توجه به شناخت و آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی

توجه به شناخت و آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی و عقب مانده ی ذهنی یعنی افرادی که به دلایل خاص جسمانی و ذهنی – روانی – عاطفی نمی توانند از برنامه های عادی آموزشی به نحو مطلوب بهره مند گردد
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 50 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 67
توجه به شناخت و آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه...................................... 2

بیان مسئله................................. 3

ضرورت پژوهش................................ 5

هدف پژوهش.................................. 6

فرضیات پژوهش.............................. 7

روش پژوهش ................................. 7

کلید واژه ها............................... 8

فصل دوم : پیشنیه و تاریخچه پژوهش

مفهوم مدیریت.............................. 14

مکتب ها و نظریه های مدیریت................ 15

مدیریت علمی............................... 16

مدیریت علمی تیلور......................... 18

مدیریت اداری.............................. 20

عناصر مدیریت.............................. 21

v برنامه ریزی........................... 21

v سازماندهی............................. 22

v هدایت و انگیزش........................ 22

v نظارت و ارزشیابی...................... 23

v هماهنگی............................... 23

نظریه های کلاسیک مدیریت ................... 24

محدودیتهای نظریه های کلاسیک................ 25

سیر تحولات نظریه های سازمان و مدیریت....... 26

طبقه بندی های تاریخی نظریه های سازمان و مدیریت 27

اهمیت و ضرورت مدیریت...................... 28

تعریف مدیریت آموزش و پرورش................ 30

تاریخچه برنامه ریزی آموزش و پرورش......... 31

اهمیت تدریس............................... 33

تدریس و آموزش............................. 35

تاریخچه عقب ماندگی ذهنی در جهان........... 36

تعریف عقب ماندگی ذهنی..................... 39

v طبقه بندی طبق درجه کم هوشی........... 42

v مونته سوری............................ 43

v نظام آموزشی دکودر..................... 45

v هدف ها و مقاصد........................ 46

v سازمان دهی برنامه های آموزشی.......... 47

v برنامه کلاسی پیش از رفتن به مدرسه...... 48

تاریخچه برنامه آموزش و پرورش عقب ماندگان ذهنی در ایران 50

نقش مادران و پدران کودکان استثنایی........ 52

چه کاری از دست مدیران و معلمان ساخته است ؟ 53

نقش مدیران در بهسازی بهداشت روانی معلمان و دانش آموزان عقب مانده..................................... 55

بهداشت روانی.............................. 57

فصل سوم :‌ روش اجرای پژوهش

مقدمه..................................... 59

طرح تحقیق................................. 59

جامعه آماری............................... 60

ابزار تحقیق............................... 60

روش اجرا.................................. 61

روش آماری................................. 62

روش تجزیه و تحلیل داده ها................. 62

چگونگی گردآوری داده ها.................... 63

محدودیت های تحقیق........................ 63

ارائه پیشنهادات مدیران در رابطه با موفقیت در کارشان 63

تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از ایران در این خصوص 64

فهرست منابع............................... 69

سپاسگزاری :

ضمن قدردانی و سپاس از زحمات بی شائبه سرکار خانم فهیمه انصاریان که با راهنمایی های ارزشمند و پر ارج آموخته های خویش را چون چراغی فرا روی من نهادند.

فصل اول


مقدمه:

توجه به شناخت و آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی و عقب مانده ی ذهنی یعنی افرادی که به دلایل خاص جسمانی و ذهنی – روانی – عاطفی نمی توانند از برنامه های عادی آموزشی به نحو مطلوب بهره مند گردد .

از نشانه های پیشرفت و اصالت و قوت و غنای فرهنگ و نظام آموزش و پرورش هر جامعه است .

کوشش در جهت شناسایی و برنامه ریزی و ایجاد تسهیلات آموزشی هر چه بیشتر برای کودکان و دانش آموزان عقب مانده ذهنی که عمدتاً به دلیل نیاز فوق العاده از اولویت خاصی برخوردارند ،‌گامی در تحقق اهداف مقدس انقلاب فرهنگی است .

مطابق ارقام و آمار بین المللی حدود 10 الی 15 درصد از کل دانش آموزان سنین مدرسه رو در هر جامعه ای به نحوی از انحاء نیاز به کل برنامه های آموزشی ویژه و خاص دارند ،‌در این رهگذر از جمله مسائل و مشکلات و موانع عمده کمبود قابل ملاحظه نیروی انسانی متعهد و متخصص و آشنا به اصول و روش های آموزش و پرورش استثنایی است ،‌در این میان نقش مدیران به عنوان الگو برای اولیا و مربیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا کارآیی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوه مدیریت و کاربرد صحیح و مؤثر منابع انسانی بستگی دارد . بنابراین مدیران مدارس کودکان عقب مانده ذهنی باید به دانش و بینش لازم جهت مواجه شدن و حل مشکلات این عامل پیچیده و حساس مجهز شوند .

بنابراین ما در این پژوهش به دنبال آن هستیم که عوامل مؤثر بر عملکرد مدیران در این مرکز آموزشی ع . م . ذ در شهر تهران را بیابیم و بررسی کنیم . ( سلیمی اشکوری ، هادی ، 1370 ، ص 12 )

بیان مسئله:

امروزه در جهان ،‌عقیده بهداشت برای همه جنبه عمومیت یافته و به طور مکرر از شعارهای بهداشتی صحبت به میان آمده است اما متأسفانه ،‌عملاً با افزایش روز افزون بسیاری از انواع مشکلات بهداشتی از جمله عقب ماندگیهای ذهنی در جوامع مختلف مواجه هستیم .

موضوع عقب ماندگی های ذهنی در تمام ادوار تاریخ و در تمام جوامع و نیز در تمام طبقات مطرح بوده است اما انسان شناخت چندانی از آن نداشته است . اگر تعداد افراد عقب مانده ذهنی 3%‌کل جمعیت هر جامعه را تشکیل دهد ،‌اهمیت موضوع به خوبی روشن خواهد شد .

بخصوص هنگامی که ملاحظه می شود در استان اصفهان با در نظر گرفتن جمعیت حدود 4 میلیونی آن نزدیک به 400 هزار فرد معلول جسمی و ذهنی وجود دارد .

در سال 1347 دفتری به نام آموزش کودکان و دانش آموزان عقب مانده ذهنی در وزارت آموزش و پرورش ایجاد شد که این امر موجب توسعه مراکز و مدارس استثنائی در نقاط مختلف کشور گردید . این دفتر تا سال 1357 حدود 8000 دانش آموز (‌عقب مانده ذهنی ، نابینا ، ناشنوا ، ناسازگار و تیزهوش ) را تحت پوشش خود قرار داد .

اکنون در طی سال های گذشته توجه واقع بینانه ،‌خیر اندیشانه و عطوفت اسلامی مسئولین ایران و همکاری سازمان های دولتی و ...... با تلاش های شبانه روزی آنان ما را بر این داشته که این گونه به بیان مسئله مورد پژوهش خود بپردازیم : بنابراین :

â آیا عملکرد مدیران مراکز آموزشی بر پیشرفت دانش آموزان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟

( شریفی درآمدی ، پرویز ،‌1373 ،‌ص 16 )

ضرورت پژوهش:

تا زمانی که کودک از لحاظ مغزی و بدنی در حد لازم رشد نکرده باشد و تا موقعی که از نظر کنش ذهنی به اندازه کافی تحول نیافته باشد ،‌در انجام فعالیت های حسی – حرکتی و درک مفاهیم عینی و انتزاعی ناتوان است . به همین دلیل متخصصین علوم تربیتی توصیه می کنند که باید فراگیری مهارت های کلیدی درسی از قبیل خواندن ،‌نوشتن و حساب کردن برای کودکان عادی از ابتدای سن هفت سالگی شروع می شود . بنابراین بایستی به کودکان عقب مانده ذهنی اجازه بدهیم در سن تقویمی بالاتری نسبت به کودکان عادی ،‌یادگیری مطالب و مواد درسی را آغاز کنند و یا مطابق با شرایط بدنی ،‌سن عقلی و سن تقویمی آنان در نوع و حجم برنامه های آموزشی تغییرات مفیدی ایجاد نمود تا به عملکردهای مناسب یادگیری منجر شود . همچنین عوامل دیگر در امر یادگیری آنها مثل تحول عاطفی ،‌سازش یافتگی فردی و اجتماعی ،‌آمادگی قبلی و ایجاد انگیزش ، تمرین و تکرار ، روش های تدریس و موقعیت یادگیری و ....... از عوامل بسیار مهمی هستند که مدیران آموزشی باید به آنها بپردازند . پس در نتیجه تأثیر عملکرد مدیران آموزشی ، در امر یادگیری و پیشرفت این کودکان حائز اهمیت است و باید به آن پرداخته شود .

( شریفی درآمدی ،‌پرویز ، ص 142 ، 143 )

هدف تحقیق:

هدف کلی :‌عوامل مؤثر بر عملکرد مدیران آموزشی مراکز دانش آموزان عقب مانده ذهنی است ،‌به عبارت دیگر دلیل انتخاب موضوع نقش و اهمیت ویژه ای است که عملکرد مدیریت در رابطه با کودکان استثنایی و عقب مانده ذهنی ایفا می کند .

اهداف جزئی :

1 )‌بررسی تأثیر مسئولیت پذیری بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی

2 ‌)‌بررسی تأثیر قدرت و اخلاق سرپرستی بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی

3 )‌بررسی تأثیر برنامه ریزی و تنظیم آن بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی

4 )‌بررسی تأثیر قدرت تصمیم گیری بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی

5 )‌بررسی تأثیر نظارت و سرپرستی بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی

6 )‌ارائه پیشنهاد در زمینه عوامل مؤثر بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی

روش تحیق :

روش این پژوهش علمی ،‌مقایسه ای می باشد ‌،‌یعنی در این پژوهش محقق ناگزیر بود ،‌بر اساس روش مشخصی عده ای را در جهت مطالعه انتخاب نماید .

نمونه گیری ما در مطالعات ناگزیر هستیم از کل جامعه مورد مطالعه نمونه گیری نمائیم . (‌هومن ، 1374 )

روش تجزیه و تحلیل داده ها

بدلیل آن که هر کدام از گزینه های پرسشنامه عامل جداگانه ای را اندازه می گیرند و نمی توان از آن یک نمره یا مجموعه ای از نمرات را به دست آورد از آزمون مجذور کای استفاده شد .

فرضیات تحقیق (‌5 سؤال مطرح شود )

1 )‌ آیا مسئولیت پذیری بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟

2 ) آیا وجود قدرت و اخلاق سرپرستی بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟

3 )‌آیا داشتن برنامه ریزی و تنظیم آن بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟

4 )‌آیا قدرت تصمیم گیری بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟

5 )‌آیا نظارت و سرپرستی بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟

کلید واژه ها

تعریف عقب مانده ذهنی :

در این مورد تعریفی که بیشتر از همه مورد استفاده قرار می گیرد تعریفی است که توسط انجمن عقب ماندگی ذهنی آمریکا شده و بدین قرار می باشد :‌عقب ماندگی ذهنی عبارت است از اعمال هوش کمتر از حد متوسط که همراه با نقص رفتار انطباقی بوده و در دوران رشد به وجود می ‌آید .

توضیح : اعمال عمومی هوش توسط آزمون های هوش انفرادی تعیین می شود و اگر نتیجه حاصله 70 و یا کمتر از آن باشد اصطلاح اعمال هوشی کمتر از حد متوسط به آن اطلاق می گردد . ( اشکوری ،‌هادی ،‌1370 ،‌ص 31 )

تعریف عقب مانده ذهنی

این تعریف شامل سه مفهوم کلی می باشد که بدین شرح است :

1 ) پایین بودن کنش هوش عمومی : به گفته و مقیاس های وکسلر هوشبهر 69 یا کمتر عقب مانده محسوب می شود .

2 ) رفتار سازشی : اشاره دارد به توانایی فرد در عملکرد مستقل فردی و مسئولیت پذیری اجتماعی .

3 ) دوران رشد و تحول : اشاره به اهمیت سال های حساس رشد و تحول از بدو تولد تا 18 سالگی .( شریفی درآمدی ، پرویز ، 1373 ، ص 19 )

انطباق :‌

درجه و حدی است که شخص می تواند مطابق معیارهای سنی و فرهنگی – رسیدگی ، یادگیری استقلال (‌بدون کمک به دیگران ) و مسئولیت اجتماعی از خود نشان داده و در صورت لزوم راه و روش دیگری متناسب با آن موقعیت اتخاذ نماید . به عبارت ساده تر رفتارهای انطباقی انتظاریست که دیگران از توانایی انجام اعمال مختلف یک شخص دارند . ( سلیمی اشکوری ، هادی ، 1370 ،‌ص 27 )‌

مدیریت

منظور از مدیریت فعالیت و عملی است که در موقعیتی سازمان یافته ،‌برای هماهنگی و هدایت امور در جهات هدف های معینی صورت می گیرد . مدیریت علمی تلقی می شود که بر دانش و یافته های علمی ،‌توانایی هنری ،‌مهارت فنی و اخلاق اجتماعی مبتنی است . به عبارت دیگر ، کسی را مدیر می دانیم که بتواند در محیط کار خود به اقتضای موقعیت ،‌اصول و یافته های علمی و مهارت های فنی را هنرمندانه و با رعایت موازین اخلاقی به کار بندد ،‌ مشکلات را حل کند و هدفی را تحقق بخشد .(‌ علاقه بند ،‌علی ،‌1385 ،‌ص 13 )‌

مدیریت یعنی هماهنگی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق و تکمیل هدف های سازمان .(‌ج . رونزویک 1974 )‌

مدیریت در حقیقت عبارتست از اتخاذ تصمیم برای پیشبرد امور . بنابراین مدیریت یعنی اخذ اطلاعات و تنظیم آنها به منظور انجام عمل لازم سازمانی .
( جی ، دبلیو ،‌فورستر 1962 )

مدیریت عینی هماهنگی همه امکانات و منابع از طریق عملیات برنامه ریزی ،‌سازماندهی ،‌هدایت و کنترل ، بطوریکه هدف های مشخصی تحقق پذیرد .( ال سپسک 1974 ) (‌مرکز تربیت معلم ، 1373 ، ص 6 )

سرپرستی : از نظر لغوی در زبان انگلیسی سرپرست از دو واژه بزرگ و گسترده ، بینایی یا قدرت تصور و یا قدرت دید تشکیل شده است . بنابر تعریف ،‌ سرپرست به کسی اطلاق می گردد که دیگران را هدایت و اداره می کند و در سازمان بر خلاف سایر رده های مدیریتی افراد غیر مدیر را اداره می کند .

(‌مرتضوی ،‌1372 ،‌ص 24 )‌

سرپرستی

â در متون فارسی سرپرست مترادف با سرور ،‌بزرگ و رئیس می باشد و سرپرستی به معنای مواظبت ، ریاست و سروری است . سرپرست نیز به کسی اطلاق می گردد که عهده دار مواظبت و نگهداری اشخاص ،‌اشیاء و یا سازمان ها و مؤسسات را دارا می باشد . ( معین ،‌1371 )‌

سرپرستی

در فرهنگ آمریکایی از سرپرست به عنوان فرد پیشرو ،‌در آلمان از سرپرست به عنوان کارگر پیشرو و در انگلیس آن را تحت واژه مسئول به کار می برند .
( بتیل ،‌1985 ،‌1 – 3 )‌

خلاقیت :

خلاقیت به مفهوم به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است . اما نوآوری بیشتر به مفهوم به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است که می تواند یک محصول جدید ،خدمت تازه ، یا راه حل جدیدی برای انجام کار باشد .(‌مدیریت و اصول پرستی ،دکتر رضا جوادین صفحه 57 ‌)

خلاقیت ، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نوست و به قدرت ایجاد اندیشه های نو اشاره دارد .

همچنین نویسنده ای دیگر ،‌خلاقیت را ایجاد آنچه قبلاً وجود نداشته است
می داند . ‌(‌H.Knoot,1990,11‌)

کنترل :

کنترل فرآیندی است که مدیران از طریق آن تطابق عملیات انجام شده را با فعالیت های برنامه ریزی شده ،‌می سنجد . از این رو در برنامه ریزی فعالیت های یک سازمان جهت نیل به اهداف اساسی فرآیند کنترل بکار رفته . (‌استونر ، 1983 ،‌592 )‌

فصل دوم


مفهوم مدیریت

مدیریت را به گونه های متفاوت تعریف کرده اند . صاحبنظری مدیریت را هنر انجام کار به وسیله دیگران توصیف کرده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی دیگران تأکید ورزیده است . ( Mary P.Follett,1918‌)

گروهی مدیریت را علم و هنر هماهنگی کوشش ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف معین توصیف کرده و گروهی دیگر آن را در قالب انجام وظایفی چون برنامه ریزی ،‌سازماندهی ، هماهنگی ، و ...... بیان کرده اند . برای اولین بار گیوکیک این برداشت از مدیریت را در قالب واژه POSDCORB‌بیان کرد . (‌Luther,Gulick,1937‌)

یکی از علمای مدیریت و اقتصاد ،مدیریت را تصمیم گیری دانسته و این وظیفه را بهترین و اصیل ترین نقش مدیر قلمداد کرده است. (‌erbert,A.simon,1977)

مدیریت عبارت است از :

- هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران ( فالت ، 1924 )

- فراگرد تبدیل اطلاعات به عمل – این فرآگرد تغییر و تبدیل را تصمیم گیری می نامیم . (‌فورستر ، 1962 ‌)

- فراگرد هماهنگ سازی فعالیت فردی و گروهی در جهت هدف های گروهی (‌دانلی و همکاران ، 1971 ‌)

- ایجاد محیطی مؤثر برای افراد که در گروه های رسمی سازمانی فعالیت می کنند . ( کونتز و اودانل 1972 )‌

- هماهنگ سازی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق هدف ها (‌کاست و رزنرویگ 1974 )‌

- فراگرد برنامه ریزی ، سازماندهی ،‌رهبری و نظارت کار اعضای سازمان و استفاده از همه منابع موجود سازمانی برای تحقق هدف های مورد نظر سازمان (‌استونر و همکاران ، 1995 )‌

تعریف عملی تعریفی است که مفهوم مدیریت را به چند ملاک مشاهده پذیر وابسته می سازد .

از این رو اگر در موقعیتی ملاک های 1 )‌فعالیت تنظیم و سازمان یافته 2 )‌هدف ها 3 )‌روابط میان منابع 4 )‌انجام دادن کار به وسیله دیگران 5 )‌ تصمیم گیری مشهود باشد می توان گفت که در آن موقعیت ، مدیریت اعمال می شود . (‌کلاندوکینگ ،‌1972 )‌

مکتب ها و نظریه های مدیریت

تألیفات در زمینه مدیریت ،‌راجع به موضوعات متنوع ، و به وسیله نویسندگان گوناگون صورت گرفته است . نویسندگان اولیه ،‌دست اندرکاران زبده مدیریت بودند که ضمن توصیف تجارب عملی خود ، آنها را به صورت اصول تعمیم دادند . آنان ملاحظات عملی را مدنظر قرار داده و با نوشته های خود کوشیدند دیگر کارورزان مدیریت را در تجارب موفق خود سهیم سازند . در مقابل ، افراد دیگری بودند که صرفاً با ملاحظات علمی به مدیریت توجه داشتند . قصد و نیت اینان ،‌مطالعه عینی حقایق مربوط به مدیریت و سازمان ها ، و توضیح و تبیین آنها بود . بین این دو گروه عمل گرا و علم گرا ، افراد دیگری بوده اند که مطالعات و تحقیقات آنان به دانش مدیریت کمک فراوان کرده است . در میان آنان افرادی از حرفه ها و رشته های مهندسی ،‌جامعه شناسی ،روان شناسی ، مردم شناسی ،‌اقتصاد ،‌حقوق ،‌حسابداری ، علوم سیاسی ، ریاضیات و فلسفه دیده می شوند .

افکار و اندیشه هایی که صاحبنظران رشته های مختلف به قلمرو مدیریت وارد کرده اند ،‌موجب شده که در طبقه بندی اندیشه ها و نظریه های مدیریت ، دیدگاه های گوناگونی تشخیص داده شود . (‌علاقه بند ، علی 1384 ،‌ص 161 )

مدیریت علمی

نهضتی که در تاریخ تحول اندیشه های مدیریت به مدیریت علمی معروف است در اوایل قرن بیستم پدید آمد . بنیانگذاران آن ،‌کارورزان یا دانشمندان یا مهندسانی بودند که در مؤسسات صنعتی و دولتی کار می کردند و مهمترین مسئله مورد توجه آنان در مدیریت ،‌کارآیی بود ، یعنی بالا بردن سطح تولید و بیشینه سازی بازده . آنها کوشش کردند که مسایل سطح عملیات و تولید را با توسل به روش های منظم علمی حل کنند . در نتیجه در زمینه های طراحی ماشین آلات ، روش های انجام کار ، گردش کار ،‌و نظیر آن ،‌دانش و فنون مدیریت را توسعه دادند .

بنیانگذار این نهضت ،‌فردریک تیلور (‌1915 – 1856 ‌) در ابتدا ، کارگر ساده کارخانه بود که ضمن کار ، از راه تجربه ، مهندسی آموخت و به سرعت ترقی کرد . و به مهندسی کارخانه رسید .

او مجموعه عقاید خود را درباره مدیریت ، در کتاب اصول مدیریت علمی
(‌1911 )‌ منتشر کرد .

عقاید او در آن زمان مورد بحث و جدل شدید قرار گرفت و بعد از آن نیز همیشه موضوع بحث های فراوان بوده است . ویژگی بارز مدیریت علمی ،‌تأکید بر مدیریت در سطح عملیاتی ،‌مطالعه علمی عملیات به منظور تشخیص عوامل مؤثر بر آن ، و کشف مؤثرترین روش انجام کار است .

مدیر علمی تیلور

سیستم تیلور که به نام مدیریت علمی معروف است شامل دو عنصر اساسی است اول کشف تجربی بهترین طریقه انجام دادن هر عمل و اجزاء متشکله آن ،‌تعیین مدت زمان لازم برای انجام عمل تشخیص بهترین ابزار و ادوات لازم برای انجام عمل و چگونگی به کار بردن آنها در مرحله معینی از پیشرفت فنون و بالاخره تعیین بهترین طریقه جریان کار و توالی اجرای عملیات دوم تقسیم کار بین مدیران و کارکنان به نحوی که مسئولیت کشف بهترین طرق انجام دادن عملیات و طرح ریزی آنها ، تهیه ابزار و ادوات لازم ، قرار دادن مواد و وسایل مورد نیاز در دسترس کارکنان به مقدار مطلوب و در زمان و مکان مناسب ، و صدور دستورات و ایجاد تسهیلات مورد لزوم دیگر به عهده مدیران باشد .

به نظر تیلور فایده به کار بردن سیستم مذکور بالا بردن سطح تولید است که با جلوگیری از اتلاف وقت در کار ماشین و وسائل تولید از طریق حذف عملیات زاید و هماهنگی امور مختلف تولیدی حاصل می شود .

به نظر تیلور عناصر و مکانیسم مدیریت نباید با اصول آن اشتباه کرد زیرا مدیریت علمی در واقع فلسفه معینی است که از مجموعه اصول زیر به وجود آمده است .

اول – ایجاد علم واحدی برای انجام هر عمل بجای روش غیر علمی متداول .

دوم – انتخاب کارکنان طبق روش های علمی و تعلیم و آموزش آنان برای انجام وظایف محوله .

سوم – همکاری صمیمانه با کارکنان به منظور اطمینان بر این که نتایج کارشان با اصول و موازین علم موضوعه تطبیق کند .

چهارم – تقسیم تقریباً مساوی کار و مسئولیت بین مدیران بر اساس منطقی بجای روش متداول در گذشته که تقریباً تمامی کار و قسمت اعظم مسئولیت به کارکنان تحمیل می گردید .

هانری فایول در کتاب خود به نام اصول فن اداره برای مدیریت سازمان های اداری پرداخت وارویک و گیولیک و کونتز و داخل در کتاب های خودشان از اصول سازمان سخن می گویند که به شرح زیر است :

1 – اصل هماهنگی و وحدت هدف 2 – اصل سلسله مراتب 3 – اصل تخصص 4 – اصل وحدت فرماندهی 5 – اصل حیطه نظارت 6 – اصل اختیار و مسئولیت 7 – اصل تعادل 8 – اصول انعطاف پذیری و مداومت 9 – اصل کارآئی .

(‌اقتداری ، 1372 ،‌ص 20 – 15 )‌( H,Koont,1990,11‌)

مدیریت اداری

آنها مدیریت را فراگرد هماهنگ سازی تلاش گروهی در جهت هدف های گروهی تعریف کرده ،‌درصدد برآمدند که مدیریت را بر حسب کارکردهای مدیران در رده های مختلف سازمان توضیح دهند .

سرشناس ترین این افراد که غالباً از او به عنوان بنیانگذار مدیریت جدید نام برده می شود ،‌هانری فایول (‌1925 – 1841 )‌ است . او فرانسوی و مهندس معدن بود . او در سازمان های صنعتی ،‌شش گروه فعالیت را تشخیص داد :‌1 )‌ فنی (‌تولید ساخت )‌2 )‌بازرگانی ( خرید و فروش )‌3 )‌مالی (‌تهیه سرمایه و استفاده مطلوب )‌ 4 )‌ایمنی 5 ) حسابداری 6 )‌مدیریت

او نظریات خود را در اصول کلی مدیریت جمع بندی کرده است . اصول چهارده گانه فایول بدین شرح است :‌1 – تقسیم کار 2- اختیار و مسئولیت 3 – انضباط 4 – وحدت دستور(‌فرماندهی )‌5 – وحدت هدایت 6 – تقدم منافع عمومی بر خصوصی 7 – حق الزحمه کارکنان 8 – تمرکز 9 – سلسله مراتب 10 – نظم 11 – انصفاف 12 – ثبات شغلی و استخدامی 13 – ابتکار 14 – روحیه گروهی (‌علاقه بند ، علی 1384 ،‌ص 166 و 165 )

عناصر مدیریت

امروزه درباره عناصر مدیریت و یا وظایفی که مدیر به اعتبار و موقع سازمانی خود انجام می دهد وحدت نظر سنجی وجود دارد که عبارتند از ‌:

برنامه ریزی

یکی از وظایف مدیر تنظیم برنامه عملیاتی است که زیر نظر وی هدایت می شود . برای این منظور لازم است که هدف های سازمان معلوم و مشخص گردد و خط مشی و موازینی برای هدایت مسئولان اجرای عملیات وضع شود از طرف دیگر ،‌برنامه های جاری باید بر حسب اطلاعات جدید و تغییرات شرایط اجرای عملیات در فواصل معین تعدیل گردد . برنامه ریزی مستلزم ، تشخیص مسائل و مشکلات پیدا کردن طرق مختلف برای حل مسائل سازمان ، بررسی و تجزیه و تحلیل نتایج هر یک از طرق مزبور و انتخاب طریقه ای است که باید پیروی شود . برنامه ریزی که عبارت از تعیین و تشریح هدف ها و تعیین خط مشی سازمان می باشد به نحوی که ضمن رعایت حاکمیت ارزش های مکتب بر محیط برنامه ریزی و عناصر آن بتواند سازمان را به هدف هائی که بر اساس آن شکل گرفته است نزدیکتر سازد . برقراری ارتباط جهت انتقال فرامین ، دستورات انجام کار ،‌و یا انتقال اطلاعات ، پیشنهادات و گزارشات از جمله عواملی هستند که در نحوه عملکرد و کارآئی سازمان تأثیر می گذارد .

ارتباطات ‌:

رابطه منطقی بین فعالیت های یک سازمان است . مجاری ارتباط می تواند شفاهی یا کتبی ،‌محرمانه یا آشکار باشد و ارتباط در هر سازمانی می تواند به دو دسته افقی و عمودی تقسیم شود . ( جوادین ،‌رضا ،‌1385 ،‌ص 87 )

سازماندهی

سازماندهی که عبارت است از تعیین نوع عملیات و طبقه بندی آنها و معین نمودن وظایف و روابط اداری افراد در سازمان می باشد در سازماندهی تقسیم کار از اهمیت ویژه ای برخوردار است . سازماندهی به فرآیند تنظیم الگوی روابط کاری اطلاق می شود در حالیکه بدون سازماندهی هرج و مرج در محل کار پدید می آید و تقسیم کار ،‌تعیین مراتب و تنظیم روابط به درستی تحقق نمی یابد ،‌از این رو سازماندهی به سازمان اولویت می یابد . ( بیل ونیواستورم ،‌1990 ،‌138 – 137 )‌

هدایت و انگیزش

توانایی ایجاد حس نتیجه یابی ،‌کسب هدف و یا هدایتی که موجب جذب پیروان شود و یا توانایی خلق و ایجاد ارتباط مفاهیم به گونه ای که واضح و قابل درک باشد . ( جوادین ،‌1385 ،‌231 )‌

این دیدگاه وجود دارد که عملکرد افراد تابعی از توانایی و انگیزه های آنان می باشد . (‌مولنیز ، 1996 ‌، 480 ‌)

از این رو مدیران جهت بهبود کارایی و اثربخشی سازمانی باید به سطح انگیزه افراد توجه داشته باشند ، تا با تشویق و هدایت آن ها موفق به کسب مقاصد و اهداف سازمان شوند .

(‌جوادین ، 1385 ،‌240 )‌

نظارت و ارزشیابی

نظارت به مفهوم مقایسه عملیات انجام شده با معیارهای تعیین شده قبلی می باشد که اقدامات اصلاحی برای جلوگیری از انحراف را به دنبال خواهد داشت . (‌سال دوم مراکز تربیت معلم ،‌ص 8 )‌

هماهنگی :

عبارت است از هم جهت ساختن وظایف و فعالیت های واحدهای مختلف سازمان در جهت رسیدن به هدف می باشد .(‌سال دوم مراکز تربیت معلم ،‌ص9)

نظریه های کلاسیک مدیریت

در مکتب کلاسیک یا سنتی توجه دانشمندان صرفاً به کالبد یا ساخت و ترکیب سازمان رسمی معطوف گردیده و به رفتار فردی و گروهی و سیستم اجتماعی سازمان عنایتی مبذول نگردیده است .و بر در سازمان های مورد مطالعه خود پنج خصلت مهم را دید که در واقع وجوه ممیزه این سازمان ها از سازمان های موجود در سازمان های گذشته بود .

1 – تقسیم کار 2 – تمرکز اختیارات 3 – برنامه منطقی و عقلائی برای اداره امور استخدامی 4 – قوانین و مقررات 5 – سیستم ثبت و ضبط

فایول در کتاب خود سعی می کند یک نظریه عمومی برای اداره امور جمیع سازمان ها ارائه دهد و در تعقیب این هدف از اصولی نام می برد .

(‌مانند تقسیم کار – اختیار و مسئولیت – انضباط – وحدت مدیریت و وحدت فرماندهی )‌ که به نظر وی در کلیه سازمان ها قابل اعمال است .

موضوع دیگر که در نظریه های فایول حائز اهمیت می باشد جدول توانائیهای مدیریت او است . فایول بر اساس تجربیات حرفه ای خود جدولی تهیه نموده است که :‌


بررسی سم شناسی موارد مرگ ناشی از خونریزی داخل مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در مرکز پزشکی قانونی تهران

اعتیاد یک بیماری اجتماعی با عوارض جسمی وروانی است از لحاظ قدمت تاریخی مواد روانگردان در ایران، در کتب تاریخی وحتی درکتاب قانون ابن سینا از اثرات این مواد نامبرده شده است اما بیشتر گزارشات در مورد مواد مخدر مربوط به دوران صفویه وسپس قاجاریه تا عصر کنونی است در زمان ما مسئله مواد روانگردان مشکل مخاطره آمیز وکاملا پیچیده ای بخود گرفته است در هیچ یک ا
دسته بندی پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 137 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 97
بررسی سم شناسی موارد مرگ ناشی از خونریزی داخل مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در مرکز پزشکی قانونی تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1.فصل اول:مقدمه

1-1- بیان مسئله

2-1- اهداف

3-1- فرضیات


1-1- بیان مسئله:

اعتیاد یک بیماری اجتماعی با عوارض جسمی وروانی است. از لحاظ قدمت تاریخی مواد روانگردان در ایران، در کتب تاریخی وحتی درکتاب قانون ابن سینا از اثرات این مواد نامبرده شده است. اما بیشتر گزارشات در مورد مواد مخدر مربوط به دوران صفویه وسپس قاجاریه تا عصر کنونی است. در زمان ما مسئله مواد روانگردان مشکل مخاطره آمیز وکاملا پیچیده ای بخود گرفته است. در هیچ یک از مطالعات انجام گرفته درایران آمار دقیقی از شیوع مواد روانگردان وعوارض ناشی ازسوءمصرف آن دردست نیست. در گذشته تریاک بیشترین ماده روانگردان مصرفی درجهان بود ولی باورود مواد جدید، مصرف کراک بیش از سایر مواد –حتی دربین بانوان –شایع شده است. سوءمصرف کوکائین عوارض بیشماری را به دنبال دارد، من جمله: انفارکت قلبی، دیس ریتمی بطنی، التهاب وعفونت ریوی، بیماری های پارانشیمال ریوی، بیماری سربرو وسکولار، استروک هموراژیک وایسکمیک و... . در مطالعات انجام شده، از زمانیکه مصرف کوکائین شایع شده سن وقوع وعوامل زمینه ای استروک تغییر کردند.در موارد استروک متعاقب سوءمصرف کوکائین انفارکت ایسکمیک وهموراژیک به یک نسبت گزارش شده واغلب افراد در میانۀ دهه سوم زندگی خود بودند. در این مطالعات با بررسی موارد مرگ بدنبال خونریزی های مغزی در موارد سوء مصرف مواد روانگردان در مدت یکسال ومطالعه سم شناسی این اجساد وبررسی شرح بستگان در پی بررسی رابطه بین خونریزی مغزی درمصرف کنندگان مواد روانگردان ونوع ماده روانگردان مصرفی هستیم. جمع آوری نمونه ها در مدت یکسال (از زمان تصویب طرح تا یکسال بعد آن) انجام می پذیرد ودر نهایت با تجزیه وتحلیل یافته ها قصد داریم تا باایجاد ارتباط بین خونریزی مغزی ونوع ماده روانگردان مصرفی سطح آگاهی پزشکان، پرسنل پزشکی ومردم را از بروز این عارضه کشنده در صورت مصرف ماده روانگردان افزایش داده تا درموارد toxicity ، Management مناسب صورت پذیرد.

