگی های روانسنجی این مقیاس به طور دقیق دنبال کند لازم وضروری است ..
اولین موردی که با اختلال هراس اجتماعی در متون گزارش شده است ؛ توصیفی می باشد که بقراط پزشک یونانی در قرن چهارم قبل از میلاد از یک فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی کلاسیک ؛ارائه کرده است که دارای این ویژگیها میباشد.
(( ... در همه جا دیده نمی شود ؛زندگی در تاریکی را دوست دارد ؛و نمی تواند روشنایی را تحمل کند یا در مکانهای روشن بنشیند ؛ کلاهی چشمانش را پوشانده است ؛ نه می بیند ونه دیده می شود. اواز ترس اینکه مبادا در حرکات وگفتارها مورد سوء استفاده قرار گیرد ؛ مورد تعرض قرار گیرد ؛ پذیرفته نشود یا مریض شود؛ با هر کسی معاشرت نمیکند؛ او فکر می کند هرکسی او را می بیند...))( بورتون[7]؛ 1621 ؛ ص 272 ؛به نقل از روزنهان[8])و سلیگمن[9]1995 )
اضطراب اجتماعی برای نخستین بار در امریکا توسط بیرد)در فرانسه بوسیله ژانه توصیف شد .نخستین بار اصطلاح (( اضطراب اجتماعی[10])) را مارکس گلدر[11] ( 1966 ؛به نقل ازنویس [12] و هاهن ساریک [13] ؛ 2000 )برای این اختلال بکار بردند.این دو فردبر اساس یافته های خود مبتی بر اینکه اضطراب اجتماعی از نظر سن شروع از سایر هراسها متفاوت است ؛ این اختلال را از سایر هراس تمایز کردند ،که تاثیر به سزایی در تثبیت این واحد تشخیصی به عنوان یک اختلال مستقل داشت (مارکس ولگدر؛1966؛ به نقل از همان منبع).
این اختلال تا پیدایش راهنمای تشخیصی وآماری اختلالهای روانی ویرایش سوم ( DSM-III)در سال 1980 ؛ به عنوان یک اختلال یا نشانگان خاص قلمداد نمی شد.در این سال بود که این اختلال وارد نظام طبقه بندی اختلالهای روانی گردید و سیمایه های این اختلال دردو بازنگری DSM-III-Rو DSM-IVباوضوح بیشتری تعریف شدند
ویژگی یا سیمایه اساسی اضطراب اجتماعی در DSM-IV عبارت بود از ترس پایداروغیر منطقی همراه با میل قابل توجه برای اجتناب از موقعیتهایی که فرد در آنها ممکن است در حضور دیگران بصورت تحقیر آمیز وخجالت آور عمل کند. در DSM-III-R عنوان شد که فرد یا ازاین موقعیتهای هراسناک اجتناب می کند و یا با اضطراب شدیدی این موقعیت را تحمل می کندو این رفتار اجتنابی با کارکرد شغلی یا اجتماعی شخص تداخل می کند و از داشتن این ترس آشفته و ناراحت هستند. در ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-IV ذکر گردید که شخص از افراطی یا غیر منطقی بودن هراس و ترس خود آگاهی دارد .
بطور کلی سیمایه اصلی هراس اجتماعی یک ترس آشکار ویاپدار از موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی است واز این باورفرد ناشی می شود، که او دراین موقعیتها به شکل خجالت آوری یا تحقیر آمیزی رفتار خواهد کرد . درضمن این افراد هر گاه امکان داشته باشد از موقعیتهای ترس آور اجتناب خواهند کرد؛ در غیر اینصورت فرد بایستی فشار و ناراحتی قابل توجهی را در موقعیت تحمل کند. برای بعضی از افراد فقط بخش کوچکی از موقعیتهای اجرایی یا عملکردی همچون نوشتن در جمع یا سخنرانی برای گروهی از شنوندگان ترس آوراست و عده ای دیگر از دامنه گسترده ای از عملکرد عمومی یا موقعیتهای تعامل اجتماعی می ترسند. در هر کدام از موارد ؛ اضطراب اجتماعی زمانی بعنوان یک تشخیص مطرح می گردد که این گونه ترسها بطور معناداری عملکرد روزمره شغلی یا اجتماعی فرد را مختل می کند. اضطرابهای اجتماعی شایع شامل، ترس از صحبت کردن یا غذا خوردن در جمع ؛ ادرارکردن در توالتهای عمومی ؛ نوشتن در حضور دیگران ؛ سرخ شدن ؛ استفراغ کردن در حضور افراد دیگر و یا گفتن چیزهای احمقانه در موقعیتهای اجتماعی می باشد( سادوک و سادوک ؛ 2000)
علامتهای شایع همراه با اضطراب اجتماعی مشتمل است بر حساسیت زیاد نسبت به انتقاد ؛ ارزیابی و طرد ؛ مشکل در ابراز وجود ؛ عزت نفس پایین و احساس حقارت ؛ آنها مهارت اجتماعی ضعیف همچون تماس چشمی ضعیف وعلائم اضطراب را نیز نشان می دهند .این افراد اغلب دارای شبکه های حمایت اجتماعی ضعیف هستند و کمتر ازدواج می کنند. پاسخ به درمان خوبی دارند، ولی مراجعات کمی برای درمان دارند زیرا مشکل خود را نوعی خجالتی بودن می پندارند که نیاز به درمان ندارند .معمولا" این افراد در موقعیتهای بالینی همواره شاکی هستند که از چند موقعیت اجتماعی می هراسند ( نویس و هاهن – ساریک ؛ 2000؛ سادوک و سادوک ؛ 2000) . هراس اجتماعی ممکن است با اختلال وحشتزدگی[14] ؛ گذرهراسی ؛ اختلال وسواسی - اجباری[15] ؛ اختلال های خلقی ؛ اختلال های وابستگی به مواد و ... همراه باشد.
طبق یک مطالعه بین فرهنگی در کشورهای آمریکا؛کاندا ؛وکره بالاترین میزان شیوع اضطراب اجتماعی در ایالات متحده با 3/13% در کره با 5/0% پایین ترین شیوع مشاهده شد (سادوک وسادوک ؛2000).
میانگین سن شروع این اختلال از اواسط نوجوانی تا اواخر 20 سالگی می باشد که اغلب سن متوسط شروع اضطراب اجتماعی را 16 سال گزارش می کنند .
مطالعات مختلف در بررسی عوامل زمینه ساز برنقش بااهمیت عوامل جمعیت شناختی سن وجنس تاکید قابل ملاحظه ای داشته اند .
رفتارگرایان عقیده دارند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی ؛ نخست از راه شرطی شدن ترس را می آموزند وسپس اجتناب از پاره ای از اشیاء ؛ موقعیتها یا رویدادها فرا می گیرند.
نظریه های شناختی پیرامون اختلالات اضطرابی مبتنی بر این انگاره می باشند که عوامل شناختی همچون باورهای ناکارآمد و افراد غیر منطقی نقش به سزایی در سبب شناسی و تداوم اضطراب بازی می کنند .
در حوزه علت شناسی و درمان گری اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان ، تنوع و تعدد دیدگاه های نظری و به تعاقب آن شیوه های درمان گری بسیاری است .
دیدگاه های فرهنگی – اجتماعی ، رفتاری نگر ، شناختی ، رفتارشناسی طبیعی و زیستی – رفتاری ، زیست شناسی و تبین های روان پویشی هر یک از منظری به این اختلال نگریسته و بر مبنای روی آورد خود، به تدوین طرح های درمان گری خاص پرداخته اند .آنچه در همه این روی آوردها مورد تاکید قرار گرفته است تشخیص زودهنگام و سپس انتخاب شیوه درمان گری متناسب در کودکان و نوجوانان به منظور پیشگیری از آسیبهای وخیم در بزرگسالی است .
ادراک خود [16]
بیرن[17] (1984)در مورد الگوهای نظری مفهوم خود بحث کرده است .او به سه الگو بیشترین توجه خود را اختصاص داده است .الگوی نخست ،بیانگر تک بعدی بودن مفهوم خود است .الگوی دوم بیانگر این است که مفهوم خود از جنبه های نسبتامتمایزی ساخته شده است .الگوی سوم ،بیانگر یک الگوی سلسله مراتبی است ،محسنی (1375) معتقد است ادراک خود ،مفهومی شناختی –اجتماعی است و کوشش در جهت متما یز ساختن خود از دیگری است .در این ارتباط ،هارتر (1999) براین باور است اگر کودکان در محیطی پذیرا زندگی کنند ،به طوری که مجبور به انجام تکالیفی نشوند که برای انجام آن آمادگی ندارند ،ادراک آن ها از لیاقت های شناختی خود آسیب نمی بیند .
مفاهیمی مانند حرمت خود [18]خودپنداشت [19]،ادراک شایستگی [20]و ادراک خود در ادبیات مربوط به علوم شناختی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند .ادراک شایستگی اساس پیدایش و سلامت روانی [21] در نظریه اریکسن (1950)است .در این نظریه ادراک شایستگی عبارت است از احساس توانمندی برای انجام موفقیت آمیز تکالیفی که مستلزم برخورداری از مهارتهای معینی است که از طریق تعامل با محیط اجتماعی و فیزیکی بوجود می آید .
طی چند دهه اخیر پژوهش هایی درباره روابط اجتماعی با همسالان و متغیرهای همبسته با آن در دوران کودکی و نوجوانی صورت گرفته است .یافته های از این پژوهش ها نشان میدهد که روابط ضعیف با گروه همسالان با الگوی عمومی منفی ادراک خود همراه است .این الگو عبارت است از ادراک شایستگی اجتماعی پایین ،خودکفایی ضعیف و انتظارات سطح پایین برای پیامدهای اجتماعی و ارزشیابی دوستان (هیمل و فرانک ،1985).در حالی که دانش آموزان اجتماعی ،از اداراک خود مثبت ،بویژه در زمینه شایستگی اجتماعی[22] ،شایستگی جسمانی [23] و حرمت خود برخوردار هستند (بویومن و بگین ،1989)
شواهد موجود حاکی از آ« است که تعامل با همسالان می تواند به عنوان عاملی با اهمیت در شبکه روابط اجتماعی فرد تلقی گردد ،اما در شکل گیری ادراکات نسبت به شایستگی و ارزشمندی خود.عوامل دیگر این شبکه از جمله روابط با والدین و سایر اعضا ،تجارب قبلی و کنونی شخص ،اضطراب اجتماعی نیز حائز اهمیت است .(مایز ،راسل و پتی ،1998) علاوه براین ،ویژگی های شناختی و نیز بسترا جتماعی و فرهنگی برپیدایش و تحول ادراک های خود و عواطف همایند یا برخاسته ار آن تاثیر گذر است (هارتر ،1999)
بهر حال می توان بیان کرد که ادراک نوجوانان از ابعاد متفاوت خود در کاهش ویا افزایش میزان اضطراب آنها نقش دارد .زیرا شایستگی های متفاوت و عدم سوگیری شناختی در تجربه کردن اضطراب از سوی نوجوانان می تواند موثر باشد ..باتوجه به این واقعیات که ، تعداد بسیار زیادی از موقعیت ها وجود دارد که، پریشانی، نگرانی و رفتارهای اجتنابی را در نوجوانان فرامی خواند، تشخیص زودهنگام و سپس انتخاب شیوه درمان گری متناسب به منظور پیشگیری از آسیبهای وخیم در بزرگسالی بسیار موثر خواهد بود .
ضرورت پژوهش
اختلال اضطراب اجتماعی (هراس اجتماعی )یکی از شایع ترین اختلالهای کودکی و نوجوانی است ؛ این اختلال در کودکان ونوجوانان به عملکرد تحصیلی ضعیف ومشکلات روان شناختی مانند افسردگی و سوءمصرف مواد (پاین ؛کوهن گرلی ؛بروک؛ وما ؛1998) منجر می شود.از طرفی دیگر با وجود میزان شیوع بالای آن، به مثابه یک حالت اختلال هیجانی، نگرانی درباره ارائه خود و اجتناب از رفتار در تعاملهای اجتماعی واقعی و فرضی در نوجوانان، ،آنان را در خطر ناپختگی اجتماعی قرارمی دهد و درماندگی و اجتناب از روابط اجتماعی را در پی دارد و می تواند به نارساکنش وری اجتماعی وروان شناختی و حتی بروز شخصیت اجتنابی در بزرگسالی منتهی شود،،
تجارب اولیه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی یک رشته فرض ها را در باره خودشان و موقعیت اجتماعی به وجود می آورند ،این فرض ها منجر به این خواهد شد که آنها تعامل های اجتماعی را بصورت خطرناک ارزیابی کنند و درنهایت منفی تعبیر نمایند .این ارزیابی ها و تعبیر های منفی به نوبه خود برنامه اضطرا ب را فعال می سازد که به سه موء لفه در هم تنیده جسمی و شناختی ؛ رفتارهای ایمنی و تغییر در توجه ظاهر می شود . از طرف دیگر تعداد زیادی از فرایندهای شناختی، رفتار واقعی نوجوانان را در موقعیت های اجتماعی تعیین می کنند (مک فال، 1982؛ نقل از اسپنس و دونوان، 2000). این فرایندها در بر دارنده یک تاثیر متقابل و پیچیده بین مهارت های ادراک و حل مسئله اجتماعی می باشند. مشکلات در هر یک از این مهارت ها می تواند منجر به یک رفتار نامناسب شود. عوامل بسیار دیگری وجود دارند که نشان می دهند چرا نوجوانان به شیوه ای خاص در شرایط اجتماعی رفتار می کنند. رفتار اجتماعی از طریق همان اصول یادگیری که در مورد هر شکل از رفتار آدمی به کار می رود، مشخص می شود. بنابراین، عواملی مثل الگوبرداری از دیگران، تقویت یا تنبیه بر پاسخگویی اجتماعی تاثیر معناداری دارند.
تحقیقات اخیر بر روی نوجوانان با فوبیای اجتماعی حاکی از آن است که این نوجوانان در موقعیت های اجتماعی ارزیابی کننده به عنوان کسانی که انتظارات منفی و خودارزیابی های انتقادی بالایی دارند، توصیف می شوند. آنان منتظرند تا اتفاقات بدی در موقعیت اجتماعی رخ بدهد و انتظار دارند که بد عمل کنند. این افکار احتمالا سبب بروز رفتار اجتنابی و سطوح بالای اضطراب در این نوجوانان می شود. به طور مشابه سبک شناختی بدبینانه در نوجوانان افسرده با صلاحیت اجتماعی ضعیف رابطه نشان می دهد (گاربر، ویس و شانلی، 1993؛ نقل از اسپنس و دونوان، 2000).
بنابراین، رفتار اجتماعی ممکن است تحت تاثیر افکار مختل کننده اضطرابی و افسرده قرار گیرد.اگر نوجوانان بدانند که چه گونه رفتار کنند و بتوانند یک تکلیف اجتماعی را به طور رضایت بخشی در سطوح اضطراب پایین انجام دهند، احتمال اینکه عملکرد آنان به طور معناداری تغییر کند در شرایطی که اضطراب زیادی را تجربه می کنند وجود دارد. لذا تشخیص زودهنگام وسپس انتخاب روش درمانگری متناسب در کودکان و نوجوانان به منظور پیشگری از آسیبهای وخیم در بزرگسالی تاثیر بسزایی می تواند داشته باشد .
هدف پژوهش
شاید بتوان گفت که لازمه مطالعه نظامدار و هدفمند موضوع اضطراب اجتماعی در نوجوانان پس از درک اهمیت مطالعه آن، دسترسی به ابزاری باشد که در سنجش این سازه موثر است ..هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی مقیاس اضطرب اجتماعی نوجوانان (SASA) (پاکلک،1997) در گروهی از نوجوانان ایرانی است. از طرف دیگر ادراک شایستگی در نوجوانان می تواند، دررسیدن به یک قضاوت کلی در مورد ارزشمندی خود در کاهش اضطراب اجتماعی و واحساس خوب و مفید بودن و شایستگی اجتماعی و تغییر نوع شناختهای نوجوانان تاثیر گذار باشد . بنابراین یکی از اهداف فرعی پژوهش حاضر ،رسیدن به تاثیر ادراک ابعاد خود در اضطراب اجتماعی نوجوانان دختر است .بدین منظور اهداف پژوهش حاضر بطور خلاصه بررسی روایی ،اعتبار ،ابزار می باشد که در زیر بیان شده است .
1-برآورد اعتبار مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان ) SASA)
2- تشخیص ساختار عاملی مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانانSASA) )
هدف فرعی پژوهش
رابطه هریک از ابعاد ادراک خود در مورد وقوع اضطراب اجتماعی نوجوانان دختر .