2-1- اهداف

الف- اهداف اصلی طرح:

بررسی وآنالیز موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در اجساد ارسال شده به پزشکی قانونی تهران از زمان تصویب طرح لغایت یکسال.

ب- اهداف فرعی طرح:

الف – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ب – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر اوپیوئیدها یا آمفتامین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی درسوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

پ – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران برحسب جنس

ت – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر اوپیوئیدها و= در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان بر حسب جنس در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ث – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین واوپیوئیدها وآمفتامین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان برحسب روش مصرف در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ج – تعیین فراوانی خونریزی ساب آراکنوئید واینتراکرانیال در موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین واوپیوئیدها در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

چ – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر الکل در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ج- اهداف کاربردی طرح:

هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان ارتباط بین خونریزی مغزی ونوع ماده روانگردان مصرفی است. کشف این ارتباط سبب می شود تا علاوه بر افزایش سطح آگاهی جامعه نسبت به عوارض خطیر مواد روانگردان، جامعه پزشکی نیز در زمان وقوع سمّیت مواد روانگردان، جهتManagement بیمار به این عارضه نیز توجه داشته باشند.

3-1- فرضیات یا سئوالات پژوهش:

الف –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح دربررسی سم شناسی کوکائین مثبت خواهند داشت؟

ب –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح در بررسی سم شناسی اوپیوئید یا آمفتامین مثبت خواهند داشت؟

پ –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح برحسب جنس در بررسی سم شناسی کوکائین مثبت خواهند داشت؟

ت –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریز مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح بر حسب جنس دربررسی سم شناسی اوپیوئید یا آمفتامین مثبت خواهند داشت؟

ث –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال از شروع طرح در پزشکی قانونی تهران برجسب روش مصرف ماده روانگردان در بررسی سم شناسی کوکائین یا اوپیوئید یا آمفتامین مثبت خواهند داشت؟

ج –فراوانی SAH وICH در موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین و اوپیوئید ها در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال از شروع طرح در پزشکی قانونی تهران چقدر خواهد بود؟

چ –میزان فراوانی موارد سم شناسی مثبت از نظر الکل در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران چقدر است؟

فصل دوم: مروری برمتون

2-1- کوکائین

2-2- آمفتامین و متامفتامین

2-3- اییات ها

2-4- آنالیز داروها درآزمایشگاه پزشکی قانونی

2-5- بیماری سربروواسکولار ناشی از مصرف مواد

2-6- داروهای مسبب مرگ ناگهانی

2-1- کوکائین:

2-1-1- شیمی

2-1-2- طرق استفاده

2-1-3- متابولیسم

2-1-4- مکانیسم عمل

2-1-5- اثرات بالینی

2-1-6- زمان مصرف دارو

2-1-7- سمیت بالینی

2-1-8- رسوب بافتی کوکائین

2-1-9- کوکائین ومایعات زیستی

2-1-10- مرگ های وابسته به کوکائین

2-1-11- توزیع پس از مرگ

2-1-12- روش آزمایشگاهی

2-1- کوکائین:

از آن جایی که کوکائین یک ماده طبیعی است وفرآورده های سایکواکتیو پر قدرتی از آن تهیه می شود، تعجب آور نیست که بگوییم تاریخ آن به 700سال قبل برمی گردد. برگ های کوکا(منشاء کوکائین از گیاه اریتوگزیلون) و ورق های جدیدی کوکارا در آرامگاه قدیمی مربوط به 2500 سال پیش از میلاد پیدا کردند. (2) کوکائین یکی از اعتیاد آورترین وخطرناک ترین مواد مورد سوء مصرف است. این ماده از برگ گیاه کوکا که عمدتا در آمریکای مرکزی وجنوبی رشد می کند، بدست می آید(3). کوکا از واژه Khoka به معنی درخت گرفته شده است. طبق گزارشات DAWN(Drug Abuse Warning Network ) در 1999، کوکائین علت اصلی مرگ وابسته به دارو در بین سیاهان بود(4).

2-1-1شیمی:

کوکائین همانند methyl benzoyl ecgonine است. معمولا با هیدروکلریک اسید تیتره می شود تابصورت هیدروکلرید کوکائین در بیاید. اگر ماده آلکالینی که بعنوان تیتراسیون هیدروکلرید کوکائین بکاربرده می شود، بیکربنات سدیم(baking soda) باشد، ماده بدست آمده کراک –کوکائین یا کراک نامیده می شود. کراک در واقع کوکائین بسیار خالص است اما حاوی تعداد بیکربنات وکمی ناخالصی دیگر است(2).

2-1-2طرق استفاده(4) :

1. جویدن برگ کوکا 2. نوشیدن چای کوکا 3. تدخین

4. مصارف جراحی 5. داخل وریوی 6. استفاده ژنتیال

7. جذب پوستی 8. استنشاقی

2-1-3 متابولیسم:

کوکائین به محض مصرف خوراکی تجزیه می شود، لذا بصورت تزریقی وانفیه ای (sniffed) نیز مصرف می گردد. اخیرا گزارشاتی از مصرف رکتال آن نیز به دست آمده است(5). به استثنای نوزادان کوکائین به سرعت از جریان خون پاک می شود. سرعت کلیرانس آن حداقل 2لیتر درهر دقیقه است. نیمه عمر دارو در انسان از 5/0تا4ساعت گزارش شده است وبه مصرف مزمن دارو وابسته است(4). کوکائین از طریق ریه ها وبینی جذب می شود. تدخین کوکائین باعث ایجاد سطح حدود بعد از 10-5دقیقه می گردد. سرعت بالای کراک در رسیدن به سطح خونی مناسب، علت اصلی مقبولیت عمومی آن است(2). کوکائین بواسطه خاصیت لیپیدوفیل خود خیلی سریع به مغز می رسد وظرف 15دقیقه غلظت آن در CNS از غلظت خونی بیشتر می شود. مقدار کمی از کوکائین بدون تغییر در ادرار ترشح می شود. ولی با توجه به اینکه این میزان اندک است، برای غربالگری متابولیت های کوکائین در ادرار سنجیده
می شود(2).

در غیاب الکل متابولیت های اصلی کوکائین، بنزوئیل اکگونین واکگونین متیل استر است. بنظر می رسد نسبت متابولیت ها ارتباط کمی باطریقه مصرف کوکائین داشته باشد(4). مشاهدات نشان دادند که بسیاری ازانفارکت های میوکاردیال وابسته به کوکائین ساعت ها بعداز آخرین مصرف اتفاق می افتد. از طرف دیگر می دانیم که نیمه عمر BE (بنزوئیل اکگونین) خیلی بیشتر از کوکائین است. لذا می توان نتیجه گرفت که BE وازواکتیو است ودلیل اصلی وقوع انفارکت است(4). سایرمتابولیت های کوکائین عبارتند از(4):1. ecgonine methyl ester ,BE 2.coca ethylene 3. (methylecgonidine) Anhydroecgonine methyl ester 4. Norcocaine

2-1-4 مکانیسم عمل(2):

مکانیسم عمل کوکائین به آمفتامین ها شباهت دارد، در هرگروه میزان آزادسازی نوروترانسمیترهای دوپامین، سروتونین وNE افزایش می یابد.

2-1-5 اثرات بالینی(2):

علائم کوکائین وآمفتامین بسیار شبیه است. کوکائین سبب افوریا، آژیتاسیون، تشنج وسکته قلبی می شود. بدنبال مصرف طولانی مدت کوکائین دپرسیون حسی وفیزیکی شدیدی رخ می دهد. دوز توکسیک کوکائین در حدود
2mg/kg/wاست. مرگ بدنبال سوء مصرف کوکائین زیاد رخ می دهد واغلب متعاقب خونریزی اینتراکرانیال،انفارکتوس قلبی، تشنج وتروما است.

2-1-6 زمان مصرف دارو(4):

ممکن است از نسبت کوکائین به BEبعنوان شاخصی برای تعیین زمان مصرف دارو استفاده شود. بدلیل نیمه عمر یکساعته کوکائین، وجود سطوح بالای کوکائین در حضور میزان اندک BE مطرح کننده مصرف دارو درست قبل از مرگ است. دواشکال اصلی که به این موضوع وارد می شود این است که نسبت کوکائین ومتابولیت هایش در خون سنجیده می شود، در حالیکه حجم توزیع BEوEME که هیچگاه سنجیده نمی شود ممکن متفاوت باشد. موضوع دیگر وجود فاکتورهای مداخله ای وتفاوت های فردی است که باعث اختلاف سرعت متابولیسم می گردد.al(2000) .Moolch an et نشان داد که در مصرف کنندگان مزمن نیمه عمر BE وکوکائین بواسطه اشباع سیستم آنزیمی طولانی تر است.

2-1-7 سمیت بالینی:

در مسمومیت با کوکائین در مراحل ابتدایی افوریا، هایپراکتیوتی وپرحرفی وجود دارد. در دوزهای بالا بعد از فاز تحریکی یک مرحله دپرسیون وجود دارد. کوما، دپرسیون تنفسی، قلبی وعروقی در این فاز ممکن است دیده شود. در حدود %30-10 سکته ها در افراد جوان با مصرف دارو ارتباط دارد. بالغ بر90% بیماران دردهه سوم وچهارم هستند. این داروها شامل آمفتامین، فن سیکلیدین، فنیل پروپانول آمین، متیل فنیدیت، کوکائین واپیات ها نظیر هروئین است(6).

الف –متابولیسم کاتکولامین ها (4): کوکائین وتمام داروهای محرک که سوء مصرف می شوند روی متابولیسم کاتکولامین ها اثر می گذارند. برخلاف عوارض طبی مرتبط باسوء مصرف اپیات ها که اغلب عفونت ثانویه به آلودگی های بهمراه دارو است، تغییرات پاتولوژیک زیادی در مصرف کنندگان کوکائین وابسته به مدیاتورهای کاتکولامین دیده می شود.

ب –سیستم قلبی –عروقی (4): تغییرات در عروق کرونری ومیوکاردیوم بیش از سایر تغییرات مشکل زاهستند. انفارکت قلبی از عوارض نسبتا شایع کوکائین است. کوکائین بخودی خود آتروژنیک است. سایر علائم عبارتند از: اسپاسم عروق کرونری، هایپرتروفی میوکارد، اندوکاردیت، دیسکسیون آئورت، افزایش فشار خون گذرا، میوکاردیت افزایش حساسیتی، تاکیکاردی سینوسی(8)،دیس ریتمی بطنی(8)، درد قفسه سینه وافزایش انزیم های قلبی در حضور عروق کرونر نرمال(8) , PVC (8).

ج –اختلالات سیستم ریوی(4): اختلالات در 4دسته طبقه بندی می شوند: 1- التهاب موضعی وعفونت 2 – باروتروما 3 – بیماری پارانشیمال 4 – تغییرات عروقی. اثرات کوکائین بر راه هوایی فوقانی اغلب لوکال است. شایعترین آن پرفوراسیون سپتوم بینی است.

د –بیماری سیستم گوارشی(4): بیشتر مشکلات گوارشی ناشی از اثرات کاتکولامین روی عروق خونی است. نظیر ایسکمی روده واولسر ثانویه به آن، پرفوراسیون حاد اولسر در مصرف کنندگان کراک، هپاتوسلولار نکروز وآمیلوئیدوز کبدی.

ه –تغییرات هیستولوژیک: در بررسی هیستولوژیک عروق در مصرف کنندگان کوکائین تغییرات ذیل دیده می شود: اختلال در چین های لامینای الاستیک داخلی وتخریب تونیکامدیا در موارد انفارکت مغزی، فیبروزشریانی و پری آرتریال در مخاط بینی در snorter های کوکائین، ادم ساب اندوتلیال در شریان های زیر مخاطی روده در موارد ایسکمی روده ای وهایپرپلازی انتیمای عروق کرونری همراه ترومبوز پلاکتی در موارد ایسکمی قلبی.

و – اختلالات نورولوژیک: امروزه عوارض نورولوژیک شایعترین تظاهرات مسمومیت کوکائین است. در بیماران کمتر از 35سال، سوء مصرف دارو، شایعترین عامل مستعد کننده برای استروک است. اگر چه تدخین خطرناکتر از insufftationاست ولی نوع واقعه مغزی منتج از آن شناخته شده نیست. ولی نتایج بررسی ها با MRI نشان دادند که درمواردی که سابقه مصرف کراک وجود دارد، ماده سفید با مکانیسم نامعلومی بیشتر در معرض خطر است(4). فرم آلکالوئیدال یا کراک سبب افزایش بیماریهای سربروواسکولر می گردد(10و9). دربررسی ها نشان داده شده که خونریزی اینتراکرانیال در غیاب ابنور مالیتی عروقی رخ می دهد(11). از زمانیکه مصرف کوکائین شایع شده، سن وقوع وعوامل زمینه ای استروک تغییر کردند(4). استروک مرتبط با کوکائین در بالغین جوان در ابتدای دهه 30بطور اولیه اتفاق می افتد(14). همچنین در مصرف کنندگان مزمن کوکائین، شیوع آنومالی های نورو وسکولر در سنین پایین تری نسبت به افرادی که مصرف کننده نیستند دیده می شود(12). در بررسی روی rat ها مصرف مزمن کوکائین باعث افزایش ضایعات مغزی در بخش هایی می شود که ناشی از تخریب مویرگ ونشت اریتروسیت بداخل پارانشیم مغزی است(13).

در سوء مصرف کنندگان کوکائین که دچار استروک شدند با نسبت مساوی انفارکت ایسکمیک وهموراژیک دیده شده است. واغلب افراد در میانه 30سالگی بودند.در حدود نیمی از موارد گزارش شده، شروع نقایص نورولوژیک ظرف سه ساعت بعد مصرف کوکائین بوده است. افزایش واکنشی پلاکت ها منجربه ایجاد ترومبوز می گردد که می تواند علتی برای انفارکت در سوء مصرف کنندگان کوکائین باشد. در نمونه خون کاملی که از سوء مصرف کنندگان کوکائین گرفته می شود، سطوح افزایش یافته پلاکت فعال وسطح بالای مهار کننده پلاسمینوژن بافتی دیده شده است(15).

انفارکت ایسکمیک وابسته به کوکائین درهرناحیه ای ازمغزدیده می شود. علت زمینه ای وازواسپاسم مغزی ثانویه به وازوکانستریکشن وعوارض بی حسی موضعی کوکائین است. انقباض عروق مغزی وابسته به دوزبعدازمصرف کوکائین درداوطلبان سالم در بررسی آنژیوگرافی مشاهده شده است(15).

مصرف کوکائین سبب کاهش جریان خون مغزی می گردد، اگرچه برون ده قلبی نرمال است. واین کاهش درمردان واضح تراززنان است. تفاوت جنسیتی هنوزتوجیه نشده است، اما به واسطه آتروژنیک بودن کوکائین واینکه خانم های پره مونوپوز تغییرات آترواسکلروتیک کمتری نسبت به مردان دارند، کاهش جریان خون می تواند تنها ناشی از بیماری اترواسکلروتیک زودرس باشد(6). چون نیمه عمر پلاسمائی کوکائین کوتاه و80-60 دقیقه است، بنابراین متابولیت BEوCE با نیمه عمرطولانی درمطالعات حیوانی بطور مشخص باعث انقباض عروق مغزی می شود . آریتمی قلبی مکانیسم پاتوژنتیک دیگری است که می تواند به ایسکمی مغزی برپایه آمبولی یا همودینامیک منتهی گردد(15).

به نظر می رسد مصرف کنندگان کوکائین در معرض SAH(خونریزی تحت عنکبوتیه ای) منجر به مرگ هستند. SAH با نسبت 4به 3شایعترازICH (خونریزی اینتراکرانیال) است (4و15). در سال 1999 یک مورد خونریزی میدبرین ثانویه به کوکائین نیز گزارش شده است(13). سایر علائم نورولوژیک عبارتند از: واسکولیت مغزی، اختلالات حرکت، تشنج، آژیتاسیون، ترمور واختلالات منتال(8و4).

2-1-8 رسوب بافتی کوکائین(4) :

مصرف کنندگان دارو روشی را انتخاب می کنند که بیشترین مقدار دارو را به مغز برساند. استنشاق وتدخین دارو را در کمترین زمان به مغز می رساند، در حالیکه تزریق وریدی فراهم زیستی داروی مصرف شده را به بیشترین حد
می رساند.

Proutyو Anderson در 1990دریافتند که غلظت دارویی که طی حیات سنجیده می شود با غلظت اندازه گیری شده دارو پس از مرگ ارتباط اندکی در حدصفر دارند واین موضوع در خصوص داروهای بازی که بیشترین سوء مصرف را دارند بیشتر دیده می شود. سطح خونی کوکائین پس از مرگ بستگی به رگی دارد که نمونه خون از آن گرفته شده است. این میزان می تواند خیلی بالاتر یا پائین تر از سطح آن در زمان مرگ باشد. غلظت های سنجیده شده درسایر نسوج بعد ازمرگ افزایش می یابد. میزان این افزایش بستگی به فاصله زمانی گذشتن از مرگ، وسیله نمونه گیری، دمائی که جسددرآن نگهداری می شود، وضعیت قرارگیری جسد واینکه احیاء قلبی - عروقی انجام شده یاخیر، دارد. اگر محل نمونه گیری خون شخص نباشد ایجاد رابطه منطقی بین زمان مرگ ونقش کوکائین مشکل است. تنها موردی که قابل اثبات است این است که آیا پیش از مرگ کوکائین مصرف شده است یا خیر. در خصوص نمونه برداری از سایر بافتها وضعیت نامناسب تر است وتنها می توان به وجود یا عدم وجود دارو بسنده کرد. توافق کلی روی این موضوع که برای نمونه برداری پس از مرگ باید از رگ فمورال استفاده کرد، وجود دارد. اما اگر عروق در ابتدای نمونه برداری از قسمت پروگزیمال بسته نشوند، نمونه ای که از ورید فمورال گرفته می شود ممکن است در واقع خون کبد باشد که
غلظت های بسیار بالاتری خواهد داشت.

در حیوانات وانسان غلظت کوکائین و Cocaethylene در مغز بیشتر است. در مرحله بعدی غلظت در کبد وماهیچه رانی بالا است. بهرحال تفاوت های فردی زیادی در این خصوص وجود دارد.

پس از مرگ کوکائین بسرعت بطور کامل از خون وکبد محو می گردد ولی تا مدت زمانی در مغز وماهیچه قابل ردیابی است. همین پدیده در بررسی های invitro مشاهده می شود که ماهیچه رانی ومغز مناسب ترین بافتها برای آنالیز پس از مرگ هستند.

مغز:

مغز بهترین بستر برای شناسایی کوکائین جسد می باشد. در سراسر بدن غلظت های خونی کوکائین بطور قابل توجهی تغییر می کند. بنظر می رسد که کوکائین در محیط پرچربی مغز پایدارتر بماند. بنابراین سطوح کوکائین یافت شده در مغز بطور دقیق تری غلظت این ماده رادر زمان مرگ نسبت به اندازه گیری این ماده در خون یا دیگر بافتها تعیین می کند. کوکائین وکوکااتیلن لیپیدوفیلیک است وبراحتی از سد خونی –مغزی عبور می کند(4). گرچه جذب BEدر مغز بسیار اندک است، آنزیم butyrylcholine استراز که کوکائین رابه BE متابولیزه می کند در ماده سفید مغزی بطور فراوان یافت می شود. در حضور الکل، کوکائین به کوکااتیلن متابولیزه می شود. بواسطه نیمه عمر طولانی تر CE با غلظتی چهار برابر بیشتر تجمع می یابد. رسپتورها affinity متفاوتی برای کوکائین دارند. ناحیه ای که بیشترین تراکم رسپتوررابرای کوکائین دارد استریاتوم است(14). سطح پایین تر فعالیت در کورتکس فرونتال واکسی پیتال دیده می شود(4).

قلب –کلیه –کبد: در بررسی های رادیواکتیو، برداشت کلیوی از قلبی بیشتر است اما بطور بارز از برداشت کبدی کمتر است. ظرف 3-2 دقیقه بعد از تزریق، 5/2 درصد از دوز مصرفی درقلب وجود دارد وبسرعت ظرف 10دقیقه پاک می شود. بهر حال اثر کوکائین برمهار نوراپی نفرین برای مدتی بعد از پاک شدن کوکائین باقی می ماند. مانند قلب پیک برداشت کلیوی نیز ظرف 3-2 دقیقه اتفاق می افتد.

گیرنده های کبدی کوکائین در غلظت بالا وبا affinity بسیار بیشتر در مقایسه با مغز وجود دارد. تجمع دارو در کبد بسیار بالا است. اگرچه میزان برداشت بسیار آهسته تر از سایر ارگان ها است. پیک برداشت ظرف 15-10 دقیقه بعد از تزریق وریدی اتفاق می افتد.

2-1-9 کوکائین ومایعات زیستی(4):

بزاق: بزاق حاوی مقادیر بسیار اندکی پروتئین است، بنابراین غلظت داروهای آزاد در پلاسما وبزاق بنظر یکسان می رسد. از آنجائیکه کوکائین باز ضعیف است وبزاق بطور معمول اسیدیته بیشتری نسبت به پلاسما دارد لذا، غلظت کوکائین در بزاق ممکن است 5برابر بیشتر از پلاسما باشد، ودر خصوص BE این میزان 3-2برابر است. مقادیر نسبی وغلظت های مشخص کوکائین ومتابولیت های آن تا میزان زیادی به فرم جمع آوری بزاق بستگی دارد. بزاق تحریکی ( جمع آوری نمونه از دهنده پس از مصرف قطعه ای آب نبات ترش) حاوی داروی کمتری در مقایسه با گرفتن نمونه بزاق بدون تحریک است. وجود سطوح پائین کوکائین در بزاق مطرح کننده مصرف آن در گذشته است، اما لزوما برای مصرف اخیرتشخیصی نیست. در زمان ترک کوکائین نواحی ذخیرۀ لیپیدوفیلیک درمغزبه آزاد سازی کوکائین ادامه می دهند ومیزان اندکی ازکوکائین برای هفته هادرادراروبزاق وجود دارد.

مایع مغزی –نخاعی: از آنجائیکه کوکائین ازسدخونی – مغزی عبور می کند، اندازه گیری کوکائین در مایع نخاعی مفید است. مطالعه سیستماتیزه ای تیزه ای روی این موضوع انجام نشده است. ولی براساس یک گزارش موردی، کوکائین غیر متابولیزه بعد از24ساعت درCSF آشکار شده بود.

ادرار(4):تخمین زده می شود که کلیرانس کوکائین کمتر از30 است. اولین متابولیتی که درادرارظاهر می شود کوکائین وBE است. دریک مطالعه کنترل شده یک دوز واحد کوکائین بصورت داخل وریدی ، تدخینی واینترانازال به شش داوطلب داده شدونمونه ادرار آنها بمدت 3روز جمع آوری شد. پیک غلظت کوکائین در اولین نمونه ادرارگرفته شده یافت شد وبعد آن ظرف 24ساعت تا حد 1ng|ml افت کرد. بنزوئیل اکگونین شایعترین متابولیت بود.

در موارد مرگ ناگهانی وابسته به کوکائین غلظت ادراری کوکائین بیشتر از متابولیت های آن است. اغلب تست های غربالگری برای یافتن متابولیت BE وکوکائین طراحی شده اند. برخی واکنش های تداخلی ممکن است وجود داشته باشد. در واقع وجود کوکائین در ادرار نشان دهنده مصرف اخیر آن است، خصوصا در آنهایی که متناوب مصرف می کنند. در آن سوعدم وجود کوکائین در ادرار نشان دهنده آن است که دارو طی چند ساعت اخیر مصرف نشده است.نیمه عمر BE نسبتاً طولانی و در حدود 6 ساعت است و این متابولیت می تواند برای چندین روز در ادرا یافت شود بنابراین وجود BE در ادرار دلیل محکم برای مصرف کوکائین در گذشته است. اما زمان مصرف را با آزمایش ادرار نمی توان تعیین کرد. فاصله زمانی مصرف کوکائین تا ظهور BE در ادرار به عوامل زیر وابسته است:

مدت زمان مصرف، طریقه مصرف، حجم ادرار وPH ادرار.

مایع زجاجیه(4): به خوک ها دوزهای بالای کوکائین بصورت داخل وریدی داده شد(10mg/kg) و5دقیقه بعد غلظت کوکائین در مایع زجاجیه سنجیده شد که بسیار کمتر از میزان آن درخون بود. ولی 8ساعت بعد غلظت کوکائین در مایع زجاجیه بیش از 300% افزایش یافته بود. وقابل قیاس با غلظت کوکائین در نمونه خون فمورال بود.

شیر مادر(4): کوکائین از طریق شیر از مادر به نوزاد منتقل می شود، ولی جزئیات کینتیک آن در انسان بررسی نشده است. در حیوانات آزمایشگاهی مثل موش سطوح کوکائین در شیر مادر از غلظت آن درکبد یامغز مادر بیشتر است. در یک مطالعه تجربی سطوح کوکائین در شیر موش 8برابر بیشتر از سطوح خونی آن بود. این موضوع می تواند به دلیل محتوی چربی بالای شیرباشد یا با باندینگ پروتئین توجیه شود. کوکائین وکوکااتیلن به آلبومین وبطور غیر اختصاصی ضعیف به لیپید متصلند. بیش از 55% از کوکائین و 61% از کوکااتیلن در شیر به پروتئین باند می باشد. بنظر می رسد که اتصال پروتئینی وPH پائین تر شیردر مقایسه باسرم ممکن است باعث ترشح کوکائین وکوکااتیلن بداخل شیر گردد.

2-1-10 . مرگ های وابسته به کوکائین(4): سطح خونی کوکائین به تنهایی نمی تواند توجیه کننده علت مرگ باشد، چون مرگ ناگهانی ثانویه به کوکائین وابسته به دوز نیست. مصرف کنندگان مزمن ممکن است تغییراتی رادر مغز یا قلب (نظیر آریتمی) داشته باشند. در حضور تغییرات مورفولوژیک کافی در قلب به همراه شرح حال مصرف کوکائین غیر منطقی بنظر نمی رسد که در صورت عدم وجود کوکائین یا متابولیت هایش در خون کوکائین بعنوان علت مرگ در نظر گرفته شود. ذکر این نکته ضروری است که این مشاهدات شامل مصرف کنندگان عادی (naive) نمی شود. سطوح پائین کوکائین در خون یا بافت ممکن است بواسطه آلودگی محیطی یافت شود. وجود سطوح پائین کوکائین یا متابولیت هایش در غیاب تغییرات آناتومیک تنها نشاندهنده در معرض این دارو قرار گرفتن است ونشانگر بیماری وابسته به کوکائین نیست.

2-1-11 . توزیع پس از مرگ(4): داروهایی نظیر TCA، آنالجزیک های نارکوتیک مانند هروئین، مورفین، آنالجزیک های موضعی ومحرک ها مثل متامفتامین وکوکائین همگی تمایل دارند که درعضلات قلب تجمع یابند. وقتی غلظت آن هادر خون سنجیده می شود غلظت افزایش یافته ای رابعد مرگ نشان می دهد وعلت آن احتمالا رهایی داروها از عضله قلب بداخل خون موجود در قلب است. مطالعات نشان دادند که داروهای بازی در ریه ها تجمع می یابند وبسرعت وارد ورید پولمونری وسپس بطن چپ می شوند. بواسطه میزان بالای ذخیره خون در ریه میزان دارو در گردش خون ریوی بسیار بیشتر از سایر ارگان ها ست. بعد از مرگ داروی موجود در گردش خون ریوی از دیواره نازک ورید پولمونری انتشار یافته وباعث بالارفتن کاذب غلظت آن در بطن چپ می شود. بنابراین برای ارزیابی سم شناسی نباید از خون بطن چپ استفاده شود. متأسفانه هنوز درگزارشات اتوپسی اینکه خون از چه ارگانی گرفته شده بیان نمی شود چه رسد به اینکه راست ویا چپ بودن بطن را ذکر کنند.

کوکائین وتداخل داروئی(4): چون کوکائین از دسته داروهای قاچاق است واز دسته داروهای مصرفی در پزشکی نیست. مطالعات برروی تداخلات آن بسیار نادر است. بهرحال بعضی از تداخلات مشخص شده است. مصرف کنندگان کوکائینی که تحت درمان بادی سولفیرام هستند، بطور مشخص در زمان مصرف دی سولفیرام در مقایسه با زمانیکه آنرا مصرف نمی کنند، غلظت پلاسمائی بالاتری از کوکائین را دارند. آنها همچنین فشار خون سیستولیک ودیاستولیک وضربان قلب بالاتراز طبیعی دارند. تداخلات مشابهی در مصرف همزمان کوکائین با آمی تریپتیلین، پروکائین آمید وکینیدین دیده شده است.اینها همگی butrylcholinesterose پلاسما را مهارمی کنند. سنجش بالینی وجود ندارد ولی در محیط آزمایشگاه نشان داده شده که تجزیه کوکائین در حضور داروهایی که butrylcholinesterase را مهار می کنند آهسته تر است.

2-1-12 روش ازمایشگاهی(4):

روش غربالگری که معمولا برای تشخیص کوکائین بکار می رود، روش thin layer chromatography با نمونه ادرار برای متابولیت اصلی کوکائین Benzoyl ecgonine است. با این روش کوکائین تغییر نیافته، سایر داروها وBE رابا غلظت کمتر از micgr/cc 2می توان تشخیص داد، یک حلال اختصاصی T.L.Cبرای افتراق کوکائین وترکیب cocaethyl موجود در اتانل نیاز است. Gas chromatography mass ,GCبا Electron capture detection می توانند بطور کمی cocaethyle وکوکائین رادر خون وادرار تشخیص دهند. تکنیک کروماتوگرافی مایع برای BE حساسیت بیشتری دارد وتوانایی تشخیص کوکائین رادرخون وپلاسما دارد. High –performance liquid chromatography می تواند کوکائین را باغلظت اندک نیز تشخیص دهد. اما لیروکائین وdroperidine با تشخیص کوکائین تداخل می کنند ومیریدپن وتتراکائین را بعنوان استاندارد داخلی بی اثر می کند. رادیو ایمونواسی وآنزیم ایمونواسی هر دوبرای BEادراری حساسیت دارند(6).


طهران بیش از آنکه تهران شود

طهران بیش از آنکه تهران شود، عبارت بود از منطقه ای بی نام و نشان، با کوچه هایی خاکی، خانه هایی خشت وگل، خیابان هایی ناهموار و بی درخت، 14 دروازه و جمعیتی چند هزار نفری که در سال 1209 شمسی، آقا محمد خان قاجار آن را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد و جانشینان او در صدد افزایش وسعت و جمعیت تهران بودند و چهار دروازه تنها راههای ورود و خروج به تهران محسو
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 114 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 91
طهران بیش از آنکه تهران شود

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

تاریخچه:

طهران بیش از آنکه تهران شود، عبارت بود از منطقه ای بی نام و نشان، با کوچه هایی خاکی، خانه هایی خشت وگل، خیابان هایی ناهموار و بی درخت، 14 دروازه و جمعیتی چند هزار نفری که در سال 1209 شمسی، آقا محمد خان قاجار آن را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد و جانشینان او در صدد افزایش وسعت و جمعیت تهران بودند و چهار دروازه تنها راههای ورود و خروج به تهران محسوب می شد که عبارت بود از: 1- دروازه حضرت عبدالعظیم یا دروازه اصفهان.2- دوازه شمیران.3- دروازه دولاب.4- دروازه قزوین.

درآغاز تهران جمعیت آن خیلی کم بود ولی بعد از توجه شاه طهماسب به تهران کم کم جمعیت زیاد شد و در آن موقع شاه عباس صفوی نسبت به مرمت و نوسازی زیارتگاهها تمایل زیادی داشت و سفرهای خارجی ناصر الدین شاه به فرنگ باعث ورود ماشین های دودی به تهران شد و در دوره آقا محمدخان تدریجاً اداراتی با عنوان احتسابیه تأسیس شد که کارکنان آن محتسب نامیده می شدند و دارای دو شعبه با عناوین احتساب و تنظیف داشت و محتسب کارهایش را زیر نظر حکومت و شهردار انجام می داد و کارکنان شعبه تنظیف هم موظف بودند با وسایل و امکاناتی ابتدایی، زباله ها را از گوشه و کنار شهر جمع کنند و افرادی را استخدام کرده بود که با مشک کوچه و خیابان های شهر را آب پاشی کنند و مشروطه خواهان تصمیم گرفتند که به ساماندهی اوضاع شهر تهران بپردازند و کسی را به ریاست شهر منصوب کنند و اجرای امور شهری را به عهده او بگذارند که مسئولیت هایش مشخص باشد و آن ها را بر اساس اختیاراتی مشخص و از قبل تعیین شده انجام بدهند که این همان مقدمه تأسیس بلدیه شد.

ایجاد سازمان شهرداری تهران با عنوان بلدیه، پس از استعفای میرزا نصرالله خان مشیرالدوله به عنوان نخستین کابینه قانونی و مطابق خواست مجلس که وزیران باید مسئول و جواب گوی دولت باشند در 29 اسفند ماه سال 1285 هجری شمسی در مجلس اول مطرح شد.

درآن دوران سلطان علی خان وزیر افخم با این که عنوان ریاست وزرایی نداشت عملاً این وظایف شهردار را انجام می داد. درسازمان دهی ابتدایی، اداره بلدیه جزو تشکیلات وزارت کشور منظور گردید ومتعاقب آن نظام نامه بلدیه تقدیم مجلس شد.

این نظام نامه در 20 ربیع الثانی سال 1325 هجری قمری در 5 فصل و 108 ماده به تصویب نمایندگان رسید.

شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه (شهر) و (داری) تشکیل گردیده که (داری) به معنای اداره و مدیریت و (شهر) پس از 1362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطلاق گردید.

بنابراین از لحاظ لغوی شهرداری را می توان سازمان اداره شهر دانست و دراصطلاح شهرداری به واحدی گفته می شود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی مورد نیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل می شود.

هدف اولیه از تأسیس بلدیه، حفظ منافع شهرها و برآوردن حوایج شهرنشینان مثل اداره کردن اموال منقول و غیرمنقول، نگهداشتن سرمایه های متعلق به شهر، ایجاد تسهیلاتی برای دسترسی آسان مردم به مواد غذایی، تمیز نگه داشتن کوچه ها، میدان و خیابان ها، روشن کردن شهر درشب بود و مقرر شد که از آن طریق یعنی دریافت عوارض از وسایل بارکش از مردم هزینه های جاری بلدیه و حقوق و مواجب رفتگران تأمین شود.

همزمان با تأسیس بلدیه، قانونی به تصویب مجلس رسید که براساس آن انجمن بلدیه وظیفه داشت نسبت به اشخاب شهردار با رأی و نظر مردم اقدام کند که بر این اساس اولین انجمن بلدیه در تهران تشکیل شد و شروع به کارکرد ولی بدلیل ضعف هایی که داشت، نمایندگان مجلس در صدد اصلاح قانون بلدیه برآمدند ودولت سعی داشت بلدیه را به خود وابسته کند که این امر تا زمان کودتای رضاخان در سال 1299 هجری شمسی بطور کامل عملی نشد. اما پس از کودتای 1299 و روی کار آمدن دولت سید ضیاءالدین طباطبایی و در سال 1300 شمسی اداره بلدیه رسماً وابسته به دولت شد و تحت نفوذ تصمیمات (قدرت سیاسی) وزیر نظر رئیس الوزرا قرار گرفت و نخست وزیر از طرف خود فردی را برای اداره بلدیه تعیین کرد.

با روی کار آمدن رضا شاه به عنوان نخست وزیر، دولت در 30 اردیبهشت سال 1309 قانون جدیدی برای تشکیلات بلدیه تصویب کرد. که ضمن آن قانون به منظور رفع مشکلات دولت در زمینه امور شهری تدوین شده و نحوه دریافت عوارض و مالیات ها را برای دولت مشخص کرده بود بلدیه ناچار بود براساس اهداف دولت کارکند که انتخاب اعضای انجمن بلدیه به صورت دو مرحله ای بود. در مراحل اول مردم عده ای از اعضای انجمن بلدیه را انتخاب می کردند یعنی 75 نفر را انتخاب می کردند و در مرحله بعد وزارت داخله از میان برگزیدگان مردم 11 نفر را به عنوان نمایندگان انجمن بلدیه تهران انتخاب
می کرد.

همچنین رئیس بلدیه از طرف وزارت داخله منصوب می شد و در سال 1308 چهار نفر بلدیه بنام بخش در 4 نقطه شهر تشکیل شد و در سالهای 1309 و 1310 تعداد بخش ها به 8 رسید. در سال 1319 بخش های مذکور به چهار برزن تبدیل شدند که در سال 1325 به 16 واحد افزایش یافت.

براساس مصوبه مجلس، محمد خان قاجار مأموریت یافت تا نظامیه بلدیه را تدوین کند که شامل 5 فصل و 108 ماده می باشد و بعد ها پایه و اساس شکل گیری شهرداری در تهران شد.

آن نظامنامه نامگذاری بسیاری از خیابان ها و کوچه های شهر و حتی شماره گذاری خانه ها و دکان ها را به دنبال داشت و بعد از اقدامات اولیه محمدخان قاجار، فرارشد مدیر امور تهران از میان کسانی انتخاب شود که آشنایی بیشتری باشاه و درباریان داشته باشد و تحت ضوابط خاصی کارکند. براین اساس در تاریخ 14 خردادماه سال 1286 و هنگام نیابت سلطنت ( عضدالملک قاجار) نمایندگان مجلس طرح تأسیس نهادی با عنوان بلدیه را تصویب کرد و برای او معاونی بنام بهرامی را در نظر گرفت. بهرامی چشم پزشک بود و برای تنظیم بودجه اداره بلدیه و انجام امور کارگزینی و محاسبات یک ارضی بنام مسروپیان را استخدام کرد.

بر اساس اولین بودجه بلدیه، حقوق ماهانه ای معادل 80 تومان تعیین و حکم مأموریت وی با امضاء وزیر داخله صادر شد. بزرگترین اقدام اعلم الدوله در مقام رئیس تهران، آن بود که بلدیه را صاحب دفتری مستقل کند وبر بالای ساختمان تابلوی اداره بلدیه را نصب کند گروهی اولین بلدیه چی را میرزاعباس خان مهندس باشی وعده ای دیگر خلیل خان ثقفی دانسته اند و گروهی نیز از محمدخان و محمدحسن خان قاجار نام می برند اما واقیعت این است که تا سال 1300 شمسی درهای تهران همچنان بر روی پاشنه سابق می گشت و هیچ کدام شهرداران، حتی اگر برنامه هایی برای تغییر سیمای پایتخت داشتند، بدلیل کوتاه بودن دوره مسؤلیتشان فرصت نیافتند کار چندان زیادی انجام دهند تا اینکه در آن سال، اراره بلدیه مورد بازنگری جدی قرار گرفت و با تقلید از قوانین بلدیه لندن دوره جدیدی از فعالیت بلدیه شروع شد.

(گاسپار ایپگیان) که به عنوان اولین رئیس دوره جدید فعالیت بلدیه در تهران از وی یاد می شود و از سال 1300 به این نظام منصوب شد، تأمین روشنایی خیابان های لاله زار، امیریه، علاءالدوله و استامبول را در کارنامه خود به ثبت رسانید و هم او بود که صاحبان دکان های لاله زار علاء الدوله
(فردوسی کنونی) و ناصریه را موظف کرد تا درهای مغازه هایشان را رنگ کرده و تابلوهایی خوانا بر سر در محل کسبشان نصب کنند وبلدیه دارای 6 اداره شد که مشتمل بر اداره صحیه و معاونت عمومی، اراه محاسبات و عایدات، اداره امور خیریه، اداره ساختمان روشنایی و آب، اداره تفتیش، سجل احوال، اداره کابینه پرسنل، تنظیمات بود.

بطوری که در تاریخ آمده است، او درسال 1302 پی ریزی و احداث وزارت خارجه، عمارت شهربانی کل کشور و ساختمان وزارت جنگ را در محدود میدان مشق سابق شروع کرد و کوشید تا بلدیه را صاحب خانه ای کند که متناسب با حجم مسئولیتهایش باشد و باچنان نیتی در فاصله سالهای 1300 تا 1302 به فکر احداث بنای بلدیه در میدان توپخانه افتاد و فضای آن میدان را که در زمان ناصرالدین شاه محل سکونت و تمرین توپ چی های حکومتی بود به فضای سبز تبدیل کرد و دستور داد عصرها، روبروی حوض وسط میدان مزقان یعنی موزیک بزنند و در همان سال ها بنیان ساختمان وزارت بهداری در شرق میدان را گذاشت و بنایی احداث کرد که کمی بعد تشکیلات بهداشتی تهران را در خود جای داد و تشکیلات نظمیه کل مملکتی و اداره عبور و مرور را هم در اطراف همان میدان تأسیس کرد و گفته می شود نخستین شهرداری بودکه حقوق شهروندی ساکنان تهران را مورد عنایت وی‍‍‍ژه قرار داد.

پس از کابینه سید ضیاء الدین طباطبایی و روی کارآمدن رضاخان پهلوی، بلدیه تهران داری رئیسی بنام بوذر جمهری شدکه از افسران قزاق بود که او از سال 1302 تا 1312 در آن سمت خود باقی ماند و نتوانست تغییرات زیادی در چهره شهر ایجاد کند. بوذر جمهری در اولین اقدام خود میدان توپخانه را باکمک گرفتن از یک مهندس روسی و براساس نقشه ای برگرفته از میدان شهر پطروگراد باز سازی کرد. یکی دیگر از برنامه های او سنگفرش کردن بعضی خیابان های تهران از جمله خیابان امیریه و میدان توپخانه تا باغ شاه و آسفالت بسیاری از دیگر خیابان های تهران بود.

به اضافه اینکه در مدتی کوتاه با طراحی عناصر جدیدی شهر، شکل تهران را به طور کلی تغییر داد و برای اولین بار در تهران خطوط اتوبوسرانی شهری دایر ساخت که ابتدا دارای سه خط بود و پس از مدتی تعداد مسیرها بیشتر شد و همچنین عوارض جدیدی وضع کرد، گورستان مترو که جنوب شهر را به باغ فردوس تبدیل و مالیات خودروها، کالسکه ها و سایر عوارض شهری را که توسط شهرداران پیشین وضع شده بود، لغو کرد. از عمده مشکلات دوره شهرداری بوذر جمهری آن بود که آب کرج در اطراف زمین های جلالیه به تهران می رسید و سرچشمه اصلی رودخانه کرج به تهران محسوب می شد، اما بسیاری از شهروندان بی توجه به آلودگی آب، در ابتدا همان مسیر ودر ورودی آب کرج به تهران اقدام به شستشوی لباسها می کردند. آن وضعیت در سالهای متمادی ادامه داشت و بصورت یک رویه در آمده بود، به همین دلیل نیز بیماری های مرگ آور مثل تیفوس وبا و طاعون در شهر شیوع پیدا کرد که در سال 1308 بلدیه تهران به منظور جلوگیری از این موضوع برای اولین بار به فکر لوله کشی آب تهران افتاد، اما بدلیل فقدان امکانات چنان برنامه ای تحقق نیافت و بلدیه اجباراً برنامه ریزی هایی برای کنترل جوی ها و آب های سطحی شهر تهران انجام داد.

بعد از جنگ جهانی دوم، عزل رضاخان و به قدرت رسیدن پسرش محمد رضا فعالیت شهرداری به همان شکل سابق تا سال 1328 ادامه یافت. در سال 1328 به دلیل مشکلاتی که در سطح شهرها به چشم می خورد و از آن جا که مردم نقش چندانی در امور شهری نداشتند، دولت تصمیم گرفت انجمن های شهری را مجدداً فعال کند. اما چون به تشکیل انجمن های شهری قدرت دولت هم لحاظ شود، قدرت زیادی به انجمن های شهری و شهرداری داده نشد و آنها عملاً ویژگی های یک نظام تمرکز گرا را پیدا کردند. اما از دهه 1330 به بعد، با تغییراتی که در شرح وظایف و سیستم اداری شهرداری بوجود آمد، این نهاد شهری به شکل و شمایل امروزی خود نزدیک تر شد.

عزل و نصب های پیاپی شهرداران که از سال های اولیه بعد از شهریور 1320 شروع شده بود در سالهای بعد نیز همچنان ادامه یافت. ( موسی مهام ) شهردار جدیدی بود که در سالهای 1337 و 1338 شروع به کارکرد و نامش با بسیاری از فضاهای سبز تهران مترادف شد. وی که قبل از انتصاب به ریاست بلدیه تهران، با همین سمت در مشهد اشتغال به کار داشت، از بدو قبول مسئولیت، شروع به ایجاد آب نما، بولوار و گل کاری خیابان ها کرد و در راستای این تفکر که تهران باید برای ساکنانش شهری جالب و جذاب باشد، برای نخستین بار آب کرج را به تهران آورد و بولوار آب کرج را بین زمین های دانشگاه تهران و روستای جلالیه ساخت و میدان اسب دوانی جلالیه را که بعدها پارک لاله فعلی به جای آن ساخته شد، احداث کرد و پس از مدتی دستور داد هتل لاله کنونی را درکنار میدان اسب دوانی و مشرف بر بولوار بسازند. پس در قسمت ابتدای بولوار، اقدام به طراحی میدانی کرد که امروزه به میدان ولی عصر(عج ) شهرت دارد.

اهداف مراکز خدمات اجتماعی:

مرکز جامع خدمات اجتماعی به مجموعه ای اطلاق می شود که بر اساس اهداف سازمان رفاه اجتماعی اختیارات آن در مناطق 22 گانه شهرداری تهران راه اندازی می گردد و شامل امکانات و فضاهایی می باشدکه خدمات اجتماعی و حمایتی را از قبیل کار آفرینی،توانمندسازی مددکاری، مشاوره و سایر طرحهای حمایتی و تسهیلاتی را به جامعه هدف در هر یک از موضوعات اجتماعی ارائه می دهد. که هر مرکز می تواند یک یا چند منطقه شهری را تحت پوشش برنامه داشته باشد و در قالب طرحهای ناحیه محوری و محله کلیه امکانات و فضاهای مربوطه با سازمان را در نواحی نظارت نموده و هماهنگی لازم را انجام می دهد.

اهداف: 1) ارائه خدمات اجتماعی، فرهنگی و حقوقی به جامعه و گروههای هدف.

2) ارتقاء حس خودباوری، اعتماد به نفس در جامع هدف.

3) افزایش توانمندی ها و مهارتهای شهروندی.

4) کاهش ناهنجاری های اجتماعی و ارتقاء سلامت روانی جامعه.

5) ترویج فرهنگ تعاون و مشارکت در جامعه و شبکه سازی اجتماعی.

6) ارتقاء فرهنگ کارآفرینی، نوآوری و تغییر.

7) آسیب شناسی اجتماعی و کاهش آسیب ها از طریق فقرزدایی و آموزشهای اجتماعی محور.

8)کنترل و پیشگیری از بروز آسیب ها از قبیل اعتیاد، کودکان کار، تکدی گری.

9) فراهم نمودن زمینه حضور کار آفرینان و نخبگان در عرصه مدیریت و اقتصادی شهری.

10) شناسایی و توسعه فرصت های کسب و کار.

وظایف و اختیارات مراکز خدمات اجتماعی:

وظایف و اختیارات مراکز براساس اختیاراتی که در اساسنامه سازمان دیده شده تبیین گردیده و آن دسته از برنامه های اجرایی که تفویض اختیار از طریق مراکز جامع قابل پیگیری انجام می شود بطور خلاصه در زیر آمده است و بدیهی است سیاستگذاری های کلان در حوزه های ستادی سازمان قابل طرح و تصمیم گیری خواهد بود:

1- ایجاد بانک اطلاعاتی و اطلاع رسانی در خصوص گروههای شغلی متعدد شهروندان منطقه و محدوده جغرافیایی تحت پوشش و ایجاد ارتباط بین آنها.

2- رسیدگی به امور بهداشتی درمانی، مددکاری قضایی گروههای هدف مراجعین در واحدهای تحت پوشش و طبقه بندی ارجاع ایشان به مرجع ذیصلاح.

3- اجرای برنامه های کاهش آسیب های اجتماعی با مشارکت دیگر دستگاهها و نهادهای مربوطه.

4- بهره گیری از منابع انسانی و جلب مشارکت اقشار اجتماعی و توسعه
تشکل ها، NGO و شبکه سازی اجتماعی.

5- برنامه ریزی در اداره مراکز نگهداری موقت، گشت های مددکار شهر و برنامه های مرتبط.

6- راه اندازی واحدهای مشاوره کارآفرینی و کسب وکار، مشاوره حقوقی، مددکاری و مشاوره فردی، رفتارشناسی و روان درمانی.

7- برنامه ریزی در راستای مطالعه و شناخت آسیب های منطقه و اماکن در معرض افزایش آسیب و همکاری با معاونت های سازمان در راستای طرح ها و پروژه های موضوعی.

8- انجام امور اجرایی طرحها ی مصوب سازمان و ابلاغی به مراکز از قبیل طرح وام ازدواج، طرح هبه.

9- همکاری در توسعه مراکز کارگران فصلی وایجاد دفاتر کاریابی در مراکز در توسعه فعالیتهای کار آفرینی.

وظایف واحدهای مستقر در مراکز خدمات اجتماعی:

1- وظایف واحدامور آسیب ها:


آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چهارچوب اصول اخلاقی و قواعد عامل عمل جمعی جامعه محل فعالیت کنشگر قرار نمی گیرد و لذا با منع قانونی و قبیح اخلاقی مواجه می شودو شامل اعتیاد، خودکشی، ولگردی، طلاق، تکدی گری که موجب کاهش و یا از دست دادن کارایی و عملکرد مثبت فرد، خانواده یا گروههای اجتماعی می شود و افراد در معرض آسیب های اجتماعی نیز به افرادی اطلاق می گردد که رفتارشان به دلیل فشارهای اجتماعی و روانی ناشی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی،فقدان مهارت های زندگی و ضعف در بکارگیری شیوه های مقابله احتمال بروز رفتار برخلاف هنجارهای اجتماعی از مسیر اصلی زندگی مناسب خارج شده اند افراد یا گروههای آسیب دیده اجتماعی می نامند. آسیبهای اجتماعی در شهرها و خصوصاً کلان شهرها روبه رشد و بسیار متنوع است، چرا که پدیده هایی چون رشد بی رویه جمعیت، مهاجرت، حاشیه نشینی، شکاف درآمدی و.... نموداری از زندگی شهری اند که بر رشد آسیبهای اجتماعی تأثیر گذارند. اهمیت بحث آسیبهای اجتماعی و پیامدهای ناگوار آن جهت شهروندان، شهرداری تهران را برآن داشته است تا با تأسیس مرکز خدمات اجتماعی و حمایتی شهر تهران با ارائه خدمات مشاوره ای و مددکاری به افراد درمعرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی بتواند گامی مؤثر در جهت کاهش و کنترل آسیبهای اجتماعی بردارد. در این مرکز تلاش می شود در حوزه آسیب ها به افراد و خانواده هایی که به لحاظ مسائل و مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی در شرایط بحرانی و آسیب زا قرار دارند، خدمات اجتماعی و حمایتی به موقع ارائه شود.

خدمات تخصصی در حوزه آسیب ها: کلیه اقدامات در زمینه پیشگیری، کنترل و هدایت و کاهش آسیب های اجتماعی از قبیل آسیب شناسی اجتماعی، ارائه خدمات مددکاری، مشاوره حضوری و تلفنی، به افراد و خانواده های در معرض آسیب یا آسیب دیده می باشد.


اهداف آن شامل موارد زیر می باشد:

1- ارائه خدمات تخصصی به افراد در معرض آسیب های اجتماعی.

2- ارائه خدمات تخصصی به افراد و خانواده های نیازمند.

3- ارائه خدمات تخصصی به زنان سرپرست خانوار.

4- کاهش شرایط پرفشار و بحران زا به افراد در راه مانده.

5- کمک به ارتقاء امنیت فردی و اجتماعی شهروندان.

جامعه هدف آن شامل موارد زیر می باشد:

1- زنان سرپرست خانوار.

2- افراد و خانواده های نیازمند.

3- افراد و خانواده های در معرض آسیبهای اجتماعی.

4- افرد و خانواده هایی که در معرض بحران های مختلف اجتماعی، اقتصادی قرار دارند.

نحوه پذیرش مراجعان به صورت زیر می باشد:

1- خود معرف

2- معرفی از طریق شورایاریهای محلات

3- معرفی از طریق مراجع انتظامی قضایی

4- معرفی از طریق سازمانها و ادارات تابعه شهرداری

5- معرفی از طریق سایر نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی.

مقررات و اصول مربوط به پذیرش شامل:

1- کلیه افراد اعم از خود معرف و یا ارجاع شده از سایر نهادها، ارگانها و سازمانها موردپذیرش اولیه قرار می گیرد.

2- برای کلیه مراجعین به مرکز باید فرم مصاحبه اولیه توسط مسئول پذیرش مددکاری تکمیل گردد، چنانچه طبق ضوابط مشمول حمایت از خدمات مرکز نباشد راهنمایی های لازم توسط مسئول پذیرش صورت می گیرد و خدمات تخصصی مرکز بصورت سرپایی انجام می گیرد.

مقررات و اصول مربوط به دریافت تخصصی شامل موارد زیر می باشد:

1- ارائه خدمات صرفاً به شهروندانی امکان پذیراست که حائز شرایط تعریف شده مرکز باشد.

2- مرکز به صورت روزانه به ارائه خدمات به مراجعان می پردازد.

3- خدمات تخصصی مرکز به جز ایام تعطیل هر روز ارائه می گردد.

2. وظایف واحد مددکاری اجتماعی:

مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر دانش و مهارت های خاصی برای کمک به افراد گروهها یا جامعه قرار گرفته است تا بتواند استقلال شخصی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی بدست آورد و به عبارتی دیگر فرایند مددکاری باعث می گردد تا فرد آسیب دیده و یا در معرض آسیب اجتماعی بتواند به مرحله ای از پایداری اجتماعی و فردی و تداوم زندگی با دوام مثبت برسد.

مراحل پذیرش آن به این صورت است که:

1- ابتدا مصاحبه اولیه توسط کارشناس پذیرش مددکاری در بدو ورود مراجع انجام می پذیرد.

2- کارشناس پذیرش با توجه به مشکلات مراجع او را به واحد مددکاری ارجاع می دهد.

3- در واحد مددکاری ارزیابی از وضعیت اجتماعی، خانوادگی فرد صورت می گیرد و سپس خدمات می دهند.

شرح وظایف مددکار اجتماعی شامل موارد زیر می باشد:

1- برقراری و ایجاد ارتباط با مددجو.

2- انجام مصاحبه و تکمیل فرم شماره1 مددکار اجتماعی.

3- بررسی و ارزیابی وضعیت فردی،‌خانوادگی، اجتماعی و تکمیل فرم شماره2 مددکاری اجتماعی.

4- انجام بازدید از منزل و تهیه گزارش در صورت نیاز.

5- ارتباط با خانواده و بستگان مراجع در جهت حل مشکل در صورت نیاز.

6- ارجاع به قسمتهای تخصصی مرکز در صورت نیاز.

7- ارجاع به سازمانها و نهادها ی دولتی و غیر دولتی در صورت نیاز.

8- حمایت مالی در صورت نیاز شدید به صورت مقطعی بر اساس ضوابط مرکز.

9- برنامه ریزی به منظور حل مشکل مراجع و پیگیری امور مربوط به آن

10- برگزاری جلسات مددکاری گروهی با مدد جویان یا خانواده های آنان.

11- شناسایی و هماهنگی سایر منابع اجتماعی موجود شهرداری در جهت کمک به حل مشکل مددجو.

12- ارائه خدمات در قالب مددکاری جامعه ای

13- پیگیری امور مراجعان پس از ارائه خدمات

14- همکاری با مسئول مرکز در انجام امور محوله

15- همکاری با واحد مشاوره مرکز

16- شرکت در جلسات داخلی مرکز

17- جلب مشارکتهای مردمی.

3. وظایف واحد مشاوره:

مشاوره یک جریان یادگیری و اطلاع رسانی و افزایش آگاهی است که از طریق مشاور با داشتن مهارت ها و صلاحیت های علمی و حرفه ای و آگاهی داشتن ایشان از محیط هدف می کوشدتا مراجعه کننده و یا گروههای هدف را با روش های منطبق برنیازمندی هایش یاری کند تا بیشتر خود را بشناسد و یا بینشی دقیقتر از نیازهای خود نسبت به محیط داشته و در رابطه اش با هدف های معین و واقع بینانه تر و بطور مؤثری مورد استفاده قرار دهد. آن دسته از خدمات مشاوره که در مرکز جامع خدمات اجتماعی ارائه می شود عمدتاً در محدوده مجموعه اهداف مرکز بوده و شامل مشاوره کارآفرینی و کسب و کار، مشاوره حقوقی، مشاوره، مددکاری و سایر موارد مربوط می گردد. گروههای هدف می توانند گروههای در معرض و یا آسیب دیدگان اجتماعی، خانواده ها و افراد نیازمند زنان سرپرست خانواد و کارآفرینان نیازمند مشاور و یا شبکه های اجتماعی می باشد.

مشاوره تلفنی، شامل خدمات مشاوره روان شناختی و حقوقی است که شهروندان تهرانی می توانند از طریق شماره تلفن 137 به صورت شبانه روزی از خدمات آن بهره مند شوند.

شرح وظایف مشاور حقوقی به صورت زیر می باشد:

1- انجام مصاحبه با مراجعان و ثبت مصاحبه ها و گزارشها در فرم مربوطه.

2- بررسی مشکلات قانونی جهت اجرای طرحها و ارائه پیشنهادات لازم.

3- ارتباط با مراجع قضایی و نیروی انتظامی در جهت رفع تنگناهای قانونی موجود درخصوص جامعه هدف

4- تهیه آمار و اطلاعات مربوطه و انجام سایر امورمحوله.

شرح وظایف مشاور پزشکی شامل موارد زیر می باشد:

1- ویزیت مراجعین ارجاع شده از واحد مددکاری و مشاوره.

2- ثبت شرح حال و اقدامات درمانی در فرم پزشکی.

3- همکاری با واحد مشاوره و مددکاری و رئیس مرکز.

4- بررسی وتأیید اسناد پزشکی و بیمارستانی مددجویان

5- ارائه مشاوره پزشکی لازم به مراجعین.

6- ارائه گزارش عملکرد رئیس مرکز.

7- شرکت در جلسات داخلی مرکز.

شرح وظایف کارشناسان پذیرش مشاوره شامل موارد زیر می باشد:

1- ارائه آمار و اطلاعات لازم به مسئول واحد مشاوره

2- توضیح وظایف مشاوران به مراجعین.

3- شرکت در جلسات داخلی مرکز.

4- شرکت در دوره های آموزشی.

5- تعیین زمان مراجعات بعدی.

6- طبقه بندی پرونده مراجعین.

7- مصاحبه اولیه با مراجعین.

8- تکمیل فرم پذیرش

9- توضیح وظایف مشاوران به مراجعین.

شرح وظایف روان شناس در واحد مشاوره حضوری شامل موارد زیر می باشد:

1- همکاری نزدیک با مددکار اجتماعی، پزشک، روان پزشک ومشاور حقوقی.

2- انجام مشاوره های لازمبسته به مسائل مراجعان مثل مشاوره شغلی، تحصیل.

3- در صورت وجود بحران زناشویی، تشکیل جلساتی برای مشاوره زناشویی.

4- درصورت نیازبه آزمون استفاده از هرگونه آزمون هوش و انعکاس نتایج آن در پرونده مراجع.

5- مصاحبه بالینی با مراجعان و تکمیل فرم مربوطه.

6- همکاری با رئیس مرکز در انجام امور محوله.

7- شرکت در جلسات داخلی مرکز.

شرح وظایف مشاور تلفنی شامل موارد زیر می باشد:

1- در صورت نیاز ارجاع خدمت گیرنده به مرکز خدمات اجتماعی و حمایتی جهت مشاوره حضوری یا مددکاری

2- در صورت نیاز مراجع ارجاع به مراکز ذیربط یا سازمان ها و نهادها جهت حل مشکل.

3- در جریان گذاشتن پلیس یا بستگان در مواقعی که احتمال خودکشی یا دیگر کشی وجود دارد.

4- مشاوره تلفنی با خدمت گیرندگان و ثبت آن در فرم مربوطه.

5- حفظ اخلاق حرفه ای خصوصاً در ارتباط با اطلاعات مراجع.

6- تشخیص به هنگام مشکلات مراجعان و مداخلات لازم.

7- همکاری با رئیس مرکز در انجام امور محوله.

8- ارائه گزارش عملکرد به مسئول مربوطه.

9- شرکت در جلسات داخلی مرکز.

4. وظایف واحد رشد و کار آفرینی:

کارآفرینی فرایندی است پویا برای تولید سود و ارزش افزوده و ایجاد رفاه عمومی و اجتماعی و با نگاهی دیگر هدف از کارآفرینی خلق ارزش، بکارگیری نوآوری ها در جامعه با تعیین فرصت ها درنظام اقتصادی جامعه به منظور افزایش بهره وری توسعه اشتغال و در نهایت رفاه اجتماعی است و در توسعه کارآفرینی شهری دو هدف عمده وجود دارد: پایداری اجتماعی،و توسعه کیفیت شهروندی و از سوی دیگر توسعه اقتصاد شهری و بکارگیری و استفاده از ظرفیت های حداکثری جامعه مدنظر می باشد که با ایجاد زیر ساخت های اجرایی در مناطق شهری و اجرای برنامه های هدفمند ترویجی آموزشی و اجرای طرحهای کار آفرینی به همراه برنامه های حمایتی و تسهیل گری تحقق می یابد.

یکی از مکانیسم هایی که برای بیش از دو دهه به منظور پرورش سازمان های کوچک و کمک به رشد کارآفرینی در کشورهای توسعه یافته و اخیراً در حال توسعه به کار گرفته شده، پیاده سازی مراکز رشد و کارآفرینی است. کسب و کارهای جدید از شرکتهای نوپایی آغاز می شوند که خدمات و کالاهای جدیدی را به بازار رقابتی عرضه می کنند وبا نام بنگاههای کوچک و متوسط شناخته می شوند.

امروزه نقش بنگاههای کوچک و متوسط در رشد و توسعه کشورها در سراسر جهان شناخته شده است و در نتایج مطالعات، تحقیقات و گزارشهای رسانه های گوناگون برآن تأکید می شود. از طرف دیگر، کارآفرینی و حمایت از کارآفرینان، مبحثی است که در ارتباط تنگاتنگ با بنگاههای کوچک و متوسط مطرح می شود. هریک از انواع مختلف مراکز رشد و کارآفرینی اهدافی را به صورت مشترک دنبال می کنند.

وظایف واحد رشد و کار آفرینی شامل موارد زیر می باشد:

1- اجرای برنامه ها و سیاست های کارآفرینی در راستای آیین نامه مراکز رشد و توسعه کارآفرینی.

2- جمع آوری و پیگیری اطلاعات کسب و کارهای منطقه با هماهنگی مناطق و محلات تحت پوشش

3- نظارت برکارگاههای مستقر در مرکز و دریافت گزارش عملکرد و نحوه پرداخت حق الزحمه و غیره.

4- تعمل با سایر نهادها و ادارات در خصوص مسائل کارآفرینی و گسترش کارآفرینی و توسعه اقتصاد شهری.

5- ارائه تبلیغات مرتبط با حوزه کاری و استفاده از امکانات و تسهیلات شهرداری های مناطق در زمینه گسترش و ترویج فرهنگ کارآفرینی.

6- ارائه مشاوره تخصصی با تشکیل دفاترمشاوره.

7- اجرای مصوبات کمیته های تخصصی کارآفرینی.

8- شناسایی و جذب وهدایت کارآفرینان و توسعه فضاهای کارگاهی.

9- تعامل، همکاری و هماهنگی با شهرداری های مناطق مربوطه.

10- حمایت از زنان سرپرست خانوار وفراهم آوردن زمینه ایجاد کسب وکار از طریق توانمند سازی آنها.

11- ایجاد زمینه همکاری، حمایت از نوآوری ها و خلاقیت های نیروهای جوان وافراد توانمند.

12- حمایت از واحدهای مستقر در مرکز، مدیریت و نگهداری مراکز با همکاری کارآفرینان.

13- تهیه بانک اطلاعاتی از کسب و کارهای منطقه، کارآفرینان ومراجعین متقاضی دریافت خدمات.

14- اطلاع رسانی به موقع و جامع در زمینه کلیه برنامه های آموزشی و ترویجی مرکز.

15- ارائه راهکارها و مکانیزم های بازاریابی جهت تولیدات و محصولات کارآفرینان و کمک به آنها در راستای تجاری سازی ایده ها ونوآوری ها.

واحد رشد کارآفرینی در واقع مجموعه ای است که با ارائه خدمات حمایتی، از ایجاد و توسعه حرفه های جدید توسط کارآفرینی که در قالب واحدهای نوپای فعال در زمینه های مختلف منتهی به فناوری و کسب و کار، تشکیل شده اند واهداف اقتصادی مبتنی بر دانش و مهارت دارند، پشتیبانی می کند. این خدمات شامل موارد زیر است:

1- تأمین محل کار (به صورت اجاره)

2- خدمات آزمایشگاهی (درصورت نیاز)، کارگاهی و اطلاع رسانی

3- خدمات مدیریتی، حقوقی، پروژه یابی و بازاریابی و اعتباری.

4- آموزش های تخصصی ویژه و مشاوره.

دوره رشد دوره ای است 6 تا 18 ماه که طی آن واحدهای مستقر در مرکز رشد به معیارهای رشد یافتگی دست یافته و پس از آن از مرکز رشد خارج می شوند. زمان این دوره با تصویب شورای مرکز حداکثر تا 6 ماه دیگر نیز قابل افزایش است.

اهداف دوره رشد شامل موارد زیر است:

1- بستر سازی جهت تجاری کردن دستاوردهای تحقیقاتی و ایده های خام.