سئوال های پژوهش
1-آیا بین مجموعه سوالهای آزمون هماهنگی درونی کافی وجود دارد تا بتوان آن را به عنوان یک وسیله معتبر بکار برد ؟
2- آیا آزمون دارای روایی کافی است ؟
3- محتوای سئوال های پرسشنامه از چه عواملی اشباع شده است ؟
4- آیا ابعاد ادراک خود با اضطراب اجتماعی نوجوانان دختر رابطه دارد ؟
تعریف نظری اصطلاحات و متغیرهای پژوهش
در ارزشیابی تست ما با دو پرسش کلی متفاوت اما همپوش ومتداخل روبرو هستیم ،پرسش نخست آن است که نمونه تست تاچه حد معرف دقیق مرجع وسیع تر پاسخ هایی است که از آن استخراج شده است ؛پرسش دوم آن است که مرجع مزبور از لحاظ مطابقت با خصیصه مکنون مورد علاقه ما تاجه حد صداقت دارد .پرسش نخست به گونه کلی اعتبار تست نامیده می شود وپرسش دوم به روایی مربوط می شود (ثرندایک 1982،ترجمه هومن ،1375،ص193)
روایی اصطلاحی است که به هدفی که آزمون برای تحقق بخشیدن به آن درست شده است اشاره میکند .لین وگرانلاند(2000) روایی را به صورت یک ارزشیابی از کیفیت ومناسبت تفسیر کرده اند .کاپلان و ساکوز (2001) گفته اند که روایی را می توان به صورت توافق بین نمره آزمون وکیفیتی که قرار است اندازه بگیرد تعریف کرد .بنابرآنچه گفته شد آزمونی دارای روایی است که برای اندازه گیری آنچه مورد نظر است کافی ومناسب باشد .(سیف ،1382) به عبارت دیگر ؛روایی مستلزم آن است که ابزار پژوهش همان متغیری را اندازه گیری کند که پژوهشگر قصد اندازه گیری آن را دارد (شریفی ؛1386).
اعتبار به معنای قابلیت اعتماد ،ثبات ،همسانی ،قابلیت پیش بینی ودقت یا صحت است (کرلینجر ،ترجمه سریفی ونجفی زند ،1376)اعتبار آزمون به دقت اندازه گیری وثبات وپایایی آن مروبط است ودومعنای متفاوت دارد.یکی اعتبار ،ثبات وپایایی نمره های آزمون درطول زمان است .بدین معنا که اگر یک آزمون چندبار درباره یک آزمودنی اجرا شود ،نمره وی درهمه موارد یکسان باشد .معنای دوم اعتبار به همسانی درون آن اشاره دارد ومفهوم ان این است که سئوالهای آزمون تاچه اندازه بایکدیگر همبستگی متقابل دارند(شریفی ،1386)
ساختار عاملی[26]
تحلیل عاملی اصطلاحی است، کلی برای تعدادی از تکنیک های ریاضی و آماری مختلف اما مرتبط با هم به منظور 1)توسعه یا رواسازی ابزارهای روان سنجی وآزمون تئوری هایی که ابزار هابر پایه آنها ساخته میشود ،2)تحلیل داده ها به منظور کشف سازهای جدید وکمک به تدوین تئوری ،3)تحلیل محتوا ومواد مصاحبه و.... از طریق کاهش تعداد زیادی از متغیرهای وابسته به هم ،به صورت تعداد کوچکتری از ابعاد پنهان یا مکنون (هومن ،1380،ص373-367).در حقیقت این تکنیک پژوهشگر را قادر می سازد تا روایی سازه یک ابزار پژوهشی را مطالعه کند .به عبارت دیگر ساختارعاملی عبارت است از تعداد عواملی که کل پراکندگی موجود در متغییر های پرسشنامه را تعیین میکند ،منظور از بررسی ساختار عاملی ،تعیین عوامل تشکیل دهنده پرسشنامه است (هومن ،1380).
اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی عبارت است ازترسی مقاوم وشدید از شیئ یا موقعیتی که در واقع خطرناک نیست. چنین ترسی به تمایل شدید برای اجتناب ازموقعیتهای اضطرابی می انجامد ؛ با اینکه افراد به غیر منطقی بودن ترسها و اجتنابهایشان آگاهی دارند( دادستان ؛ 1376(.
ادراک خود
ادراک خود : ادراک فرد نسبت به صفات و ویژگی های خویش است (هیگینز 1987).این احساس که فرد کیست ،توانائیها ،خصوصیات اجتماعی و شخصیتی او چیست .مجموعه ای از آن چیزی که شخص می تواند آنرا از آن خود بداند .
براساس نظریه هارتر ادراک خود دارای مولفه هایی می باشد که عبارت است از :
شایستگی شناختی [27] : که بر موفقیت در امور تحصیلی تمرکز دارد .
شایستگی اجتماعی-[28]:حاکی از احساس توانمندی در برقراری روابط با همسالان است .
شایستگی جسمانی [29]متمرکز بر توانایی ها و مهارتهای جسمی و ورزشی است .
خود ارزشمندی کلی : رسیدن به یک قضاوت کلی در مورد ارزشمندی خود وراء ادراک های ویژه خود ،احساس اعتماد به خویشتن (هارتر،1983)
تعریف عملیاتی متغیرها
اضطراب اجتماعی نوجوانان :نمره ای که آزمودنی ها در مقیاس اضطراب اجتماعی (sasa) بدست می آورند .
ادراک خود : عبارت است از آنچه که مقیاس ادراک خود هارتر در ابعاد مختلف شایستگی اجتماعی، ورزشی ،شناختی ،رفتاری نوجوانان را می سنجد.
فصل دوم
مرور ادبیات و پیشینه پژوهش
اختلال اضطراب اجتماعی (هراس اجتماعی) یکی از شایع ترین اختلال های کودکی و نوجوانی است. اختلال اضطراب اجتماعی (هراس اجتماعی )یکی از شایع ترین اختلالهای کودکی و نوجوانی است .این اختلال در 1/1 درصد تا 7/3 درصد از جمعیت کلی کودکان و نوجوانان دیده می شود(بنجامین کاستلوووارن ؛1990؛ورهوست ؛ونداند ؛فردنیا ندوکاسیوس ؛1997) وبین 3تا13درصد در جمعیت بزرگسالان ؛گزارش شده است (هورای ؛کوپر ؛کرسول ؛شوفیلد وسک ؛2007)
بطورکلی این اختلال در کودکان به عملکرد تحصیلی ضعیف (لاست ,هرسن ؛کاردین ؛اوروشل وپرین ؛1991) ومشکلات روان شناختی مانند افسردگی (اینوربیتزن ؛نولان وواترز؛2000)و سوءمصرف مواد (پاین ؛کوهن گرلی ؛بروک؛ وما ؛1998) منجر می شود .
افزون براین ؛نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی در خطر ناپختگی اجتماعی قرار دارند ؛اختلالی که در درماندگی و اجتناب از روابط اجتماعی را در پی دارد (بیدل وترز ؛؛1998ایندربتیزن ؛نولان ؛واترزوباکوسکی ؛1997).و می تواند به نارساکنش وری اجتماعی وروان شناختی و حتی بروز شخصیت اجتنابی در بزرگسالی منتهی شود (پاین ودیگران ؛1998)این اختلات درکودکان با نشانه هایی مانند کم رویی افراطی ؛کناره گیری ازتماس با دیگران ؛عدم تمایل به بازی گروهی ظاهرمی شود.انجمن روانپزشکی امریکا( (APA اختلال اضطراب اجتماعی را یک الگوی پایدار ترس های اجتماعی می داند(DSM-IV1994)
اختلال اضطراب اجتماعی
بطور کلی اضطراب عبارت است ازترسی مقاوم وشدید از شیئ یا موقعیتی که در واقع خطرناک نیست چنین ترسی به تمایل شدید برای اجتناب ازموقعیتهای اضطرابی می انجامد ؛ با اینکه افراد به غیر منطقی بودن ترسها و اجتنابهایشان آگاهی دارند( دادستان ؛ 1376 ).
اضطرابها شایع ترین اختلالهای طبقه اختلالات اضطرابی می باشند. در DSM-IV این اضطرابها به سه دسته عمده تقسیم می شوندگذر هراسی ،هراس خاص واضطراب اجتماعی .اختلال اضطراب اجتماعی خود به دو نوع تقسیم می شود؛ نوع اول که با ترس از یک موقعیت اجتماعی همچون صحبت کردن درجمع یا روی صحنه ودر حضور دیگران عمل کردن مشخص میشود و نوع غیر فراگیر؛محدود یا خاص نام دارد .
بیش از 20درصد از افراد در اکثر جوامع این نوع اضطراب اجتماعی را نشان می دهند .نوع دوم که نوع فراگیر این اختلال می باشد وافراد تقریبا در همه موقعیتهای اجتماعی اضطراب دارند . این نوع ازاختلال را به مشکل می توان از اختلال شخصیت اجتنابی تمایز داد . در موقعیتهای بالینی افراد مبتلا به هر اس اجتماعی بیشتر موقعیت اجتماعی را برای خود هراس آورگزارش میکنند.( سادوک و سادوک ؛ 2000 ).
تاریخچه اختلال اضطراب اجتماعی
اولین موردی که با اختلال هراس اجتماعی در متون گزارش شده است ؛ توصیفی می باشد که بقراط پزشک یونانی در قرن چهارم قبل از میلاد از یک فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی کلاسیک ؛ارائه کرده است که دارای این ویژگیها میباشد.
(( ... در همه جا دیده نمی شود ؛زندگی در تاریکی را دوست دارد ؛و نمی تواند روشنایی را تحمل کند یا در مکانهای روشن بنشیند ؛ کلاهی چشمانش را پوشانده است ؛ نه می بیند ونه دیده می شود. اواز ترس اینکه مبادا در حرکات وگفتارها مورد سوء استفاده قرار گیرد ؛ مورد تعرض قرار گیرد ؛ پذیرفته نشود یا مریض شود؛ با هر کسی معاشرت نمیکند؛ او فکر می کند هرکسی او را می بیند...))( بورتون) ؛ 1621 ؛ ص 272 ؛به نقل از روزنهان و سلیگمن(1995 )
اضطراب اجتماعی برای نخستین بار در امریکا توسط بیرد در فرانسه بوسیله ژانه توصیف شد .نخستین بار اصطلاح (( اضطراب اجتماعی)) را مارکس)گلدر ( 1966 ؛به نقل ازنویس و هاهن ساریک ؛ 2000 )برای این اختلال بکار بردند.این دو فردبر اساس یافته های خود مبنی بر اینکه اضطراب اجتماعی از نظر سن شروع از سایر هراسها متفاوت است ؛ این اختلال را از سایر هراس تمایز کردند که تاثیر به سزایی در تثبیت این واحد تشخیصی به عنوان یک اختلال مستقل داشت (مارکس ولگدر؛1966؛ به نقل از همان منبع).
این اختلال تا پیدایش راهنمای تشخیصی وآماری اختلالهای روانی ویرایش سوم ( DSM-III)در سال 1980 ؛ به عنوان یک اختلال یا نشانگان خاص قلمداد نمی شد.در این سال بود که این اختلال وارد نظام طبقه بندی اختلالهای روانی گردید و سیمایه های این اختلال دردو بازنگری DSM-III-Rو DSM-IVباوضوح بیشتری تعریف شدند
ویژگی های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی
ویژگی یا سیمایه اساسی اضطراب اجتماعی در DSM-IV عبارت بود از ترس پایداروغیر منطقی همراه با میل قابل توجه برای اجتناب از موقعیتهایی که فرد در آنها ممکن است در حضور دیگران بصورت تحقیر آمیز وخجالت آور عمل کند در DSM-III-R عنوان شد که فرد یا ازاین موقعیتهای هراسناک اجتناب می کند و یا با اضطراب شدیدی این موقعیت را تحمل می کندو این رفتار اجتنابی با کارکرد شغلی یا اجتماعی شخص تداخل می کند و از داشتن این ترس آشفته و ناراحت هستند. در ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-IV ذکر گردید که شخص از افراطی یا غیر منطقی بودن هراس و ترس خود آگاهی دارد ؛ بعلاوه سایر ملاکها که در جدول شماره(1-2) آورده شده است .
بطور کلی سیمایه اصلی هراس اجتماعی یک ترس آشکار ویاپدار از موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی است واز این باورفرد ناشی می شود که او دراین موقعیتها به شکل خجالت آوری یا تحقیر آمیزی رفتار خواهد کرد . درضمن این افراد هر گاه امکان داشته باشد از موقعیتهای ترس آور اجتناب خواهند کرد؛ در غیر اینصورت فرد بایستی فشار و ناراحتی قابل توجهی را در موقعیت تحمل کند. برای بعضی از افراد فقط بخش کوچکی از موقعیتهای اجرایی یا عملکردی همچون نوشتن در جمع یا سخنرانی برای گروهی از شنوندگان ترس آوراست و عده ای دیگر از دامنه گسترده ای از عملکرد عمومی یا موقعیتهای تعامل اجتماعی می ترسند. در هر کدام از موارد ؛ اضطراب اجتماعی زمانی بعنوان یک تشخیص مطرح می گردد که این گونه ترسها بطور معناداری عملکرد روزمره شغلی یا اجتماعی فرد را مختل می کند. اضطرابهای اجتماعی شایع شامل ترس از صحبت کردن یا غذا خوردن در جمع ؛ ادرارکردن در توالتهای عمومی ؛ نوشتن در حضور دیگران ؛ سرخ شدن ؛ استفراغ کردن در حضور افراد دیگر و یا گفتن چیزهای احمقانه در موقعیتهای اجتماعی می باشد( سادوک و سادوک ؛ 2000)
جدول شماره 1-2-ملاکهای تشخیصی اختلال اضطراب اجتماعی بر اساس DSM-IV
A- ترس بارز و مستمر از یک یا چند موقعیت یا عملکرد اجتماعی که در آن شخص با افراد ناآشنا مواجه است یا ممکن است موضوع کنجکاوی آنها قرار گیرد. شخص می ترسد به گونه ای رفتار کند ( یا علائم اضطراب نشان دهد ) که موجب تحقیر و شرمندگی او شود . توجه : در کودکان باید قرائن توانایی برای برقراری روابط اجتماعی با افراد آشنا وجود دشته باشدواضطراب در میان همتاها نه فقط در میان بزرگسالان ظاهر شود
B- رویارویی با موقعیت اجتماعی برانگیزاننده ترس تقریبا" بدون استثنا به اضطراب منجر می شود ؛ که ممکن است بصورت حمله هراس وابسته به موقعیت یا زمینه سازی شده با موقعیت درآید توجه : درکودکان ؛ اضطراب ممکن است بصورت ترس ؛ قشقرق ؛میخکوب شدن ؛ یا دوری گزیدن از موقعیتهای اجتماعی تظاهر کند.
C- شخص متوجه افراطی و غیر منطقی بودن ترس خود می باشد. توجه : در کودکان ممکن است این ویژگی وجود نداشته باشد.
D- شخص از موقعیتها یا عملکرد فوبیک اجتناب می کند ؛ در غیر اینصورت متحمل اضطراب شدید و ناراحتی میگردد.
E- اجتناب ؛ انتظار توام با تشویش ؛ یا ناراحتی در موقعیتها یا عملکردهای ترس برانگیز بطور قابل ملاحظه در برنامه های معمولی شخص ؛ عملکرد شغلی (تحصیلی) ؛ فعالیتهای اجتماعی یا روابط با دیگران تداخل می کند یا فرد از داشتن هراس ناراحتی شدید احساس می کند.
F- در افراد زیر هیجده سال طول اختلال حداقل 6 ماه است .
G- ترس یا اجتناب حاصل تاثیر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده ( مثل داروهای نسخه شده یا مورد سوء مصرف ) ؛ یا یک اختلال طبی عمومی نمی باشد و بر حسب یک اختلال روانی دیگر (مثل اختلالات وحشت زدگی با یا بدون گذر هراسی ؛ اختلال اضطراب جدایی ؛ اختلال بد ریختی بدن ؛ اختلال فراگیر رشد یا اختلال شخصیت اسکیزوئید ) قابل توجیه بهترنیست.
H- اگر یک اختلال طبی عمومی یا اختلال روانی دیگر وجود داشته باشد ؛ ترس در ملاک A با آن ربطی ندارد؛ مثلا" ترس مربوط به لکنت زبان ؛ لرزش دربیماری پارکینسون ؛ یا ابراز رفتار نابهنجار مربوط به خوردن در بی اشتهایی روانی یا پراشتهایی روانی نمی باشد مشخص نمائید . نوع فراگیر:اگر ترس شامل اکثر موقعیتهای اجتماعی است( تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی را هم در نظر بگیرید) .
___________________________________________________
اقتباس از انجمن روانپزشکی آمریکا ( 1994 ؛ کاپلان و سادوک ؛ 1378 )
علائم و اختلال های همراه
علامتهای شایع همراه با اضطراب اجتماعی مشتمل است بر حساسیت زیاد نسبت به انتقاد ؛ ارزیابی و طرد ؛ مشکل در ابراز وجود ؛ عزت نفس پایین و احساس حقارت ؛ آنها مهارت اجتماعی ضعیف همچون تماس چشمی ضعیف وعلائم اضطراب را نیز نشان می دهند .این افراد اغلب دارای شبکه های حمایت اجتماعی ضعیف هستند و کمتر ازدواج می کنند. پاسخ به درمان خوبی دارند ولی مراجعات کمی برای درمان دارند زیرا مشکل خود را نوعی خجالتی بودن می پندارند که نیاز به درمان ندارند .معمولا" این افراد در موقعیتهای بالینی همواره شاکی هستند که از چند موقعیت اجتماعی می هراسند ( نویس و هاهن – ساریک ؛ 2000؛ سادوک و سادوک ؛ 2000) . هراس اجتماعی ممکن است با اختلال وحشتزدگی ؛ گذرهراسی ؛ اختلال وسواسی - اجباری ؛ اختلال های خلقی ؛ اختلال های وابستگی به مواد و ... همراه باشد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 104 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 189 |
-1- مقدمه
همه چیز تغییر کرده است، جز آموزش و پرورش در جهان امروز، مهارت هایی که دانش و اطلاعات را با کارایی به خدمات و کالاهای نو و ابتکاری تبدیل می کنند، معرف اقتصادهای موفق مبتنی بر دانش به شمار می آیند. از آن جا که دانش و اطلاعات به سکه ای رایج برای دست یابی به بهره وری، رقابت پذیری و ثروت و رفاه تبدیل شده است.کشورها نیز برای توسعه ی سرمایه انسانی اولویت بالاتری قابل شده اند. به این ترتیب در سرتاسر جهان، دولت ها بر روی راهبردهایی به منظور افزایش دست رسی به آموزش با کیفیت بهتر متمرکز شده اند. تصمیم گیران و سیاست گذاران نیز در پی یافتن پاسخی برای پرسش های کلیدی و چالش انگیزی برآمده اند: تعریف آموزش و پرورش با کیفیت در اقتصادی جهانی امروز که بر دانش و اطلاعات بنا شده چیست؟ آیا آموزش و پرورش با دنیایی که شتابان در حال تغییر است، هم گام پیش می رود؟ آیا می توان الگویی مناسب برای اصلاحات یافت که قابل اقتباس باشد؟
مشکل آن است که اگر جهان امروز را با دنیای صد سال پیش مقایسه کنیم، با پیشرفت های خیره کننده ای در علوم، بازرگانی، خدمات پزشکی، ارتباطات و زمینه های بی شمار دیگر رو به رو می شویم. اما چون به مدرسه، در هر کجای دنیا سر بزنیم، با شگفتی بین کلاس درس صد سال پیش با امروز تفاوتی احساس نمی کنیم. دانش آموزان در ردیف های پشت سر هم نشسته، مداد و کاغذ در دست، هر چه معلم پای تخته سیاه می گوید و می نویسد با شتاب یادداشت می کنند که آنها را به حافظه سپرده و در زمان امتحان به سرعت پس دهند. در حالی که به واسطه پیشرفت علوم و فنون بسیاری از امور تغییر کرده است اما کم یا بیش آموزش و پرورش و شیوه ی یادگیری دانش آموزان و تدریس معلمان همان طور دست نخورده باقی مانده است.
در کشورما نیز اکنون به تدریج الزام های عصر دانش و اطلاعات و ضرورت هم گام شدن با تحولات و دستاوردهای فناوری و علوم بشری احساس شده است، که شاهد آن تصمیم های اخیر دولت در زمینه ی سرمایه گذاری برای گسترش پر شتاب فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور است. همچنین آموزش و پرورش برای یافتن پاسخی شایسته به نوع پرسش های که در بالا به آن اشاره شد درصدد تدوین منشوری برای هدایت امر اصلاحات در آموزش و پرورش کشور بر آمده است. که تأکید بر کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات از ارکان آن به شمار می رود.
مطالب فوق موید نقش حساس فن آوری اطلاعات در پیشرفت و اصلاح نظام آموزشی کشور است. بنابراین با نظر به این مطالب محقق در این تحقیق سعی نموده تا به بررسی نقش فن آوری اطلاعات در پیشرفت تحصیل دانش آموزان بپردازد.
1-2- بیان مسأله
موج فناوری اطلاعات در اشکال گوناگون آن از دهه نود میلادی در قرن 20 همه جهان را دربر گرفته است. این موج که از طریق تلفن همراه، ماهواره، رایانه، اینترنت، و.... گسترش می یابد. نحوه ارتباط و تعامل آدمیان، نحوه کار، چگونگی گذران اوقات فراغت، فرهنگ پذیری و بسیاری دیگر از شئون فردی و اجتماعی حیات آدمی را تحت تأثیر قرارداده است. ولی به نظر می رسد نهاد آموزش و پرورش کم تر از سایر نهادهای اجتماعی از این موج، به صورت آشکار، تأثیر پذیرفته است.
گاردنر[1] متفکر معروف و نظریه پرداز هوشهای چند گانه در مقاله ای می گوید که اگر این امکان برای ما فراهم شود که انسان آغاز قرن بیستم را به جامعه امروز بیاوریم او در مواجهه با جامعه بیرون از مدرسه و انطباق با آن دچار مشکل می شود و نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند ولی همین فرد اگر به مدرسه برود، محیط مدرسه برایش کاملا مانوس و مالوف خواهد بود. تخته سیاه، معلم، سخنرانی، پرسش و پاسخ امتحان. گویی همه چیز در مدرسه مانند یک قرن قبل است و هیچ چیز تغییر نکرده است(رایانه و تعلیم و تربیت ،تور جیمز، ترجمه محمد عطاران، 2003) این سخن تمثیلی از مقاومت و یاتأثیرناپذیری نظام آموزشی در برابر تحولات فناورانه عصر جدید است. گر چه از سه دهه پیش در جهان صنعتی در ورود نمادهای فناوری اطلاعات مانند رایانه به مدارس و یا دانشگاه ها تلاش فراوان شده است، ولی به نظر پاره ای دست اندرکاران تعلیم و تربیت این تلاش چندان نیک انجام نبوده است.و هنوز شیوه های سنتی در مدارس، اقتدار خویش را حفظ کرده اند( ویلیام فلام، 2004) با توجه به نظریه های جدید تربیتی که خواهان نزدیکی مدرسه و اجتماع هستند و بر آن تاکید دارند که مدرسه باید به نحوی سازمان باید که دانش آموز را برای مواجهه با مسائل جامعه آینده مهیا کند، به نظر می رسد که مدارس گریزی ندارند که دانش آموزان خود را برای جوامع آینده که در عصر جدید با عنوان «جامعه اطلاعاتی»[2] تعریف شده است. آماده کنند. جامعه ای که ارزش در آن از آن دانش است و آحاد آن باید توان تولید و پردازش اطلاعات و تبدیل آن به دانش را داشته باشند. اگر این مهم به غفلت واگذار شود و مدرسه نتواند فراگیرندگان را برای انطباق با جامعه اطلاعاتی تجهیز کند بیم آن می رود که مدرسه قدرت اثر گذاری خود را از دست بدهد و عملا آن چه که زمانی از سوی نظریه پردازان مدرسه زدایی همچون آرمان مطرح می شد در عمل به خاطر ناتوانی مدرسه در همسازی با وضعیت جدید رخ دهد. فراموش نباید کرد که امروزه به مدد فناوری های نو، دانش در انحصار مدرسه و معلم نیست، فضاهای آموزشی که نماد مهم عصر جدید یعنی اینترنت در عالم مجازی ایجاد کرده است امکان یادگیری غیر رسمی و موثری را فراهم کرده است که دارای محدودیت زمان، مکان، سن ،جمعیت و دیگر الزامات مدرسه رفتن نیست. یعنی نهاد دیر پای مدرسه و رکن اصلی و اساسی آن معلم رقبایی یافته اند. که در عرصه رقابت ابزارهای جذاب تری دارند و در این میدان هماوردی یا باید میدان را واگذار کرد و به حریفان سپرد و یا آن که به ابزارهای نو متمسک شد و نقش های جدید برای خود تعریف کرد. در این ویژه نامه که موضوع آن درباره فناوری اطلاعات و تعلیم و تربیت است سعی برآن شده است که از منظرهای مختلف به فناوری اطلاعات وتعلیم وتربیت نگریسته شود.
مطالب فوق بیانگر اهمیت استفاده از فن آوری نوین در سیستم اموزش و پرورش است، اما نکته ای که نباید مورد غفلت قرار گیرد، بررسی میزان تأثیر و نقش این فن آوریها در آموزش کودکان و نوجوانان است. بنابراین در این تحقیق سعی خواهد شد تا با استفاده از روشهای علمی وآماری به بررسی میزان تأثیر این فن آوریها در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پرداخته و از این طریق نقش و اهمیت این فن آوری مورد بررسی قرار گیرد.
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق:
عصر حاضر که عصر تغییر از جامعه صنعتی به جامعه فراصنعتی یا جامعه اطلاعاتی لقب گرفته است، طبیعی است که اطلاعات، دانش و آگاهی بعنوان اساسی ترین دارائیها برای انسانها و جوامع بشری بحساب اید. رشد و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) در جامعه امروز به حدی سرعت گرفته است که میزان توجه به آنرا بعنوان مهمترین شاخص توسعه یافتگی برای کشورهای در حال توسعه در نظر گرفته اند.و معتقدند که عصر حاضر، دنیای متفاوتی خواهد بود که راهبری آنرا فناوری اطلاعات بر عهده خواهد داشت ویژگی مهمی که پدیده فناوری اطلاعات از آن برخوردار است. اینست که باعث می شود ارتباط انسان با انسان و همچنین اناسن با محیط تسهیل یافته و ارتقا یابد. فناوری اطلاعات به دلیل تحول پذیری و قدرت تأثیر فراوانی که در رشد آموزشی، فرهنگی، اقتصادی، امنیت ملی، جهان شدن و تعدیل مشکلات اطلاع رسانی سنتی دارد، یکی از پویاترین و بحث انگیزترین رشته های علم و فناوری محسوب می شود.البته این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که فناوری اطلاعات(IT)به دلیل ویژگی های خاصی که از آنها برخوردار است. همواره مورد سوء استفاده هایی نیز قرار گرفته است. که این سوء استفاده ها، سوء تعبیرهایی را در زمینه بکارگیری از این پدیده موجب شده است با این وجود باید به این مسئله اعتراف کرد که فناوری اطلاعاتی دارای قابلیتهای فراوانی به منظور انتقال دانش، تسهیل ارتباطات و تعاملات و سرعت بخشیدن به روند رو به رشد توسعه دانش و اطلاعات می باشد که البته همه اینها در صورت بهره گیری صحیح از این پدیده امکان پذیر است. بنابراین شناخت میزان تأثیر گذاری از یکسو و روشها و مکانیزمهای بهتر تأثیر گذاردند این فن آوریها در آموزش بویژه آموزش کودکان و نوجوانان از اهمیت بسزایی برخوردار است. بنابراین لزوم پژوهش درباب رسیدن به این اهداف نیز بیانگر ضرورت موجود در چنین پژوهشهایی می باشد.
1-4 سوالات تحقیق
سوال اصلی:
استفاده از فن آوری های نوین تا چه میزان بر پیشرفت دانش آموزان( پایه ابتدایی) تأثیر گذار است؟
سوال فرعی:
تاچه میزان در سیستم آموزش و پرورش کشور فن آوریهای نوین بعنوان وسایل کمک آموزشی مورد استفاده قرار گرفته اند؟
میزان استفاده دانش آموزان از فن آوریهای نوین به عنوان وسایل کمک آموزشی تا چه حد است؟
آیا استفاده از فن آوریهای نوین در میانگین نمرات دانش آموزان تغییراتی ایجاد کرده است؟
معلمان و برنامه ریزان آموزش و پرورش تا چه میزان با فن آوریهای نوین به عنوان ابزار کمک آموزشی آشنایی دارند؟
1-5 فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی:
بنظر می رسد که استفاده از فن آوریهای نوین تا حد زیادی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان (پایه ابتدایی) تأثیر گذار است.
فرضیه فرعی:
بنظر می رسد در سیستم آموزش و پرورش کشور، فن آوریهای نوین به عنوان وسایل کمک آموزشی کمتر مورد استفاده قرار گرفته اند.
بنظر می رسد میزان استفاده دانش آموزان از فن آوریهای نوین به عنوان وسایل کمک آموزشی در حد پایین می باشد.
بین استفاده از فن آوریهای نوین و میانگین نمرات دانش آموزان (گروه آزمایش و گروه کنترل) تفاوت معنی داری وجود دارد.
بنظر می رسد معلمان و برنامه ریزان آموزش و پرورش تا حد کمی با فن آوریهای نوین به عنوان ابزار کمک آموزشی آشنایی دارند.
1-6- تعریف متغیرها
1-6-1- فن آوری:
گردآوری، ساماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم صوت، تصویر، متن و...
1-6-2- اطلاعات:
تعاریف متفاوت اطلاعات ( Information) از زوایای مختلف را می توان عنوان نمود از سعی کی کنم اطلاعات از لحاظ نظری، اطلاعات از منظر تئوری اطلاعات و در نهایت منظر علم اطلاعات وفن آوری اطلاعات بسنجم البته خیلی نگران نباشید. موضوع خیلی ساده است با هم مرور می کنم.
اطلاات دربردارنده یک معنی خاص خصوصاً در ارتباط با پیشگوئی احتمالی از داده است. در تعریف فوق، میزان معنی و محتوای ارائه شده توسط اطلاعات مورد توجه قرار می گیرد. مثلاً پیامی که به ما اعلام می نماید : « فراد خورشید طلوع می نماید» دارای حجم اندکی محتوای اطلاعاتی است در حالیکه یک پیام در رابطه با روز قیامت، شامل حجم بالائی از اطلاعات است. در تعریف ارائه شده از منظر تئوری اطلاعات، همانند تعریف ارائه شده قبلی، توجه خاصی به کیفیت و یا ارزش اطلاعات نمی گردد.
علم اطلاعات و فن آوری اطلاعات با اطلاعات به عنوان داده جمع آوری شده، ذخیره شده، بازیابی شده، پردازش شده و ارائه شده سروکار دارد. در تعریف فوق نیز به مواردی همچون اعتبار، کیفیت و ارزش اطلاعات به صورت جانبی، توجه می گردد.
1-6-3- یادگیری :
برای یادگیری تعریف های مختلفی وجود دارد که هریک از آنها بر جنبه های خاصی از فراگیری تاکید می کند و جنبه های دیگر آن را نادیده می گیرد. «هیلگارد» و « مارکویز» می گویند یادگیری یعنی ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار بالقوۀ یادگیرنده، مشروط بر آن که این تغییر براثر اخذ تجربه رخ دهد. «گاینه» می گوید یادگیری عبارت است از تغییری که در توانایی انسان ایجاد می شود و برای مدتی باقی می ماند و نمی توان آن را به سادگی به فرایندهای رشد نسبت داد . بنابراین ، موجودات زنده از راه یادگیری توانایی انجام اعمال را بدست می آورند و بعضی اوقات این توانایی به طور نهایی باقی می ماند و نمود آن به صورت تغییر رفتار تا مدتی به تاخیر می افتد. ما برای به دست آوردن آگاهی از میزان یادگیری فرد، رفتار قابل مشاهده یا به اصطلاح دقیق تر به عملکرد او مراجعه می کنیم. عملکرد متاثیر از عواملی چون انگیزش، شرایط محیط و خستگی است.
برای اینکه یادگیری بیشتر و بهتر صورت گیرد و پیشرفت تحصیلی موفقیت آمیز باشد، باید به موارد زیر توجه بیشتری شود.
اگر بخواهیم بازده و نتایج تربیتی به طور دلخواه حاصل شود، باید هدف روشن و گویا باشد.
برای اینکه یادگیرنده در تجربه های آموزشی و تحصیلی خود شرکت فعال و موفقیت آمیز داشته باشد، باید آمادگی بدنی و روانی کافی داشته باشد.
انگیزش یا علاقه به یادگیری در حقیقت ترکیبی از چه چیز آموختن یا چرا آموختن است. بدین معنی که چه چیز بیاموزیم تا آموختن برای ما سودمند و مطلوب باشد. بسیاری از روان شناسان معتقدند که انگیزش مهم ترین عامل موثر در کارایی و یادگیری است.