2- ایجاد زمینه کارآفرینی، حمایت از نوآوری و خلاقیت نیروهای جوان و ماهر و تحصیل کرده.

3- ایجاد فضای لازم جهت گسترش و رشد واحدهای کسب و کار کوچک و متوسط.

4- تولید و توسعه محصولات و کالاها وخدمات قابل عرضه به بازار.

5- کمک به رونق اقتصاد محلی و شهری.

6- بسترسازی به منظور ایجاد فرصت های شغلی مناسب جهت جذب کارآفرینان.

خدمات واحد رشد شامل موارد زیر است:

1- حمایت مکانی از واحدهای مستقر در مرکز رشد.

2- نظارت برفعالیتهای واحدهای مستقر در تحقیق ایده محوری آنها.

3- نظارت بر روند رشد واحدها و تحلیل مستمر دستاوردها با هدف افزایش کارایی مرکز.

4- ارائه خدمات و مشاوره های مورد نیاز واحدها در راستای تبدیل ایده های نو به محصولات قابل تجاری شده و تجاری سازی آنها.

5- تلاش برای فراهم آوردن حمایت های قانونی جهت تسریع رشد واحد های مستقر در مرکز رشد و اعتبارات مالی از طریق دستگاههای ذیربط.

شرایط عمومی پذیرش واحدهای در واحد رشد شامل موارد زیر است:

1- متقاضیان دارای یک شخصیت حقوقی ( شرکت یا مؤسسه ثبت شده ) باشند.

2- حداقل یک نفر بصورت تمام وقت در محل استقرار مؤسسه حضور داشته باشند.

3- از اعضای اصلی حداقل یک نفر دارای مدرک تحصیلی، مهارتی و تجربی در زمینه کاری شرکت باشد.

4- فعالیت مؤسسه بر روی یک ایده تجاری که دارای توجیه فنی و اقتصادی مبتنی بر بازار است، متمرکز شده باشد.

5. وظایف واحد توانمند سازی:

توانمندسازی عبارت است از ایجاد و ارتقاء توانایی های گسترش دایره انتخاب های راهبردی فردی و اجتماعی گروههای هدف، آسیب پذیر و نیازمندسازی خود و اعضای خانواده آنها و برخورداری آنان از فرصت های اقتصادی، فرهنگی برای تغییر وضعیت زندگی خود می باشد.

اصول ناظر بر توانمندسازی شامل موارد زیر است:

1- مشارکت یکی از عناصر اساسی توانمندسازی است و بدون درگیری ومداخله فعال مؤثر و سازمان یافته گروه هدف، توانمندسازی حاصل نخواهدشد.

2- توانمندسازی فرایندی است تا پروژه و محصول بنابراین به توانمندسازی بایستی به عنوان فرایندی مستمر و پایدار نگریست که در جریان آن گروههای هدف به توانمندیها و صلاحیتهای لازم برای افزایش کیفیت زندگی خود و محیط اطراف خود می رسند.

3- توانمندسازی فرایندی است حمایتی در راستای رسیدن به توانمندی و خودکفایی مادی و معنوی.

4- توانمندسازی نیازمند توجه همزمان به فرد، خانواده و اجتماع است.

5- فرایند توانمندسازی با درگیری و مداخله و تسهیل گری درونی و بیرونی امکان پذیر است.

6- توانمندسازی باید در سه سطح خرد، میانی، کلان و در ابعاد مختلف فردی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حقوقی برنامه ریزی و اجرا شود.

برنامه ها واقدامات اجرایی توانمندسازی شامل: 1- برنامه ظرفیت سازی و هماهنگی در مراکز

2- برنامه توسعه رفاه اجتماعی .

برنامه ظرفیت سازی و هماهنگی در مراکز شامل موارد زیر می باشد:

1- مستندسازی تجربیات در توانمندسازی

2- ایجاد بانک اطلاعاتی جامع گروههای آسیب پذیر با همکاری سایر واحدها.

3- مطالعه میدانی و تعیین سایت ها و موقعیت های آسیب پذیر.

4- تشکیل تیم کاری / تیم اجرایی

برنامه توسعه رفاه اجتماعی شامل موارد زیر می باشد:

1- ارائه حمایتهای حقوقی و قضایی به گروههای هدف.

2- ایجاد و گسترش مراکز خدمات مشاوره ای با هماهنگی واحد مشاوره.

3- گسترش فضاهای کارآموزی و کارآفرینی با همکاری واحد کارآفرینی.

4- ایجاد و تقویت بازارهای عرضه تولیدات به منظور تقویت اقتصادی گروههای هدف.

5- انجام طرحهای دیگر حمایتی و تسهیلاتی با هماهنگی معاونت توانمندسازی و کارآفرینی سازمان.

6- ایجاد زمینه های تسهیل درسترسی گروههای هدف به آموزشهای رسمی پایه فنی حرفه ای.

7- افزایش دسترسی گروههای آسیب پذیر بویژه زنان سرپرست خانوار به منابع و تسهیلات مالی.

8- تأمین نیازهای اساسی خانوارهای زن سرپرست درطول مدت آموزش تا رسیدن به اشتغال.

6. وظایف واحد اداری و مالی:

الف) وظایف واحد اداری شامل موارد زیر می باشد:

1- خریداری تجهیزات اداری و ملزومات اداری و پشتیبانی واحدهای مختلف.

2- تهیه گزارش عمکرد مراکز کارآفرینی و جمع آوری و تنظیم گزارش عملکرد با همکاری روابط عمومی.

3- رسیدگی به امور قراردادها، تنظیم و پیگیری اداری و قراردادها و هماهنگی یا واحد حقوقی.

4- پیگیری نامه ها و تشکیل بایگانی جهت ورودی و خروجی نامه ها، بایگانی مدارک اساتید پژوهشی ، آموزشی و ترویجی.

5- انجام امور پرسنلی کارکنان.

6- تشکیل پرونده برای اساتید و کارکنان غیر استخدامی و مشاورین.

ب) وظایف واحد مالی شامل موارد زیر می باشد:

1- انجام امور حسابداری، تنظیم اسناد حسابداری.

2- طبقه بندی و گزارش دهی اطلاعات مالی.

3- تهیه صورت های مالی، ترازنامه.

4- تنظیم سرفصل های بودجه و برنامه های مالی در مراکز کارآفرینی.

5- رسیدگی به اسناد و فاکتورهای هزینه و تهیه و تنظیم آیین نامه های مالی.

6- پیگیری امور حقوقی و دستمزد اساتید و مربیان آموزشی و پژوهشی.

7. وظایف واحد مطالعات اجتماعی:

1- انجام مطالعات آسیب شناسی منطقه ای و محلات.

2- الویت سنجی آسیب های اجتماعی محلات.

3- افکارسنجی و نگرش سنجیر و جمع آوری اطلاعات در حوزه آسیب ها.

4- تدوین شناسنامه اجتماعی محلات با روزکردهای مختلف بویژه GIS .

5- تعیین فرصت ها و شاخص های کارآفرینی وشغلی سطح منطقه.

6- تهیه جزوات، اطلاعات ترویجی در پژوهشهای اجتماعی.

7- ارایه خدمات پژوهشی با سایر بخشهای مرکز.

8- ایجاد ارتباط مطلوب و مؤثر با دفتر مطالعات اجتماعی هر منطقه.

9- کمک به برگزاری سمینارها و کارگاههای علمی با هماهنگی واحد آموزش.

10- ارزیابی وضع موجود و وضع مطلوب خدمات اجتماعی در سطح منطقه و محدوده تحت پوشش.

چارت سازمان:

معاونت امور مناطق و مراکز

شورای راهبری مرکز .............. مدیر مرکز جامع خدمات اجتماعی ............. سایر معاونت ها

کارآفرینی و توانمندسازی

امور آسیب ها و مطالعات احتماعی

آموزش، ترویج و مهارت آموزی

دفتر تشکل ها و شبکه سازی اجتماعی مشاوره کار آفرینی اهدای کالای هبه کاریابی و فرصتهای شغلی

آسیب های اجتماعی مشاوره حقوقی خدمات حمایتی خانه های کار آفرینی

طرحهای پژوهشی کارآفرینی مشاوره خانواده مددکار شهر طرحهای حمایتی

افکار سنجی، نظر سنجی بازارچه کار آفرینی

دادن خدمات خاص مثل وام ازدواج ،طرحهای موضوعی


بررسی زمینه های موثر در بروز بحران های ناحیه ای در استان سیستان و بلوچستان

حکومت مرکزی در کشور ایران همواره برای غلبه بر چالش‌های امنیتی، سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و مذهبی منطقه با مشکلاتی روبرو بوده است و اقدامات مسلحانه اشرار در منطقه، ترانزیت موادمخدر جابجایی کاروان‌های بزرگ موادمخدر، وضعیت قومی و مذهبی منطقه مشکلات مرزی و ترددهای مربوطه باعث گردیده تا موضوع در ابعاد ذکر شده حائز اهمیت فراوان گردد
دسته بندی جغرافیا
فرمت فایل doc
حجم فایل 196 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 163
بررسی زمینه های موثر در بروز بحران های ناحیه ای در استان سیستان و بلوچستان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

مقدمه

فصل اول کلیات

اهمیت موضوع.................................. 2

بیان مسئله .................................. 2

اهداف تحقیق.................................. 3

سوال تحقیق................................... 3

فرضیه ....................................... 4

روش تحقیق.................................... 4

محدوده مکانی ................................ 4

مشکلات ومحدودیت های تحقیق..................... 4

شیوه جمع آوری اطلاعات......................... 5

پیشینه و سوابق تحقیق......................... 5

منابع ....................................... 5

مفاهیم....................................... 5

فصل دوم : ادبیات تحقیق

تعریف و مفهوم بحران......................... 10

بحران هویت ................................. 10

هویت ملی و سرزمین .......................... 11

هویت و طبقه ................................ 12

هویت ملی و تقسیمات قومی .................... 13

بحران مشروعیت .............................. 13

بحران مشارکت ............................... 14

بحران های قومی ............................. 16

بحران های مذهبی ............................ 19

گروه های افراطی قومی ....................... 20

محیط بحران ................................. 21

ابعاد بحران ................................ 21

سطح بحران .................................. 21

ویژگیهای بحران ............................. 22

بررسی نظریه ای درباب رفتار در بحران ها ..... 24

نحوه حرکت بحران ............................ 25

مدیریت بحران ............................... 26

مکعب بحران ................................. 27

فصل سوم : تشریح وضعیت استان سیستان و بلوچستان از ابعاد سیاسی ، فرهنگی ، جغرافیایی ، تاریخی ، اقتصادی و اجتماعی

شهرستان زاهدان.............................. 31

شهرستان زابل................................ 34

شهرستان زهک................................. 38

شهرستان خاش................................. 40

شهرستان ایرانشهر............................ 43

شهرستان سرابان.............................. 44

شهرستان سرباز .............................. 47

شهرستان نیک شهر............................. 50

شهرستان چابهار.............................. 53

موقعیت جغرافیایی استان ..................... 55

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل زمینه های موثر در بروز بحران های ناحیه ای در استان سیستان و بلوچستان

مقدمه....................................... 102

انقلاب اسلامی و تحولات بنیادین اهل سنت ........ 104

اهل سنت و خبرگان قانون اساسی ............... 105

اهل سنت و رشد در ابعاد مختلف................ 106

اهل سنت و مطالبه مدیریت ها.................. 108

اهل سنت و تشکیلات سیاسی...................... 109

اهل سنت و موضع گیری سیاسی................... 111

اهداف کلان اهل سنت........................... 112

اختلافات جاری فی ما بین اهل سنت استان با نظام 113

تاثیر وهابیت بر نگرش فکری اهل سنت........... 118

مقدمه....................................... 120

تنش های قومی ............................... 120

پیشینه تاریخی قوم بلوچ...................... 120

از بین رفتن اعتماد بلوچ ها به حکومت مرکزی .. 123

تقویت احساس بیگانگی و قومیت گرایی .......... 124

خصوصیات فرهنگی – اجتماعی قوم بلوچ........... 125

قوم بلوچ پس از انقلاب اسلامی ................. 127

وضعیت قوم بلوچ در دوران دفاع مقدس........... 132

وضعیت قوم بلوچ دردوران سازندگی.............. 135

وضعیت قوم بلوچ در دوره دولت نهم و دهم ...... 140

فعالیت گروهک های معاند با نظام و اشرار با تاکید بر گروهک جندالله ............................................ 141

گروهک جندالله ................................. 146

علت و انگیزه همکاری افراد با اشرار.......... 147

حمایت بیگانگان از اشرار .................... 148

طرحهای منطقه ای در برخورد با اشرار ......... 150

فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادهای کاربردی

نتیجه گیری ................................. 152

پیشنهادهای کاربردی ......................... 154

منابع ...................................... 157

فصل اول

کلیات

اهمیت موضوع

حکومت مرکزی در کشور ایران همواره برای غلبه بر چالش‌های امنیتی، سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و مذهبی منطقه با مشکلاتی روبرو بوده است و اقدامات مسلحانه اشرار در منطقه، ترانزیت موادمخدر جابجایی کاروان‌های بزرگ موادمخدر، وضعیت قومی و مذهبی منطقه. مشکلات مرزی و ترددهای مربوطه باعث گردیده تا موضوع در ابعاد ذکر شده حائز اهمیت فراوان گردد.

این تحقیق در نظر دارد به منظور یافتن راه‌ کارهایی جهت تقلیل مواردی که باعث بروز بحران در استان می گردد ، همچنین به تشریح اوضاع سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی و موقعیت سوق‌الجییشی استان بپردازد و راه‌کارهای مناسبی را در این خصوص ارائه دهد توجه به این راه‌کارها که براساس تجربیات حضور محقق در منطقه و همچنین مصاحبه‌های متعدد با دست‌اندرکاران ،محققین و مسوولین استانی است می‌تواند مورد توجه مسوولین امر قرار گرفته و ضریب امنیت ملی کشور را در آن منطقه به حداقل برساند.

بیان مسئله

بحران وضعیتی است ناپایدار که در آن تغییری ناگهانی در یک یا چند قسمت از عناصر متغیر نظم موجود ایجاد می گردد . در مطالعه جغرافیایی بحران ها نیز به 2 دیدگاه توجه
می شود. در نوع اول بحران ها به صورت کلی و در مقیاس جهانی مورد بررسی قرار می گیرد و در نوع دوم تحقیق شامل بررسی همه جانبه یک بحران خاص در یک محدوده جغرافیایی و دریک زمان مشخص است که در این حالت دیدگاه ناحیه ای یا موردی مبنای مطالعه است. بروز بحران ناحیه ای در حوزه سیستان و بلوچستان که شامل نوع دوم است متاثر از عواملی همچون تنش های قومی ،مذهبی و فعالیت اشرار و گروهک های معاند با نظام ج.ا.ا است که در صورت تشدید حتی باعث تقلیل مشروعیت و مقبولیت حکومت مرکزی نزد مردم منطقه شده و در مقابل کاهش اشرافیت و مدیریت حکومت مرکزی را در منطقه به همراه دارد . البته منطقه وسیع سیستان و بلوچستان در کشور ایران در طول تاریخ با این مشکل مواجه بوده و همواره دولت‌های حاکم در راستای رفع مشکلات آن تلاش های زیادی نموده‌اند.

همجواری با دو کشور افغانستان و پاکستان و قرار داشتن در مسیر بین‌المللی ترانزیت موادمخدر از یک طرف و اتصال استان به کویر “لوت” و بیابان‌های لم‌یزرع افغانستان و پاکستان و مهاجرت‌های گوناگون و بافت غیرهمگون1 همگی باعث گردیده تا منطقه با ناامنی‌های سیاسی و امنیتی مواجه باشد. و نقش آن را می توان در ایجاد بحران قابل بررسی دانست.

اهداف تحقیق

در این پژوهش سعی خواهد شدعوامل ایجاد بحران را که به صورت بالقوه و بالفعل در استان سیستان و بلوچستان همواره حکومت مرکزی را درگیر نموده است، مورد بررسی قرار گیرد نهایتاً راه‌کارهای مناسب و عملی در راستای مقابله با این تهدیدات ارایه گردد. از این جهت مهمترین اهداف تحقیق به صورت موردی به شرح زیر خواهد بود:

1-تشریح اوضاع سیاسی، امنیتی، اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی استان.

2-تدوین مهمترین عوامل بروز بحران در استان

3- بیان راه‌کارهای مناسب و منطقی در مقابله با تهدیدات و آسیب‌ها

سئوال تحقیق

عوامل موثر در بروز بحران های ناحیه ای در استان سیستان و بلوچستان کدامند؟

فرضیه

بحران های ناحیه ای جنوب شرق کشور(استان سیستان و بلوچستان ) عمدتا تابع عواملی همچون تنش های قومی ،مذهبی و فعالیت گروهک ها و اشرار در منطقه با تاکید بر گروهک جندا.. به سرکردگی عبدالمالک ریگی می باشد.

روش تحقیق

بدلیل توصیف واقعیت های موجود در سطح منطقه و کشور و ارائه تحلیل از اوضاع حاکم بر مبنای بررسی داده های حاصله از تحقیق کتابخانه ای و میدانی این تحقیق توصیفی و تحلیل بوده است.

محدوده مکانی

حوزه تحقیق صرفا استان سیستان و بلوچستان می باشد.

مشکلات و محدودیت های تحقیق

1- عدم همکاری لازم از سوی برخی نهادهای استانی در جهت ارائه اسناد و مدارک مورد نیاز و وجود محدودیت زمانی در بهره برداری از اسناد موجود.

2- عدم وجود ارقام و آمار جدید و و دقیق در ارتباط با موضوع پایان نامه

3- با توجه به شرایط و وضعیت موجود در استان ( فعالیت اشرار و گروهک های معاند از جمله گروهک ریگی در منطقه ) باعث گردید ، انجام تحقیقات و اخذ اطلاعات میدانی از طریق مصاحبه با سختی صورت پذیرد.

شیوه جمع آوری اطلاعات

اسنادی ،کتابخانه ای و میدانی: در جمع آوری اطلاعات از مدارک ،اسناد و مکتوبات کتابخانه ای ، استفاده از اطلاعات ارگانها و نهادهای استانی و همچنین از روش میدانی و مصاحبه با مسوولین و محققین استانی استفاده شده است.

پیشینه و سوابق تحقیق

جهت تکمیل مباحث تحقیق به منابع مختلف اعم از کتب ،اسناد ، پایان نامه ها ،نشریات و مجله ها و سایر مطالب مکتوب مراجعه و مشخص گردید که اهم موارد مندرج در آن پیرامون بحرانهای امنیتی و سیاسی بوده کمتر به مباحث قوی ممذهبی و فعالیت اشرار و گروهک های معاند موجود در استان اشاره داشته اند. ولی در این تحقیق سعی گردیده زمین های بروز
بحران های ناحیه ای بر اسای موارد فوق تشریح گردد. و به ارائه اه کار جهت حل این موضعات پرداخته شود.

منابع

دراین تحقیق از بیش از 30 منبع استفاده تحقیقی شده و از افراد مختلفی مصاحبه به عمل آمده که به دلیل رعایت برخی ملاحظات از نگارش نام برخی از این منابع خودداری شده است.

مفاهیم

ناحیه:

یک ناحیه در جغرافیا هنگامی قابل تشخیص است و از یک شخصیت یکپارچه و متمایز از دیگر نواحی جغرافیایی برخوردار است که عوامل پیوند دهنده اجزاء آن بخوبی آشکار و قابل شناسایی باشد مانند واقع شدن در محیط جغرافیایی ویژه ای که از محیط های دیگر جدا و متمایز باشد یا واقع شدن در محیط اقتصادی ویژه ای که ساکنانش را به دلیل مشغله خاصی یکپارچه سازد یا اینکه ممکن است عوامل فرهنگی و معنوی باشد که محیط جغرافیایی - سیاسی ویژه ای را پدیدآورد.

سیستان و بلوچستان:

سیتان و بلوچستان منطقه دای است در جنوب شرق ایران با وسعتی در حدود 187502 کیلومتر مربع (وسیع ترین استان کشور) و با کشور پاکستان 900 کیلومتر و افغانستان 300 کیلومتر مرز مشترک دارد. در قسمت جنوب با دریای عمان به طول 270 کیلومتر مرز آبی دارد و از قسمت شمال و شمال غرب با استان خراسان رضوی و در قسمت غرب با استان کرمان و استان هرمزگان همجوار است.(زنده دل،1379:25)

هویت:

هویت پاسخی به نیاز طبیعی در انسان برای شناساندن خود به یک سلسله عناصر و
پدیده های فرهنگی تاریخی و جغرافیایی است

قوم یا قومیت:

قوم یک گروه اجتماعی است که در سرزمینی معین زندگی می کنند و اعضای آن اشتراکات تاریخی ،فرهنگی و زبانی باهم دارند که آنها را از اقوام دیگر متمایز می کند و قومیت. به خود آگاهی سیاسی گروه های مختلف زبانی ،مذهبی و نژادی در یک سرزمین نسبت به هویت خود و نیز تفاوت قائل شدن میان خود و سایر گروه های ساکن در همان منطقه است.(احمدی، 1378: 28 )

امنیت:

ادید ولفرز امنیت در معنای عینی فقدان تهدید در برابر ارزش های کسب شده را مشخص می نماید و در معنای ذهنی فقدان ترس و وحشت از وجود تهدید بر ضد ارزش ها را معین
می کند(ولفرز ،1379: 319)

بحران:

((یک لحظه تعیین کننده))،((مقطع حیاتی))،(( نقطه برگشتن برای بهتر یا بدتر شدن وضعیت)) نمونه هایی از تعریف بحران در فرهنگ لغات می باشد ولی از نظر برداشت عمومی بحران عبارت است از: بوجود آمدت شرایطی غیر معمول یا غیر متعارف در روند حرکت و به بیان دیگر بحران وضععیتی است ناپایدار که در آن تغییری نهاگهانی در یک یا چند قسمت از عناصر متغیر نظم موجود ایجاد می گردد.(معاونت آموزش ناجا ،1386: 23)

بحران های قومی:

هرگاه گروه های قومی در یک منطقه وضعیت ناپایدار و متزلزلی را برای حکومت مرکزی ایجادنمایند بطوری که این پدیده حالتی از نابسامانی را ایجادنماید یا نظمی مختل گردد و حالتی غیر طبیعی پدید آورد را بحران قومیت گویند.

بحران مشروعیت:

بحران مشروعیت می تواند به شکل تغییر در ساختار بنیادین یا ماهیت حکومت ، منبعی که حکومت مدعی است اقتدار عالی خود را وامدار آن می باشد ،یا آرمان هایی که حکومت ادعای ارائه آنها را دارد،تبیین و تعریف شود.

بحران هویت:

بحران هویت با دو بعد متفاوت نمایان می شود یکی مسئله پیدایش هویت قومی است همراه با گرایش خود مختاری ملی میان آن دسته از اقوام ایرانی که بخشی از آنان در بیرون از مرزهای ایران زندگی می کنند. مانند بلوچ ها، دوم پیدایش مفاهیم گوناگون از هویت ملی است بر مبنای برداشت های متفاوت از دولت ملی ،جامعه مدنی و گروه های قومی و رابطه ملیت و مذهب.

بحران مشارکت:

در تعریف بحران مشارکت می توان گفت وقتی نخبگان حاکم تقاضاها و یا رفتار افراد و گروه هایی را نامشروع و غیر قانونی تلقی نمایند که خواستار مشارکت در نظام سیاسی اند ،تعارضی روی می دهد . این تعارض را بحران مشارکت می نامند.

بحران فرهنگی:

دولت های سرمایه دار توسعه یافته برای برندازی کشورهای توسعه یافته که رشد ئ= و توسعه این کشورها با منافع آنان در تضاد است از طریق ارزش ها و فرهنگ مربوط به آن قدرت ها سعی می کنند سعی می کنند مردم را با ریشه های فرهنگی خود بیگانه کنند که در این صورت زمنیه بروز بحران فرهنک یفراه می شود.

بحران اجتماعی:

نابسامانی و اختلال در جامعه به نحوی که تعادل عمومی و روال عادی زندگی اجتماعی را مورد هدف قرار دهد باعث بروز بحران اجتماعی خواهد شد.

فصل دوم

ادبیات تحقیق


تعریف و مفهوم بحران

بطور کلی خروج از وضعیت و شرایط عادی را بحران می نامند ضمن اینکه بحران یک مرحله زمانی یا وضعیتی است که در آن کنترل رخدادها و تاثیر آنها کاهش می یابد.

بحران هویت

چهار شکل اصلی از بحران هویت وجوددارد اولین نوع بحران مزبور به احساسات مربوط به سرزمین و رابطه فضای جغرافیایی با احساسات ناسیونالیستی ارتباط می یابد دومین شکل آن وقتی رخ می دهد که ساختار اجتماعی و بویژه تقسیمات طبقاتی چنان گسترش یابد که مانع وحدت ملی کارامد گردد. سومین صورت آن با تعارض بین هویت های قومی یا دیگر هویت های فرو ملی و تعهد به یک هویت ملی مشترک سرو کار دارد. چهارمین شکل بحران هویت در اثر پیامد های روانشناسانه تغییر اجتماعی سریع و احساسات دوگانه نسبت به بیگانگان ایجاد
می شود. این نوع از بحران هویت عموما شکل احساسات عمیقا مختلط راجع به جهان مدرن و سنت های تاریخی یک فرد را به خود می گیرد.

وقوع 4 شکل مذکور از بحران ،امری امکان پذیر است چرا که مردم در روش هایی که بر اساس آنها هویت شان را نسبت به مکان ،طبقه ،قومیت و زمان یا تاریخ تعیین می کنند متفاوتند. ما بطور قرار دادی ،فروپاشی هایی را که در اثر تقسیمات عمیق ایدئو لوژیکی ایجاد می شوند ،از مقوله بحرانهای هویت مستثنی کرده ایم هرجا که مرزبندی ها بر مبنای معتقداات بنیادین وتمایزات اعتقادی ،از قبیل تقسیمات مذهبی ،رخ دهد می توانیم این تقسیمات را همانند بحران های هویتی به حساب آوریم که در راستای خطوط تعارضات قومی یا فرو ملی
ایجاد می شوند.

هویت ملی و سرزمین

مقوله هویت ملی در ابتدایی ترین شکل خود با نوعی احترام به مرزهای جغرافیایی یک کشور و پذیرش آن توسط تمامی کسانی ارتباط دارد که در درون آن مرزها قرار دارند. و همگی در میثاقی مشخص و مشترک در باب جامعه ای عالیه سهیم اند. در برخی از کشورهای تازه تاسیس به خاطر ماهیت ساختگی مرزهای فیزیکی ،بحران هویت به شکل آنی تبدیل می گردند.

اهمیت سرزمین در مسئله هویت ملی چیزی فراتر از احساس صرف در مورد افتخارات فیزیکی یا ملی است یکی از بخش های بنیادین سیاست بشری این است که معمولا شکل جغرافیای خاصی را به خود می گیرد و مرزهایش به سرزمینی شدن گرایش دارند . گرچه در زمان های گذشته نظام های سیاسی بر مبنای خون یا قبلیه سازماندهی می شدند ولی امروزه گرایش آنها عموما به واحدهای سرزمینی است. در جهان مدرن مفاهیم حاکمیت و سرزمین با یکدیگر پیوند استوارتی دارند و عموما فرض می شود که هر سرزمین توسط شخصی کنترل گردد و اگر که نظام حکومتی بر سرزمینی اعمال حاکمیت نکند ،نظام سیاسی دیگری این کار را انجام خواهد داد.

این بنیان سرزمینی سیاست که خود به خود امری آشکار است در عین حال حائز اهمیت نیز هست زیرا نشانگر این مفهوم است که در توسعه سیاسی همواره عنصری ناحیه ای وجود دارد که وقتی درباره توسعه اقتصادی یا اجتماعی سخن می گوئیم خود را ظاهر نمی کند .درسیاست مدرن وفاداری به یک مکان نقش بنیادین را داراست ودر شرایطی که به نظر می رسد برخی از اشکال نوسازی اجتماعی و اقتصادی به سوی الزامات جهانی تر پیش می روند ،این امر دیگر الگوی مناسبی برای توسعه سیاسی نخواهد بود. در عوض التزام به یک سرزمین و این واقعیت که هویت سیاسی ملاحظات جغرافیایی خاصی آغاز می گردد. بدین معنی است که در توسعه سیاسی همواره بین نیاز به دلبستگی به خاطرات ناحیه ای که تابه تمایزات سرزمین است و نیار به پذیرش احساسات جهانی تر نوعی کشمکش وجود دارد . بدین ترتیب در مفهومی بنیادین اولین گام برای ایجاد یک نظام حکومتی تعیین مرزهای سرزمینی آن است . یک بحران هویت مبتنی بر ملاحظات سرزمینی هنگامی به وقوع می پیوندد که پیشامدهای تاریخی از نظام حکومتی تعریف قراردادی جدید ارائه دهند یا نظام حکومتی کهنی دارای مرزهای جدید شود . مادام که عناصر جمعیت ساکن در داخل سرزمین مزبور نتوانند هیچ پیوندی با نظام حاکم برقرار کنند یا مادام که اکثریت عناصر نظام مزبور نتوانند سهیم بودن جمعیت های (از نظر سرزمینی )
حاشیه ای در نظام حکومتی و استفاده ازآان به عنوان ملاک تعیین هویت خود را بپذیرند. بحران مزبور ادامه خواهد یافت . مادامی که تردیدهای بنیادین در زمینه اینکه فلان سرزمین به کدام اجتماع حاکم تعلق دارد و حدود مرزی قلمرو کلی یک جامعه کدامند ،وجود داشته باشد نوعی بحران هویت نیز وجود خواهد داشت. .

حل چنین شکل سرزمینی از بحران هویت عموما به دگرگونی ای در پارامتر های بنیادین اجتماعی و اقتصاد نظام و برقراری یک رو بنای تکنولوژیکی پیچیده تر برای گردآوری کلیه سرزمین های جغرافیایی دور افتاده نیازمند است. توسعه ارتباطات برای ساختن جاده ها ،بسط اقتصاد ملی به کلیه مناطق عقب مانده ،گسترش نظام آموزش و پرورش ملی،و حضور نمادین نمایندگان اقتدار ملی همگی می توانند به حل این شکل از بحران هویت ملی کمک نماید. در حقیقت واقعیت های تاریخی نشان داده اند که روند اساسی پیشرفت تکنولوژیکی در کاهش میزان شیوع این نوع از معضل هویت موثر بوده است.

هویت و طبقه

ساختار اجتماعی و اختلافات خاص طبقاتی دومین منشاء مشکلات هویت ملی هستند اگر درکشوری گستردگی شکاف طبقاتی به اندازه ای باشد که در آن احساسی از منافع مشترک وجود نداشته باشد ،آن کشور حقیقتا همانطور که دیز رائیلی هم درباره انگلستان قرن نوزدهم گفته به دوملت تبدیل می گردد . در جهان معاصر احتمالا فقط در امریکای لاتین و بطور خاص در امریکای مرکزی است که ساختار اجتماعی می توانند صریحا به عنوان عامل مهم ممانعت از رشد احساسی از هویت واحد ملی تعریف شود . در افریقا ،خاورمیانه و آسیا تمایزات طبقاتی یا بندرت وجوددارد یا بیش از آن است که با پیوند های مذهبی و سنت جبران شده باشد.

هویت ملی و تقسیمات قومی

سومین نوع بحران هویت وقتی رخ می دهد که دولت به دلیل آنکه عناصر مهم جمعیت کشور به گروه بندی های فروملی التزام بیشتری دارند نمی تواند به عنوان یک واحد ملی کاملا کارامد اجرای نقش نماید این نوع از بحران هویت هنگامی بروز می نماید که کارویژه های دولت – ملت بواسطه عدم حمایت از سوی یک احساس قوی از ملیت نتوانند بطور رضایت بخش اجرا شود. دو راه اساسی برای حل بحران های هویت متکی بر گروه های قوی یا فروملی وجود دارد : همانند سازی و همزیستی مبتنی بر درجه ای از احترام و تحمل متقابل .کارل دبلیو دویچ شش عامل پویا را پیشنهاد کرده که ظاهرا نرخ همانند سازی را معین می کنند : میزان شباهت عادات ارتباطی ، سطح ظرفیت یادگیری از یک طرف و ظرفیت آموزش از طرف دیگر، دفعات تماس ، پاداش ها و کیفر های مادی ، ارزش ها و آرزو های هر دو گروه و بالاخره وجود شماری از نمادهای اجتماعی و سیاسی و موانع واقعی همانند سازی .

حل بحران هویت بوسیله همزیستی نه فقط مستلزم میزانی ازتحمل بلکه نیازمند اعتقاد به این امر است که حمایت مشترک از مقوله ملیت برای همه گروه ها سودمند تر از موجودیت های جداگانه و رقابت آمیز آنها است.

بحران مشروعیت

بحران مشروعیت می تواند به شکل تغییر در ساختار بنیادین یا ماهیت حکومت ،منبعی که حکومت مدعی است اقتدار عالی خود را وامدار آن می باشد ،یا آرمان هایی که حکومت ادعای ارائه آنها را دارد،تبیین و تعریف شود . آنچه در بحران مشروعیت اساسی است ،تغییر در روشی است که اقتدار حکومتی در آن تصور شده یا واقعا از طریق آن اعمال می شود.