4. فعالیت
برای اینکه حداکثر یادگیری حاصل شود، یادگیرنده را نمی توان موجودی انفعالی یا فعل پذیر دانست. فعالیت هایی مانندچابکی و هوشیاری ذهنی از شرایط لازم یادگیری است. به سخنی دیگر، دستگاه درون ده حسی موجود زنده باید هوشیار و چابک باشد و فرایندهای واکنش کننده نیز نیرومند باشد.
5. تمرکز
تمرکز را باید متمایز از توجه صرف دانست. در واقع، تمرکز توجه با هدفی است که به گونه ای موثر به سوی یادگیری گرایش می یابد.
6. سازماندهی
در سازماندهی، یک رشته اجزا و بخش های مختلف معلومات به یکدیگر پیوند می خورند و به عنوان یک کل با معنا ادراک می شوند.
7. فهم
فهم ادراک معناها، استنتاج و پیامدها و کاربردهایی است که تجربه ی معینی را برای یادگیرنده قابل درک می کند.
8. تمرین و تکرار
تکرار اگر درست به کار گرفته شود، گرایش و توانایی یاد گیرنده را برای به خاطر سپردن یا کاستن از تاثیر نامطلوب فراموشی افزایش می دهد. تکرار دوباره کاری یا دوباره سازی محض نیست. فعالیت برای یادگیرنده باید با هدف و دارای ارزش واقعی باشد. پرآموزی از نظر انگیزش ذاتی بسیار مطولب است.
همچنین بسیاری از محققان معتقدند که «یادگیری تغییری است که بر اثر تجربه یا آموزش در رفتار موجود زنده پدید می آید.» یادگیری، تغییری است که در اثر تدریس مطلاب و مهارتهای گوناگون در رفتار با یادگیرندگان ایجاد می شود. ممکن است این رفتار در کوتاه مدت قابل مشاهده باشد و یا این رفتار ممکن است در کوتاه مدت غیرقابل مشاهده باشد.
1-6-4- یادگیری الکترونیکی :
یادگیری الکترونیکی ، به مجموعه فعالیت های آموزشی اطلاق می گردد که با استفاده از ابزارهای الکترونیکی اعم از صوتی، تصویری، رایانه ای، شبکه ای و مجازی و ... صورت می گیرد . به عبارتی ، کلبه برنامه هایی را که از طریق شبکه های رایانه ای به ویژه اینترنت، منجر به یادگیر ی می شود یادگیری الکترونیکی می نامند. اصطلاح یادگیری الکترونیکی، شامل مجموعه وسیعی از کابردها و عملکردها، از جمله آموزش مبتنی بر «وب»، آموزش مبتنی بر کامپیوتر ، کلاس های مجازی و همکاری های الکترونیکی است.
فصل دوم
روش تحقیق
فصل دوم
ادبیات نظری تحقیق
2-1- مقدمه
در پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمینه کامپیوتر و ارتباطات، تغییرات عمده ای را در عرصه های متفاوت حیات بشری به دنبال داشته است. انسان همواره از فناوری استفاده نموده و کارنامه حیات بشری مملو از ابداع فناوری های اطلاعات و ارتباطات که از آنان به عنوان فناوریهای جدید و یا عالی، یاد می شود بیشترین تاثیر را در حیات بشری داشته اند.
دنیای ارتباطات و تولید اطلاعات به سرعت در حال تغییر بوده و ما امروزه شاهد همگرایی آنان بیش از گذشته با یکدیگر بوده، بگونه ای که داده ها و اطلاعات بسرعت و در زمانی غیرقابل تصور به اقصی نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده کنندگان قرار می گیرد.
ICT با فناوری اطلاعات و ارتباطات (Technology Communication & Information) ، بدون شک تحولات گسترده ای را در تمامی عرصه های اجتماعی و اقتصادی بشریت به دنبال داشته و تاثیر آن بر جوامع بشری بگونه ای است که جهان امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جامعه اطلاعاتی است. جامعه ای که در آن دانایی و میزان دسترسی و استفاده مفید از دانش، دارای نقشی محوری و تعیین کننده است. گسترده کاربرد و تاثیرات آن در ابعاد مختلف زندگی امروزی و آینده جوامع بشری به یکی از مهمترین مباحث روز جهان مبدل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است.
از سوی دیگر آموزش و پرورش به عنوان سازمان رسمی و دولتی و زیربنایی در امر تعلیم و تربیت آینده سازان فردا نقش مهمی در عصر حاضر، در پرورش استعدادهای کودکان و نوجوانان داشته و در این راستا فن آوریهای نوین بعنوان وسایل و ابزار کمک آموزشی می توانند، مسئولان و برنامه ریزان این بخش را در حد زیادی یاری و مساعدت نمایند. در دنیای امروز که فن آوریهای نوین در تمامی بخشهای زندگی فردی و اجتماعی افراد نفوذ نموده، اگر آموزش و پرورش ا زاین امر غافل بماند، تا حد زیادی نمی تواند به هدف و کارکرد غایی خود، یعنی تحویل نیروهای فعال و مطلع به جامعه برسد. از اینرو چگونگی استفاده از فن آوریهای نوین بعنوان ابزارهای کمک آموزشی در سیستم نظام و آموزش و پرورش مسئله ای مهمی است. امروزه محققان زیادی در حوزه های علوم اجتماعی، وقت خود را صرف این مسئله نموده و با بررسی نقاط ضعف و قوت چگونگی استفاده از این وسایل در سیستم های آموزشی، به ارایه راهکارهای مناسب در جهت س افتاده هر چه صحیح تر و بهتر از این وسایل نموده اند.
با این مقدمه، در این فصل به بررسی تعریف، دیدگاهها و رویکردهای موجود در زمینه نحوه استفاده از فن آوریای نوین در امر آموزش و پرورش پر داخته و ضرورتها و بایست ها موجود را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.
2-2- فن آوری اطلاعات و ارتباطات چیست؟
پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمینه کامپیوتر و ارتباطات، تغییرات عمده ای را در عرصه های متفاوتی حیات بشری به دنبال داشته است. انسان همواره از فن آوری استفاده نموده و کارنامه حیات بشریت مملو از ابداع فن آوری های متعددی است که جملگی در جهت تسهیل زندگی انسان مطرح شده اند. در سالیان اخیر، فن آوری های اطلعات و ارتباطات که از آنان به عنوان فن آوری های جدید و یا عالی یاد می شود، بیشترین تاثیر را در حیات بشریت داشته اند. دنیای ارتباطات و تولید اطلاعات به سرعت در حال تغییر بوده و ما امروزه شاهد همگرائی آنان بیش از گذشته با یکدیگر بوده، بگونه ای که داده و اطلاعات به سرعت و در زمانی غیرقابل تصور به اقصی نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده کنندگان قرار می گیرد.
فن آوری اطلاعات و ارتباطات، بدون شک تحولات گ سترده ای را در تمامی عرصه های اجتماعی و اقتصادی بشریت به دنبال داشته و تاثیر آن بر جوامع بشری بگونه ای است که جهان امروز به سرعت در حال تبدیل به یک جامعه اطلاعاتی است. جامعه ای که در آن دانائی و میزان دسترسی و استفاده مفید از دانش ، دارای نقشی محوری و تعیین کننده است.
حال با توجه به توضیحات فوق به تعریف اطلاعات می پردازیم:
تعریف اطلاعات از لحاظ نظری : اطلاعات (Information) به هر نوع داده جمع آوری شده با استفاده از روش های مختلفی نظیر : مطالعه، مشاهده، شایعه و سایر موارد دیگر اطلاق می گردد. در واژه «اطلاعات» ، بار معنائی از قبل تعریف شده ای در رابطه با کیفیت، معتبر بودن و یا صحت داده وجود نداشته و امکان برخورد با اطلاعات معتبر، غیرمعتبر، واقعی، نادرست، صحیح و گمراه کننده، وجود خواهد داشت.
تعریف اطلاعات از منظر تئوری اطلاعات: اطلاعات دربردارنده یک معنی خاص خصوصاً در ارتباط با پیشگوئی احتمالی از داده است. در تعریف فوق، میزان معنی و محتوای ارائه شده توسط اطلاعات مورد توجه قرار می گیرد. مثلاً پیامی که به ما اعلام می نماید : « فردا خورشید طلوع می نماید» دارای حجم اندکی محتوای اطلاعاتی است در حالیکه یک پیام در رابطه با روز قیامت، شامل حجم بالائی از اطلاعات است. در تعریف ارائه شده از منظر تئوری اطلاعات، همانند تعریف ارائه شده قبلی، توجه خاصی به کیفیت و یا ارزش اطلاعات نمی گردد.
تعریف اطلاعات از منظر علم اطلاعات و فن آوری اطلاعات: علم اطلاعات و فن آوری اطلاعات با اطلاعات به عنوان داده جمع آوری شده، ذخیره شده، بازیابی شده ، پردازش شده و ارائه شده سروکار دارد. در تعریف فوق نیز به مواردی همچون اعتبار، کیفیت و ارزش اطلاعات به صورت جانبی، توجه می گردد.
در تعاریف فوق، توجه خاصی به کیفیت و یا ارزش اطلاعات نشده است. در مقابل اطلاعات از واژه ای دیگر و با نام «Knowledge» استفاده می شود که می توان آن را معادل «دانش» در نظر گرفت. «دانش»، برخلاف ارطلاعات، دارای بار معنائی مختص به خود بوده که توسط فرد و یا افرادی کارشناس و براساس بررسی و مطالعه انجام شده بر روی اطلاعات معتبر، حاصل می شود. اطلاعات معتبر، به خودی خود مفید و قابل استفاده می باشند ولی قادر به پیشگوئی نتایج نمی باشند. برخی اطلاعات معتبر نظیر قیمت یک کالا یا خدمات و یا برنامه زمانبندی پروازهای هوائی، مستقیماً قابل استفاده می باشد، ولی برخی اطلاعات دیگر نظیر داده هواشناسی و یا داده مربوط به آنتی بیوتیک ها صرفاً زمانی مفید و معتبر می باشند که در ابتدا توسط کارشناسان متخصص ( دارای دانش لازم) استفاده و پس از بررسی و آنالیز داده های اولیه، نتایج استخراج و در اختیار عموم علاقه مندان جهت استفاده قرار گیرد. در بطن دانش همواره آنالیز و نتیجه گیری نهفته است در حالی که، اطلاعات در بهترین وضعیت استنتاج استقرائی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین حداقل از لحاظ فلسفی، شایسته و منطقی است که ظهور «جوامع مبتنی بر دانش« را در مقابل «جوامع اطلاعاتی» ، ترویج نمود. در جوامع مبتنی بر دانش، آموزش و فراگیری به عنوان فرآیند کسب دانش مطرح بوده تا در مرحله بعد، امکان ایجاد دانش فراهم می گردد ( ترکیب و آنالیز قیاسی).
از لحاظ تاریخی، دستیابی به اطلاعات از طریق رسانه های چا÷ی (کتاب، روزنامه، مجله) حاصل می گردید در حالی که فراگیری دانش از طریق مدارس و دانشگاهها بدست می آمد. امروزه، فن آوری اطلاعات و ارتباطات افقی جدید در رابطه با تولید و عرضه اطلاعات را ارائه نموده است و می بایست بطور همزمان امکانات موجود را در جهت فراگیری و ایجاد دانش، سازماندهی و به خدمت گرفت. ما می بایست در مرحله اول با بهره گیری از امکانات موجود موفق به فراگیری دانش بوده تا در ادامه امکان تولید، میسر گردد. بدیهی است با استفاده مناسب از دستاوردهای فن آوری اطلاعات و ارتباطات، می توان به سرعت اقدام به فراگیری دانش و در نهایت تولید علم نمود. شاید از زاویه فوق، بتوان مهمترین رسالت فن آوری اطلاعات و ارتباطات را ایجاد زیر ساخت. و بستر مناسب برای فراگیری و تولید علم در نظر گرفت. در جوامعی که توانسته اند زیر ساخت مناسبی ( صرفاً زیر ساخت ارتباطی مورد نظر نمی باشد) در رابطه با فن آوری اطلاعات و ارتباطات ایجاد نمایند، شرایط مناسب برای استفاده از «دانش» فراهم ومیزان تولید دانش در اینگونه جوامع ارتباط مستقیمی با زیر ساخت فن آوری اطلاعات و ارتباطات آنان دارد.
استفاده مناسب از دانش و بکارگیری ان در تمامی عرصه های زندگی و در نهایت تولید دانش، ارتباط مستقیمی با توسعه دارد.
همانگونه که پیشتر عنوان گردید. بین استفاده و تولید دانش با توسعه ارتباطی مستقیم وجود دارد.
قطعاً در جوامع توسعه یافته برآیند استفاده از دانش مثبت بوده و در ادامه با توجه به زیر ساخت ها و سیاست های تدوین شده، امکان تولید دانش فراهم می گردد.
«درآمد سرانه» ، یکی از شاخص های مهم به منظور سنجش میزان موفقیت برنامه های توسعه است.که همواره در آمار اعلام شده توسط سازمان ها ونهادهایی دولتی به آن استناد تا میزان موفقیت برنامه های توسعه، نشان داده شود. به منظور آشنائی با تاثیر دانش بر توسعه و در نهایت افزایش در آمد سرانه شهروندان یک جامعه، دو کشور غنا و کره جنوبی را بررسی می نماییم بر اساس مستندات بانک جهانی، چهل سال قبل، میزان درآمد سرانه دو کشور کره جنوبی و غنا معادل یکدیگر بوده است در حالی که امروزه در آمد سرانه کره ای ها، شش مرتبه بیشتر شده است. به عبارت دیگر شهروندان کره جنوبی شش برابر نسبت به شهروندان غنائی ثروتمند تر شده و یا مردم غنا نسبت به مردم کره جنوبی شش برابر فقیر تر شده اند. بر اساس بررسی انجام شده، بیش از پنجااه درصد نابرابری فوق، به استفاده موفقیت آمیز کره ای ها در رابطه با فراگیری و استفاده از دانش بر می گردد. استفاده موثر و موفقیت آمیز ازدانش، عامل اصلی شکوفائی و موفقیت اقتصادی در برخی کشورهای آسیایی بوده که از آن به عنوان «معجزه اقتصادی» نام برده می شود استفاده از سایر امکانات نظیر جاده ها، ساختمان ها، ماشین آلات کمتر از سی درصد سهم داشته است. از دیگر نمونه های موجود در این رابطه و نقش دانش و توسعه می توان به «انقلاب سبز» در آسیا اشاره نمود. در این رابطه با استفاده از روش های پیشرفته اقدام به ارتقاء سطح دانش و آگاهی افراد گردید و استفاده کنندگان با به کارگیری اندوخته های خود توانستند حرکتی عظیم و تحولی گسترده را در جامعه خود باعث گردند. در گذشته دانش (برای توسعه) از طریق کارشناسان و ارتباط مستقیم با فراگیران به آنان منتقل می گردید. بدیهی است در چنین مواردی میزان سرمایه گذاری محدود به قیمت و تعداد کارشناسان مورد نظری بود که می بایست رسالت انتقال دانش به مخاطبان خود را انجام دهند هندوستان، یکی از کشورهای موفق در این زمینه بوده که از رسانه های ارتباط جمعی نظیر رادیو و تلویزیون برای نشر دانش استفاده نموده است.
رادیو، تلویزیون، وتلفن های ثابت از جمله عناصر موجود در زیر ساخت فن آوری اطلاعات و ارتباطات، می باشند( کانالهای نشر اطلاعات)، انقلاب سبز، اولین تجربه موفقیت آمیز در زمینه استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در آسیا می باشد.
افزایش و ارتقاء سطح دانش و آگاهی شهروندان یک جامعه دارای دستاوردهای بسیار مثبتی می باشد وشاید برخی از دستاوردهای به دست آمده در مرحله اول محسوس و یا ملموس نباشند( مثلاً ارتقاء سطح دانش شهروندان یک جامعه در رابطه با یک بیماری خاص که به دنبال آن کاهش و یا ریشه کنی بیماری را به دنبال خواهد داشت، ارتقاء سطح دانش شهروندان یک جامعه در رابطه با حوادث رانندگی که کاهش تصادفات و حوادث رانندگی را به دنبال خواهد داشت) ارتقاء سطح دانش تاثیر مستقیم و مثبتی بر کیفیت زندگی شهروندان یک جامعه را به دنبال داشته و شرایط مناسبی را برای توسعه همه جانبه فراهم می نماید.
با توجه به مطالب فوق می بایست. گفت، مهمترین رسالت فن آوری اطلاعات و ارتباطات، ارائه امکانات و زیر ساخت لازم برای تولید و توزیع دانش می باشد. بدیهی است از زاویه فوق و با توجه به ارتباط مستقیم استفاده و تولید دانش در یک جامعه با توسعه، می توان به اهمیت و جایگاه واقعی فن آوری اطلاعات و ارتباطات در ارتباط با توسعه همه جانبه بیشتر واقف گردید.
2-3- اجزای تشکیل دهنده فن آوری اطلاعات
فناوری اطلاعات نیز مانند هر تکنولوژی دیگری، دارای اجزای تشکیل دهند های است، لذا به منظور بررسی این اجرا لازم است. نوع نگرش به آن معین شود. دو نوع نگرش نسبت به فناوری اطلاعات موجود است:
الف) فناوری اطلاعات به عنوان بستر پیاده سازی
ب) فناوری اطلاعات به عنوان زیر سیستم های اطلاعاتی
از منظر بسته، پیاده سازی، می توان فناوری اطلاعاتی را به 5 بخش تفکیک نمود:
1- برخش نرم افزار: یعنی برنامه های کامپیوتری که به منظور دریافت، پردازش و تولید اطلاعات به کار برده می شوند.
2- بخش سخت افزار: یعنی امکانات و منابعی که به منظور پردازش ( متن کامپیوترهای شخصی) و یا جهت ذخیره و بازاریابی اطلاعات(مثل دیسک، CD و ...) استفاده می شود.
3- بخش سخت افزار ارتباطی: امکاناتی که برای زیر ساختارهای فنی جامعه و به منظور ارتباط میان کامپیوترها و پشتیبانی فنی، مانند تلفن، خدمات مخابراتی و یا شبکه های کامپیوتری استفاده می گردد.
4- نیروی انسانی: افرادی که در این تکنولوژی شاغل هستند و همچنین آنانی که مصرف کننده محصولات این فناوری می باشند.
5- داده ها و منابع: داده ها به عنوان مواد اولیه و اطلاعات خام فناوری اطلاعات می باشند که رکن اصلی در کارکرد فناوری اطلاعات محسوب می گردد البته این داده ها باید قابل اعتماد، جدید و دقیق باشند.
2-4 ابزارهای فناوری اطلاعات
ابزارهای فناوری اطلاعات دارای قدمتی طولانی است. گر چه با ظهور پدیده اینترنت تحولات اساسی در عرصه ابزارهای IT به وقوع پیوسته است، اما نمی توان از ابزارهای اولیه فناوری اطلاعات و اطلاعاتی سختی به میان نیاورد. لذا به اجمال به معرفی برخی از آنها می پردازیم:
2-4-1- رادیو
رادیو نخستین و شاید مهمترین رسانه ارتباط جمعی بود که توانست ارتباطات گسترده ای را در میان انسانها و در نقاط مختلف جهان برقرار نماید و نقش موثری در تبادل اطلاعات و آگاهی ها و افزایش سطح دانش و فرهنگ عمومی مردم ایفا نماید. تأسیس صدها شبکه رادیویی به زبان های مختلف و در موضوعات متنوع علمی، فرهنگی، هنری و اجتماعی و آموزشی و قابل دسترسی در سرتا سر جهان توانسته است جایگاه ویژه ای را در افکار عمومی پیدا کند، به نحوی که با وجود در عرصه های مختلف اطلاع رسانی همچنان رادیو دارای طرفداران زیادی است و شاید هم هر روز بر تعداد علاقمندان و شنوندگان آن افزوده گردد.
شاید قبل از پیدایش رادیو، کسی تصور نمی کرد که با پیشرفت تکنولوژی و فناوری، ابزاری اختراع گردد که بتواند پیام انسان ها را با کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان به گوش جهانیان برساند.
2-4-2- تلویزیون
با ورود تلویزیون حلقه ارتباطات و اطلاعات تکمیل شد، انتقال اطلاعات وآگاهی و ارتباطات از مرز صوت فراتر رفت و تصویر را همراه خود نموده و در نتیجه دارای جذابیت های فراوانی شد، به نحوی که امروزه یکی از پر طرفدارترین رسانه جمعی تلویزیون است و تقریباً آحاد جامعه با همه تفاوت های فرهنگی و اقتصادی از آن بهره مندهستند و ساعات مفید و موثری از اوقات فراغت انسانها را به خود اختصاص داده است تلویزیون توانسته است اطلاعات کامل و جامعی را از اتفاقات، تحولات و رویدادهای جوامع مختلف بشری به صورت کاملا مفید و موثر در اختیار انسان ها بگذارد و حتی به تعبیری به عنوان یکی از اعضای موثر خانواده همراه و همدم زندگی آدمیان گشته و بعضاً جایگزین و با نقش برتر در هدایت و تربیت اعضای خانواده را عهده دار گشته است و می رود تا متأثیر نمودن نهاد خانواده، ارتباطات درون خانوادگی و حتی اجتماعی، را معنی دیگری بخشد و علیرغم برخی از معایب و اثرات مخرب و منفی همچنان موثرترین، پرطرفدارترین و مهمترین و فراگیرترین ابزار فناوری اطلاعات است.
2-4-3- تلفن
از دیگر ابزارهای مفید و موثر فناوری اطلاعات، تلفن می باشد. گر چه از اختراع تلفن توسط الکساندر گراهام بل، بیش از یک قرن میگذرد(1876 میلادی ) اما همچنان پر طراوت و بسیار موثر و کارآمد نقش تعیین کننده ای در توسعه فناوری اطلاعات ایفا می کند، به نحوی که همچنان مفاهیم نوین فناوری اطلاعات بدان نیازمند است و اصولا شرط کار آمدی فناوری ارتباطات و اطلاعات، تقویت زیر ساخت های مخابراتی و ارتباطی است.
تلفن ارتباط انسان ها را با هم سرعت می بخشد. به راحتی در انتقال و مبادله اطلاعات فی مابین، نقش اساسی ایفا می کند. و با کمتری هزینه بیشترین حجم اطلاعات و با سرعت بالا را مبادله می نماید. این امر با گسترش تلفن های همراه، تلفن های اینترنتی و فاکس و ... همچنان به روز آمدی و اثر بخشی خود در جهت رفاه و سربلندی بشریت می اندیشد.
2-4-4- کامپیوتر
کامپیوتر از ابزارهای مفید فناوری اطلاعات است و شاید با ظهور کامپیوتر ، فناوری اطلاعات وارد مرحله جیدید ازحیات اجتماعی خود شده باشد. به نحوی که امروز نقطه اتکای شبکه های اینترنتی از یک طرف و ابزارهای سنتی فناوری اطلاعات همچون تلویزیون، ویدئو، رادیو و ضبط و پخش از طرف دیگر کامپیوتر می باشد. کامپیوتر با برخورداری از ظرفیت سازی و ذخیره سازی اطلاعات در درون خود و با ارائه خدمات گسترده صوتی، تصویری، نوشتاری و گفتاری توانمندی منحصری را در خود جای داده است.
2-4-5- اینترنت
اینترنت از مفاهیم نوین اطلاع رسانی و فناوری اطلاعات است وگرچه از قدمت و سوابق طولانی برخودار نیست (حدود 4 سال) اما به سرعت توانسته است همه ابزارهای سنتی اطلاع رسانی را متاثر نماید و توانمندی های جدیدی را برای توسعه فناوری ارتباطات واطلاعات به ارمغان آورد، به نحوی که امروزه یک نگرانی فردی و اجتماعی در زمینه های اقتصادی، تجاری، آموزشی ، بازرگانی، مدیریت وحتی امنیت ملی کشورها وملت ها به وجود آمده است، از بین بردن فاصله های دور ونزدیک، تولید وعرصه گسترده همه نوع اطلاعات و منابع با ارزان ترین هزینه و کمترین زمان ومکان، تحولات اساسی در عرصه های «مدیریت و قدرت»، گسترش «تجارت الکترونیکی»، عرصه آموزش الکترونیکی از جمله خدمات و دستاوردهای گسترده اینترنت است.
اینترنت در واقع یک شبکه گسترده جهانی است که با اتصال رایانه ها به همدیگر، ضمن حفظ وامنیت اطلاعات موجود، در شبکه ها قابلیت های جدیدی را به صورت همزمان در همه شبکه ها به صورت online فراهم می نماید. گرچه آن در ابتدا با اهداف نظامی پیش بینی شده بود اما امروزه بزرگترین پشتوانه برای مراکز پژوهشی و علمی و آموزشی است به نحوی که توسعه فناوری اطلاعات با توسعه علمی و پژوهشی جامعه ارتباط معنی داری پیدا نموده است. تلاش وزارت علوم برای تغییر ساختار آن نهاد در قالب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از این حیث قابل تحسین است و این می تواند نویدبخش گام های اساسی در پیوند بین علم و فناوری اطلاعات در جامعه باشد.
اینترنت موجب شناسایی، کشف و رشد استعدادهای جوامع بشری است. روح تحقیق، پژوهش خلاقیت وابتکار را در محققین احیا می کند، فراگیران را از هر نوع خدمات اطلاعاتی و ارتباطی بهره مند می گرداند. توانمندی اینترنت در آغاز مختص به e-mail (پست الکترونیکی) بود و برای ارسال مراسلات مکتوب با توجه به سرعت زیاد و هزینه بسیار کم مورد بهره برداری قرار گرفت؛ اما دیری گذشت که این توانایی به صورت شتابان افزایش یافت و ظرفیت های جدید همچون Telnet و web را به جامعه ارزانی داشت به نحوی که امروزه web یکی از خدمات بسیار مفید، موثر و پرطرفدار اینترنتی است وعمده خدمات اینترنت از طریق شبکه وب انجام می شود . به طور خلاصه اینترنت دارای پنج ویژگی مهم است:
الف) چند رسانه ای ب) فوق متن ج) تعاملی بودن د) دارای خصیصه بایگانی بودن ه) مجازی بودن
الف) چندرسانه ای : اصطلاح چندرسانه ای به معنی کاربرد رسانه های مختلف برای انتقال اطلاعات است.
ب) فوق متن : اینترنت از متن خطی سنتی متفاوت است و پیوندهای مربوط را ارایه می کند. متون آموزشی سنتی کاملاً به صورت خطی عملا خود را در دستیابی به اطلاعات مورد نظر خود، در زمان کوتاه محدود می کند واصطلاح Hyper به معنی حرکت محیط بدون محدودیت های خطی و توالی های این محیط می باشد.
ج) بایگانی بودن: امکان دسترسی به داده های اطلاعاتی مختلف، جستجوی آنها و مقایسه و سازماندهی اطلاعات را می دهد.
د) مجازی: در اینترنت فرد با واقعیت مجازی سر و کار دارد، در چنین فضایی، کاربرد جهان را با ادراک بی واسطه تجربه می کند. درفضای مجازی فاصله فیزیکی از بین می رود حتی اگر تلویزیون و تلفن این خصوصیت را داشته باشد. مردم اینک قادرند همزمان وارد بحث وگفتگو شوند وفارغ از مکان اقلیمی خویش، تعامل اجتماعی داشته باشند.
هـ) تعاملی بودن: اینترنت ارتباط متقابل و تعاملی افراد، سازمان ها و فعالیت ها را فراهم می کند و بدون کمترین محدودیتی انسان می تواند با هر آن چه پیرامون خود است، تعامل داشته باشد.
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 201 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 161 |
فصل اول : اصول اولیه
تصاویر رادیوگرافی :
بافتهایی که در مسیر تابش اشعه x قرار دارند این اشعه را با درجات مختلف جذب می کنند . این تفاوتها در تصاویر رادیو گرافی ارزشمند است ( جدول و شکل 1-1 )
شکستگی :
وقتی یک شکستگی باعث جدا شدگی بین قسمتهای استخوان می شود اشعه x که از بین فاصله ایجاد شده عبور می کند بوسیله استخوان جذب نمی شود که باعث ایجاد یک خط سیاه (lucext) در رادیو گرافی می شود .
گاهی اوقات قسمتهای استخوانی می تواند بر روی هم همپوشانی ایجاد کنند که نتیجه آن افزایش ضخامت جذب اشعه x توسط استخوان و بدنبال آن یک منطقه سفید تر ( اسکروتیک یا بادانسیته بیشتر ) در گرافی دیده می شود ( شکل 2-1 )
اصل دو نما :
□ خیلی شکستگی ها و در رفتگی ها در یک نمای منفرد قابل تشخیص نمی باشد ( شکل 3-1 ) بطور منطقی دو نمای استاندارد ، معمولا با دو زاویه عمود بر یکدیگر لازم می باشد.
□ نمای رادیوگرافی یک شکستگی بستگی به جداشدگی یا بر روی هم خوابیدن قطعات دارد . این مسأله همیشه رخ نمی دهد و ناگریز بعضی شکستگی ها در دو نمای استاندارد هم دیده نمی شوند.
□ در محل هایی که تشخیص شکستگی ها مشکل می باشد بصورت روتین بیشتر از رونمای رادیوگرافی درخواست می شود . این محلها شناخته شده می باشند ( مثل یک شکستگی اسکافوثیه مشکوک )
شواهد غیر مستقیم یک شکستگی:
علائم رادیو گرافی خاصی در بافت نرم وجود دارد که می تواند نشانگی یک شکستگی باشد.
این علائم شامل جابجایی بافت چوبی آرنج ( شکل 93 و 96 ) یک حضور یک سطح هوا ( زانو ، جمجمه ) می باشد .
موقعیت بیمار و مسیر تابش اشعه x
□ دانستن موقعیت بیمار هنگام تهیه مکیشه رادیولوژی مهم می باشد . کلیشه ممکن است در وضعیت ایستاده یا خوابیده تهیه شود.
□ یک سطح مایع فقط وقتی دیده می شود که تابش اشعه x بصورت افقی صورت گیرد ( اشعه موازی با سطح باشد ) . تابش عمودی ( تابش اشعه عمود بر سطح باشد) نمی تواند سطح مایع را نشان دهد .
توصیف شکستگی :
ظاهر رادیوگرافی شکستگی نیاز به یک توصیف طبق یک الگوی ثابت دارد که با ترمینولوژی پذیرفته شده ای بکار می رود (جدول 1-2 و 1-3 )
بعضی تظاهرات طبیعی رادیوگرافی که می تواند شکستگی را تقلید کند.
مهمترین نکته در تشخیص اینکه یافته رادیولوژی خاصی صحیح است یا خیر ارتباط آن با بالین بیمار می باشد .
مکرراً لازم است که بیمار جهت پیدا کردن تورم یا تندرنس در یک محل خاص معاینه شود تا ارتباط صحیح آن با تظاهر رادیوگرافی بررسی شود.
علائم عروقی :
عروق تغذیه کننده ممکن است بصورت یک خط سیاه (Lucezt ) در کورتکس یک استخوان بلند دیده شود .( شکل 7-1 ) این خط ممکن است یک شکستگی را تقلید کند .
در کلیشه یک خط عمودی که بطور مایل از میان فقط یک کورتکس استخوان ( از لبه داخلی کورتکس به لبه خارجی آن ) عبور می کند دیده می شود و یا در انتهای یکی از لبه ها بصورت یک نمای اسکروتیک ( دانس ) دیده می شود.
استخوانهای فرعی :
این استخوانهای کوچک می تواند قطعات شکستگی را تقلید کند. این استخوانها بیشتر اطراف مچ پا و پا دیده می شود .
□ استخوان فرعی یک لبه اسکلروتیک ( سفید ) کاملاً مشخص دارد ( شکل 8-1 ) و استخوان های مجاور استخوان فرعی کاملاً طبیعی هستند.
□ قطعه شکسته شده در یک انتها یا لبه اسکلروتیک ندارد یا نامنظم است ( شکل 9-1 ) معمولا یکی از استخوانهای مجاور نیز یک لبه نامنظم دارد که مطرح کننده محل اولیه قطعه شکسته می باشد
اپی فیر و سطوح رشد
گاهی اوقات یک صفحه رشد ممکن است با شکستگی اشتباه شود . تشخیص بین طبیعی یا غیر طبیعی بودن مشکل می باشد ( شکل 10-1 ) وقتی که تشخیص مسحل می باشد بهتر است با یک متخصص و فرد با تجربه بیشتر مشورت کرد مثلا ً اطلس reafs می تواند مفید باشد.
دانستن آناتومی طبیعی
تفسیر صحیح نماهای رادیولوژی بستگی به مقدار اطلاعات صحیح از اصول آناتومی استخوان دارد برای آزمودن دانش خود روی زیرنویس را بپوشانید و استخوانها یا سایر ساختمانهای مورد نظر در سه صفحه بعد را نام ببرید.
فصل دوم : جمجمه
□ بدنبال یک آسیب خفیف به سر نیاز کمی به گرافی جمجمه می باشد . دلایل این موضوع بر اساس متا آنالیز یست مطالعه در مورد ضربه سر ایجاد شده است .
□ طرفداران استفاده کمتر از گرافی جمجمه پیشنهادی مبنی بر اینکه تمام بیماران مبتلا به ضربه خفیف به سر باید جهت سی تی اسکن ارجاع شوند ندارند.