به عنوان مثال اگر رژیمی سلطنتی سرنگون شود و رژیمی جمهوری جایگزین آن گردد ولی هیچ تغییر اساسی در نظام طبقاتی یا مشارکت مردمی روی ندهد ،در صورتی که این رخداد ،با تنش و احساسی حاکی از بحران همراه باشد نوعی بحران مشروعیت خواهد بود. در جهان امروزی بیشتر کودتاها نشانه هایی از بحران مشروعیت اند زیرا این کودتاها حکومت های نظامی را جایگزین حکومت های غیر نظامی می کنند تا به حسی تازه و بی نظیر دست یابند. علت اصلی بحران مشروعیت این واقعیت است که نشانه های خاص توسعه هموراه میزان درک تعداد بیشتری از مردم را بالا می برد و بنابراین دقت و حساسیت مردم را در یافتن راههائی غیر سنتی برای انجام دادن امور روزمره در تمامی مراحل زندگی افزایش می دهد لذا از حیث روانشناختی مردم بی وقفه می آموزند که برای زندگی محدودیت های بی قید و شرط کمتری وجود دارد

در کشورهای در حال توسعه امروزی بحران های مشروعیت بیشتر به عدم کفایت اشکال اقتدار در جامعه مربوط اند تا به اقتدار محدود غیر حکومتی .

حل تمای بحران های مشروعیت صرف نظر از علل اولیه آنها تا حدی نیازمند رهبری پویاست .اگر مسوولان مربوطه موجبات یک رهبری راستین را فراهم نمایند نهادهای حکومت به تنهائی می توانند بر ضعف های خود فائق آمده و افکار عمومی را هدایت نمایند . نهادهای حکومت درتحلیل نهائی ،نهادهای تصمیم گیری ومنبع الهام افکار انسانی می باشند. ماکس وبر با طرح سه نوع برجسته و آرمانی اقتدار (اقتدار سنتی ،کاریزماتیک و عقلائی قانونی )کمک زیادی به این دیدگاه استاندارد نمود. طبق این دیدگاه وقتی با ثبات ترین اوضاع وجود داشته باشد قویترین اقتدار نیز وجود خواهد داشت.

بحران مشارکت

در تعریف بحران مشارکت می توان گفت: وقتی نخبگان حاکم تقاضاها و یا رفتار افراد و گروه هایی را نامشروع و غیر قانونی تلقی نمایند که خواستار مشارکت در نظام سیاسی اند، تعارضی روی می دهد . این تعارض را بحران مشارکت می نامند بحران مشارکت در شرایط متفاوتی می تواند روی دهد . اول اینکه نخبگان حکومتی ممکن است معتقد باشند که به تنهائی حق حکومت دارند و بر این اساس تقاضاهای مشارکت سیاسی دیگر گروههای اجتماعی را نامشروع پنداشته و رد می کنند به عنوان مثال پادشاهان و اشراف اروپا با این تصور که با تکیه بر حمایت های مذهبی ،حق تاریخی و صلاحیت اخلاقی خود ،حق حکومت دارند با هرگونه تقسیم قدرتی مخالفت می کردند.

همچنین وقتی نخبگان قسمت اعظم قدرت را در دست داشته و از دادن سهمی از قدرت سیاسی به گروه های اقلیت خواهان آن دریغ می ورزند زمینه های بروز بحران مشارکت فراهم می گردد.

دومین علت بروز بحران مشارکت گروه های پرتوقع اند که ممکن است در نهادهایی تشکل یابند که نخبگان حاکم، این نهادها را غیر قانونی و نامشروع قلمداد می کنند به عنوان مثال نخبگان حاکم در شماری از کشورهای توسعه نیافته این اصل را می پذیرند که شهروندانشان برای تاثیر گذاری بر سیاست عمومی می توانند سازماندهی شوند ولی در عین حال انجمن های قومی را نیز گونه هایی غیر قانونی ونامشروع از گروه بندی های سیاسی به حساب می آورند.

سومین علت عبارت است از اینکه نخبگان حاکم به دلیل غیر قانونی و نامشروع بودن
روش های بیان تقاضای مشارکت سیاسی ،این تقاضاها را غیر قانونی و نامشروع قلمداد کنند. به عنوان نمونه نخبگان حاکم در نظام های تک حزبی ممکن است فقط به افرادی اجازه مشارکت دهند که به حزب یا نهادهای تحت کنترل حزب بپیوندند.در تانزانیا و و یوگوسلاوی مشارکت سیاسی تشویق شده و گونه های اصلی اختلاف عقیده مجازدانسته شده است مادامی که در چارچوب سازمان حزب صورت پذیرد . اما در هر دو کشورمزبور مشارکت سیاسی حزبی خارج از نظام تک حزبی ممنوع است . بنابراین یک بحران مشارکت وقتی می تواند حل شده تلقی شود که بین نخبگان حاکم ،نخبگان معارض ومشارکت کنندگان در سیاست بر روی مشروعیت تقاضاها و اعتبار رویه ای نهادی (که برای این تقاضاها ایجاد شده اند ) توافق جدید حاصل شود به عنوان نمونه نتیجه یک بحران می تواند تشکیل تجمعات و راه اندازی اعتصابات باشد. همچین یک نظام سیاسی وقتی بحران مشارکت را حل کرده است که بین صاحبان قدرت و جویندگان آن (که در رویه ها،نهادهاو تقاضاها آن را می جویند) اجماع نظر یا توافق گسترده ای حاصل شود.


ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم

انسان در قرآن موجودی اجتماعی و مسئول است ؛ موجودی اجتماعی که بر او فرض شده در همه ابعاد زندگی، مسائل انسانی را که جایگاه خلیفه اللهی او را تثبیت می کند رعایت کند شخصیت وی در جامع ه شکل می گیرد و هویت واقعی اش در اجتماع ظهور و بروز می یابد ، بنابراین قرآن کریم نه تنها به جامعه و اجتماع انسانی اهتمام دارد ، بلکه بهترین شکل جامعه و متمدن ترین صورت آ
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 287 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 170
ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

مقدمه


قرآن ، پیام روشن الهی است که همه ی انسان ها را به راستی و رستگاری دعوت می کند.

انسان در قرآن موجودی اجتماعی و مسئول است ؛ موجودی اجتماعی که بر او فرض شده در همه ابعاد زندگی، مسائل انسانی را که جایگاه خلیفه اللهی او را تثبیت می کند رعایت کند . شخصیت وی در جامع ه شکل می گیرد و هویت واقعی اش در اجتماع ظهور و بروز می یابد ، بنابراین قرآن کریم نه تنها به جامعه و اجتماع انسانی اهتمام دارد ، بلکه بهترین شکل جامعه و متمدن ترین صورت آن را بیان و معرفی می کند و به شئون اجتماعی انسان توجهی جدی دارد .

بی تردید ، انسان نیازمند زندگی گروهی و حیات اجتماعی است ، چون اجتماعی بودن لازم حیات او ست . ممکن است کسی در دیر یا صومعه ای زندگی انفرادی داشته باشد ؛ اما چنین زیستی برای وی زندگی انسانی یعنی حیات مسئولانه نخواهد بود ، زیرا زندگی واقعی انسانی آن است که بکوشد اولاً خود هدایت شود و ثانیاً در مقام هدایت دیگران برآید . اگر از علوم و فنون بهره ای ندارد ، از دیگر همنوان خویش یاد گیرد و چنانچه عالم است ، دانش خویش را به دیگران تعلیم دهد و اگر همگان عالم اند ، با تضارب آرا به مقام برتر علمی شان افزوده شود و به فن آوری و ابتکار موفق شوند . چنانکه در حال ضلالت وگمراهی هستند از راهنمایان ، هدایت جوید و در مقام هدایت ، هادی گمراهان گردد . در این گونه از جوامع انسانی ، فرد گوشه گیر یافت نمی شود ، چون چنین اموری لازم حیات انسانی است ؛ ولی زندگی فرد منزوی ، حیات به معنای مصطلح و واقعی نیست .

قوانین و مقررات قرآن به گونه ای تشریع شده است که می تواند جامعه انسانی را به کمال و سعادت رهنمون سازد و همه افراد جامعه را به فضیلت انسانی ارتقا دهد . روش اجتماعی قرآن همانند شیوه جوامع امروزی بر اساس بهره وری مادی و اجتماعی بر مبنای تقوای الهی است ؛ یعنی در جامعه دینی ، عدالت اجتماعی و شئون عبادی با هم پیوند خورده اند تا روح توحید و وحدانیت را در جامعه احیا کنند . لازمه حیات انسانی ، توجه به فضای جمعی و اجتماعی است ، زیرا ادامه حیات فردی برای او مقدور نبوده و ضرورت یا طبیعت ، وی را به سمت جامعه می کشاند ،از این رو لازمه خلقت آدمی ، ادامه حیات در نظام اجتماعی است .

بر این اساس ، دور از حقیقت و صواب است که گفته شود انسان ذاتاً تمایلی به جمع ندارد و ذات و طبیعت او انفرادی است و برای فرار از این نابسامانی ذاتی ، انسان ها دور هم گرد آمده و جوامعی را با اداره یک قدرت قانونی مرکزی تشکیل می دهند .

بیان مسأله

انسان از بدو خلقت برای آنکه به زندگی و حیات خویش معنا ببخشد ، نیازمند شناخت بوده است و این شناخت بدون ایجاد ارتباط باخود و پیرامون خود امکان پذیر نبوده است به عبارت بهتر ارتباط انسان با خود ، اجتماع ، طبیعت و بالاخره منشاء و مبدأ خلقت ،خداوند متعال عینیت می یابد ، در پرتو این شناخت و ارتباط است که می تواند بیندیشد و به واقعیت های هستی دست یابد و بر این اساس ، نقشی تعیین کننده در رسیدن به کمال و سعادت دارد .

قرآن یگانه معجزه جاویدان پیام آور رحمت و راهنمای انسان از سوی خداوند است . راهنمایی که راه ورسم چگونه زیستن و چگونه تعامل داشتن با دیگران را می آموزد با توجه به شرایط دنیای امروز و ضرورت ارتباط اجتماعی بین انسانها، بهره گیری از قرآن کریم به عنوان منشور هدایت و آگاهی بخشی به توده ها بشریت بسیار اهمیت دارد.

بهتر است برای توصیف نقش هدایت گری قرآن از خودش مدد بگیریم . خداوند متعال در سوره اسراء آیه9 هدف و کارکرد قرآن را اینگونه بیان می فرماید :

انّ هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم . «قطعاً این قرآن شما را به استوارترین راه هدایت می کند .» اسراء /9

از این رو بررسی شرایط ارتباطی مطلوب بین انسان ها از منظر آیات قرآن کریم با تاکید بر مضامین ارتباطی بسیار حایز اهمیت است. و بطور مشخص باید به دنبال پاسخ این پرسش باشیم که؛ نگاه قرآن کریم درباره ارتباطات انسانی در عرصه اجتماع چیست ؟ برای پاسخ به این سوال با توجه به آنچه در تقسیم انواع ارتباط انسان با پیرامون بیان گردید ارتباط با خدا ، خود ، محیط زیست (طبیعت) و اجتماع چهار حوزه ارتباطی انسان است .

برای نمونه به برخی از این نوع ارتباطات که در تقسیم بندی کلی از آیات قرآن برداشت می شود اشاره می کنیم :

1- ارتباط انسان با خدا موضوعاتی مانند : خداشناسی،نیاز انسان به خدا ، پرستش

2- ارتباط انسان با خود : خلقت و آفرینش انسان ، از کجا آمده ام ، آمدنم برای چیست ؟ و به کجا می روم ؟

3- ارتباط با طبیعت : شناخت طبیعت و محیط زیست ، زیبای آفرینش ،تعامل با محیط زیست ، منابع و نعمت های خدادادی

4- ارتباط انسان با اجتماع : تعامل و ارتباط بین فردی ، گروهی و اجتماعی ، شناخت افراد جامعه ، ارتباط موثر و سودمند و ارتباط مخرب و مضر و ...

آنچه دراین تحقیق مد نظر است ارتباطات از نوع اجتماعی است . که انسان با ایجاد ارتباطات انسانی آن را محقق می نماید.

قرآن کریم در آیات متعددی به این نکته اشاره دارد که برای انسان نازل شده است و اساساً مخاطب اصلی آن و به عبارت واضح تر تنها مخاطب انسان است. قرآن کتاب هدایت انسانهااست

«هدیً للناس»(سوره بقره185) ، «هذا بیان للناس»(سوره آل عمران 138) ، «هذا بصائر للناس»(سوره جاثیه20) و «هذا بلاغ للناس» (سوره ابراهیم52) از جمله عبارات قرآنی است که به این موضوع تاکید دارد .

از این رو ضروری است به ابعاد ارتباطات انسانی از منظر کتاب انسان ساز قرآن پرداخته شود . تا از این رهگذر توشه برگیریم و در مسیر زندگی گام برداریم . صداقت ، زیرکی و دقت ، احترام متقابل ، مشورت کردن ، کنترل رفتار و عصبانیت ، صلح و دوستی ، اتحاد و همدلی ، ارتباط منافقانه ، ارتباط با خانواده شیوه های تربیت فرزند ، تعامل با همسر ، پرهیز از گمان بد یا سوء ظن ، پرهیز از غیبت ، تهمت ، تفرقه افکنی و تعاون و همدلی داشتن و... از جمله مواردی هستند که به عنوان موضوعات ارتباط اجتماعی در قرآن مطرح شده است .

آنگونه که بررسی می شود این نوع ارتباطات به دو محور کلی قابل تقسیم هستند . برخی از این ارتباطات جنبه مثبت و دارای بار ارزشی بوده و در واقع به نوعی هنجارهای اجتماعی را شکل می دهند و دسته دیگر جنبه ضد ارزشی و پایه گذار ارتباطات غلط و نابهنجار درجامعه می شوند .

می توان مسئله را این گونه طرح کرد که آیا انسان با طبع اولی خود متمدن است و به دیگران می پیوندند تا از آن ها نفع ببرد و متقابلاً سود رساند؛ یا طبعاً متوحش است و با دیگران می جوشد تا فقط از آنان نفع ببرد و به سخن دیگر ، آیا انسان متمدن بالطبع است یا متوحش و مستخدم بالطبع ؛ رفتار انسان با کدام یک از امور پیوند خورده است .

شایان ذکر است که نظام اجتماعی بر مبنای این امور و رفتارها می تواند متفاوت باشد ، به همین جهت بسیاری از دانشمندان به این فکر افتاده اند که با وضع چه قوانینی می توان سلوک راه کمال را برای انسان رسم کرد ، زیرا با اختلاف مبانی زندگی اجتماعی ، نظام های اجتماعی نیز گوناگون می شوند .

با چنین نگرشی در این تحقیق به « گونه شناسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی » می پردازیم.اما با توجه کثرت آیات قرآن کریم این تحقیق در محدوه بیست مضمون ارتباطی انجام می گیرد.

ضرورت پژوهش

بشر با کسب اطلاع و ایجاد ارتباط است که می تواند به کشف واقعیت ها و روابط بین پدیده ها دست یابد. انسان در پرتو ارتباط و شناخت می اندیشید و به واقعیت های آفرینش دست می یابد، و بر این اساس نقش تعیین کننده در رسیدن به کمال و سعادت دارد. پر واضح است که یکی از اساسی ترین و استوارترین راه های کسب کمال و خوشبختی و رسیدن به آرامش همراه با بینش، آشنایی با قرآن کریم و بهره گیری از اقیانوس بیکران معارف نورانی آن است.از این رو ضروری است تا به پژوهش درآیات قرآن کریم بپردازیم. این بررسی و مداقه به ما کمک خواهد کرد تا روابط اجتماعی خود را براساس سفارش وتاکیدات قرآن کریم سامان بخشیم.

اهداف پژوهش

هدف اصلی این تحقیق شناسایی و دسته بندی آیات قرآن کریم با رویکرد اجتماعی در محدوده بیست مضمون ارتباطی می باشد. از این رو گونه شناسی آیات قرآن کریم ازمنظر ارتباطات اجتماعی مد نظر است.

اهداف فرعی

- بررسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی

- استخراج اهّم اصول ارتباطات اجتماعی درآیات قرآن کریم

- شناسایی و دسته بندی بیست مضمون ارتباطی مطروحه در آیات قرآن کریم

- شناسایی ودسته بندی الگوهای ارتباطی بهنجار ونابهنجار در قرآن کریم از قبیل صله رحم، نیکی کردن ، تعاون، دروغ، اختلافات، نفاق و مواردی ازاین دست در محدوده بیست مضمون ارتباطی .

سؤالات تحقیق

1- اصول مفاهیم ارتباطی قرآن کریم در چه مضامینی بیان شده است؟

2- آیا مضامین ارتباطی قرآن کریم در قالب معرفی الگوهای رفتاری مشخص ( اعم از بهنجار و نابهنجار ) بیان شده است؟

3 - آیا مضامین ارتباطی قرآن کریم در قالب بیان غیر مستقیم ( داستان و حکایت و تمثیل ) مطرح شده است؟ و آیا قرآن کریم برای ارائه مضامین ارتباطی از شیوه بیان حکایات، سنت ها و ادیان پیشین استفاده نموده است یا اینکه فقط بیان مستقیم به کار برده است؟

4- برای طرح مضامین ارتباطی و نیز برانگیختن دیدگاه مخاطبان، بیشتر آیات قرآن کریم در قالب تبشیر است یا انذار؟

تعاریف عملیاتی و واژه های کلیدی

بسیاری از واژه ها و اصطلاحاتی که در این پژوهش مورد تأکید هستند، تعاریف و کاربردهای متکثّر و متفاوتی در این حوزه دارند.

بنابراین برای هماهنگی و انسجام در ساختار تحقیق, لازم به باز تعریف هستند. از این رو در این تحقیق, اصطلاحات زیر با این تعاریف از سوی پژوهشگر مورد استفاده قرار گرفته است .

تعریف و مفهوم اجتماع و جامعه

لفظ «جامعه» ، از لحاظ لغوی ، اسم فاعل مونث از مصدر «جمع» ، به معنای گرد کردن ، فراهم کردن یا آوردن ، و بر هم افزودن است. بنابراین به معنای گردآوردنده ، فراهم کننده یا آورنده ، بر هم افزاینده ، و در برگیرنده خواهد بود . این واژه عرفاً به معنای «گروه» و علی الخصوص «گروهی از انسان ها» به کار می رود ، خواه آن گروه از مردم که دریک روستا، شهر ، استان یا کشور، یا قاره زندگی می کنند. مثلاً «جامعه ایران» و «جامعه ایرانی» ویا «جامعه آفریقا» و «جامعه آفریقایی» و خواه آن گروه از مردم که دارای یک دین یا مذهب اند. مانند «جامعه مسیحیان» و «جامعه کاتولیکها» و خواه گروهی که حرفه و شغل واحدی دارند. ازقبیل«جامعه معلمان» و «جامعه ورزشکاران» و خواه بالاخره همه انسان هایی که بر روی زمین به سر می برند ، «جامعه بشری» یا «جامعه بشریت» راتشکیل می دهند . به طور کلی ، می توان گفت که در هر موردی که بتوان برای گروهی از مردم «وجه جامع» و «جهت وحدتی» اعتبار کرد اطلاق لفظ «جامعه» بر آن گروه رواست. چه گروه یک مجموعه کوچک باشد و چه گروه انسان هایی که از بدو خلقت تا کنون پدید آمده اند و از میان رفته اند،به معانی لغوبی و عرفی «جامعه» محسوب می شوند.

«اجتماع» در اصطلاح جامعه شناسان و فیلسوفان این فن ، هیئت و ترکیبی است از اشخاص موجود ؛ اما جامعه به وضع و حالت انسان ها یا حیواناتی گفته می شود که بر پایه قانونی مشترک زندگی کنند .

لوکرس می گوید که جامعه یک ابداع انسانی است و هابز معتقد است که جامعه نتیجه قراردادی است که بر اثر جنگ دائمی پدید آمده است . خواجه نصیر طوسی در تعریف جامعه می گوید که چون هر مرکبی حکمی و خاصیتی و هیئتی دارد که بدان متخصص و متفرد می گردد و اجزایش با او در آن مشارکت ندارند ، جمع اشخاص انسانی نیز از روی تالیف و ترکیب ، حکمی و هیئتی و خاصیتی دارد ؛ به خلاف آنچه در هر شخص موجود است و چون افعال ارادی انسان به خیر و شر قسمت می شود ، به تبع آن ، جوامع انسانی به دو قسمت می گردد .(جامعه در قرآن، جوادی آملی)

با توجه به تبیین معنای جامعه و اجتماع تا اندازه ای روشن شد که این دو اصطلاح مفهوم واحدی ندارند . هر چند در عرف عام بنا به تسامح ، تفاوتی میان آن دو نیست و در بسیاری از موارد به گفتار و نوشتار ، آن دو را به جای هم به کار می برند ؛ اما با دقت علمی باید میان آنها فرق هایی قایل شد .

تعریف و مفهوم ارتباط

برای ارتباط تعاریف زیادی کتاب های مختلف آمده است که به برخی از آنان اشاره می گردد . شاید «ارسطو فیلسوف یونانی ، اولین اندیشمندی است باشد که 2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفت » او در کتاب مطالعه معانی بیان که معمولاً آن را مترادف ارتباط می دانند. در تعریف ارتباط می نویسد :

ارتباط عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و امتناع دیگران .» (ارتباط شناسی ، مهدی محسنیان راد)

شاید بسیاری از تعاریف که برای ارتباط ارائه شده تا حدودی از تعریف ارسطو سرچشمه گرفته باشد ، تعریف دیگر از ارتباط است که توسط ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تاثیر ارتباط جمعی می گوید :

در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی (اشتراک فکر) ایجاد کنیم . (ارتباط شناسی، مهدی محسنیان راد)

گروهی از اندیشمندان ارتباط در تعاریفی که ارائه داده اند ، مسئله ترغیب و امتناع یا همانندی اشتراک فکر را با ابعاد گسترده تر و به صورت تاثیر مطرح کرده اند . باتوجه به این موضع می توان به تاثیر آیات قرآن کریم در امتناع و ترغیب انسان به فرمانبری از خداوند متعال پی برد.


انواع ارتباطات اجتماعی (جامعه شناسی ارتباطات ، دکتر ساروخانی)

1- ارتباط مستقیم : ارتباطی بدون واسطه بین انسان ها و بدون نیاز به فرد یا وسایل ارتباط جمعی

2- ارتباط ملی و جهانی : با در نظر گرفتن محدوده ارتباطات (درون مرزی با فراتر از آن)

3- ارتباط احساس برانگیز در فرآیند ارتباط، حالات احساسی گونه منتقل می شوند و همبستگی اجتماعی و آمادگی روانی مشترک پدید می آورند.

4- ارتباط معطوف به هدف : نوعی خاص از ارتباط است که در آن برقرار کننده ارتباط هدف خاصی و از پیش تعیین شده ی را دنبال می کند.

5- ارتباط بازتابی : در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیین شده وجود ندارد و فرد یا افراد بدون هیچ آگاهی در جریان ارتباط قرار می گیرند . از نمونه های بارز آن انبوه خلق است .

6- ارتباط اجتماعی : ارتباط بین چند نفر که نشانه ها یا نمادهایی که حامل پیام بین آنها وجود دارد.

7- فرا ارتباط : نوعی ارتباط که قواعد ارتباط یا ارتباط های بعدی را مشخص می کند .

8- ارتباط حرکتی : ارتباطی است غیر کلامی و از طریق حرکات بدنی انجام می شود که به زبان بدن مشهور است .

انواع ارتباطات انسان (تکامل اجتماعی انسان و کتاب نبوت ، استاد مطهری)

در این مدل محور اساسی فرد است که رابطه سه گانه ای دارد .

1- ارتباط با خود : ارتباط فرد با خویشتن که به حالات روحی و روانی فرد با خود تاکید دارد .

2- ارتباط با خدا : انسان موجودی است که بر اساس فطرت و سرشت خود میل به کمال و قدرت بی انتها دارد . میل به خدا باوری و پرستش و از عوامل بسیار موثر در چنین ارتباطی است .

3- ارتباط با دیگران : انسان موجودی اجتماعی است و حیات او به ارتباط با دیگران وابسته است آنچه اهمیت دارد روابط بین انسان ها چگونه است ؟

انواع ارتباطات ( ارتباطات انسانی ، دکتر علی اکبر فرهنگی)

1- ارتباط با خود : هر یک از ما ابتدا با خود ارتباط برقرار می سازیم و آن عبارت است از اینکه جریان تفهیم و تفاهم را در درون خود انجام می دهیم ، که یک نوع ارتباط درونی است . ارتباط با خود در برگیرنده مشکلات درونی ، یا حل تعارضات درونی فرد است .

2- ارتباط با دیگران : فراگرد تفهیم و تفاهم بین یک شخص و انسانهای دیگر ، حداقل یک نفر دیگر است .

3- ارتباط جمعی یا عمومی : نوعی ارتباط است که بر اساس آن فرد با تعداد کثیری از انسانهای دیگر ارتباط بر قرار می کند .

در مقایسه انواع ارتباطات ارائه شده ، می بینیم ارتباط فرد با دیگران یا اجتماع پیرامون خود از مشترکات این مدل ها می باشد، که در واقع همان ارتباط اجتماعی فرد به شمار می رود .

از این رو آنچه دراین تحقیق مد نظر است ارتباطات از نوع اجتماعی است . که انسان با ایجاد ارتباطات انسانی آن را محقق می نماید . از این رو ارتباطات انسانی و اجتماعی مورد نظر می باشد

اساسی ترین، مهم ترین و پایدارترین و ماندگارترین تأثیری که یک فرد می تواند در جامعه ای داشته باشد و به وسیله آن زندگی روانی و انسانی افراد آن جامعه ، نه زندگی زیستی و حیوانی آنان ، را متحول سازد تأثیر در جهانبینی و ارزش گذاری آن جامعه ، یا به تعبیری دیگر تأثیر در باور آن جامعه ، است . تأثیر انبیاء الهی صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین در جامعه ها از این نوع بوده است ؛ و جانشینان و پیروان آنان نیز باید فعالیت هایشان را متوجه به این جهت و متمرکز در این کانون کنند .

با چنین نگرشی در این تحقیق به « بررسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی » می پردازیم. تا از سر چشمه زلال آن کام عطشناک مان را سیراب نماییم. زندگی در سایه قرآن سعادت وسرافرازی را به ارمغان می آورد.


مطالعات نظری


فصل دوم

مقدمه


«ارتباط» و «اطلاع» دو پدیده ای هستند که از دیرباز و با آغاز آفرینش انسان با او همراه بوده است. بشر با کسب اطلاع و ایجاد ارتباط است که می تواند به کشف واقعیت ها و روابط پدیده ها دست یابد .

نظریه های مربوط به نقش های اجتماعی و کارکردهای ارتباطات تاثیرهای خاص به جا گذاشتند تعریف و طبقه بندی دقیق نقش های اجتماعی ارتباطات ، برای نخستین بار از سوی هارولدلاسول محقق معروف آمریکایی در مقاله ای که در سال 1948 در این باره نوشت صورت گرفت . وی در این مقاله ، سه نقش اساسی نظارت بر محیط ، ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی و انتقال میراث فرهنگی ، برای وسایل ارتباط جمعی در نظر گرفت .ارتباطات انسانی ، علی اکبر فرهنگی

براساس توجه خاصی که در مطالعات اجتماعی و ارتباطات اجتماعی به «دریافت کنندگان پیام»شده است . می توان به ضرورت و اهمیت نزول قرآن کریم به عنوان کتاب انسان ساز و راهنمای بشر پی برد، کتابی که تمام آیات شریفه آن سراسر پیام الهی به دریافت کنند گان یعنی توده های انسانی است.برای آنکه بتوانیم به سوال مورد نظر در این تحقیق پاسخ دهیم ، ضروری است تا از مفهوم علمی ارتباطات انسانی تعریف عملیاتی داشته باشیم ازاین رو نیازمند تعریف ارتباطات یا چیستی ارتباط هستیم .

مطالعات ارتباطی یکی از شاخه های جوان علوم اجتماعی معاصر جهان به شمار می رود . در شرایط تازه جهان و به ویژه در کشورهای در حال توسعه ، نگاه اغلب متخصصان و اندیشمندان حوزه ارتباطات معطوف به فراگرد ارتباط است. و در این دیدگاه متغیرهای گوناگون موثر در این فراگرد از قبیل تصویرهای ذهنی متقابل ، فرستنده و گیرنده پیام ، تجربیات شخصی ارزش ها و انتظارهای مورد نظر پیام دهندگان و پیام گیرندگان دگرگونی های حساس معنای قابل حمل و نظایر آن را به سنجش گذاشتند .

نظام های اجتماعی به عنوان ساختارهای اجتماعی فعال نظیر خانواده یا اجتماع روستایی که اهداف، هنجارها ، نقش ها ، قدرت ها و ضمانت اجرای تسهیلات و قلمروهای خاص دارند معرفی می شوند . زندگی نظام ها ی اجتماعی ارتباط گران را به چگونگی هم بستگی نزدیک و ارتباط با سایر عناصر فراگردهای جامعه توجه داده است ولی در عین حال کمک این مفهوم به شناخت نظری محدود بوده است .

گروهی از اندیشمندان ارتباطات در تعاریفی که ارائه داده اند ، مسئله ترغیب و امتناع یا همانندی اشتراک افکار را با ابعاد گسترده تر و به صورت دقیق تر مطرح کرده اند .

جامعه گرایی از دیدگاه عقلی

آنگونه که بیان شد، بسیاری از جامعه شناسان معتقدند که با اجتماع افراد انسانی ، مرکبی حقیقی ، به نام «جامعه» ، پدید می آید که طبعاً آثار و خواصی دارد که در هیچ یک از موجودات دیگرقابل مشاهده نیست . به عبارت دیگر ، انسان ها وقتی گردهم می آیند ، تا زندگی اجتماعی را آغاز کنند و کارهای جمعی و عوائد و منافع آن کارها را در میان خود تقسیم کنند ، «ماده» ای می شوند برای یک «صورت» جدید به اسم «جامعه» . پس وحدت جامعه ، اعتباری نیست ، بلکه کاملاً حقیقی است .

انسان ها بر اثر زندگی اجتماعی واجد یک سلسله باورها ، احساسات ، شیوه های قومی ، رسوم اخلاقی ، میثاق های اجتماعی ، تشریفات، و شعایر مشترک و یکسان می شوند . این اعتقادات ، عواطف ، و افعال و انفعالات واحد دال بر وجود یک روح جمعی واحد است که همه افراد را تحت تسخیر و تصرف خود دارد . و همین روح جمعی ملاک وجود حقیقی برای جامعه می باشد.

در زندگی اجتماعی ، هر فرد ، وقتی که وظیفه فرزندی یا همسری یا شهروندی را انجام می دهد ، یا تعهدات خود را به جای می آورد ، یا هر کار اجتماعی دیگری را می کند تکالیفی را اجرا می کند که در خارج از او در قوانین و آداب و رسوم ، وجود یافته و تعیین شده اند . هر چند ممکن است که این تکالیف با آراء وامیال و عواطف و احساسات خود او نیز مخالفت داشته باشند ، ولی با این همه ، واقعیتی عینی و خارجی (یعنی خارج از خود فرد) دارند ، زیرا خود فرد نیست که آنها را ساخته و پرداخته است ، بلکه آنها را از راه تعلیم و تربیت ، دریافت داشته است . به طوریکه بارها اتفاق می افتد که هر یک از اعضای اجتماع از جزئیات تکالیفی که بر ذمه دارد بی خبر است ، و برای آگاهی از آنها باید به مجموعه قوانین و مفسران موثق و معتبر آنها رجوع کند . باورها و آیین های دینی نیز چنین اند ، یعنی فرد همین که به دنیا بیاید آنها را حاضر و آماده می یابد . وجود تکالیف و الزامات اجتماعی و باورها و آیین های دینی و مذهبی پیش از وجود یافتن فرد به معنای وجود آنها در خارج از وجود اوست . به تعبیر دیگر اگر آنها پیش از فرد وجود داشته اند برای این است که در بیرون از فرد ، موجود بوده اند . چون این استدلال را درباره هر یک از اعضای اجتماع می توان تکرار کرد ، نتیجه می گیریم که این گونه امور نه تنها در خارج از یک فرد بلکه در خارج از همه افراد وجود دارند . پس این شیوه های عمل ، اندیشه و احساس دارای این خاصیت شایان توجه اند که در بیرون از شعورهای فردی اعضای جامعه وجود دارند .

بر این اساس «جامعه» موجودی است حقیقی که مرکب است از همین راه و رسم های عمل ، اندیشه و احساس که همگی در بیرون از افراد اجتماع اند . جامعه در قرآن، جوادی آملی

در زندگی اجتماعی ، فرد همیشه خود را با فشار و نیرویی مواجه می یابد که ناظر و مهارکننده اوست و چارچوبی نسبتاً پایدار و محدود کننده برای کردار او فراهم می کند . این قدرت خود را ، علی رغم میل فرد ، بر وی تحمیل می کند . اگر کسی بخواهد احکام حقوقی جامعه را زیر پا بگذارد ، قدرت مزبور بر ضد او واکنش نشان میدهد. اگر فرصتی باشد مانع عمل وی می شود ؛ و اگر عمل را مرتکب شده باشد یا آن را فسخ می کند و صورت طبیعی و مقبول آن را جایگزین آن می سازد.

نشانه مهم هر شی ء عینیت خارجی آن است که با حکم اراده نمی توان آن را تغییر داد . «جامعه» هم دارای چنین خاصیتی است ، یعنی اراده موجب تغییری در آن نمی شود ، بلکه برعکس جامعه است که سبب تغییر اراده ما می گردد . جامعه قالب هایی را بر ما تحمیل می کند که به ناچار اعمال خود را در آن می ریزیم . الزامات اجتماعی چنان شدید است که فرد نمی تواند خود را از چنگ آنها برهاند . حتی اگر در موردی بتوان بر نیروی جامعه فائق شد باز مقاومتی که به آن بر می خوریم کافی است که ما را متوجه سازد که در برابر یک چیز عینی و خارجی قرار داریم که به ما هم بستگی ای ندارد .