یک نکته اساسی این است که سی تی اسکن فقط در بیمارانی اندیکاسیون دارد که شرایط بالینی آنها مطرح کننده یک دلیل منطقی مبنی بر امکان حضور خونریزی داخل مغزی قابل درمان می باشد .
□ تفسیر یک گرافی جمجمه در شیرخواران و کودکان دچار ضربه به سر مشکلاتی را ایجاد می کند . افتراق یک سوچو راز شکستگی ، یا یک شکستگی ازسوچور فرعی ، بسیار مشکل است .
یک اطلاع اساسی از موقعیتها و ظاهر عمومی این سوچورها در کاهش تعداد این تشخیصها اشتباه کمک می کند.
آناتومی:
خیلی مشکلات به این دلیل اتفاق می افتد که یک ظاهر طبیعی و نرمال می تواند با یک انیورمالینی اشتباه شود.
□ سوچورهای طبیعی و سوچورهای فرعی :
□ سه سوچور بزرگ : لامبدولید کورونال Coronal ،ساژیتال Sagital ( شکل 2-4 و 5-2 )
□ سوچورهای کوچکتر اطراف استخوانهای ماستوئید
سوچورهای فرعی شایع در بعضی شیرخواران و کودکان کوچکتر دیده می شود .
سوچور metopic
شایع ترین سوچور فرعی که در بالغین دیده می شود ( شکل 6-2 )
□ آثار عروقی : تأکید بر
محل های شکافها و مارکرهای عروقی شایع
تظاهرات رادیوگرافی که می تواند در تشخیص بین یک شکستگی و مارکر عروقی افتراق بدهد ( جدول 1-2 )
سینوس استئوئید طبیعی :
- در کودکان جوان هواگیری نشده است
- در بالغین محتوی هوا می باشد مقدار هواگیری این سینوس که در افراد مختلف کاملاً متفاوت است که باعث تظاهرات مختلف رادیوگرافی می شود ( شکل 7-2 ).
□ آسیبها در بالغین و کودکان بزرگتر
تشخیص یک نمای غیر طبیعی آسان است . فقط چهار حالت وجود دارد که نشان دهنده شکستگی است که یکی از آنها خیلی نادر است .
گرافی ها باید طبق یک روش سیستماتیک بررسی و کنترل شوند .
نگاه سیستماتیک به گرافی جمجمه سه مرحله ای می باشد :
مرحله 1:
بررسی دقیق محلی که با محل تروما مطابقت دارد . از یک نور روشن یا ( درورایک یک پنجره ) اگر لازم است باید استفاده شود .
مرحله 2 :
دنبال سه حالت غیر طبیعی مهم بگردیم :
□ شکستگی خطی ، بصورت یک خط سیاه (Lucent ) دیده می شود ( شکل 9-2 و 12-2 )
□ شکستگی فرو رفته ( depressed ) یک منطقه سفید داسن یا خطوطی موازی سفید که مربوط به Overlap یا چرخش قطعات شکسته شده می باشد ( شکل 11-2 و 12-2 )
□ سطح مایع در سینوس اسفنوئید . این حالت در گرافی نیم رخ ( اترال ) هنگامی که تابش اشعه x بصورت افقی باشد دیده می شود .
سطح مایع :
1-نشاندهنده خونریزی یا Cst داخل سینوس می باشد و نشاندهنده شکستگی قاعده جمجمه است .
2-ممکن است تنها یافته غیر طبیعی در گرافی باشد . تشخیص سطح مایع می تواند بر Maragment مؤثر باشد به این صورت که شکستگی که سینوس اسفنوئید را در گیر کرده است یک شکستگی ترکیبی باشد.
مرحله 3 : بدنبال یک یافته غیر طبیعی نادر باشید هوای Intracramfial ( داخل جمجمه) :
در جستجوی یک منطقه سیاه ( لونست ) در هر کدام از موقعیتها ی زیر باشید :
در ناحیه فرونتال ، در Basal Cisterne ، بین سولکوس های مغزی و بربطن های طرفی ( شکل 16-2 )
در زمینه یک ضربه به ظاهر خفیف سر ، حضور هوای داخل جمجمه نشان می دهد که یک شکستگی سینوس فرونتال یا سینوس x اسفنوئیه وجود دارد .
صدمات در شیرخواران و T.DDLER
ارزیابی گرافی جمجمه در یک نوزاد ، شیرخوار ، کودکان سنین مدرسه نیازمند یک بررسی مرحله به مرحله موشکافانه و دقیق می باشد .
در نظر گرفتن شرایط بالینی بسیار مهم می باشد تا نه چیزی از قلم بیفتد و نه یک آسیب غیر ترمایی ( NAS) به اشتباه تشخیص داده شود .
سوال : این یک سوچور است یا یک شکستگی ؟
اصول عمومی 1 :
سوچورهای پهن در نوزادان طبیعی است .
یک سوچور طبیعی جمجمه ، یک سوچور فرعی ، یا یک استخوان کرمی شکل ( Wormian ) می تواند یک شکستگی را تقلید کند.
سوچورهای فرعی شایع هستند و قسمتی از رشد و نمو طبیعی می باشند.
آگاهی از موفقیت و ظاهر سوپورهای فرعی شایع ، می تواند در کاهش اشتباهات تشخیص کمک کند .
تهیه گرافی در شیرخواران خیلی مشکل می باشد . نمای Townes ( جهت بررسی تروما به ناحیه اکسی پوت ) و یا نمای AP فرونتال ( جهت بررسی تروما به سایر قسمتها ) مکرراً دچار اشتباه تکنیکی می شوند که معمولاً سرکمی چرخش دارد .
اصول عمومی دوم :
سن بسته شدن یک سوچور فرعی در افراد مختلف متفاوت است .
سوچورهای فرعی در بعضی از نوجوانان و همچنین گاهی بالغین نیز باقی می ماند ( شکل 6-2 )
موقعیت سوچورهای نرمال و سوچورهای فرعی شایع ( جدول 2-2 ) در شکل های 35-2 و 17-2 مشخص شده است.
افراد مختلف اسمها و کلمات مختلفی را جهت توصیف سوچورها بکار می برند .
ارزیابی بالینی جهت بررسی گرافی جمجمه در شیرخواران و نوجوانان ( ToDDLENS )
اول : محل ضربه را بررسی کنید .
بدنبال شواهد یک شکستگی طبق مرحله اول و دوقسمت اول مرحله دوم بررسی که در بالغین ذکر شد باشید.
دوم : ارزیابی نمای فرونتال :
□ دنبال سوچور لامبدوئید Lambdoid باشید.
دیدن یک یا چند استخوان wormon ( کری ) بسیار شایع می باشد و یک یافته طبیعی به حساب می آید . این استخوانها یک منطقه کوچک از جمجه ( و گاهی تا یک تا دو سانتیمتر ) می باشند که بطور کامل با سوچور احاطه می شود.
سوچور لامبدوئید Lambdoid سوچور ساژتال را در خط وسط قطع می کند.
در نمای فرونتال سوچور سوچورساژتیال معمولا کوتاه دیده می شود .
□ در جستجوی سوچورساژتیال باشید.
وقتی که سوچور ساژتیال ،سوچور کرونال ، سوچور ساژتیال تمام شده است اگر این سوچور تا زیر این نقطه ادامه یابد بیمار دارای سوچور متوپیک ( metopic ) است .
این سوچور فرونتال را به دو نیم تقسیم می کند ( شکل 19-2 و 20-2 ) سوچور metopic شایعه ترین سوچور فرعی در کودکان است که گاهی تا سن بلوغ و بعد از آن نیز پابرجا می ماند .
□ استخوان پریتال را بررسی کنید.
آیا سوچور فرعی پریتال وجود دارد ؟
بین تمام سوچورهای فرعی اینها یکی از سوچورهایی هستند که بیشتر از بقیه ایجاد سردرگمی و اشتباه می کنند این سوچورها ممکن است کامل یا ناکامل باشد ( شکل 21-2 و 22-2 و 31-2 ) و می تواند در نمای فرونتال دیده شوند .
ارزیابی نمای Towne’s :
□ استخوان اکسی پوت را بررسی کنید دنبال سوچورهای طبیعی بگردید ( شکل 24-2 ). ممکن است سوچورهای فرعی نیز دیده شوند .
سوچور Mendosal : میتواند در هر دوطرف دیده شود . کامل یا ناکامل باشد که بیشتر ناکامل است ( شکل 25-2 و 26-2 ).
سوچورهای ناکامل جانبی و خط وسط : این سوچورهای فرعی خیلی نادر می باشند این سوچورها از لبه خلفی فورامن مگنوم به طول cm 2-1 ادامه دارند .
این سوچورها معمولا فقط در نمای Towne’s که با کیفیت خوب تکنیکی تهیه شده باشد دیده می شوند .
محل اشتباه و خطا :
ظهور یک سوچور Squaxosal طبیعی در نمای فرونتال یا Towner’s میتواند فرد را گیج کند به این دلیل که در یک طرف جمجمه بصورت مماس قرار داشته و می تواند یک شکستگی خطی را تقلید کند .
تشخیص اشتباه شکستگی هنگامی که دو سوچور Squaxosal بصورت غیر قرینه رشد می کنند و یا بیمار کمی در هنگام تهیه کلیشه چرخش دارد بیشتر روی می دهد .
سوم : ارزیابی نمای لترال ( شکل 28-2 )
سوچورساژتیال در این نماد با توجه به موازی بودن سوچور با فیلم معمولاً دیده نمی شود و به همین دلیل سوچور metopic هم دیده نمی شود.
اگر بیمار مختصر چرخش داشته باشد دو شیار سوچور کرونال و همچنین سوچورهای لامبدوئید ( Lambdoid ) بصورت دو خط موازی دیده می شود ( شکل 29-2 ).
سوچورهای فرعی پرتیال در این نماد بهتر دیده می شوند ( شکل 31-2 و 33-2 )
بدنبال سوچور لامبدوئید Lambdoid بگردید همانطور که این سوچور به کف جمجمه ( در حدود استخوان ماستوئید ) نزدیک می شود سوچور پیچیده تر بنظر می رسد ( شکل 29-2 و 33-2 ).
این ظاهر پیچیده به دلیل هم پوشانی سوچورهای اکسیپتیو ماستوئید طبیعی در سمت راست و چپ ایجاد می شود .
( Pccip.tamestoid )
همچنین در پشت محل این پیچیدگی و بالای سوچور لامبدوئید ( Lambdoi- )یک سوچور طبیعی وجود دارد و گاهی نیز ممکن است یک سوچور فرعی دیده شود.
چهارم :
همیشه سه اصل را بکار ببرید:
هرگاه که یک خط سیاه ( لوسنت ) در گرافی جمجمه یک کودک یا شیرخوار تشخیص داده شد باید در دو گرافی ( رخ و نیم رخ ) با 0 در دو نمای رخ و نیم رخ این خط کنترل و بررسی می شود .شکل (36-2 ) که این نماها تکمیل کننده یکدیگر می باشند .
یافته های رادیو لوژیکی باید با شرح حال و معاینه فیزیکی بیمار ارتباط داشته باشند .
خیلی دقت کنید که زود و سریع قضاوت نکنید . پیگیری وقت نظر داشتن یک ضایعه غیر طبیعی می تواند کمک کننده باشد .
وقتی که یک ضایعه غیر طبیعی تشخیص داده شد احتیاط و پیگیری کامل و آگاهانه لازم است .
فصل سوم : صورت
اصول رادیو گرافی
قسمت میانی صورت و چشم
تعداد نماهای رویتن در مراکز بیمارستانی مختلف متفاوت است .
گرافی های شایع
معلوما یک پروتکل که شامل دو نما می باشد بکار می رود .
□ رادیوگرافی Upward فرونتال زاویه دار نمای occiptonental ( OM ) ( شکل 1-3 )
□ یک نمای OM با افزایش مقدار بالا بودن صورت نمای OM30° (شکل 2-3 ).
روشهای جایگزین:
1-فقط یک نمای om استفاده شود .
2-یا یک نمای OM30° یا15° om گرفته شود .
یک گرافی که زاویه آن به بالا باشد می تواند خیلی شکستگی ها را رد کند .
گرافی نیم رخ ( لتدال ) بلا استفاده می باشد و هیچ کاربرد خاصی ندارد.
روی هم افتادن استخوان باعث می وشد که ارزیابی آناتومی رادیو گرافی در این نما مشکل باشد . در عمل ،گرافی نیم رخ نمی تواند اطلاعات مهمی در شروع ارزیابی به یک ترو، و ضربه به اطلاعات ها اضافه نماید .
مندبیل:
□ خیلی از مراکز تجهیزات لازم برای تهیه یک نمای توموگرافی unwrappel ازتمام مندبیل را دارا می باشند (شکل 3-3)که به عنوان OPG (Orthepanfomegra )شناخته می شود .
این نمای پانورامیک معمولاً هم شکستگی های مندبیل را نشان می دهد گاهی شکستگی ها بین سمفید مندیبل تشخیص داده نمی شوند.
□ تجهیزات OPG نمای مایل از مندیبل را نیز می تواند تهیه کند هنگامی OPG یک ضایعه غیر طبیعی نشان می دهد به نمای PA (روبرو) برای تشخیص محل های دیگر شکستگی مفید می باشد.
نمای PA تنه مندیبل را بخوبی نشان داده ونماهای خاص باراموس مندیبل ایجاد می کند(شکل 4-2).
استخوان بینی:
ارجاع جهت انجام گرافی استخوان بینی لازم نیست حتی اگر یک شکستگی در معاینه بالینی مشخص باشد گرافی فقط هنگامی که نیاز به جراحی اختصاصی می باشداندیکاسیون دارد.
آناتومی :
در دو نمای OM □ لبه های تحتانی وفوقانی چشم سینوسهای فرونتال به قوسهای زایگوماتیک وماگزیلار با همپوشانی کمی با سایر استخوانها دیده می شوند(شکل 1-3و2-3 ).
□ قوسهای زایگوماتیک که محل های شایع تروما هستند به آسانی تشخیص داده می شود هر قوس شبیه یک خرطوم فیل می باشد (شکل 5-3) .
| دسته بندی | کشاورزی و زراعت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 65 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 106 |
فهرست مطالب
1-پیشگفتار.............................................................................................. 3
2-مقدمه ................................................................................................... 6
3-محیط زیست در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ایران 9
4-دشت دهلران ..................................................................................... 13
5-تپه بزمرده ..................................................................................... 15
6-منطقه کنکاور در زاگرس مرکزی ............................................. 19
7-تپه گنج دره................................... 20
8-تپه آسیاب .................................... 24
9-تپه گوران .................................... 26
10- اوضاع جغرافیایی بین النهرین ................. 29
11- پیشینه مطالعاتی عراق ........................ 32
12- زاوی شمی شانیدر ............................. 34
13- کریم شهیر ................................... 39
14- جارمو......................................... 40
15- اهلی سازی گیاهان ............................ 44
16- اهلی سازی حیوانات ........................... 51
17- تغییرات آب و هوا در دوره نوسنگی ............. 56
18- سیر تغییر و تحولات در دوران نوسنگی............ 57
19- معماری ...................................... 74
20- پیکرک ....................................... 85
21- تجارت ابسیدین ............................... 90
22- نتیجه .................................... 97
23- عکس....................................... 100
24- گاهنگاری.................................. 112
25- منابع..................................... 122
«پیشگفتار»
در اصطلاح نوسنگی یعنی دوره انتقال از گرد آوردی شکار به تولید غذا می باشد، دوره ای که بشر دچار تحول و دگرگونی در فناوری تولید غذا(کشاورزی) ، معماری ، تولید سفال، اهلی سازنده، شد ، که این روند را می توان در گستره هلال حاصلخیز جست.
به دلیل نامناسبی شرایط زیست محیطی منطقه، ناامنیتی را برای بقای زیست به وجود آورد که این عامل نیازی را می طلبید تا بشر این چالش ها را پر کند و در مضیقه قرار گرفتن محتیاجات زندگی، مسبب یکسری ابداعاتی شد که این تحولات را می توان از دوره فراپارینه سنگی پیدا کرد که با تجربه اندوزی که بشر کرده بود توانست زمینه یکسری از تحولات شود.با توجه به مطالعاتی که باستان شناسان بر روی گرده های دریاچه زریبار در کرمانشاه انجام داده اند شرایط دما و بارش نوسنگی را مطلوب عنوان کرده اند به طوری که شرایط برای کشاورزی اولیه فراهم بود و تمام محوطه های نو سنگی زاگرس در کنار منابع آب و زمینهای قابل کشت و دسترسی به حیوانات وحشی واقع شده اند که تعداد شان کم و پراکنده اند استقرار معمولی این دوره 50 تا 100 نفر ساکن را در بر می گیرد که یا در درون ارودگاه چوبی یا خانه های چاله ای و بعداً در خانه های چینه ای / خشتی زندگی می کردند.