خلاصه اینکه عموم اندیشمندان و جامعه شناسان بر این باورند که «جامعه» خود نوعی حیات مستقل از حیات یکایک افراد است . هر چند این حیات جمعی وجود جدایی از وجود حیات فردی ندارد بلکه در افراد پراکنده شده و حلول کرده است . بنابراین «جامعه» قوانین و سنتی متمایز از قوانین و سنت حاکم بر اعضای خود دارد که باید شناخته شود . در حقیقت انسان با دو حیات و دو روح و دو من زندگی می کند. یکی حیات و روح و «من» فطری انسانی که مولود حرکات جوهری طبیعت است و دیگری حیات و روح و «من» جمعی که زاییده زندگی اجتماعی است و در «من» فردی حلول کرده است. از این رو بر انسان هم قوانین روان شناسی فردی و هم سنن جامعه شناسی اجتماعی حاکم است.جامعه در قرآن، جوادی آملی

برای تقریب آن به ذهن می توان از مثال هایی سود جست. مثلاً در مسابقاتی مانند دومیدانی ، کشتی ، وزنه برداری که در آنها افرادند که با یکدیگر رقابت می کنند نه گروه ها و تیم ها تلاش هر یک از مسابقه دهندگان فقط مصروف این است که خودش برنده شود و از این رو تنها از برد خود شاد می شود و تنها از باخت خود اندوهگین می گردد . در اینجا فقط «من» فردی و خواست شخصی فعال است . لکن در مسابقه هایی نظیر فوتبال که در آنها تیم ها به رقابت می پردازند کوشش هر بازیگری متوجه این هدف است که که تیم خودش برنده شود به همین جهت علاوه بر آنکه سعی می کند که خود به بهترین نحو بازی کند دل نگران بازی دیگر اعضای تیم هم هست ؛ اگر تیم برنده شود همه افراد خوشحال می شوند و اگر بازنده شود همه افراد غمگین می شوند حتی کسانی که خودشان بازی بی عیب و نقصی ارائه کرده اند. در اینجا «من» جمعی و خواست گروهی نیز فعال است؛ و شادی یا اندوهی که همه افراد را فرا می گیرد گویی متعلق به آن «من» جمعی است . به همین سان ، وقتی که میان دو کشور جنگی درمی گیرد ، علی الخصوص اگر مردم آن دو کشور احساسات و گرایش های قوم گرایانه قوی داشته باشند ، هر انسانی به شدت خواستار پیروزی کشور خود می باشد. ولو آنکه این پیروزی به قیمت جان و مال خود وی حاصل آید از خود گذشتگی ها و جانبازی هایی که یک انسان برای پیروزی کشورخود می کند جز با پذیرفتن وجود «من جمعی» و نیز غلبه بر «من فردی» توجیه شدنی نیست.

اهمیت ارتباطات اجتماعی

ارتباط زیر بنای تکامل جامعه انسانی است ، تا زمانی که انسان ها پراکنده بودند تکامل و پیشرفت فرهنگی و اجتماعی نداشته و به بلوغ فکری نیز دست نیافته بوده اند .

فقدان و ارتباط و کاستی در ارتباط اجتماعی آثار بسیار زیان بار بر جای می گذارد . به طوری که هر قدر دانش اجتماعی توسعه می یابد ، بیشتر مشخص می شود که انسان بریده از اجتماع و فاقد ارتباط با دیگران ، همواره در معرض بسیاری از آسیب های فردی است که ریشه در سیستم روانی او دارد آسیب هایی مانند افسردگی ، اضطراب، توهم و ترس .

از این رو است که قرآن کریم همواره به دوری از تفرقه و جدایی تاکید دارد و به بُعد ارتباطات اجتماعی به عنوان درمان بیماری ها و آسیب های روحی و روانی توجه ویژه نموده است .

از دیدگاه دیگر و با در نظر گرفتن بحران جوامع جدید صنعتی ، سوروکین – p.sorokin جامعه شناس معاصر بر این نکته تاکید دارد که یکی از شاخص های ورود جوامع به عصر حسی ، کاستی یا اختلال در ارتباط انسانی است . تا آنجا که فراموشی ارزشهای انسانی و «شی ء سروری» را Reification مطرح می نماید . (جامعه شناس ارتباطات – ساروخانی ص 12)

- ارتباط اجتماعی شالوده حیات اجتماعی است و در صورت عدم ارتباط اجتماعی ، حیات جمعی تحقق نمی یابد و نسل انسان منقرض می شود .

ارتباط اجتماعی محدوده بسیار وسیع و همه جانبه دارد به طوریکه دربرگیرنده تمامی صور روابط انسانی است.

مفهوم ارتباط

ارتباط لغتی عربی از باب افتعال است که در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن ، ربط دادن استعمال می شود .

«اگرچه اطلاع Information نوعی ارتباط است ، ولی از نظر معنا با ارتباط متفاوت است ؛ زیرا هرنوع اطلاع رسانی ، نوع ارتباط محسوب می شود ، ولی هر ارتباطی اطلاع نیست . به عبارت دیگر ؛ می توان ارتباط برقرار کرد ، بدون آنکه اطلاعاتی رد و بدل شود.»(مبانی ارتباطات جمعی،دکتر سید محمد دادگران)

جی فولیه جامعه شناس معروف فرانسوی می گوید : «اطلاع نوعی ارتباط است که در آن مطالبی در باره یک واقعیت ، یک رویداد ، یک پیشرفت و ... جدید و بدیع گفته می شود . بدون وجود این عنصر بدیع و نو ظهور «ارتباط» در حد همان «اطلاع» باقی می ماند»(مبانی ارتباطات جمعی،دکتر سید محمد دادگران)

مفهوم ارتباط اجتماعی

ارتباطات اجتماعی در معنای عام چنین تعریف می شود «ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر»(کاظم معتمد نژاد ، وسایل ارتباط جمعی)

پس ارتباط ، انتقال پیام به دیگری و اساسی شکل گیری جامعه است . بسط و تراکم ارتباطات موجب تعالی و پیشرفت فرهنگ جامعه می شود . در جریان ارتباط بین انسان ها نه تنها داشته ها ، بلکه عقاید ، نظرات و احساسات مورد تبادل قرار می گیرند . آنچه مسلم است ارتباط بین انسان ها فقط محدود به تماس فیزیکی نیست بلکه از طرق یادآوری دیگران ، یا با استفاده از پیام های مکتوب می تواند محقق شود . که معجزه جاودان پیامبر اکرم(ص) یعنی قرآن کریم از آن نمونه است.

ارتباط اجتماعی از نگاه قرآن

قرآن کریم با تاکید بر ارتباطات اجتماعی ، الفت و ارتباط بین انسان را یکی از معجزات اجتماعی اسلام می داند. چرا که انسان موجودی است اجتماعی و اسلام نیز برای پاسخ به این نیازهای بشر به عنوان آیین الهی آمده است تا به چنین نیازهای پاسخ دهد .

اگر سابقه دشمنی و عداوت بین انسان ها تا قبل از اسلام و بعثت پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و ظهور قرآن، در سرزمین عربستان و بین اعراب مورد ارزیابی قرار دهیم؛ در می یابیم که چگونه یک موضوع جزئی و ساده کافی بود تا آتش جنگی خونین و ستیزی طولانی در بین انسان ها بیافروزد و سالیانه طولانی به نبرد و مبارزه و مشاجر بین یکدیگر می پرداختند . از این رو قرآن آمده تا به ارتباطات اجتماعی اهمیت و سامان بخشد. ملل بی خبر، متفرق و نادان را به سوی زندگی مترقی ، متعالی و سعادتمند دعوت نماید .

واژه«ارتباط» و «رابطه»در قالب های گوناگون مطرح شده است که هر کدام به نحوی ناظر برارتباط بین افراد اجتماع است. هم چنین در قرآن در مورد خبر یا اطلاع مواردی بیان شده است و بابررسی واژه قرآنی «نباء» به معنای خبر واطلاع در قرآن کریم موارد مهم و متعددی مطرح گردیده است تا جایی که یکی از سوره های قرآن به نام «نباء» مزین است و حتی کلمه «نبی» وبه معنای، پیام رسان یا خبر رساندن نیز از همین جنس است. (جامعه و تاریخ ، مصباح یزدی)

آنچه در این بررسی اهمیت دارد ، در خبر و اطلاع رسانی «ارتباط» ایجاد می گردد.و اساساَ در فرآیند ارسال و دریافت پیام ارتباط بر قرارمی شود.

از این رو می توان دریافت و نتیجه گرفت «خبر و اطلاع» در قرآن کریم نیز ماهیتی ارتباطی و تعاملی بین انسانها دارد که به طور کلی به آن ارتباطات انسانی ، اجتماعی اطلاق می شود یا در این نوع دسته بندی قرار می گیرد .

مفهوم جامعه در قرآن

واژه هایی در قرآن هست که از مجموع آن ها می توان مفهوم جامعه را به دست آورد ؛ مانند قوم ، قبیله ، طائفه ، ملت ، امت و ناس که مفهوم جامعه را می رسانند .

برخی از این واژه ها در قرآن بسیار تکرار شده که این خود ، بر اثر تلازم یا تداعی یاد شده ، نشان اهتمام قرآن به جایگاه جامعه است .

برای اثبات این نکته به برخی از الفاظ قرآنی در این زمینه اشاره می شود .

1. قوم : این واژه که بیش از سیصد بار در قرآن و افزون بر صد بار در نهج البلاغه به کار رفته ، در زبان عرب به معنای گروه مردان و زنان با هم ، یا به صورت گروه خاص از مردان آمده است ؛ مانند (لا یَسخَر قَومٌ مِن قَوم)حجرات/10. این لفظ در لغت عرب به دو اعتبار به صورت مذکر و مونثت استعمال می شود و در آیات قرآن هر دو گونه اش آمده است . کاربرد مذکر آن مانند آیه یاد شده و مونث آن نظیر (کذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح) .

برخی لغت شناسان گفته اند : « قوم » را به این جهت «قوم» گویند که به کارهای مکان خاص برای انجام دادن عمل خیر یا ارتکاب شر گرد هم آمده باشند ، چنان که اصحاب فیل را به سبب انجام دادن عمل شر «قوم فیل» هم گفته اند .

2. قریه : «قریه» به ده ریال دهکده ، شهر و هر جایی گفته می شود که مسکن و مأوای افراد کم یا زیاد باشد . اگر گروهی از مردان و زنان در مکانی سکونت گزینند ، به شکلی که مساکن و منازلشان به هم وصل باشند ، محل زندگی آنان قریه است. در قرآن کریم این واژه نیز بارها تکرار شده است ؛ مانند (و اِن مِن قَریَهٍ اِلّا نَحنُ مُهلِکوها قَبلَ یَومِ القِیمَه) . (و کَم اَهلَکنا من قَریهٍ بَطِرَت مَعیشَتَها) .

3. ناس: بیش از دویست بار در قرآن به کار رفته است و به معنای مردم و دو جنس انس و جن اطلاق شود ؛ ولی بیشتر برای انسان به کار می رود و اصل آن اناس است که از آن اصل تخفیف یافته و «ناس» شده است . (ومِنَ النّاسِ مَن یَقولُ ءامَنّا بِاللهِ و بِالیَومِ الأخِرِ و ما هُم بِمؤمنین) .

گاهی ناس در مقابل «جن» به کار رفته است : (مِنَ الجِنَهِ و النّاس) ؛ (و ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانسَ اِلاّلِیَعبدون) .

4. ملت: این واژه در قرآن به معنای دین ، کیش ، شریعت ، آیین و مذهب است : (فاتَّبِعوا مِلَّهَ اِبراهیمَ حَنیفا) . (و مَن یَرغَبُ عَن مِلَّهِ اِبراهیمَ اِلاّ مَن سَفِهَ نَفسَه)

خداوند خطاب به رسول اکرم می فرماید که یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد ، مگر به دین آن ها روی آوری و از آن پیروی کنی : (ولَن تَرضی عَنکَ الیَهودُ و لَاالنَّصری حَتّی تَتَّبعَ مِلَّتَهُم) و نیز می فرماید که به تو وحی کردیم که از دین و ملت ابراهیم حنیف پیروی کنی : (ثُمَّ اَوحَینا اِلَیکَ اَنِ اتَّبع مِلَّهَ اِبراهیم حَنیفا) پس ملت و دین دو اسمی هستند که خداوند بر سنت و سیره انبیا نهاده است .

چنان که همین معنا در برخی از اشعار آمده است :

عید اضحی سنت و رسم خلیل آزر است اهل امت را به رسم و سنت او افتخار

این واژه در میان جامعه شناسان و سیاستمداران با ملاک و معیار خاک و سرزمین ، زبان ، نژاد و عوامل اقتصادی وصف شده است و با تعریف دین شناسان که آن را با ملاک معنوی محک زده اند متفاوت است . اگر واژه مزبور به معنای سنت و سیره دانسته شود ، با مفهوم جامعه چندان ارتباطی نخواهد داشت ، اما در اصطلاح جامعه شناسان با مفهوم جامعه بیگانه نیست .

5. امت: در قرآن چند بار تکرار شده و برخی واژه پژوهان آن را به معنای جماعتی دانسته اند که برای آنان پیامبری آمده باشد ؛ ولی بعضی گفته اند امت به گروه یا جمعیتی اطلاق می شود که به پیامبر و فرستاده الهی ایمان آورده باشند ، بنابراین فقط به قومی که برای آن ها پیامبری آمده باشد امت گفته نمی شود ، بلکه ایمان و پیروی آنان نسبت به آن رسول و فرستاده الهی نیز شرط است .

نزد برخی لغویان امت به معنای عالم و نیز مقتدای دارای جایگاهی ویژه آمده است ؛ یعنی شخصی که در علم منحصر به فرد باشد ؛ یا مردم به او اقتدا کنند ؛ مانند حضرت ابراهیم که به تنهایی یک امت بوده است : (اِنَّ اِبراهیمَ کانَ امهً قانتاً لِلهِ حنیفا و لَم یَکُ مِنَ المشرکین) .

6. طائفه : به گروهی که بیش از سه نفر و کمتر از هزار نفر باشند اطلاق می شود : (ودَّت طائِفَهٌ من اهل الکتب لویُضِلّونَکم و ما یُضِلونَ الاّ انفُسَهُم و ما یشعرون). (و قالت طائفَهٌ من اهلِ الکتبِ ءامنو بِالَّذی اُنزِلَ عَلی الَّذین ءامنو وَجهَ النَّهارِ و اکفُروا ءاخِرهُ لَعَلهم یَرجعون). (و لیشهَد عَذابَهُما طائِفَهٌ مِنَ المُؤمِنین) . در مقاییس اللغه آمده است که طائفه ، گروهی از مردم را گویند که پیرامون شخصی گرد آیند و به پاره ای از یک شیء نیز گفته می شود .

7.عشیره: «راغب» در معنای آن چنین می گوید :

عشیره ، خانواده مرد را می گویند که وی به واسطه آن ها زیاد می گردد و به منزله یک عدد کامل می شوند . این نکته بدان سبب است که «عشیره» عدد کامل است ، از همین رو عشیره اسم شده است برای گروهی از نزدیکان مرد . جامعه در قرآن، جوادی آملی

صاحب تفسیر مجمع البیان می گوید : عشیره را از این رو عشیره گویند که اعضایشان با یکدیگر معاشرت دارند . جامعه در قرآن، جوادی آملی

در حقیقت به کوچک ترین واحد اجتماعی بعد از خانواده عشیره اطلاق می شود .

8. قبیله : بر گروهی که بیش از عشیره باشند اطلاق می گردد . عرب زبانان معتقدند که قبیله بزرگ تر از عماره و عماره بزرگ تر از بطن و بطن بزرگ تر از فخذ است . برخی گفته اند که قبیله به گروهی از مردم گفته می شود که دارای لهجه واحدی بوده و در یک مکان زندگی می کنند . جمع این واژه قبائل است : (و جعلنکم شعوبا و قبائل لتعارفوا)حجرات/11 .

9.شعب : بزرگ تر از قبیله و قبیله بزرگ تر از عماره است .

با توجه به واژه های فوق می توان جامعه را از نگاه قرآن چنین تعریف کرد که : به گروهی از افراد اطلاق می شود که با هدف مشترک ، ملاک و معیار معین و سنت خاص به پیروی از فردی در مکان خاص گرد هم آمده باشند . جامعه در قرآن، جوادی آملی

به کار رفتن واژگانی درباره اجتماع و جامعه در قرآن و ذکر احکام فقهی ، اجتماعی ، حقوقی و اخلاقی فراوان در کنار هم آن ه بیانگر اهمیت این دو موضوع قرآن و عمق اهتمام قرآن پس این پندار برخی که دین غافل است ، درست نیست و کثرت واژگان فوق در متن مقدس دین بهترین دلیل بر ناصواب بودن این سخن است .

رابطه انسان با اجتماع

ساختمان جامعه بشری از یک حالت ساده تدریجاً به سوی حالت پیچیدگی و پیچیده تر شدن پیش آمده است یعنی همان طور که در امور صنعتی وقتی پیشرفت هایی صورت گرفته است در ارتباطات انسانی نیز این تکامل، بروز وظهور دارد .

اما از سوی دیگر اگر نگوئیم تمام سعادت بشر در برقراری ارتباط موثر با خودش می باشد ، اشتباه نگفته ایم زیراانسان با خودش که به اخلاق و روابط روحی – روانی اطلاق می شود زیر بنای دیگر روابط است . در این رابطه حضرت علی (ع) می فرمایند : «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هر کس خودش را بشناسد پروردگارش را می شناسد .

مسئله اصلاح خود ، اصلاح نفس خود ، تزکیه خود ، اسیر مطالع و شهوات انسانی خود نبودن ، اسیر خصلت های حیوانی پست خود نبودن امکان پذیر نیست مگر آنکه انسان از ناحیه اخلاقی تکامل پیدا کرده باشد و از دورن خودش ، ازحیوانیت خودش رهایی پیدا کرده باشد .قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها

دراین صورت است که رابطه اش با دیگر انسان ها صحیح و درست سامان می یابد.

چهار چوب نظری

فصل سوم


مقدمه

کیفیت اندیشه خلاق، پژوهشگر واقعی را از گردآورنده اطلاعات متمایز می کند. احاطه بر دانش مربوط به زمینه تحقق مهارت در روش های تحقیق، تجربه و مهارت در تفکر منطقی از جمله خصائصی است که پژوهشگر ماهر را قادر می سازد تا روابطی را که به تنظیم قاعده کلی احتمالی می انجامد, دریابد؛ در حالی که تحلیل گر کم مهارت متوجه آن نمی شود. همین توانایی درک روابط داده ها است که با اکتشافات مهم می انجامد.

آن چیزی که در یک تحقیق معمولاً به کمک یک محقق می آید و او را در مراحل تحقیق موفق می سازد، بحث روش تحقیق است. حسن کار در این است که در این فصل روش تحقیق به صورت مراحل مجزا توصیف می شود. این کار به محقق اجازه می دهد که به ادامه تحقیق و یا تکرار آن اقدام نماید و یا این کار را برای محقق دیگری مهیا کند تا دیگری بتواند با رعایت مفاد مندرج در روش تحقیق، تحقیق مشابهی انجام دهد و از عقاید و بررسی یافته های تحقیق اطلاعات مفیدی کسب کند. (نادری و سیف نراقی)

اما قبل از ورود به موضوع روش این تحقیق بحث پیرامون ابعاد ارتباطات در اجتماع ضروری به نظر می آید آنچه مسلم است، ارتباطات اجتماعی ابعاد و صور گوناگونی دارد و هر قدر جامعه انسانی به حیات اجتماعی ‌خود ادامه می‌دهد بر پیچیدگی ارتباطات اجتماعی افزوده می شود . اما از دیدگاه صاحب نظران و محققان علوم ارتباطات و روابط اجتماعی تقسیمات مختلفی در حوزه ارتباطات وجود دارد . در ادامه به اهم آنها اشاره می نماییم.

در فصل سوم این پژوهش, در مورد روش تحقیق متناسب با موضوع پژوهش, جامعه آماری مورد تحقیق, حجم نمونه, روش نمونه گیری و چگونگی تعیین حجم آن, ابزار و روش جمع آوری اطلاعات, طرح پژوهش و روش تجزیه وتحلیل داده ها به طور مختصر بحث شده است.

3- 1- روش تحقیق :

در پژوهش حاضر، به منظور پاسخگویی به سؤال های اساسی تحقیق، از روش « پژوهش اسنادی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا» است.

در این راستا، ابتدا آیات قرآن کریم مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد با توجه به کتاب های موجود در آرشیو کتابخانه سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی و گروه های درسی دینی و قرآن دفتر برنامه ریزی وتالیف کتب درسی از زوایا و جنبه های مورد نظر در سوال های پژوهش، بررسی ، توصیف و سپس بر اساس نتایج به دست آمده وضعیت مطلوب ترسیم شده است.

3-2- جامعه آماری مورد پژوهش

جامعه آماری این پژوهش, کلیه آیات قرآن کریم در محدوده بیست مضمون ارتباطی است و از روش تمام شمارشی استفاده می شود.

توضیح : لازم به ذکر است پژوهشگر در حین انجام پژوهش به این نتیجه رسیده است که با توجه به پیوستگی موضوعات و ارتباط مطالب از نظر طولی و برای روشن شدن هرچه بیش تر زوایای تحقیق, به ناچار باید به چارچوب کلی و اصول حاکم بر ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم نیز بپردازد. از این رو می توان جامعه آماری مورد پژوهش را به بیست مضمون ارتباطی و ده اصل حاکم بر ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم تعمیم داد.

3-3- حجم نمونه

نمونه آماری در این تحقیق, مدل جامعه آماری است.

3-4- ابزار جمع آوری اطلاعات

در این تحقیق از مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است. و به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز, از طریق یادداشت برداری و تجزیه و تحلیل آیات قرآن کریم انجام شده است. فهرست منابع و مآخذ در انتهای پژوهش آمده است. هم چنین برای جمع آوری اطلاعات به کتابخانه های مختلف مراجعه شده است.

3- 5- روش تجزیه و تحلیل داده ها

در این تحقیق, برای تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پژوهش، از روش اسنادی استفاده شده است؛ در این راستا, ملاک های تجزیه وتحلیل شامل مضامین ارتباطی قرآن کریم و اصول ارتباطات در قرآن کریم است.


تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده (مطالعه موردی محله خیابان دولت ، دانش آموزان اول و دوم ابتدایی )

تلویزیون در دنیای امروز، گسترده ترین رسانه است به گونه ای که حتی کامپیوتر و شبکه جهانی اینترنت هم نتوانسته رقیب قدرتمندی برای آن باشد، امروزه این رسانه تا دور افتاده ترین روستاها راه افتاده و آنتن های آن را می­توان بر فراز آپارتمان های مرتفع تهران تا طیف خانه های پست و کوتاه روستاها مشاهده کرد، از این روست که می توان تلویزیون را یک دانشگاه وسیع با
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 163 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 101
تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده  (مطالعه موردی محله خیابان دولت ، دانش آموزان اول و دوم ابتدایی )

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

بخش اول :

1-1 پیش گفتار ................................. 2

1-2 مقدمه ..................................... 3

1-3 بیان مسئله ................................ 4

1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق ....................... 6

1-5 هدف ها ی پژوهش ............................ 7

1-6 سوالات پژوهش ............................... 8

1-7 پیشینه تحقیق .............................. 9

1-8 جامعه مورد بررسی ......................... 12

1-9 روش تحقیق ................................ 13

1-10 کلید واژگان ............................. 14

بخش دوم :

2-1 فرهنگ .................................... 16

2-2 فرهنگ از منظر صاحبنظران علوم اجتماعی ..... 18

2-3 خصوصیات فرهنگ ............................ 21

2-4 فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد ............ 23

2-5 فرهنگ پدیده ای فراگیر است ................ 23

2-6 فرهنگ امری مشترک است ..................... 23

2-7 فرهنگ یاد گرفتنی است ..................... 23

2-8 فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی .......... 24

2-9 سطح های فرهنگ ............................ 25

2-10 طبقه بندی فرهنگها ....................... 25

2-11 ابداع فرهنگ پذیری ....................... 26

2-12 فرهنگ پذیری ............................. 27

2-13 نوسازی مفهوم فرهنگ ...................... 28

2-14 عناصرمهم در فرهنگ پذیری ................. 29

2-15 روند ها و متغیرهای فرهنگ پذیری .......... 30

2-16 انواع فرهنگ پذیری ....................... 30

2-17 انواع فرهنگ پذیری از منظری دیگر ........ 32

2-18 آژانس های فرهنگ پذیری ................... 32

2-19 ماهیت رسانه ............................. 36

2-20 رسانه و فرهنگ پذیری ..................... 36

2-21 کارکردهای رسانه ها ...................... 37

2-22 رسانه ها و تغییر ارزشهای سنتی و شکاف نسلی 38

2-23 طبقه بندی نیاز های مرتبط با رسانه ....... 45

2-24 تلویزیون ................................ 45

2-25 ویژگی های تلویزیون ...................... 36

2-26 تلویزیون به عنوان ابزاری فرهنگی ......... 46

2-27 تلویزیون از دید نظریه پردازان ........... 46

2-28 قدرت تلویزیون ........................... 48

2-29 کارکردهای مثبت تلویزیون ................. 49

2-30 جنبه ها ی اجتماعی شدن کودکان ............ 50

2-31 کارکردهای منفی تلویزیون ................. 51

2-32 نقش ها و وظایف وسایل ارتباطی ............ 53

2-33 کودک کیست ............................... 54

2-34 ویژگی های کودک در دوره ابتدایی .......... 54

2-35 قابلیت های کودک نسبت به تلویزیون ........ 56

2-36 ارتباط کودک و تلویزیون .................. 57

2-37 کودکان قربانیان تلویزیون ................ 58

2-38 چهارچوب نظری ............................ 59

....... نظریه فرهنگ و شخصیت .................. 59

....... نظریه کنش متقابل نمادین .............. 60

...... نظریه کارکردگرایی ..................... 61

بخش سوم :

3-1 مقدمه .................................... 63

3-2 تلویزیون و تغییر در الگوهای گذران اوقات فراغت کودکان 70

3-3 تلویزیون و تغییر در عادات و سلایق کودکان .. 73

3-4 تلویزیون و تغییر در باورها نگرشها و ارزشهای کودکان 75

3-5 تلویزیون و تغییر در فرهنگ تغذیه .......... 79

3-6 تلویزویون و تغییر در ادبیات کودکان ....... 80

3-7 سوالات پرسیده شده از والدین ............... 81

3-8 مصاحبه با والدین ......................... 81

3-9 مصاحبه با مربیان ......................... 86

3-10 نتیجه گیری .............................. 87

فهرست منابع .................................. 91

چکیده انگلیسی

فهرست نمودارها

نمودار عنوان

نمودار شماره 1: نمودار سطح تحصیلات والدین ..... 66

نمودار شماره 2: حدود ساعات تماشای تلویزیون ... 67

نمودار شماره 3: اولیت تماشای برنامه های تلویزیون 68

نمودار شماره 4: علت تماشای تلویزون ........... 69

1-1پیش گفتار :

تلویزیون در دنیای امروز، گسترده ترین رسانه است به گونه ای که حتی کامپیوتر و شبکه جهانی اینترنت هم نتوانسته رقیب قدرتمندی برای آن باشد، امروزه این رسانه تا دور افتاده ترین روستاها راه افتاده و آنتن های آن را می­توان بر فراز آپارتمان های مرتفع تهران تا طیف خانه های پست و کوتاه روستاها مشاهده کرد، از این روست که می توان تلویزیون را یک دانشگاه وسیع با مخاطبانی در طیف های مختلف در نظر آورد که البته ، کودکان به عنوان جدی ترین و بیشترین مخاطبان برنامه های تلویزیونی مطرح می باشند و تأثیر پذیری آنان بیش از دیگرگروههای سنی است. کودکان ارزش ها و باورها و مفاهیم فرهنگی و روش های زندگی و واکنش به تحریکات محیطی و غیره را از تلویزیون می آموزند و امروزه نقش رسانه ها در فرهنگ پذیری اولیه کودکان و فرهنگ پذیری دراز مدت بزرگسالان به طور گسترده مورد قبول قرار گرفته است و به عنوان عاملی مهم در فرآیند اجتماعی کردن و انتقال مفاهیم فرهنگی ایفای نقش می کند و رسانه ها برای ایجاد فرهنگ پذیری دو گونه از الگوهای رفتاری را به مخاطب ارائه می دهند: الگوهای رفتاری فردی و الگوهای رفتاری اجتماعی که منجر به جامعه پذیری می شود.

1-2 مقدمه:

شتاب فرایند پیشرفت های فن آوری در دنیای معاصر و تحول سریع درامر ارتباطات ،مرکز ثقل تحولات اجتماعی بوده و در دهه های اخیر شاهد تحولات سریع و گسترده ای در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی و از جمله خانواده بوده ایم. نهاد خانواده تحت تأثیر عوامل متعدد درونی و بیرونی، این تغییرات را تجربه کرده و شکی نیست که رسانه گسترده ای همچون تلویزیون، در فرهنگ سازی اعضای خانواده، بالاخص کودکان ، جایگاه بسیار برجسته ای دارد و تلویزیون در کنار پدر و مادر وفرزند، فرد چهارم خانواده است و از نظر آگاهی رسانی و راهنمایی چند جانبه ، مهم ترین و نزدیک ترین و سریع ترین ابزار درک اطلاعات به شمار می رود.

بنابراین جایگاهی که تلویزیون ،در انتقال ارزش ها و پیام ها و تثبیت یا تغییر و تزلزل فرهنگ ها و ارزش پیدا کرده است، بسیار حساس و خطیر است و گستردگی استفاده از این ابزار و داشتن مقبولیت گسترده نزد عموم مردم بر اهمیت موضوع می افزاید.

گذشته از تأثیر گذاری عمومی و اجتماعی تلویزیون، کودکان، از اثر پذیری بیشتری نسبت به این رسانه برخوردارند و اثر گذاری آن تا آنجا است که متخصصین آن رااز ارکان مهم تربیتی میشمارند.


1-3بیان مسئله :

وسایل ارتباط جمعی ،مهم ترین شاخصه جامعه مدرن به شمار می آیند و این وسایل می­توانند القا کننده هنجارهای فرهنگی باشند (که البته این هنجارها بسته به نوع برنامه های رادیو و تلویزیون و مجلات و روزنامه ها متفاوت است) که دراین میان نقش رسانه های تصویری، بالاخص تلویزیون، نسبت به سایر رسانه ها برجسته تر و درمقایسه با سایر رسانه ها از مطلوبیت بیشتری برخوردار است واین امر به خصوص آنجا تحقق می یابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه های تلویزیونی مطرح هستند.

از آنجا که هر عنصر جدید و مجموعه های نو در فرهنگ ظاهر شود، محتوا وساخت آن را تغییر می دهد و تکنولوژی به هر جا پا می­گذارد، دانش ها و مهارت های ویژه خود را به آن سو روانه
می کند وارزش هایی می آفریند که اغلب در تقابل با ارزش ها و آداب و رسوم و شیوه های زندگی است و یکی از نهادهایی که رسانه، بالاخص تلویزیون، تأثیر بسزایی درآن داشته، خانواده است تا جایی که به عنوان عضواصلی خانواده پذیرفته شده و اگر در گذشته فقط خانواده وجود داشت، امروزه خانواده است به اضافه تلویزیون .از آنجا که هر وسیله کارکردی دارد، رسانه ها ازجمله تلویزیون نیز کارکردهائی دارند که یکی از مهم ترین کارکردهای تلویزیون کمک به روند فرهنگ پذیری است و فرهنگ پذیری جریان انتقال اندیشه ها و باورها ، هنجارها و معیارها و نمونه های رفتاری موجود در فرهنگ جامعه به افراد آن است و پژوهش ها حاکی از آن است که رسانه در کنار عواملی مانندخانواده و دوستان می تواند نقش مهمی در فرآیند فرهنگ پذیری کودک داشته باشد وامروزه با ظهور وسایل ارتباط جمعی ، فرآیند آموزش از اعضای خانواده و مدرسه وآموزشگاه ها خارج شده وجهان پهناور به عرصة آموزش تبدیل شده است، البته آنچه باید به آن توجه داشت این است که جریان فرهنگ پذیری در کودکان یک سویه است. چرا که کودک در مقابل پذیرا شدن ارزش های جدید منفعل، یعنی آن که جریان تأثیر ارزش ها یک طرفه و تنها از جانب جامعه به سوی او است و کودک مقاومتی از خود در برابر اتفاقات رسانه ای بروز نمی دهد و نمی تواند تأثیر برجامعه داشته باشد.بنابراین سؤال اساسی در این تحقیق آن است که« رابطه بین تلویزیون و فرهنگ پذیری کودکان 7 و8 ساله چگونه است؟» برای نیل به هدف فوق سعی شده است تا فرآیند کارکردهای تلویزیون در چگونگی فرهنگ پذیری کودکان اول و دوم ابتدائی مدارس دخترانه منطقه 3 تهران مورد بررسی قرارگیرد که به طور اتفاقی مدرسه دخترانه مهدا واقع در خیابان دیباجی جنوبی انتخاب شد و 50 دانش آموز اول و دوم ابتدایی به طور نمونه انتخاب شد که انتخاب نمونه کاملا موردی بود و برای رسیدن به این مهم از دانش آموزان مصاحبه باز به عمل امد و محقق در میدان تحقیق به مشاهده مشارکت آمیز دست زد.