در دوره نوسنگی آغازین 8500-9500 ق.م می توان محوطه های استقراری موقتی را بر فراز دامنه ها دید که با معماری حفره ای (کلبه ای ) یا پناهگاه چوبی با اقتصاد معیشتی کشاورزی دیمی و شکار و گرد آوری نباتات و حیوانات وحشی عنوان کرد که در این شرایط آب و هوا به صورت پر باران بوده که شرایط کشت و زرع را فراهم کرده بود.
از دوره نوسنگی قدیم و دوره های بعد آن می توان استقرارها را بر روی دشت ها رویت کرد خانه ها به صورت چهار گوش با مصالح چینه وحشت به صورت زاویه دارو با اندود کف و دیوارها، تقسیمات اتاق ها... را می توان دید و استفاده از سفال با فناوری ادغامی از خاک رس و آب و کاه بود و ابزارها را از جنس سنگه چخماتی و ابسیدین چوب، استخوان، می ساختند، و استفاده از ابزارهای مرتبط با غلات کشاورزان مثل سنگ آسیاب، هارون، دسته هاون و برک ساب... را از سنگ آهک می ساختند و پیکرک های خشن و تجریدی را از جنس گل به صورت حیوانی و انسانی می ساختند و استفاده از ابزارهای فرامعیشتی مانند آویزه ها و گردنبندها... را دید و نیز اجساد را در زیر کف اتاق ها یا دیوارخانه ها دفن می کردند. و نیز فعالیتهای برون مرزی چون تجارت ابسیدین از آناتولی و فیروزه را از افغانستان و صدف را از خلیج فارس در میان مناطق دید.
بیشترین داده اطلاعاتی نوسنگی در گستره هلال حاصلخیز می باشد چرا که شروع استقرار در سایت های نوسنگی در آسیای مرکزی و شمال شرقی ایران با یک وقفه هزار ساله شروع می شود. در نتیجه شروع نوسنگی را می بایست بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی در هر منطقه مطالعه کرد.
مقدمه:
قدیمی ترین نمونه های تحولات کشاورزی را در شرق مدیترانه (لوانت) جستجو کرد، چرا که شواهد وجودی از سایت دوره فراپارینه سنگی در حوالی 11000 سال را نشان می دهد که اولین قدم کشاورزی در آن تجربه شد.
آغاز نو سنگی در ایران در حدود 10000 سال پیش آغاز شد که کم کم با استقرار در دامنه ها و بعد در دشت ها فرآیند اهلی کردن گیاهان و نباتات را در این برهه زمانی جست که اهلی کردن بز و گوسفند را در شمال بین النهرین و مناطق زاگرس واهلی سازی خوک و سگ و گاو را در آناتولی و حوالی شمال بین النهرین صورت گرفت، و مهمترین اقتصاد معیشتی دوره نوسنگی را گیاهان چون گندم ، جو، عدس و حیواناتی چون بز، گوسفند ، خوک، گاو تشکیل می دادند. که این گستره کم کم در کل جهان شمول را دربر گرفت.
تحولات و ابداعات در دوره نوسنگی را می بایست بر پایه مقتضیات زمانی و مکانی مناطق مطالعه کرد زیرا هر منطقه دارای شرایط خاص خود است و این فرآیندهای آغازین نوسنگی را با توجه به تحولات و ابداعات مردمان آن منطقه مطالعه کرد.
حفریاتی که باستان شناسان خارجی و داخلی در محدوده هلال حاصلخیز انجام داده اند کم و محدود است وبا توجه به گزارشات و مقالات آنها یک شبهه ای در میان آنها وجود دارد که تحلیل کلی در آنها دیده نمی شود چرا که هر داده سایت ها در هر منطقه ای دارای شرایط خاص محیطی منطقه و مردمان آن وابسته است و با توجه به کمبود حفریات و شرایط خاص پراکندگی سایتها تحلیل درستی تا به امروز نشده است. و این هماهنگی بستگی به حفریات سایت های آتی و تحلیل بازنگری مجدد در آنها می بایست انجام داد و با مطالعه این فرآیند ها می توان به بعد معیشتی و فرامعیشتی دوره نو سنگی پی برد که تا حدودی از وضعیت ساختاری در سایت های بزمرده، گوران، آسیاب، جارمو، کریم شهیر، شانیدر، زاوی چمن بوده است(نقشه شماره 1)
طرح سوال:
1-چه معیاری باعث تحولات و ابداعات در دروه نو سنگی شده است.
2-نقش محوری انسان درفرآیند نوسنگی شدن چه بوده است.
3-آیا دگرگونیها و نواوریهای بنیادی تکنولوژی و معماری با معیشت کشاورزی آغاز شد.
با توجه به این کمیت ها این نگارنده سعی نموده با توجه به مطالعات کتابخانه ای و در ارتباط با اسناد و مدارک مقالات سعی در پایان از جناب دکتر روح الله یوسفی که این نگارنده رادر جهت نگرش به موضوع تحقیق یاری کرده است کمال تشکر را دارم و از مسئول کتابخانه موزه ملی و مسئول کتاب خانه پژوهشکده ومسئول کتابخانه بریتانیا که این نگارنده رادر جهت فراهم کردن و دردسترس قراردادن منابع تحقیق مطالعه آنها و عکاسی از طرح ها، و نقشه ها سپاسگزاری از آنها را برخورد لازم می دانم.
حامد یوسفیان
محیط زیست در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ایران
1- منطقه زاگرس مرتفع:
این منطقه از طریق جاده ای که بغداد را از راه کرمانشاه- همدان به فلات مرکزی ایران پیوند می دهد به دو منطقه شمالی و جنوبی تقسیم شده است که هر یک محیط زیست ویژگیهای جغرافیایی خود را دارد دامنه کوهها را پسته و بلوط به صورت نسبتا متراکمی پوشانده است در شمال تقریبا کردستان ایران بارندگی نسبتا زیاد است اما به علت ساختار جغرافیایی و ناهموار بودن زمین آب کافی برای کشاورزی مقدور نیست.
دره های خاکی و قابل کشاورزی محدود و دور از یکدیگرند در جنوب و غرب لرستان امروزی میزان بارندگی بسیار پایینتر است و در واقع ارتفاع زیاد و زمستانهای سرد بستری خوبی برای کشاورزی نیست.
دره های کرمانشاه شاه آباد به دلیل میزان بارندگی و خاک حاصلخیز خوب حوضه کشاورزی را در این مناطق فراهم می کند.
2-زاگرس درونی :
این منطقه بین کوههای مرتفع زاگرس و الوند قرار دارد و لرستان شرقی و دره های واقع در طول جاده ابریشم که از شرق کرمانشاه می گذشته است.
از ویژگی های بارز زاگرس درونی وجود دره های نسبتاً باز وسیع خاک خوب آن است. این دره ها عبارتند از بیستون، صحنه کنگاور، اسد آباد ، تویسرکان ، نهاوند و بروجرد.
در این منطقه کشاورزی با کمک آب باران در چند منطقه و بخشهای دیگر با آبیاری بهره کشی از زمین ممکن است.
3- مناطق کوهپایه ای :
این منطقه دامنه های غربی کوههای زاگرس را تشکیل می دهد و میزان بارندگی بالا که در جهت شرق این میزان به سمت کوهپایه ی زاگرس فزونی می یابد. کشاورزی دیم در سراسر منطقه عملی است و مرز میان کوهپایه ها و جنگلهای زاگرس مرتفع را مرغزارهای وسیعی می پوشاند.
4- فلات ایران:
این منطقه در شرق کوههای الوند واقع شده است و میزان بارندگی در دشت همدان محدود است. کشاورزی دیم تنها در قطعات جدا افتاده از یکدیگر صورت می گیرد و کل منطقه مناسب برای گله داری است و در شرق همدان کویر مرکزی ایران واقع شده است و کشاورزی و نقاطی در دامنه جبهه جنوبی البرز و جبهه شرقی سلسله جبال زاگرس محدود می شود.
5- حوزه دریاچه ارومیه:
در این منطقه میزان بارندگی زیاد است که علاوه بر باران، رودها و نهرهای دایمی که در منطقه جاری است. منبع مهمی را برای کشت آبی فراهم می سازد درختان بلوط و پسته در شیبهای تند غربی دیده می شود.
عوامل تغییراتی در روند پیش از تاریخ حوزه ایران را می توان از دو بعد نظاره کرد.
1- استفاده بیش از حد از مراتع ودرختان جنگلی 2- پس از پایان عصر پالیستوسن دگرگونیهایی در وضعیت اقلیمی و شرایط محیطی منطقه را به وجود آورده است.
به نوشته رایت درباره محیط زیست طبیعی ایران چنین نوشته است.
ازطریق مطالعات پژوهشگران که از طریق مطالعات ژئومورفولوژیک در ارتفاعات زاگرس و مناطق کوهپایه ای آن بدست آمده بود معتقد بودند که از طریق ده هزار سال پ . م صرف نظر از داخل و تصرفات انسانی در محیط طبیعی منطقه دگرگونی چندان حاصل نشده است. احتمالاً در حدود ده هزار سال پ . م مناطق کوهپایه ای دامنه های غربی کوههای زاگرس با صورت پراکنده درختان بلوط و پسته می روییده و هم در این ناحیه و هم در دشتهای پر آب شمال بین النهرین علفزارهای انبوهی وجود داشته است.
دگرگونی محیطی به عنوان عامل احتمالی عمده در جابجایی مشهود فرهنگی و اقتصاد ناچیز شمرده و آن را به حساب نمی آورد.(تصویر شماره 1)
به نوشته آقایان مکاردررایت و زیست و وابسی لیکووا درباره شرایط زیست محیطی ایران چنین گفته اند:
اما اطلاعات اخیر که بر اساس چندین نمونه های کربن از آبهای شیرین دریاچه های واقع در منطقه زاگرس انجام گرفته تصویر قابل توجهی از شرایط اقلیمی زیست محیطی منطقه داده است که تغییر عمومی و تدریجی از وضعیت سرد و خشک به هوای گرمتر و مرطوبتر بین اواخر عصر پالیستوسن تا حدود سال 3500 ق. م در منطقه زاگرس و منطقه همسایه رخ داده است و قبل از حدود سال 12000 ق.م هوا تدریجاً گرمتر و مرطوبتر که پیدایش درختان بلوط و پسته را در منطقه مشاهده می کنیم و در حدود 9000 ق.م سه حادثه مهم در وضعیت محیطی منطقه رخ می دهد مناطق وسیعی مبدل به علفزارهای متراکم می شود شمار درختان بلوط یکباره زیاد می شود و گیاهی خاص با نام پلانتاگو در زمینهای کشاورزی پدیدارمی شود.
بین سالهای 3500-6000 ق. م حجم گروه بلوط افزایش می یابد و از حجم گیاهان و پسته کاسته می شود و وضعیت آب و هوای محیط زیست در مناطق کوهستای زاگرس از اواخر دوران عبید حدود 3500 ق.م به صورت امر روزی در آمده باشد.(مجید زاده، 1385، ه.ش ص 86-79)
دهلران:
این جلگه پست در دامنه کوههای زاگراس واقع شده است و مناطقی چون دشت دهلران، دشت شوشان ، دشت رامهرمز را در میان گرفته است تغییرات اقلیمی این سرزمین بسیار شدیداست. تابستانهای این منطقه به دشت گرم و خشک با دمایی تا 50 درجه سانتیگراد است در زمستان بندرت یخبندان می شود و بادهای سرد شمالی بر شدت افزایش ابرها و سرمای زمستانی منطقه می افزاید. میزان بارش در منطقه دارای نوساناتی است که این بارش بر ارتفاعات افزوده می شود که در بخش بالایی جلگه 300 میلیمتر در سال است که در ماههای دی تا فروردین به اوج خود می رسد اگر متوسط باشد برای کشت دیم مناسب است ولی در صورتی که زمان بارش بازمان کشت و زرع هماهنگی نداشته باشد کافی نیست و اگر بارندگی با آبیاری همراه نباشد محصولات فقط از حدود 50 درصد زمان بارش استفاده خواهند کرد.
دشت دهلران:
دشت دهلران حدود شصت کیلومتری غرب شوش در ارتفاعاتی کمی بلندتر از حد متوسط دشت دهلران واقع شده است. دشت دهلران اساساً بین مهمه و دوایریچ و بین دامنه کوههای زاگرس و جبل حمرین در نزدیکی مرز عراق واقع شده است و دارای 5 محوطه می باشد که عبارتند از علی کش، چغاسفید، تپه سبز، فرخ آبادو موسیان.
نخستین بار گروه باستان شناسی در سال 1903 م از دهلران بازدید کردند که در سال 1905 م گروه فرانسوی گوتپه و لمپر در موسیان خزینه و علی کش و هول و فلانری 1962 م در علی کش و در موسیان ، علی کش و سبز(هول، فلانری ونیلی، 1969 م و درچغاسفید هول 69-1968 م در فرخ آباد هنری رایت 1968 م و خفاری و بررس کرده اند.
در دهلران زمین و ریخت شنای مایکل کرکبای 77-1967 م بود و هول در سال 1973 م در بخش شمال دشت به جستجوی اردوگاههای کوچ نشینی پرداخت و رنفر وجود ابسیدین در ارتباط با دریاچه وان در سال 1974 م پرداخت. بایستی 1386و ص 68-63
هیات باستان شناسی فرانسوی با توجه به بررسی انجام گرفته بقایای سنگ چخماق که نوع فلینت را مشخص کردند و در سال 59-1958م دوره نئولتیک را هول و فلانری بررسی کرده اند و درسال 1962 م تپه علی کش توسط فلانری انجام گرفت و آدام 130 سایت پیش از تاریخ در شوش شناسایی کرد 1962 انجام گرفت.
حفاری در تپه علی کش، تپه سبز، تپه موسیان 1965 م توسط هول و فلانری انجام گرفت هول گفت که سازمان اجتماعی گذشته بر پایه ای از دانسته های محیط و پیرامون والگوی استقراری و اندازه جمعیت، تقسیمات کاری، تجارت و تخصصی صنعتی می باشد.
مطالعات در دهلران نشان داد که اهل سازی در حوالی 7000 ق.م به صورت تدریجی جایگزین شد و آبیاری و زمین های کشاورزی و اهلی سازی گاو 5000 ق. م آغاز شد.
بر اساس نوشته کون :اهلی سازی بز مقدم بر اهلی سازی گاو وقفه 2000 ساله داشته است.(SINGH 1974.P182.183)
بزمرده:
تپه علی کش در حدود 215 کیلومتری غرب منطقه موسیان قرار دارد.
علی کش تپه مدوری که قطر آن در حدود 135 متر با ارتفاع 4 متر بالاتر از محیط اطراف دشت واقع شده است و ضخامت نهشته های فرهنگی آن 7 متر می باشد.
در علی کش سه دوره فرهنگی مشخص شد که از قدیم به جدید به ترتیب دوره بزمرده – علی کش و محمد جعفر نامیده شده اند که هر یک از مراحل به دو دوره با حروف لاتین مشخص شده است.
معماری:
دوره بزمرده C2:
اج دیوارهای دو اطاق با یک انبارک، فرش چین شدن راهروها با قلوه سنگها، خشت ها بدون شاموت و دیوارها بدون قفل و بسته ارتفاع دیوارها 60 سانتیمتر باقی مانده بود که به ضخامت 5 تا 10 سانتیمتر که کف اتاق ها با ملاط گل کوبیده شده بودند و عرض ورودی اتاق ها حدود 1 الی 10 سانتی متر بود و ضخامت این آثار 1 متر و تا سطح خاک = تا 20 سانتی متر زیر سطح تپه دامه داشت.
C1 آثار و بقایای به جاما شد مانند دوره ی قبلی بوده است.(ملک، 1382، ه.ش ص)
خانه های کوچک خشتی به ابعاد 5/2×2 متر می باشد این خانه ها به نظر می رسد که بهتر از خانه های گوران ساخته شده است که تنها قابل مقایسه با گنج دوره می باشد.
اندازه خشتهای خام 10×15×25 سانتیمتر است و کف خانه ها با اندود گل بوده است.
اقتصاد (معیشت):
معیشت نشان بر پایه کشاورزی ودامداری و حتی شکار به طور کم دیده می شود مجموعه دانه هایشان از پهنای مختلفی از لوبیا و عدس و گیاهان وحشی چون گندم ایمر وجود و ردیفه که بومی خوزستان بودند و گندم وحشی اینکرن بومی منطقه نبود و حبوبات با داس های چخماقی در و ماشه و گند آسیاب باری خرمن کوبیدن استفاده می شد.