1-4 اهمیت وضرورت تحقیق :

امروزه رسانه های گروهی ،در قالب های متنوعی چون رادیو و تلویزیون و نشریات و ... سیطره فراگیری بر زندگی انسان دارند وباعث شده اند که چهره زندگی انسان را دگرگون سازند و از آنجا که تلویزیون به عنوان یک رسانه و تکنولوژی دارای فرهنگ خاصی است وابزاری است که بر جریان انتقال فرهنگ وارزش های جامعه نقش بسزایی دارد واز قوی ترین وسایلی است که می تواند انسان امروز آن را به عنوان تغییر شکل دادن نه تنها جامعه بلکه در ذرات و جوهر خود به کار بندد، باورود به خانواده، به عنوان یک نهاد کوچک اما تعیین کننده در ساخت فرهنگ، جائی که بزرگترین تأثیر در پی ریزی فرهنگ وآداب و رسوم، واعتقادات وارزش ها ،هنجارها وناهنجاری های بعدی فرد را بایستی درآنجا جستجو کرد، باعث تغییراتی در نظام باورها وارزشها و اعضای خانواده ، بالاخص کودکان که توانایی درست تشخیص دادن خوب و بد و مرز بین واقعیت و تخیل و هماهنگی خود را با فرهنگ القا شده توسط تلویزیون ندارند، می شود. بنابراین با اهمیت یافتن رسانه های گروهی در زندگی روزمره کودکان که به عنوان مخاطبان جدی و پر و پا قرص تلویزیون هستند و هدف آن ها کسب آگاهی و اطلاعات از برنامه های تلویزیون است، بر اهمیت وضرورت شناخت کارکرد های تلویزیون بر فرهنگ پذیری کودکان می افزاید.


1-5 هدف های پژوهش :

هدف کلی : تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده(مطالعه موردی محله خیابان دولت ،دانش آموزان اول و دوم ابتدایی دختر)

هدف های جزئی :

1-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درفرهنگ تغذیه در کودکان شود؟

2-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر در ادبیات کودکان شود؟

3-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر سلیقه و عادت در کودکان شود؟

4-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درباورهای کودکان شود؟

5-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درالگوهای فراغت کودکان شود؟

6-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر در الگوهای زندگی شود؟


1-6 سؤالات پژوهش

1- آیا تلویزیون توانسته باعث فرهنگ پذیری در کودکان شود؟

2-آیا فرآیند فرهنگ پذیری که از طریق تلویزیون به کودکان صورت می گیرد با الگوهای فرهنگی ما تطابق دارد؟

3-آیا تلویزیون به عنوان یک پدیدة فرهنگی در قسمت هایی از فرهنگ بیشتر تغییر می تواند ایجاد کند؟

4- آیا برنامه هائی هستند که از طریق آن فرهنگ پذیری کودکان سریع تر صورت می­گیرد ؟


-7 پیشینه تحقیق :

با ظهور هر رسانه، دغدغه آثار آن نیز بروز می کند و به دنبال آن ، دانشمندان علوم ارتباطات و اجتماعی دست به تحقیقات مختلفی در مورد اثر آن رسانه بر مخاطبانش و متغیرهایی که بر فرآیند استفاده از رسانه تأثیر گذار است می زنند. محققان این رشته به گروههای مختلف جامعه با ویژگی های متفاوت پرداخته اند، اما شاید بتوان به جرأت ادعا کرد که بزرگ ترین سهم،نصیب کودکان و نوجوانان شده است و توجه به اثر رسانه بر کوکان و نوجوانان به گذشته های بسیار دور برمی گردد، چنان که افلاطون در کتاب جمهوری، به داستان سرایان عصر خود در مورد این مسئله که کودکان قادر نیستند بین آنچه صرفا حکایت است و آنچه واقعیت دارد تمایز قائل شوند، هشدار می دهد. بنابراین باید اولین داستان هایی که کودک می شنود، اثر اخلاقی صحیح مورد نظر را بر او بگذارد. (نیکو، مینو و دیگران . 1381 ص112)

نکته شایان ذکر آنکه همواره تحقیقات در مورد کودکان و رسانه ها،از دغدغه های عامه مردم در بدو ورود رسانه ریشه داشته است. در تحقیق جامع پاین(Pine) (1933) گروهی از برجسته ترین روان شناسان، جامعه شناسان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت آن زمان مشارکت داشتند و گزارش آنان در مورد اثر فیلم بر متغیر های مختلف رفتاری و شخصیتی کودکان، چون الگوی خوابیدن، دانش کودکان در مورد دیگر فرهنگ ها، نگرش آنان در خصوص پرخاشگری و رفتار بزهکارانه ، در 12 جلد منتشر شد. و نتیجه گیری اصلی این تحقیق مبنی براین بود که اثریک فیلم بر کودکان به متغیر هایی چون سن، جنس و موقعیت قبلی، ادراک، محیط اجتماعی، تجارب قبلی و والدین بستگی دارد.

آنچه در نتیجه گیری های محققان مختلف دست اندرکارامور کودک و تلویزیون مشاهده
می شود، جنبه مشروط بودن اثرتلویزیون است و زمینه های بررسی با توجه به زمینه های مورد توجه محقق تعیین می شود. به عنوان مثال بلامر(Blomer) به زمینه های جامعه شناختی و آثار متغیرهایی چون نگرش و علایق می پردازد. زمینه های غالب در بررسی های انجام شده در زمینه کودکان و تلویزیون، پرخاشگری، عادات زندگی و خیال پردازی بوده است.

گزارش تحقیقی یونسکو(Unesco) (1964) یکی از برجسته ترین آثار آن زمان در ارتباط با رفتارکودکان درقبال تلویزیون بود که به سوال هایی چون: کودکان چه قدرصرف تماشای تلویزیون می کنند؟ - چرا کودکان تلویزیون تماشا می کنند؟ - چه برنامه هایی تماشا می کنند؟ - پاسخ داده است . از بین محققانی که در آن دوران به بررسی رابطه کودک و تلویزیون پرداختند، می توان از ، ویس(1958)(Vice) و جان (John)نام برد ودر تحقیقات این افراد به نیازها ونحوه استفاده از رسانه نیز پرداخته شده بود .از مهم ترین آثار در زمینه اثر تلویزیون بر کودکان کتاب شرام و لایل و پارکر(Sheram&Lyle&Parker) باعنوان - تلویزیون در زندگی کودکان ما است – که در دهه 1961 منتشرشد، آنها که عواملی چون لذت طلبی ، کسب اطلاع و استفاده اجتماعی را به عنوان دلایل تماشای تلویزیون توسط کودکان ذکرکرده اند و به گفته آنان ، دلایل دیگرهمچون سرگرمی و فرورفتن در جهان تخیل و رویا ، هم ذات پنداری با افراد جالب و جذاب ، فراموش کردن مشکلات زندگی واقعی ، فرار از کسالت کارهای یکنواخت و روزمره و دلایل مشابه ، از دیگر عللی است که به انگیزه لذت طلبی مربوط می شود. (شرام و همکاران، 1377ص92-91) و بعد از آن تحقیقات بسیاری در زمینه اثرتلویزیون بر دانش و نگرش و رفتارکودکان انجام شد.

نگین حسینی در کتاب جنگ تلویزیونی برای کودکان به شروع و استفاده کودک از تلویزیون و درک کودکان سنین مختلف از تلویزیون و اثرات آن بر روی کودکان اشاراتی داشته است و از جمله اثرات مهم آن را تأثیر شگرف تلویزیون بر باورهای کودکان می داند. در کتاب شناخت مخاطب تلویزیون اثرمینو نیکو و دیگران بر عواملی که بر نحوه استفاده از رسانه تأثیرگذار است. اشاره شد که دربین مجموع عوامل ، اثرسن بر نحوه استفاده از رسانه تاکید زیادتری شده است. در این کتاب با توجه به نظریات دانشمندانی چون پارکر و شرام و برادلی گرین دلایل کودکان و نوجوانان را برای تماشای تلویزیون به عواملی چون گذران اوقات فراغت ، فراموش کردن مشکلات و کسب اطلاع و استفاده اجتماعی و لذت طلبی و برانگیختگی ، آرامش و یافتن مونس و تماشای عادتی مربوط دانسته اند و در این اثرویژگی هایی چون شناخت ناقص از جهان که موجب می شود کودک از فهم محتوای رسانه عاجزبماند یا مطالب غیرواقعی را واقعی پندارد و یا آنکه از هدف و انگیزه تولید کننده محتوای آن رسانه آگاهی نداشته باشد، اشتیاق برای فراگیری و یا به عبارتی ، آمادگی برای فراگیری و کنجکاوی از جمله دلایلی دانسته که کودک را مخاطب خاص رسانه می سازد.

و کتاب های بسیار دیگر که هر کدام از جنبه های مختلف ، مسئله رابطه تلویزیون و کودک توجه نشان داده و مسئله را مورد بررسی قرار داده اند که البته غیر از کتاب ها، مقالات و پایان نامه های بی شماری در این زمینه نوشته شده . از جمله تاثیر تبلیغات بر کودکان و تاثیر برنامه های کودک تلویزیون بر کودک ،که نگارنده سعی کرده تا حد ممکن از این کتاب ها و مقالات بهره کافی و لازم را ببرد.


1-8 جامعه مورد بررسی:

یکی از مهمترین کارهائی که محقق باید در روش تحقیق انجام دهد مشخص کردن مکان تحقیق است و مکان تحقیق باید درفضای جغرافیائی واجتماعی و در زمان تعیین شود.نخستین شرط کاردر مطالعات مردم شناسی رفتن به محل اقامت است بدین ترتیب ارتباط بین محقق و جامعه مورد بررسی برقرار می گردد و همه زمینه های ذهنی که می تواند محقق را واداربه پیش داوری نماید، از بین
می برد (فربد،محمد صادق،13ص63)،میدان تحقیق که تحقیق در آن انجام شد، دبستان دخترانه مهدا واقع در منطقه 3 تهران، خیابان دیباجی جنوبی است که از 50 دانش آموز اول ودوم ابتدایی این مدرسه جهت پژوهش استفاده شد.

لازم به ذکر است، به علت محدودیت های جنسیتی مرتبط با سیستم آموزش و پرورش به ناچار فقط مدرسه دخترانه مورد بررسی قرار گرفت.

1-9 روش تحقیق:

مطالعه بر روی موضوع مورد نظر مربوط به زمان حال می باشد،از اواخر سال1387 به جمع آوری اطلاعات و مطالب پرداخته شد که بتدریج نگارش پایان نامه آغاز شد که با تصحیح و راهنمایی های استاد راهنما تحقیقات میدانی ادامه یافت که تا نیمه اول (6ماه اول ) 1388به طول انجامید، در این مطالعه از روش های معمول در تحقیقات مردم شناسی استفاده گردیده و معمولا در بررسی و مطالعات مردم شناسی به خصوص درروش ژرفانگر، مطالعات عمیق و دقیق صورت می گیرد.

فنونی که در نگارش این پایان نامه محقق از آن استفاده کرد روش کتابخانه ای و میدانی و مشاهده مشارکت آمیز بود که در کارمیدانی ،مصاحبه عمیق بر روی50 دانش آموز اول و دوم ابتدایی دخترانجام شد و همچنین در مشاهده مشارکت آمیز محقق وسواس زیادی به خرج داد چراکه فن مصاحبه با مشاهده اطمینان بخش تر و علمی تر است .

1-10 کلید واژگان:

1- تلویزیون : لغت ترکیبی است که از زبان های لاتین و یونانی گرفته شده است. لغت Tele در زبان یونان به معنی «دور» و کلمه "Vision" در لاتین به معنای «دید» است و این لغت اغلب به طور مختصر به شکل "TV" نوشته می شود.

2- فرهنگ: به تعبیر مردم شناسان، میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ عبارت است از مجموعة پیچیده ای شامل دانش ها ، مهارت ها ، آگاهی ها، باورها و هنرها ، اخلاق و قوانین ، آداب و رسوم و تمامی گرایش ها ، قابلیت ها و عادت هایی که آدمی در حالت عضویت در یک جامعه نصیبش می شود. (ترابی، علی اکبر، 1381، ص 16)

3- فرهنگ پذیری :مجموعه پدیده هایی است که از تماس مستقیم ودائم میان گروههایی از افراد با فرهنگ هایی متفاوت نتیجه می شودوتغییراتی را در الگوهای فرهنگی یک یا دو گروه موجب می گردد(دنی کوش 1381ص 91)

4- خانواده: گروهی از افراد که با پیوندهای خونی، ازدواج یا فرزند خواندگی با یکدیگر مربوط بوده و یک واحد اقتصادی را تشکیل می­دهند (گیدنز، آنتونی، 1382، ص786)

5- کودک : از نظر پیمان نامه حقوق کودک، کودک کسی است که سن او کمتر از 18 سال باشد مگر اینکه بر اساس قانون ملی قابل اعمال ، سن قانونی کمتر تعیین شده باشد (نوبان و صدری، 1380، تبریز)

بخش دوم:ادبیات پژوهش

  • · فصل اول :مطالعات نظری
  • · فصل دوم :چارچوب نظری

2-1 فرهنگ :

از زمانی که انسان، در محیطی به نام جامعه ای بزرگ که از قواعد و قوانین خاص پیروی
می کند قرار گرفت، درگیر ساز و کارهائی شد که یا خود در شکل بخشیدن به آن نقش داشت و یا آنکه از دیگران تأثیر می پذیرفت و تأثیر سبب شد که شاکله شخصیتی روحی و فرهنگی او شکل بگیرد و چیزی به نام فرهنگ به وجود آید، فرهنگ شامل همه باورها و قوانین و آداب و رسومی شود که افراد به آن وابسته یا دل بسته اند. فرهنگ مقوله ای نیست که در زمانی کوتاه شکل بگیرد بلکه فرآیندی است که به یک دوره زمانی طولانی نیاز دارد و اهمیت خاص خود را پیدا می کند و در جامعه ای به عنوان یک امر یا رفتار مورد اقبال عموم قرار می­گیرد و کم کم به عنوان جزئی از باورهای بنیادی اقشار یا ملتی محسوب می شود. فرهنگ را می توان چون موجودی دانست که نفس می­کشد و حیات مند است. و مثل هر موجودی زایش و مرگی دارد.

مفهوم فرهنگ همراه با مفهوم جامعه،یکی از مفاهیمی است که در علوم اجتماعی زیاد به کار برده می شود و کمتر مفهومی در علوم اجتماعی به اندازة مفهوم فرهنگ در معرض تفسیرها و تعبیرهای گوناگون بوده است. از این رو می توان گفت که مفهوم فرهنگ نه تنها دشواری های زیاد به بار آورده است، بلکه به سبب تنوع و وسعت معنا، ایجاد وحدت نظر برسر گسترة موضوعی آن میسر نشده است. دگرگونی های پدید آمده در حوزة فرهنگ، به خصوص بر اثر گسترش نظام آموزش و پرورش و رسانه های همگانی یا روند جهانی شدن در نهایت مسائل حوزه فرهنگ را در برابر وظایف تازه ای قرار داده، با توجه به این تحولات گرچه به یک اعتبار می توان گفت که محتوا و هیأت فرهنگ تغییر می یابد، ولی هرگز رنگ و رو نمی بازد و از بین نمی رود، هر چند طیف وسیعی از اندیشه ها و عقاید نمی گذارد، فرهنگ را به آسانی جمع وجور کرد و بر سرحیطة موضوعی و محتوایی آن به توافق رسید، یا اجزای پراکنده آن را در مجموعه ای منسجم به هم آمیخت و از سامانی منسجم و روشن برخوردار ساخت. با این حال همواره فرهنگ با قدرت و توانایی چشمگیر خود حضور خود را به اثبات می رساند.(پهلوان چنگیز،1382،ص 11و12)

یاکوب بورکهارت(Jacob Burckhardt) می گوید: سه قدرت بزرگی که واقعیت هستی بشر و روند تاریخ را تعیین کرده اند عبارتند از : دین، قدرت، فرهنگ. (پهلوان ،چنگیز ،1382، ص13).

هنگامی که واژه فرهنگ را در گفتگوهای معمولی هر روزه، به کار می بریم، اغلب فرآورده های متعالی ذهن هنر و ادبیات، موسیقی و نقاشی و ... را در نظر داریم. فرهنگ به مجموعة شیوة زندگی اعضای یک جامعه اطلاق می شود ، چگونگی لباس پوشیدن ، رسم های ازدواج و زندگی ، الگوهای کار و اوقات فراغت و مراسم مذهبی، همه را در بر می گیرد. (گیدنز، آنتونی1376، ص 56)

فرهنگ ، معرفت و شناختی است که مردم، جهت تعبیر و تفسیر رفتار اجتماعی به کار می گیرند که این معرفت اکتسابی و تا حدی در میان افراد مشترک است (اسپردلی 1386، ص 26)

فرهنگ را بیشتر می­توان دیدگاه مشترک یک ملت تعریف کرد، فرهنگ رویکرد و شیوة برخورد آن ها برای درک واقعیت است و زمینه ای است که در آن تجربه مشاهده و تفسیر می شود (شارون جوئل، 1379، ص 138).

بر اساس تعریفی فرهنگ شامل تمامی عادات یک جامعه است ، یا اگر جامعه را مجموعه ای از افراد سازمان یافته بدانیم که شیوه زندگی خاصی دارند در این صورت فرهنگ یعنی همین شیوه زندگی تسودی باربو(Zevedei Barbu ) در کتاب خود به نام «جامعه، فرهنگ و شخصیت» می نویسد، بیشتر تعریف های فرهنگ بر دو نکته اشاره می کنند.

نخست عناصر فرهنگ، چه به صورت عادات اجتماعی جلوه گر شوند و چه به صورت روش زندگی یک جامعه تظاهر یابند؛ دوم : اثر انگیزاننده و هنجاری این عناصر بر رفتار فرد به بیان دیگر، کارکرد، ویژه فرهنگ، آفرینش و نگاهداری تداوم و همبستگی میان افراد یک جامعة معین است. (پهلوان، چنگیز، 1382، ص 13)

از فرهنگ هنگامی سخن می گوییم که روح بشر، فعالیت ها، روش ها و اکتسابات و رفتارهایش را به نقد می کند و سعی می کند آنها را بهبود بخشد تا از قید و بندها رهایی یابد و هر آنچه را که از درون مانع شکوفاییش می شود از میان بر دارد.

می توان به اعتباری گفت که آدمی هنگامی که کوشش هایی را در جهت انسانی ساختن به کار می بندد، او را با فرهنگ (= فرهیخته) می­نامیم. (پهلوان، چنگیز،1382، ص 15)

2-2 فرهنگ از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی:

بسیاری از متفکران و صاحب نظران علوم اجتماعی، وجه تمایز زندگی اجتماعی انسان و حیوان را فرهنگ عنوان کرده اند، اشپنگلر(Spengler) فرهنگ را مبنای اصلی جامعه انسانی می داند، وی که مکتبش را اصالت فرهنگ بنا نهاده است، عقیده دارد که حیات و پویایی جامعه به پویایی فرهنگ بستگی دارد و مرگ جامعه ، مرگ فرهنگ آن جامعه است (وثوقی – نیک خلق – 1378، ص 153)

بعضی از مردم شناسان انسان بودن را به معنی داشتن فرهنگ تلقی می­کنند و از آنجا که فرهنگ به معنای تظاهرات مادی و معنوی فعالیت های انسان برای سازگاری با محیط به کار می­رود، به عنوان مرزی است که انسان را از حیوان ها جدا می­سازد. (وثوقی- نیک خلق ، 1387، ص 154).

انسان شناسان درکاربرد مفهوم فرهنگ، فرض های معینی را درباره رفتار و با ورها و تجارب افراد به عنوان اعضای یک جامعه اتخاذ می­کنند که عبارتند از: این که نوع بشر قواعد رفتاری را
می آموزد و بقایش به همین یادگیری بستگی دارد؛ قواعد اکتسابی رفتارو تفکر، برای رویدادها و نیز رفتار دیگران معنا فراهم می کند؛ گرچه هر جامعه ای تفسیرهای ویژه خودش را دارد. (بیتس، دانیل ، تهران ، 1375، ص55)

به تعریف مردم شناسان، میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ عبارت است از مجموعة پیچیده­ای شامل دانش ها و مهارت ها ، آگاهی ها و باورها ، هنرها، اخلاق ، قوانین، آداب و رسوم و تمام گرایش ها، قابلیت ها و عادت هایی که در آدمی در حالت عضویت در یک جامعه نصیبش
می شود . به بیان دیگر کلیه ساخته ها ، آموخته ها، اندوخته ها و ارزش های مادی و معنوی و دست آوردهای انسان درطی تاریخ، فرهنگ نامیده می شود.(ترابی، علی اکبر ، 1383، ص 16)

تیلور(Tailor ) فرهنگ را آن مجموعه و یا کل و هم جزئی که شامل اشکال فکری و هنری و دستی انسان ها که عبارتند از علم و دانش ، معتقدات و آداب و رسوم و اخلاقیات دین، قانون و سرانجام هر گونه عادات و استعدادهایی دیگر که میان انسان ها می شکفد و به فردی از جامعه به عنوان جزیی همبسته از توده آنها فرا می گیرد، تعریف می کند او با این تعریف ، که در کتاب انسان شناسی خود در سال 1881 از فرهنگ کرد؛، روشن ساخت که فرهنگ ،خاص انسان است. (محمد صادق، فربد- جزوه تاریخ اندیشه ها 1 ، ص 83).

هابل و فراست(Hoebel & Frostl)که فرهنگ را تقریباً در تمام فعالیت های بشری حاضر می بینند آن را یک سیستم یکپارچه از الگوهای رفتاری آمیخته شده که مشخصة اعضای یک جامعه هستند نه نتیجه وراثت بیولوژیکی ، تعریف می کنند (لاری اسمار ، 1379،ص 77)

بوآس (Boas) بر خلاف تیلور(Tailor) که بر تعریف فرهنگ به صورت مفرد آن توجه دارد به مطالعة فرهنگ ها به صورت جمع آن تأکید می کندو از نظر او هر فرهنگ، چیزی است یکه و ویژه و به نظر او هر فرهنگ معرف کلیتی خاص و منحصر به فرد است و در نظر او یک رسم و آیین خاص را فقط می توان در ارتباط با بستر فرهنگی آن توضیح داد. (پهلوان ، چنگیز، 1382،ص 53 و 55)

مالینوفسکی(Malinowski) در رابطه با فرهنگ می گوید در هر فرهنگ ، هر رسم، هر شی، هر اندیشه و باور و عقیده ای، کارکردی حیاتی انجام می دهند ، همة آنها وظیفة معینی را به انجام می رسانند و معرف گوشه یا جزئی غیر قابل جایگزین از این کلیت اندام وار (ارگانیک) هستند. (منبع قبلی ، ص79)

دورکیم (Durkheim)به تمدن و فرهنگ های مختلف باور داشت نه یک تمدن که خاص ملتی مشخص باشد و به نظر او تمدن یعنی مجموعة پدیده های اجتماعی که وابسته به ارگانیسم اجتماعی خاصی نیست و این پدیده ها در فضایی جریان دارند که از مرز ملی در می گذرند و در مقاطعی از زمان تحویل می یابند که فراسوی تاریخ یک جامعة معین جریان می یابد. (پهلوان ، چنگیز، تهران، 1382،ص 69)

بیتس و پلاگ(Bates & Plog) فرهنگ را نظامی از باورها و ارزش ها ، سنت ها و رفتارها و مصنوعات مشترک که اعضای یک جامعه آن را مورد استفاده قرار می دهند تا از عهدة جهان خود و از عهدة یکدیگر برآیند و نظامی است که از طرق یادگیری نسل به نسل منتقل می گردد تعریف می کنند. (لاری اسماور، پورتر، ، 1379، ص 77)

ماکس وبر(Max Weber) در رساله ای تحت عنوان عینیت در علم اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی فرهنگ را جزء معین از نامعینی نامفهوم فراگرد جهان تعریف کرده، جزئی که نوع بشر معنا و برجستگی به آن می بخشد. (معینی، جهانگیر، 1374، پیشگفتار)

روث بندیکت(Ruth Benedict): که از پیروان مکتب شخصیت اساسی و اصالت فرهنگ است می گوید هر نمونه فرهنگی، نموداری از شخصیت مردمی است که وابسته به آن فرهنگ اند و فرهنگ رااصطلاح جامعه شناختی می داندبرای رفتار آموخته، رفتاری که با آدمی زاده نمی­شود و هر نسل باید آن را از مردم بالغ بیاموزند. (محمد صادق، فربد، تهران، 1369،ص 264)

هرسکوتیوس(Herskovits) رابطه با فرهنگ اینچنین استدلال میکند،که فرهنگ اساساً بنیانی است مبین تمامی باورها و رفتارها و واکنش ها و ارزش ها و مقاصدی که شیوة زندگی هر ملت را مشخص می کند و به نظر او فرهنگ، ماوراء پدیده هایی غریزی است که فرد از گروه های انسانی یا به وسیله رفتار ، آموخته شده و تأثیر گرفته است. (فربد، محمد صادق، 1369،ص 265)

رالف لنیتون(Ralph Linton) در کتاب سیر تمدن می گوید فرهنگ مجموعه اعمال و آدابی است که در هر جامعه افراد انسان از بزرگترین خود فرا می گیرند و به نسل جوان تحویل می دهند (فربد، محمد صادق، 1369،ص 267)

لسلی وایت(Lesli White) درکتاب علم فرهنگ (1949) فرهنگ را سازمان پدیده ها، کنش ها (انگاره های رفتاری) ، اعیان شناسایی و ابزار و اشیائی که ابزار را می سازند) ایده ها (باورها و معرفت ) احساسات (طرز تلقی و ارزش ها) که به استفاده از نمادها وابسته است، تعریف میکند (معینی، تهران، 1374، ص22)

در تعریف پارسونز(Parsons)، فرهنگ عبارت است از سیستم های الگو شده یا سازمان یافته ای از نمادها که تحت جهت گیری های کنش و اجزای درونی شده شخصیت افراد و الگوهای نهادی شده سیستم اجتماعی در آید، پارسونز در کتاب سیستم اجتماعی سه وجه مشترک تمامی فرهنگ ها را این چنین توصیف کرده است:1-انتقال پذیری و اینکه فرهنگ یک سنت یا میراث اجتماعی است .

2- انسان ها در فرهنگ شریک اند و فرهنگ محصول کنش متقابل انسانهاست.

3- فرهنگ ها قابل آموزش هستند.

(معینی، تهران 1374، صص 111 و 113).

با توجه به تعاریف که از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی از فرهنگ شده باید توجه داشت که رشتة انسان شناسی بیش از هر رشته دیگر در حوزة علوم اجتماعی به بحث راجع به فرهنگ و مفهوم آن علاقه مند است و همواره سعی داشته به ابعاد گوناگون فرهنگ در زندگی یک جامعه معین و اصولاً به فرهنگ های مختلف و سرانجام به فرهنگ به عنوان یک کلیت توجه داشته باشد.

2-3 خصوصیات فرهنگ:

1- فرهنگ امری اکتسابی ، عمومی و غیر غریزی است.

2- فرهنگ دارای خصوصیتی است که ثابت به نظر می رسد اما در عین حال تحول پذیر است.

3- فرهنگ، خاص انسان و جامعه انسانی است از این رو به طور وسیعی، تمام افراد و حیات اجتماعی آنان را تحت سلطه خود قرار می دهد.

4- فرهنگ غریزی نیست، و اساسی ترین وجه تمایز انسان از حیوانات، وجود میراث فرهنگی و گسترش و تکامل آن است.

5- فرهنگ انتقال پذیر است، انسان بر خلاف حیوانات آنچه را کسب می کند به روش ها و راههای گوناگون به دیگران منتقل می سازد.

6- اجتماعی بودن، فرهنگ پیامد زندگی مشترک افراد است و محصول ارتباطی است که بین محیط طبیعی و محیط اجتماعی او برقرار می گردد.

7- فرهنگ برآورده نیازهای اساسی حیات اجتماعی است.

8- فرهنگ با شرایط محیط سازگاری و هماهنگی دارد.

9- فرهنگ متشکل و منسجم از یک مجموعة منطقی است.

10- فرهنگ نشان دهنده راه و رسم و شیوة زندگی است.

11- فرهنگ ها در سطح جهان دارای عناصر مشترکی هستند.

(محمد صادق، فربد، تهران 1369، ص 288 تا ص 292)

2-4 فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد

فرهنگ نه تنها رفتارهای اجتماعی بلکه شیوه های اندیشیدن را نیز در بر می گیرد. ما در خلال آموزش فرهنگی یاد می گیریم که چه معناهایی را باید به رویدادهای جهانمان و به ویژه به رفتارهای دیگران نسبت دهیم تا آن که بتوانیم این رویدادها را فهم کنیم و بدانیم که چه واکنشی را باید در برابر آن ها نشان دهیم و آز آنجا که معنا را زمینه فرهنگی فراهم می سازد و این زمینه ها نیز متفاوتند ، مردم جوامع گوناگون می توانند جهان را به شیوه های گوناگون در نظر بگیرند .

همانطور که می دانیم در سراسر جهان چارچوب هائی برای نقش های جنسی و نیز در مورد رفتارهای دیگر بشری وجود دارد، که گوناگونی های رفتار انسان در قالب این چارچوب ها رخ
می دهد، همچنان که دیوید گیلمور(Daivid)

یاد آور شده است «همه جوامع بشری میان زن و مرد تمایزقایل می شوند و برای مردان و زنان نقش های جنسی مناسب ونهاد مند فراهم می سازند و هر چند آرمان های جنسی از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می پذیرد، اما زیر این تفاوت های سطحی همانندیهای جالبی در تصورات قالبی جنسی فرهنگ های گوناگون بشری وجود دارد. (بیتس ، دانیل، 1375، ص 49 -48)

2-5 فرهنگ پدیده ای فراگیر است

از دیدگاه انسان شناسان، فرهنگ چیزهائی بیشتر از ادب و ذوق و پیچیدگی ، آموزش و ارج نهادن به هنرهای زیبا را در بر می گیرد. جالب ترین و مهم ترین نیروهای فرهنگی آن هایی هستند که بر زندگی روزمره مردم تأثیر دارند، به ویژه آن هایی که بر کودکان در دورة فرهنگ آموزی نفوذ می­گذارند. (کتاک، فیلیپ ، 1386، ص 372 )

2-6 فرهنگ امری مشترک است

فرهنگ نه صفت تک تک افراد، بلکه ویژگی افراد به عنوان اعضای وابسته به گروهها است. فرهنگ در جامعه انتقال می یابد، ما از طریق مشاهده ، گوش دادن ، صحبت کردن و هم کنش با بسیاری از آدم های دیگر، فرهنگ مان را یاد می­گیریم . باور داشت ها، ارزش ها و خاطره ها و چشم داشت­های مشترک، انسان هایی را که در یک فرهنگ بزرگ می شوند به هم مرتبط می سازند و فرهنگ آموزی با فراهم کردن تجربه های مشترک ، به انسان ها وحدت می بخشد (همان ص368)

2-7 فرهنگ یاد گرفتنی است

اینکه کودکان به آسانی یک سنت فرهنگی را جذب می کنند برای این است که انسان قابلیت بی همتایی برای یادگیری برخوردار است، آدم ها بر پایة یادگیری فرهنگی، مفاهیمی را می­آفرینند ، به یاد می آورند و به کارشان می برند، آن ها نظام های خاصی از معنای نمادین را جذب می کنند و به کار می برند. کلیفورد گیرتز انسان شناس، فرهنگ را به عنوان مفاهیمی تعریف می کند که بر یادگیری فرهنگی و نمادها استوارند. فرهنگ به عنوان یک رشته ساز و کارهای نظارتی متشکل از برنامه ها، دستور العمل ها، قواعد و دستورهایی نیز تعریف شده است که مهندسان کامپیوتر آن ها را برنامه هایی برای تسلط بر رفتار می خوانند». انسان ها این برنامه ها را از راه فرهنگ آموزی در سنت های خاص فرهنگی، جذب می کنند ، آن ها این نظام فرهنگی را برای شناسائی جهان شان و بیان احساس هایشان و انجام داوری هایشان به کار می برند. این نظام به آن ها کمک می کند تا رفتار و دریافت هایشان را در طول زندگی در مسیر خاصی هدایت کنند.

هر آدمی از طریق فراگرد یادگیری آگاهانه و ناآگاهانه و هم کنش با دیگران، آغاز به ملکه ذهن سازی یا درون ذهنی کردن یک سنت فرهنگی از طریق فراگرد فرهنگ آموزی می کند.

در برخی موارد، فرهنگ مستقیماً به کودکان یاد داده می شود، مانند زمانی که والدین به کودکان شان یاد می دهند که در هنگام گرفتنن چیزی از دیگران «متشکرم» بگویند. در برخی موارد هم فرهنگ به طور غیر مستقیم به کودکان یاد داده می شود مانند برنامه های تلویزیون که نقش تعیین کننده ای در انتقال فرهنگ و فرهنگ پذیری کودکان دارند.

فرهنگ از راه مشاهده نیز انتقال داده می شود، کودکان به چیزهایی که در اطرافشان اتفاق
می افتند، توجه می کنند.