نسبت بز به گوسفند زیادبود.
مردمان بز مرده همچون غزال گورخر، گاو وحشی و گراز وحشی را شکار می کردند و از جانوران آبزی چون ماهی کپور، گربه ماهی، صدف دو کفه ای و لاک پشت استفاده و بهره برداری می کردند.(SING 1974 76.PP.183-185)
بافت معیشتی مرده به دلیل فراوان بودن، رژیم غذایی در منطقه دهلران نشان از یک نوع عدم وابستگی به رشته کوههای زاگرس دیده می شود.
هل باک دانه های بدست آمده از این دوره را که حدود 45000 دانه بود تجزیه نمود که 10/9 دانه ها را سبزیجات با دانه و علفهای وحشی بومی شمال خوزستان تشکیل می دادند که بطور سیستماتیک از یونجه وحشی- ماش – جود و سر...استفاده می کردند و از طریق دانه های کربنیز شده اینطور استنباط کرد که زمینهای کشاورزی می بایست در کنار حاشیه مردابها واقع شده باشند. اغلب بزهای خورده شده جوان و نر بودند وگوسفند کم داشتند و یک عدد جمجه گوسفند در کف اتاق بدست آمد و قدیمی ترین مکانی که گوسفند اهلی شد.
به دلیل وجود کمبود فراورده های دی کربناتی وابستگی به زندگی شبانی روی آوردند که غلات کشت شده 3% و شبدر و یونجه 59 % و کشتار بز و گوسفند 67% و جمع آوری علف های وحشی 15% بوده است.
ابزار:
از 40000 قطعه سنگ 15 هزار قطعه تیغه و سنگ چخماق 23000 قطعه خرده های تراشه سنگ مادر، 159 قطعه تراشه ابزار، 1216 قطعه میکرولیت و شکاف دهنده ها وسته ها تشکیل می داد و تعدادی قلم حکاکی و سنگ های سابنده خرد کننده کروی شکل ... بدست آمد. اشیاء تزیینی استخوانی و صدفی شامل دندان گراز ، صدفهای سه گوش سوراخ شده درفش استخوانی و سوزن بوده است.
از لحاظ ابزار سازی و معماری دوره بزمرده پیشرفته تر از کریم شهر بوده است تفاوت اساسی کریم شهیر وبزمرده تیغه های سنگ ابسیدین است.(فاضلی، 1380، ص 25-20)
ابزار سنگی میکرولیت ، تیغه مته، قلم حکاکی، تراسه و ابزار کلنگی نیز مشاهده شد که جنس آنها از فلینت بوده است.
ابسیدین تنها یک عدد نشان داده که احتمالاً از دریاچه وان آمده بود. و نیز تعدادی کاسه سنگی بدست آمد تزیینات شخصی شامل آویزه های کوچک از عاج و گراز و صدف دکنه ای و مهره های کوچک از عاج و صدف بوده است.
پیکرکها: پیکرکهای پخته شده از بز پیدا شده است.
تدفین: هیچ شواهدی از تدفین مرده پیدا نشد تنها شواهدی در لایه های بالا که تدفین انفرادی بزرگسالان دیده شد. به نوشته هول سازمان اجتماعی مردمان بزمرده بر پایه پدر سالاری بوده است و پایداری استقراری سنتی از تقسیمات اقتصادی در پیرامون سایت رانشان داد و پیشنهاد داد که تقسیمات کاری بین دو جنسیت مرد و زن بود.
بر اساس مشابهت مصنوعات با سایتهای زوای چمی شانیدرو کریم شهیر و آسیاب و گنج در مقابل قیاس است.
بر اساس گاهنگاری دوره زمانی بین 5720-7950 ق. م را نشان می دهد.(SINGH 1974-76-PP184.185)
منطقه کنگاور در زاگرس مرکزی
این بخش از کوهها معرف به پیشکوه شامل رشته ای از دره ها در ارتفاعات بلند است، که تا شمال شرق کوه سفید کشیده شده است. که مهمترین این دره ها عبارتند از کنگاور ، اسد آباد، صحنه، نهاوند، خاوی هر سین، بروجرد والشتر است.
منطقه گنگاور در برنامه گودین بررسی شد. یانگ 1966م 1975 م یانگ واسمیت 1966م و در جنوب حوضه گاماسب،گاف 1968-1971 م و یشتکوه، استین، 1940 م و بروجرد والشتریانگ 1966م گدار 1931 م و اسمیت و == 1980 م هریس تپه گیان توسط کنتنو و گریشمن 1935 م که با توجه به حفاری انجام گرفته ظاهراً مواد آن کهن ترین دوره روستا نشینی را ندارد در گودین تپه و نیز مانند محوطه سه گایی، تپه، در مجاورت آن است که هملین 1973م و 1974م قدیمی ترین دوره آن شهن آباد 5000 ق . م بود.
گنج دره درحوضچه گاماسب روستایی با سفالهای بسیار قدیمی اسمیت1976 م . و تپه عبدالحین توسط پولار 1975 م و مک دانلد، 1976 م حفاری شد. (بایستی، 1386، ه ش، ص 110)
گنج دره:
در 40 کیلومتری کرمانشاه و در ارتفاعی تقریبی 1400 متر واقع شده است(بایستی، 1386، ش ، ص 112)
و این تپه با قطری به 40 متر که دارای 8 متر نهشته فرهنگی در 4فصل در سالهای (74-71-69-1967م) در حوالی 20% حفاری شد که به 5 لایه تقسیم می شود.
لایه E بقایای چوب و حفره، حفره آتش که نزدیک به 30حفره پیدا شد که بعضی از آنها از سنگ پر شده بودند و بعضی دیگر تهی بودند و بقایای انباشتگی از 5 متر خاکستر و مخلوطی از بقایای سنگ های کوچک وجود دارد.
لایه D: بقایایی از تیر ساختمانی چوبی و دیواره هایی از مصالح خشت و خشت سیگاری که نشان می دهد که در فضای کف اتاقها مکان دیوارهای خشتی تقویبی مشاهده شد.
لایه C: مانند لایه قبلی است و وجود مدارکی از نرده یاطاق یا ساختار اندود وجود دارد.
لایه B:مانند لایه قبلی است و ساختار چهار گوش از خشت می باشد.
لایه A: ترکیبی از خشت های چهار گوش قرمز که در شرایطی ساییده و مضطرب بوده است و دارای کوره- مخروطی یا اجاق مشاهده می شود. که به دلیل فرسایش بیش از حد قابل تشخیص نیست و در لایه اول تدفین اسلامی دیده می شود.
پیکره های انسانی و حیوانی، صورتک مخروطی، کروی و دایره ای بدست آمد، سفال هایی بدست آمده که واضح نبودند. که پخت آنها از نور خورشید بود و مشابه چنین سفالی در مورد بیت در دوره زمانی 8000 ق. م گزارش شده که گنج دره احتمالاً قدیمی تر است. تعدادی تولید ساخت گلی مدور-مخروطی و سوراخ انگشتی مهر بود و سوراخ مدور روی دیوارهای خشتی وجود داشت که به روشنی نمایانگر پنجره نبود.(تصویر شماره 2 و 3)
معیشت:
در لایه زیرین بدون هاون و دسته هاون بود اما بقایای از غلاتی چون جو، گندم، عدس ، بقایای از لاوک و دیک گلی و تیغه هایی از سنگ چخماق که در ارتباط با برش گیاه داشتند دیده شد.
بقایای 34000 حیوان توسط هس مطالعه شد که پیشنهاد داد که بز کنترل شده بودند و از طریق آمار آنالیز و ریخت شناسی و وجود بقایای سم روی خشت روشنگر فرآیند اهلی سازی دیده می شود.
مهمترین حیواناتی که شکار می شدند مانند، گوسفند ، گاو، خوک ، گوزن قرمز، غزال، روباه، خرگوش صحرایی، خزندگان خرس ، کبک، مرغان آبی، نرم تنان ، آبزی ... نرم تنان خشکی بودند.
در لایه E زندگی به صورت چوپانی و درکوچ رویی بودند و معماری چاله ای بود.
در لایه D : کشاورزی و دامداری و رمه داری با کشت و کار گیاهان بود.
میکل جوهن درباره تدفین های گنج دره مطالعه کرد که در لایه A: اسکلت ها نوعی بیماری زایی داشتند B گور جوانان به صورت انفرادی بود. لایه C: همه جمجمه ها به صورت مصنوعی ناقص بود.
آقای هس: در اسکلت حیوانات در گنج دره نشانه ای از تسلسل تغییرات ریخت شناسی واضح نیست و این تغییرات در سن و جنس کشتار بزها وجود دارد.
لایه E: الگو بر مبنای شکار است.
لایه D: حیوانات جوان شکار می شوند. بین لایه E به D یک روند تغییرات دیده می شود. و این روند با توجه به بقایای تعداد سنگ آسیاب کوبنده سنگی به ماندگاری مردمان در این لایه منجر شد که در ارتباط با روند اهل سازی ر ادر این لایه دید.
فاقد ابسیدین است و دوره زمانی را به طور تقریبی بین 6500/7000-8500 ق.م می باشد.
در تپه گنج دره قدیمی ترین شواهد اهلی شدن بز در ایران با قدمتی 10000 سال از زمان حال متعلق به این محوطه است احتمالاً این محوطه کوچک یک استقرار گاه کوچک فصلی بوده زیرا زمستانهای آن سرد و برف این ارتفاع را می پوشاند در محوطه های کوچک دیگری با قدمتی مشابه از مناطق شناخته شده است.این محوطه تعداد کمی از خانه های ساخته شده از خشت نام را در بر گیردو احتمالا از آن برای ذخیره غلات استفاده می شده است و همانند برخی از مردمان نیمه کوچ نشین امروزین منطقه گله داران در نزدیکی گنج دره همزمان با استفاده از مراتع ارتفاعات و ذخیره غلات برای استفاده تابستان بعدی محصولات تابستانی را نیز کشت می کردند.(ساعد موچشی، 1387، ه . ش، ص 80-73)
تپه آسیاب :
در 6 کیلومتری شرقی کرمانشاه و در پهنای رودخانه قره سو قرار دارد این تپه در سال 1960 م توسط برید و حفاری شد بر اساس حفریات بقایایی از استقرار موقتی از گرد آوری غذای شامل می شود. قطر تپه 10 متر وساختار ضعیفی از اهلی سازی دیده می شود و بقایایی از معماری حفره ای دیده می شود که هیچ شواهدی از سقف بدست نیامد.
ابزار سنگی: تیغه ها، تراشه های ذوزنقه ای، تیغه داس می باشند که صنعت جنس سنگ چخماق مانند کریم شهیر است.
تزیینات :آویزه ها، مهره، دستبند مرمری...
و تعدادی پیکرک به صورت نامشخص بدست آمد.
تدفین: مدارکی از تدفین انسانی با گل افرا دیده شد در استقرار قدیم آسیاب از صدف وحلزون در کنار رودخانه قره سو استفاده می کردند و در حفاری مجموعه از استخوان حیوانات وحشی خصوصاً گراز دیده می شود.
شواهدی از درخشندگی برخی تیغه ها منجر شد که برید وود پیشنهاد بدهد که مرحله آغازین کشت و کار در تولید غذا نائل شده بودند.
از لحاظ نوع گونه شناسی شباهتی با کریم شهیر دارد و بریدوود دوره ای بین 7000-1000 ق. م را پیشنهاد بدهد و او معتقد است. که آسیاب احتمالاً کمی پیشرفته تراز کریم شهیر بوده است(SINGH 1979.76PP166.167)
منطقه ماهیدشت در زاگرس مرکزی
در این منطقه مجموعه ای دره در امتداد نیمه غربی جاده خراسان یا شاهراه بزرگ که مسیر طبیعی بغداد به همدان است وجود دارد این درها عبارتند از: شاه آبادی، زبیری، ماهیدشت، شیان و هپلیلان در جنوب ماهیدشت واقع شده اند.
این ناحیه شامل کردستان جنوبی و منطقه حائل بین کردستان و لرستان است.
ارتفاع دره های منطقه ماهیدشت از سطح دریا بین 1300 متر کرمانشاه و 900 متر هلیلان است.
بررسی دشت کرمانشاه استین 1940 م. عکس های هوایی ماهیدشت اشمیت 1940 م انجام گرفته بود و بررسی روشمند در دشتهای کرند، شاه آباد، شیان، زبیری، ماهیدشت توسط آقایان بریدوود 1960 و 1961م بریدوودها و نگهبان 1960 م هاوورید 1961 م انجام گرفت. پژوهشهای زمین ریختی کاوش و بررسی توسط بروکس ولوین و دنل در سال 1982 م صورت گرفت. (بایستی، 1386، 115-113ص)
تپه گوران:
از 65 کیلومتری جنوب کرمانشاه که در ارتفاع 950 متری از سطح رودخانه جازمن رود و در غرب دره حاصلخیز هلیلان واقع شده است.
بررسی آن در سال 1962 م. توسط ملدگارد انجام گرفت و در همان سال توسط مورتنس حفاری شد که این تپه نشان دهنده استقرار نوسنگی بوده است.
وسعت محوطه در 80×100 متر است و نهشته های فرهنگی 8 متر که 220 متر از استقرار نهشته ای حفاری شد و دارای 21 لایه که از بالا به پایین با حروف لاتین V-A مشخص شده است که A-C اسلامی و برنز V-D برنز و نو سنگی است.
مهمترین چیزی که از گوران بدست آمد در واقع دوره انتقال از استقرار موقتی کلبه ای با استقرار گاهی یعنی مرحله قبل از سفال به مرحله با سفال است.
اولین استقرار در گوران در کلبه های چوبی زندگی می کردند.(مورتنس1964 م)
درلایه P: استفاده ساختار مصالح سنگ و خشت با هم دیده می شود و در لایه M و بالاتر ساختار خانه ها پیچیده تر می شود که دیوارها با فرورفتگی طاقچه ای که به صورت سکو دیده می شود که این روند در لایه های بالاتر تکرار می شود و کف دیوارها با گچ و گل اخراقرمزاند و رشده بود و کف حیاط با ساختاری از انواع تکنیک سنگ مرمر با قطعات کوچک سفید با گل اخراقرمز پهن شده بود (تصویر 4و5)
در گوران سه لایه پایینی سفال ندارد اما اولین قطعه سفال از لایه S بدست آمد و کمتر از 5 نوع سفال با فرم مناسب در لایه ها 1 سفال قهوه ای، خاکستری در لایه های 1 سفال قهوه ای، خاکستری در لایه های S-O بدست امد که فرم آن خشن با دیواره ای ضخیم و قائم با لبه ای مدور یا صاف دیده می شود.
2- سفال نخودی: در لایه R پیدا شد که بعدا گسترده شد که گونه های اصل آن بیضوی و مدور بودند.
3- سفال منقوش عتیق: با کیفیت پایین در لایه R-O که شامل کاسه ها یا تنگ ها با تزیین حک روی پهنای سفال با کف تخت می باشد.
4- سفال منقوش استاندارد: در لایه O پیدا شده است موتیف نقاشی خطوط مورب با خط اخرای قرمز برروی سطح سفال بود.
5- سفال جلا یافته قرمز در لایه های H-D که با بدنه گشاده با کفی تخت یا مدور
ابزار سنگی جنس آنها از ابسیدین و سنگ چخماق که ابسیدین 1-5/0 را تشکیل می داد.
ریز تیغه های مخروطی و تیغه ها تنها لبه آن براق بوده است برای داس استفاده شده است.
ابزارها شامل: تراشنده ها، مته ها، تیغه ها، چندین میکرولیت، سنگ ساب، دس آس، بزک ساب، فلاخن، خیش سنگی داس ابتدایی.
ابزار استخوانی: درفش، سوزن، کاردک
فرامعیشتی: آویزه ها، خرمهره، دکمه، میخ.
پیکره: چندین پیکره انسانی و حیوانی پیدا شده است.
تدفین: شواهدی از تدفین در دوره قبل از سفال در گوران بدست آمده و چندین تدفین انفرادی در کف خانه بدست آمد. اشیاء داخل قبر کمیاب بودند که دو میکرولیت وچند استخوان، سوراخ شده دندان و حیوان و مهره ساخته شده از صدف در قبر بدست آمد.(SIN6H 1979-16.PP.111-182)
نخستین ساکنان آن از نگه داران کوچ نشین بوده که زمستان را در کلبه های چوبی زندگی می کردند و در تابستان در مراتع طبیعی در ارتفاع 900 متری از سطح دریادر پی شکار حیوانات و پرندگان بودند و در حدود 6200 ق .م روستا به یک استقرارگاه دائمی با خانه های خشتی و سفالینه های مشابه به سراب تبدیل می شود.(ساعد موچشی، 1387، ه . ش ص 76)