انسان شناسان فرهنگی بر این توافق دارند که یادگیری فرهنگی تنها در میان انسان ها رواج دارد و همة انسان ها فرهنگ دارند. انسان شناسان این عقیدة سده نوزدهمی را که «وحدت روحی انسان» نامیده شده است، نیز قبول دارند و این عقیده به معنای آن است که اگرچه افراد بشر از جهت گرایش ها و گنجایش های عاطفی و فکری تفاوت دارند، ولی همه اقوام بشری از ظرفیت های یکسانی برای فرهنگ برخوردارند و انسان ها با هر ژن و قیافة ظاهری، می توانند هر گونه سنت فرهنگی را بیاموزند. (کتاک، فیلیپ، 1386،ص 366 و 367)

2-8 فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی

رفتار ممکن است غریزی باشد – یعنی مبنای ژنتیک داشته باشد- یا اکتسابی ، آن رفتارهائی که از طریق آموزش کسب می­شوند، درصد بالائی از رفتار بشری را تشکیل می­دهند و بسیار بیشتر از رفتارهای غریزی اند. ما می توانیم این وضعیت را در تفاوت های رفتار یک کودک بسیار خردسال و رفتار یک بزرگسال در یک خانواده به چشم ببینیم.

انسان برای اینکه به عنوان اعضای مستقل جامعه کارکرد داشته باشد باید نظام رفتاری جامعه را فراگیرد که چیزی جز همان فرهنگ نیست و پرورش انسان سخت تحت تأثیر کسانی است که فرهنگ آموزی را اعمال می کنند و نیز متأثر از شیوة اعمال آنهاست. (بیتس دانیل، 1375، صص44 و45)

2-9 سطح های فرهنگ

موضوعی که امروزه بیش از پیش اهمیت یافته است ، تمایز میان سطح های فرهنگ یا فرهنگ در سطح ملی، بین المللی و خرده فرهنگی است . فرهنگ ملی همان باور داشت ها ، الگوهای رفتاری آموخته، ارزش ها و نهادهایی است که شهروندان یک ملت در آن سهیم اند. فرهنگ بین المللی اصطلاحی است برای آن دسته از سنت های فرهنگی که به فراسوی مرزهای ملی گسترش دارند. از آن جا که فرهنگ نه از راه ژنتیکی بلکه از طریق یادگیری انتقال داده می شود، عناصر فرهنگی از طریق وام گیری یا اشاعه از یک گروه به گروه دیگر، نیز می تواند گسترش یابند. خرده فرهنگ ها، الگوهای نمادین و سنت های متفاوتی اند که به گروههای خاص در یک جامعه پیچیده تعلق دارند. یعنی هر چند مردمی که در یک کشور زندگی می کنند در یک سنت فرهنگی ملی سهیم اند، ولی همه فرهنگ ها در داخل شان تنوع دارند .افراد خانواده ها، اجتماع ها، مناطق و طبقات و گروههای دیگر درون یک فرهنگ ، تجارب آموزشی متفاوت و مشترکی دارند. (کتاک، فیلیپ، 1386، صص378-377)

2-10 طبقه بندی فرهنگ ها :

مارگارت مید(Margaret Mead) درکتاب فرهنگ و تعهد فرهنگ ها را به سه دسته طبفه بندی می کند :

1-فرهنگ های گذشته گرا

2-فرهنگ های حال گرا

3-فرهنگ های آینده گرا

در فرهنگ های گذشته گرا شیوه های زیستن از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به فرزندان و نوه ها منتقل می شود ودر اینجا پدر بزرگ ها ومادر بزرگ ها بسیار مورد احترام هستند زیرا منبع دانش فرهنگی جامعه هستند وتجارب خود را از طریق پند و اندرزها و لالایی ها و...به نسل های بعدی منتقل می کنند اماکم کم با ظهور توسعه نهادها و فرهنگ های مدرن ،فرهنگ های گذشته گرا از بین می روند ،مدرسه ،پارک و سینما و ورزشگاه و...وضعیت فرهنگی را دگرگون می کنند و مسئله انتقال فرهنگ بخشی از آن به مدارس واگذار می گردد و بخش دیگر آن به رسانه ها و نهادها و موسسات فرهنگی ،همچنین با ظهور صنعت چاپ ،صنعت نشر گسترش یافت و نهاد کتاب و روزنامه را وارد دنیای جدیدی کرد ،ز این پس بخشی از فرآیند فرهنگ یابی از طریق کتاب و کتابخانه و مطبوعات صورت گرفت و کار انتقال را از پدر ها و مادرها از طریق خواندن روزنامه و کتاب و حضور در کارخانجات و موسسات جدید انجام می دادند. از این رو در فرهنگ های حال گرا نقش عمده با گروههای میانسال است و پدر و مادر اهمیت می یابند اما از 1940 به بعد با ظهور تلویزیون ، رادیو و سینما و تکنولوژی های ارتباطی جدید تر ( اینترنت و ماهواره ) این مجموعه جای پدربزرگ ها و حتی پدران را گرفتند و بچه ها نه از پدر بلکه از کارتون های تلویزیونی ، داستان های کتابهای کودک و نوجوان و بازی های کامپیوتری و... فرهنگ را یاد می گیرند. همان طور که امروزه شاهد وضعیت فرهنگی هستیم که گاهی آن را با تعبیرکودک سالاری مطرح می کنیم. در این زمان نه تنها بچه ها از پدربزرگ ها چیزی نمی آموزند بلکه پدربزرگ ها بایستی از نوه ها فرهنگ را بیاموزند.

مارگارت مید سپس استدلال می کند که در هر جامعه ای بسته به اینکه فرهنگش گذشته گرا، حال گرا و آینده گرا باشد، وارثان و حاملان و ناقلان فرهنگ با هم متفاوتند. www.sociologyofiran.com(برگرفته شده از کتاب فرهنگ و تعهد مارگارت مید)

2-11 ابداع مفهوم فرهنگ پذیری :

اصطلاح مفهوم فرهنگ پذیری در حوزة فرهنگ شناسی محتوایی کاملاً توصیفی دارد و از هر گونه موضع گیری اصولی به دور است. دنیس کوشDennis Kos)) معتقد است که اصطلاح فرهنگ پذیری راجی. دبلیو پاول (J.W.Powell) ، انسان شناس آمریکایی به سال 1880 ضرب کرد، او می خواست بدین وسیله انتقال شیوه های زندگی و اندیشه مهاجران را در تماس با جامعه آمریکائی مورد توجه قرار دهد، بدین صورت اصطلاح acculturatiore را به کار گرفت. (پهلوان، چنگیز ، قطره،1382، ص 112)

2-12 فرهنگ پذیری :

در سال 1963 کمیته فرهنگ پذیری که از رالف لینتون و هرسکوتیس و رابرت رد فیلد(Linton&Herskovits&Field) تشکیل شده بود، فرهنگ پذیری را مجموع پدیده هائی که از تماس مستقیم و دائم میان گروههائی از افراد با فرهنگ هایی متفاوت نتیجه می شود و تغییراتی را در الگوهای فرهنگی یک یا دو گروه موجب می گردد، تعریف کردند. (دنی کوش، 1381،ص91)

در چنین موقعیت هایی ، فرهنگ هایی که با هم تماس دارند، دچار دگرگونی می شوند. هر چند که این تغییر می تواند در یکی از فرهنگ های در حال تماس، عمیق تر و بیش تر از فرهنگ دیگر باشد.

روژه باستید(Roger Bastid) می گوید: جریان فرهنگ پذیری، یک پدیده اجتماعی فراگیر را به وجود می آورد و فرهنگ پذیری با تمامی سطوح واقعیت اجتماعی و فرهنگی در تماس می آید. (پهلوان، چنگیز1382، ص 119)

وروژه باستید اندیشه طبقه بندی گونه های مختلف فرهنگ پذیری را از انسان شناسی آمریکا وام گرفت. اما از آنجا که فرهنگ پذیری را فراگردی فوق العاده پیچیده می دانست و نمی خواست به توصیفی ساده یا تعمیم دادنهای افراطی تن دهد، سنخ شناسی خاص خود را طراحی کرد و باستید با توجه به سه معیار بنیادی عام، فرهنگی و اجتماعی سنخ شناسی خود را طراحی می کند. معیار نخست یعنی حضور یا فقدان دست آموز کردن واقعیت های فرهنگی و اجتماعی که دراین حالت سه گونه موقعیت سربر می آورد:

1- فرهنگ پذیری خود انگیخته، طبیعی و آزاد که در این حالت، دگرگونی فقط بر اساس منطق درونی خود عمل می کند.

2- فرهنگ پذیری سازمان یافته، اما اجباری به سود فقط یک گروه می انجامد، مانند موقعیت بزرگی یا استعماری. در این جا قصد این است که در کوتاه مدت، فرهنگ گروه تحت سلطه به نفع گروه غالب یا سلطه گر تغییریابد.

3- فرهنگ پذیری برنامه ریزی و مهار شده که به صورت منظم به اجرا در می آید هدف گیری دراز مدتی را پی می گیرد.

معیار دوم به نظم فرهنگی توجه دارد و دو عامل همگنی یا ناهمگنی فرهنگ های موجود و مورد بررسی را در نظر می گیرد و معیار سوم که به نظم اجتماعی توجه می کند و در این ارتباط به باز بودن یا بسته بودن نسبی جامعه هائی که در تماس می­آیند، اهمیت می دهد.(پهلوان، چنگیز، 1378، ص 120 تا ص 122)

2-13 نوسازی مفهوم فرهنگ

برخی بر این عقیده اند که پژوهش های فرهنگ پذیری به گونه ای ژرف بر جریان نوسازی فرهنگی اثر گذاشته است و تعریفی پویا از فرهنگ را فراهم آورده است و دنیس کوش می گوید ما از فرهنگ سخن نمی گوییم تا فرهنگ پذیری را بفهمیم بلکه از فرهنگ پذیری حرف می زنیم تا فرهنگ رابفهمیم و مسئله ای که حائز اهمیت است این است که فراگرد فرهنگ پذیری پدیده ای است عام، هرچند که اشکال و درجات بسیار متنوعی به خود می گیرد ودر این فراگرد هر فرهنگی در موقعیت تماس فرهنگی قرارمی گیرد دستخوش ساخت زدایی و سپس ساخت یابی می شود و از این نظر همه نظام های فرهنگی به چنین تحولی تن می دهند و آنچه که فرهنگ ها را از هم متمایز
می کند، موقعیت های آن ها است و از این نظر شاید بتوان واژه فرهنگ یابی را جانشین واژه فرهنگ کرد و فرهنگ یابی مضمون فرهنگ پذیری است و مطالعات فرهنگ پذیری باعت بازآزمایی مفهوم فرهنگ شدوفرهنگ به این اعتبار کلیتی پویا، کمابیش منسجم وکمابیش همگن می گردد. عناصر ترکیب کنندة فرهنگ از منابع مختلف در زمان و در مکان به دست می آیند و هیچ گاه به طور مطلق در یکدیگر ادغام نمی­شوند و از این رو نمی توان از فرهنگ های ناب و فرهنگ های دورگه سخن گفت. براثر تماس فرهنگی، همة فرهنگ ها به درجات مختلف فرهنگ هایی آمیخته به حساب
می­آیند و در معرض تداوم وعدم تداوم قرار دارند. (پهلوان، چنگیز ، 1382، ص 124 تا ص 127)

2-14 عناصر مهم در فرهنگ پذیری :

1- فرهنگ پذیری در زمینه های مختلف فرهنگ مادی مانند تکنیک ها وابزارها وداروهای شیمیایی ووسایل ماشینی . بسیار راحت تر و سریع تر صورت می گیرد تا در زمینه های مختلف فرهنگی معنوی ماننداعتقادات ،سنت ها و آداب و رسوم و... زیرا در این جنبه ازفرهنگ (معنوی) روند پذیرش دارای پیچیدگی های زیاد وپیوستگی های روحی وعاطفی وروانی وعقیدتی و سنتی است که به آسانی نمی توان آن را دگرگون کرد.

2- هرچه شکل عناصر فرهنگی جامعه دهنده از اشکال فرهنگی تمدن گیرنده دورتر و بیگانه ترباشد پذیرش آن سخت تر است.

3- اشکال،قابل انتقال تر از کارکردها هستند.

4- اگر یک عنصر فرهنگی بتواند یک ارزش معنایی مطابق بافرهنگ جامعه گیرنده پیداکندچه شکل وچه کارکرد آن بهتر می­تواند درک شود، اتن این را فرهنگ پذیری کنترل شده می نامد.

5- برای رسیدن به تعادل جدید، تمام بخش های فرهنگ باید دوباره سازماندهی وساخت بندی شوند. (محب حسینی ،محدثه، جزوه درسی انسان شناسی کاربردی، تهران: 1385 صفحه 506)

2-15 روندها و متغیرهای فرهنگ پذیری :

1- یک مورد مربوط می شود به میزان تفاوت و تمایز فرهنگی. میزان تفاوت فرهنگ هایی که در تماس آمده اند از نظر تکنولوژی، ایدئولوژی و ارزش ها، ساختارهای اجتماعی و جز آن نقش مهمی در جریان فرهنگ پذیری ایفا می کنند.

2- مورد دیگر شرایط و شدت تماس است، تماس ممکن است خصمانه یا دوستانه باشد، ممکن است تعداد معینی از عناصر، معرف یک یا هر دو فرهنگ را در بر گیرد یا احتمال دارد که به منظور تماس گسترده و ژرف بینجامد. این متغیرها ممکن است بر اثر مرور زمان به سبب طولانی شدن تماس تغییر کند وطبیعت فرهنگ پذیری را به همین نسبت تغییر دهند.

3- موقعیت های فرادستی فرودستی فرهنگ ها ممکن است درشرایطی برابر در تماس قرار گیرند، اما اغلب اتفاق می افتد که فرهنگی به علت به کار گیری نیرو و قدرت عریان ، فشارهای اقتصادی، ابعاد بزرگتر یابرتری تکنولوژیک یا حیثیتی که در نظر فرهنگ فرو دست دارد،موقعیتی فرا دست کسب می کند.

4- کارگزاران تماس - باید دید کارگزاران تماس چه کسانی هستند؟ مسیونرهای مذهبی، بازرگانان و مقامات رسمی دولت ها

5- جهت جریان تماس: به چه میزان جریان نوآوری یک سویه و یا دوسویه است. (همان، 1382، ص 105 و 106).

2-16 انواع فرهنگ پذیری :

1- اختلاط یا جذب : دو فرهنگی که با هم در تماس آمده اند از هم باز شناخته نشوند و فرهنگ واحد جدیدی را شکل دهند.

2- الحاق : یک فرهنگ استقلالش را از دست می دهد اما به عنوان خرده فرهنگ به صورت کاست، طبقه یا جامعه ای متکثر به حیات خود ادامه میدهد.

3- خاموشی: یک فرهنگ چنان خصوصیاتش را می بازد که دیگر نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و فرومی کشد، جنگ ، بیماری های ناشناخته یا انتقال افراد از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر را می توان از موارد بروز چنین وضعیتی دانست.

4- انطباق : تعادل ساختاری درونی و یا بیرونی تازه ای به دست می آید ، دگرگونی ادامه پیدا می کند ولی از سرعت آن کاسته می شود و به صورت منتخب وگزینه ای عمل می کند. ساختار های جدیدی به وضع موجود افزوده می شوند بی آنکه ساختارهای پیشین را از میان بردارند. (همان، 1382،ص 107 و 108)

فرهنگ پذیری جریانی است که فرد تمام زمینه های فرهنگی را می­شناسد و به طور ژرف و عمیق می­پردازد و خود را با آن سازگار می سازد ، فرهنگ پذیری یا پذیرش خلاصه های فرهنگی، به دو شکل انجام می­پذیرد:

الف –فرهنگ پذیری یک سویه: کودکی که زاده می شود فاقد فرهنگ است اما او در دل جامعه و فرهنگ زاده می شود و وقتی بدنیا می آید خود را در میان فرهنگ محصور می یابد. پدیده های فرهنگی، ارزش های اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، آرمان ها وآداب و عادات و بسیاری از خاصه های فرهنگی، از هر جهت او را در بر گرفته اند و کودک بتدریج عناصر فرهنگی را به طور مستقیم و غیر مستقیم می­آموزد و از آنجا که خود چیزی ندارد که به جامعه دهد، فرهنگ پذیری را یک سویه می نامیم.

ب – فرهنگ پذیری دو سویه : وقتی شخصیت فرد قوام گرفته باشد، خاصه های فرهنگی را در خود جمع دارد وشخصیت او بر اساس همین خاصه ها استوار است، از این رو فرهنگ پذیری در این افراد امری پیچیده است و دارای دو سو و جهت است و فرد با ورود به جامعه بیگانه به سادگی فرهنگ آن جامعه در آن نفوذ نمی کند.


دانلود تحقیق گشتاور پیچشی

دانلود گشتاور پیچشی تحقیق گشتاور پیچشی مقاله گشتاور پیچشی گشتاور پیچشی
دسته بندی مکانیک
فرمت فایل zip
حجم فایل 67 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 15
دانلود تحقیق گشتاور پیچشی

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 15 صفحه

گشتاور پیچشی : حالت اول: زمانی که بازو حرکت می کند و پایه ثابت است.
این حالت به دو زمان قابل تفکیک است.
زمانی که بازو شتاب  دارد و زمانی که بدون شتاب با سرعت زاویه ای ثابت  در حال حرکت است.
ما می توانیم با تجسم حرکت باز و متوجه شویم که وقتی در آغاز حرکت بازو قرار داریم و شتاب زاویه ای بازو را بسمت بالا می برد، در پایان این شتاب گیری که هم  و هم  مقادیری غیر صفر دارند.
بیشترین مقدار لنگر به بازو وارد می شود.
در معادلات تقدیم ناپایای بدست آمده مقدارگذاری می کنیم.
   این دو مقدار بدست آمده گشتاور در مختصات xyz می باشد که باید به این امر توجه شود.
حالت دوم: زمانی که پایه حرکت می کند.
در این حالت بازو ثابت است.
این حرکت نیز دو حالت بدون شتاب با سرعت زاویه ای ثابت پایه و زمان شتاب گیری پایه دارد که حالت اول بدلیل ثابت بودن  و  و  به حالت تقدیم پایا تبدیل می شود.
حالت شتابدار حرکت پایه در زمانی که سرعت پایه نیز به مقدار نهایی خود رسیده است یعنی لحظة رسیدن به .
در این حالت هم  و  غیر صفرند.
    یعنی M در جهت منفی x عمل می کند.
این از قانون دست راست در مورد حرکت تقدیمی هم قابل آزمون است.
  =1618N.
m حالت سوم: حرکت عمومی دستگاه که یک تقدیم پایاست.
در این حالت معادلات بگونه زیر ساده می شوند:  که این معادلات بجز علامت منفی P که بدلیل حرکت CCW بشقاب است همان معادلاتیست که در کتب برای حرکت تقدیمی آمده است.
با جایگذاری مقادیر داریم:  این  در جهت –x عمل می کند و این از روش قانون دست راست نیز قابل بررسیست که صنعت آن تأیید می شود.
حال به این مسأله بپردازیم که این M بدست آمده حول نقطه P محاسبه شده در واقعیتا به چه اعضایی وارد می شود؟
چون همانگونه که پیشتر توضیح داده شد D تنها نقطه ای روی گسترش ریاضی مجموعه پایه است و ماهیت فیزیکی ندارد.
پایة بشقاب که مجموعه بازو و پایة اصلی است باید همین مقدار M را تحمل کند.
این بدنه را می توان بعنوان یک rigid body درنظر آورد.
اگر چنین باشد می توان M را جابجا کرد یعنی در نقاطی مثل پاشنة بازو و محور پایه اثر M را بررسی کرد.
بررسی روش تحلیل بازو در بررسی استاتیکی بازو ابعاد دیگر آن بجز طول نیز مؤثرند.
ما تا اینجا همواره فرضیاتی برای ساده تر شدن تحلیل بشقاب انجام داده ایم که برای تحلیل بازو باید آن فرضیات را کنار گذاشته و فرضیات جدیدی انجام دهیم.
برای مثال ما نیروهای خمش و پیچش را حول نقطه فرضی D بدست آورده ایم یا نقاط C1 و C2 را در بخش سیستماتیک بشقاب، منطبق بر هم گرفتیم که در آن مرحله لطمه ای به کار تحلیل ما نزده ولی در اینجا باید نقطة مرکز بشقاب (C2) و نقطة انتهای بازو (C1) از هم جدا شوند چون فاصلة مرکز بشقاب از رولر برینگ کف گرد متصل کننده بشقاب با بازو Cm40 فاصله دارد و اگر ضخامت حدودی کف گرد را نیز Cm20 درنظر بگیریم فاصله C1 تا C2 Cm60 است که غیر قابل چشمپوشیست همچنین اصلاً نقطه C1 عملاً دیگر وجود ندارد و فرض نادرستیست بلکه سطحی به قطر کف گرد نیروی بشقاب را متحمل می شود.
نیروهیا وارده گشتاور پیچشی اعمال شده در D در انتهای بازو و مبدل به یک نیروی عرضی در راس


دانلود تحقیق کمک فنر

دانلود کمک فنر تحقیق کمک فنر مقاله کمک فنر کمک فنر
دسته بندی مکانیک
فرمت فایل zip
حجم فایل 6 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 10
دانلود تحقیق کمک فنر

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 10 صفحه

به نام خدا کمک فنر: کمک فنر وسیله ای است هیدرو لیکی لوله مانند یا کپسولی که در کنار هر چرخ خود و بکار رفته است و کار اصل کمک فنر جلوگیری از نوسانات و ارتعاشات فنرها می باشد.
به طور کلی که ما به خودی خود یک فنر را تنها نمی توانیم درخودرو بکار بریم.
چون وقتی ما کمک فنر نداشته باشیم باعث می شود خودروی ما موقع عبور از سرعت گیرها یا دستندازها باعث بازی یا حرکت بیش از اندازه اتاق خودرو شود که برای جلوگیری از این اتفاق مانه می توانیم از فنر سفت و سخت استفاده کنیم چون باعث خشکی خودروی ما خواهد شد و نه فنری که نرم و انعطاف پذیر که باعث نوسانات بیش از حد می شود که در نتیجه ما باید فنری متوسط از لحاظ نرمی و سفتی انتخاب کرده و وسیله ای را برای جلوگیری از نوسانات فنر به مجموعه فنر اضافه کنیم که به نام کمک فنر می باشد.
در واقع از اسم کمک فنر باید ما بدانیم که کمک فنر یک وسیله ای است که برای بهتر کردن فنرها استفاده می شود و می تواند بهتنهایی یا مجموعه فنر و کمک فنر بکار رود.
انواع کمک فنر: 1- کمک فنر روغنی 2- کمک فنر روغنی گازی 3- کمک فنر معین 4- کمک فنر بادی و تنظیم پذیر.
کمک فنر پژو 405 اینجانب در مورد کمک فنر 405 مطالبی را جمع آوری کردم که احتمالاً بدون اشتباه نبوده است.
این کمک فنر که بروی پژوی 405 نصب می شود و اکثراً ساخت شرکت خوشآوران می باشد از نوع روغنی بوده که یک نمونه از آن را شکافته و برای پروژه درسی خود مهیا کرده ام.
اجزای تشکیل دهنده کمک فنر پژو 405 1- پوسته کمک فنر 2- پیستون 3- سیلندر داخل پوسته 4- سوپاپ یا شیر دیسکی و بوش نگهدارند میل کمک 5- آبند یا کاسه نمد.
1- پوسته کمک فنر : شکل 1 این قطعه تشکیل شده است از یکلوله کپسولی مانند که از مقاومت خاصی در برابر ضربه ها و نوسانات می باشد که در قسمت میانه آن یک بشقابکی تعبیه شد که نشیمنگاه فنر می باشد و در قسمت پایینی آن زایده قرار گرفته تا بصورت صحیح در داخل سگدست چرخ قرار بگیرد و درپوشی در بالاترین نقطه سر کمک فتر برای جلوگیری از ضربه خوردن به کاسه نمد و نشیمنگاه ضربه گیر (نوعی پلاستیک سفت است) تعبیه شده است.
2- پیستون و شافت یا میل کمک فنر شکل 2 این پیستون که بر روی میل کمک قرار دارد و با مهره ای به ان نصب شده و سوپاپی در انتهای تعبیه شده که توسط فنر کوچکی تحت فشار می باشد و بالاترین تقطه آن رزوه شده تا به نعلبکی کمک فنر بسته شده و وظیفه بیستون در این کمک فنر بوجود آوردن اصطکاک است که این کار باعث می شود.
سیال یا روغنی که از محفظه ها یا سوراخ های این پیستون می گذرد به سختی عبور کرده و نوسانات فنر با این طریق گرفته شود و در قسمت میانی میل کمک یک نوع درزبند استفاده شده که فشار روغن ایجاد شده توسط فنر بالا نرفته و جریان سیال یکطرفه باشد و میل کمک از بالا به توپی سر کمک فنر بسته می شود و جنس از آلیاژ مخصوص فلزات سخت را دارا می باشد.
3- سیلندر داخل کمک فنر : و شیر یا سوپاپ و بوش میل کمک شکل 3 این سیلندر از یک لوله تشکیل شده است که پیستون در داخل آن قرار می گیرد و در قسمت پائین یک شیر یا سوپاپی دیسکی فنری نصب شده است که وقتی در مواردی زیر چرخ خودرو خالی شود.
و فنر خواست بیشتر باز شود.
این سوپاپ یا شیر کار پیستون را انجام


دانلود تحقیق کشتی 14 ص.DOC

دانلود کشتی 14 صDOC تحقیق کشتی 14 صDOC مقاله کشتی 14 صDOC کشتی 14 صDOC
دسته بندی مکانیک
فرمت فایل zip
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 14
دانلود تحقیق کشتی 14 ص.DOC

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 14 صفحه

کشتی ورزش کشتی یکی از با سابقه ترین رشته های ورزشی است که از دوران باستان به اشکالی در نقاط مختلف ایران رواج داشته است.
آنچه بیش از هر چیز بر کشتی در سرتاسر ایران حکمفرما بوده نه صرفا" جنبه بدنی و ورزشی آن بلکه بیشتر از آن به جهت روح جوانمردی و سلحشوری و انگیزه ای برای آمادگی بدنی در مقابل حوادث گوناگون از جمله جنگ های تن به تن و دفاع از کیان و مملکت و ایستادگی در مقابل زورمندان بوده است.
کشتی های محلی ایران به نام های گوناگون مشهور بوده و هر کدام برای خود لطف و منزلتی ویژه دارند و مشهورترین آنها عبارتند از : کشتی پهلوانی، این کشتی در زورخانه ها متداول است.
کشتی آشیرما ، این کشتی در اغلب مناطق آذربایجان رواج دارد.
کشتی گرش ، در مناطق ترکمن نشین .
کشتی لوچو ، در روستاهای مازندران.
کشتی باچوخه ، این کشتی در بعضی از مناطق خراسان اجرا می شود.
کشتی زوران پاتوله ، کشتی سنتی و محلی کردستان .
کشتی پهلوانی کشتی پهلوانی از انواع کشتی است که در آن هر یک از دو نفر تلاش می کنند با زور و فن پشت دیگری را به زمین برساند و یا با اجرای فن مناسب خاص این کشتی امتیاز لازم را کسب کتد .
هدف اصلی ورزشکاران در زورخانه این است که با پرداختن به انواع حرکات و عملیات ورزشی رفته رفته جسم و روح خود را قوی کنند و خود را به مقام پهلوانی که از دو جنبه جسمی و بدنی و روحی و معنوی حائز اهمیت است برسانند.
از انواع کشتی های پهلوانی نیز باید به این موارد اشاره کرد : کشتی دوستانه : این نوع کشتی بیشتر به خاطر تمرین و مرور فن صورت می گیرد و با اجازه میداندار یا پیشکسوت ترین فرد حاضر اجرا می شود.
کشتی خصمانه : به تقاضای قبلی یکی از دو حریف و موافقت پیشکسوت یا پهلوان انجام می گیرد تا معلوم شود چه کسی برتر و زورمندتر است .
کشتی دوره ای : در زورخانه های قدیم چنین رسم بود که پس از خاتمه ورزش و مراسم دعا، کسی که به قدرت خود اطمینان کافی داشت، دست خود را به طرف یکایک حاضران دراز می کرد تا هر کس که مایل است به وسط گود بیاید و با او کشتی بگیرد.
کشتی گرفتن با چند حریف کاری بسیار مشکل است و از عهده هر کس برنمی آید.
کشتی پهلوانی : این نوع کشتی معمولا" بین برترین کشتی گیران هر شهر یا بین شهرهای دیگر برگزار می شود و طی تشریفاتی در حضور پیشکسوتان ورزش محل، قدم به میدان می گذارند.
کشتی میدانی : کشتی میدانی که اکنون به کشتی پهلوانی معروف شده در خارج از گود زورخانه انجام می گرفت که برای تعیین پهلوان کشور برگزار می شد.
در قدیم پهلوانان نامی از سراسر ایران به پایتخت می آمدند تا در یکی از روزهای عید، در حضور بزرگان مملکت و پهلوانان پیشکسوت به میدان بروند و پس از کشتی گرفتن با یکدیگر، معلوم کنند که کدام یک از آنها زورمندتر از دیگران است و به عنوان پهلوان کشور لقب گیرد.
نشان مخصوص پهلوان کشور "بازوبند پهلوانی" است که به او داده می شود و چنانکه پهلوانی بتواند سه سال متوالی پهلوان کشور انتخاب شود، در این صورت بازوبند برای همیشه به ایشان واگذار می گردد و برای مسابقات بعدی بازوبند جدیدی تهیه می کنند.
پهلوانان صاحب بازوبند از یک قرن گذشته به این سو به قرار زیر است : 1 – پهلوان عسگر ی


دانلود تحقیق کاربرد چدن.DOC

دانلود کاربرد چدنDOC تحقیق کاربرد چدنDOC مقاله کاربرد چدنDOC کاربرد چدنDOC
دسته بندی مکانیک
فرمت فایل zip
حجم فایل 910 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 51
دانلود تحقیق کاربرد چدن.DOC

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 51 صفحه

مقدمه : کاربرد چدن ها اعم از آلیاژی و غیر آلیاژی روز به روز افزون می گردد.
موقعیت استثنایی این آلیاژ کاربرد آنها را در کلیه ی جنبه های مهندسی افزایش داده است .
در حال حاضر شرایط ایجاب می نماید که مهندسین و طراحان به اصول متالورژیکی در رابطه با کاربرد وانتخاب این مواد آگاهی کامل داشته باشند.
در این خصوص کاربرد و نقش چدن نشکن حائزاهمیت می باشد چرا که این نوع چدن با داشتن گرافیت های کروی ، از تمرکز تنش که در نوک گرافیت های لایه ای در چدن خاکستری وجود دارد ، کاسته و نیز قابلیت پذیرفتن انواع عملیات حرارتی جهت بهبود خواص مکانیکی را دارد .
از جمله کاربردهای چدن می توان ساخت میل لنگ ها ، چرخ دنده ها ، گلوله های آسیاب و .
.
.
را نام برد .
شرکت پارس متال با بیش از 32 سال سابقه در زمینه ی ریخته گری چدن های نشکن منگنز دار، چدن های پر کروم برای گلوله های آسیاب و همچنین تولید لوله و اتصالات تأسیسات فاضلاب یکی از پر سابقه ترین تولیدکنندگان در ایران بوده است.
قسمت های مختلف این کارخانه عبارتند از : ریخته گری دستی ، خطوط دیزاماتیک و گیزاگ ، لوله ریزی و اتصالات ، کوره های ذوب ، تکمیل و کوره های عملیات حرارتی ، ماهیچه گیری ، تعمیرات کوره و کیفی آزمایشگاه ها .
تاریخچه کارخانه : شرکت پارس متال تهران در سال 1343 واقع در کیلومتر 7 جاده مخصوص تأسیس گردید و در سال 1347 به بهره برداری رسید .
فعالیت های کارخانه در حال حاضر در زمینه تولید گلوله های آسیاب ، لوله و اتصالات تأسیسات فاضلاب و سفارش های بیرون می باشد .
این شرکت دارای 34000 مترمربع زمین که 14000 مترمربع ان به عنوان انبار مواد اولیه از قبیل آهن قراضه ، فرو آلیاژها و .
.
.
می باشد.
20000 مترمربع آن سوله های تولید و قسمت های اداری و ساختمان آن را تشکیل می دهد.
این شرکت دارای 1030پرسنل می باشد که در قسمت های تولید و اداری مشغول به کار هستند.
این شرکت با تولید متوسط روزانه 70تن و اتصالات و غیره ، بزرگترین شرکت ریخته گری فعال در کشور می باشد کلیه ی تولیدات شرکت در داخل به فروش می رسد و هیچ گونه صادراتی ندارد و هیچ گونه نیازی به واردات این گونه محصولات به داخل کشور را نداریم.
آدرس: 5 کیلومتر قبل از ساوه، شهرک صنعتی کاوه، بلوار اصلی، خیابان اقاقیا، نبش خیابان دریای سوم، شرکت لوله سازی دریا  معرفی محصول : شرح عملکرد : انتقال فاضلاب های ساختمانی در بناهای مسکونی ، اداری ، تجاری و .
.
.
ماده اولیه مستقیم : مواد ذوب سازی ، اهن قراضه ، فروسیلیسیم، کک ، گوگرد مواد جوانه زنی ( فرو سیلیسیم ) قیر به عنوان پوشش نهایی مواد غیر مستقیم : قالب فلزی ماهیچه ماسهای سرکاسه (مانند سیلیس ، چسب رزین ، فعالساز ) مواد تجهیزات قالب ماهیچه ( قالب چدنی ) بسته بندی ندارد پارامتر های مهم این محصول عبارت اند از : دقت ابعادی – وزن قطعه – یکنواختی در ضخامت – سلامت کامل محل سر کاسه – وسایر مشخصات ابعادی .
نام قطعه لوله چدنی فاضلابی شماره قطعه   خط تولید لوله ریزی قدیم ( رودفیشر ) جنس قطعه و استاندارد چدن خاکستری